به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، گروه زندگی: «قبل از دیدن این تبلیغ به خودمان دلداری میدادیم که خیلی از جوانهای مثل ما، مشکل خرید و تهیه جهیزیه دارند اما با دیدن این تبلیغ و چهرههای خندان زن و شوهرهای جوان که با خرید اقساطیِ بدون چک و ضامن میتوانند هر وسیلهای را تهیه کنند قند توی دلمان آب شد که چرا ما یکی از آن زوجهای خوشبخت و البته خوششانس نباشیم ولی وقتی با هزار امید رفتیم به ما گفتند این خرید اقساطی شامل ما که شغل آزاد بدون فیش حقوقی داریم نمیشود. حالا خودتان حالمان را تصور کنید که چقدر خودخوری کردیم.»
تبلیغات تلویزیونی خرید جهیزیه از یک فروشگاه بزرگ لوازم خانگی آن هم بدون چک و ضامن برایش مثل یک معجزه بود که میتوانست نجاتش دهد. سه سال از عقدشان گذشته بود و هنوز هر دویشان خانه پدری زندگی میکردند. آن روز وقتی برای بار صدم این تبلیغ را از رسانه ملی دید هیجانزده با نامزدش تماس گرفت و به آن فروشگاه که همه با خنده و بدون چک از آن خرید اقساطی میکردند رفتند اما نتیجه مثل تبلیغ پر زرق و برق تلویزیونی نبود چون شرایطِ دیگرِ خرید که عدم تقسیط برای اشخاص بدون فیش حقوقی و با شغل آزاد بود در تبلیغ اعلام نشده بود و ملیکا و نامزدش که هر دو شغل آزاد دانشجویی بدون بیمه داشتند دست خالی به همان نقطه اولِ قبل از تبلیغ اما سرخوردهتر برگشتند.
القای حس خود تحقیری
نادیده گرفتن درآمدزایی تبلیغات تلویزیونی به عنوان یک ابزار ویژه در تجارت جهانی و حتی داخلی منطقی نیست اما القای حس خودتحقیری، سرخوردگی و کمبینی ناشی از این تبلیغات به اقشار با درآمدهای اقتصادی ضعیف و حتی کمدرآمد که بخش گستردهای از هر جامعهای را پوشش میدهند نقطه شاخص و میتوان گفت چشمروشنی تبلیغات تلویزیونی یا همان رسانه ملی میباشد که گلوگیر خیلی از خانوادههای ایرانی و برای آنها و به ویژه جوانان و نوجوانان و حتی کودکانشان مشکلساز شده است.
همه آشپزخانههای ایرانی این شکلی است؟
خانم نادری که کارمند یک نهاد دولتی و مادر سه دختر دانشآموز است از تاثیرات نامحسوس تبلیغات تجملگرای تلویزونی بر دخترانش میگوید: «شاید قبلترها فکر میکردم توقع دخترهایم با چرخیدن در فضاهای مجازی است که بالا میرود اما این روزها رسانه ملی برای تبلیغ تجملگرایی و مصرفگرایی سنگ تمام گذاشته. تبلیغها آنقدر حرفهای کار شده که شما متوجه نیستی اما در درازمدت میبینی که چطور اعصابت را به هم ریخته. تا چند سال پیش دخترهایم برای صبحانه نان و پنیر یا نان و کره و مربا میخوردند اما جدیدا میگویند اگر فلان شکلات که تبلیغش را تلویزیون نشان میدهد نخری صبحانه نمیخوریم! یا اینکه چرا آشپزخانه ما اینقدر تنگ و بیریخت است! و حتی بارها گرسنه به مدرسه رفتهاند چون من و پدرشان نتوانستیم آن ماه این شکلات را برایشان بخریم. یعنی واقعا خوردن شکلات و نان تست در یک آشپزخانه فوق لاکچری، سبک زندگی همه ایرانیها است؟ و همه خانههای ما آشپزخانههای دلبازِ مدرن دارند؟!»
ترویج فاصله طبقاتی در تلویزیون
فاصله فضای خانهها و محیطهایی که در تبلیغات تلویزیونی برای مخاطب عام ترسیم میشود با خانههای آپارتمانی و کم متراژ و معمولیِ بیشتر اقشار جامعه ایرانی همخوانی ندارد و نه تنها سبب تلقین حس خودتحقیری و خودکمبینی و نارضایتی در مخاطبِ با وضعیت اقتصادی نابهسامان میشود، بلکه به مرور این سوالِ ناخودآگاه در ذهنش شکل میگیرد که اگر اینچنین خانههایی در تبلیغات رسانه ملی به نمایش گذاشته میشود یعنی خیلیها این تجملات را دارند و تنها منم که از قافله مصرفگرایی عقبم؛ در نتیجه، این فکرها در درازمدت احساس یأس، پوچی، عدم تلاش و حتی از هم پاشیدگی زندگیها را برای مخاطبی که با حقوق کارگری و قسط، امکان فراهم کردن این حجم از تجملگرایی را ندارد خواهیم داشت.
برانگیختن نیازهای کاذب
دكتر عليرضا حسينی پاکدهی، عضو هيئت علمی دانشگاه علامه طباطبايی و محقق ارتباطات در پاسخ به میزان تاثیر تلویزیون بر ذائقه فرهنگی و تغییر سبک زندگی ایرانی اسلامی مخاطب میگوید: «تلويزيون يا هر رسانه ديگری نمیتواند هر تأثيری را كه خواست بر روی مخاطبش بگذارد اما نكته مهم اين است كه مخاطب ما تا چه اندازه سواد رسانهای و سواد بصری برای تشخيص برخی شگردهای تبليغاتی دارد و با توجه به اين نكته كه تلويزيون در جامعه ما كه به سمت موقعیت اجتماعی حركت میكند، جايگاهی خاص دارد، میتوانيم نتيجه بگيريم كه اين رسانه نقش تأثيرگذاری در برانگيختن نيازهای كاذب و ترويج فرهنگ مصرفگرايی دارد و در طيف مخاطبان، توجه به خانمها كه نقش تعيينكنندهای در خريدها به خصوص لوازم خانه را دارند بيشتر مدنظر قرار میگيرد.»
این کارشناس ادامه میدهد: «جز اقليتی از جامعه كه از سرمايه و توان مالی كافی بهرهمند هستند، قشرهای متوسط و پايينتر نمیتوانند از كالاهايی كه هر روز انواع جديدی از آنها توليد و تبليغ میشوند برخوردار شوند. در صورتی كه خانوادهای قدرت خريد كالای تبليغ شده را نداشته باشد تفاوت وضعيت خود را با آنچه در آگهیها نشان داده میشود درک میكند و اينجا است كه شكافهای اجتماعی برملا میشود و احساساتی چون سرخوردگی، ناكامی، نداشتن تعلق به محيط اجتماعی و انتقامگيری در افراد جامعه شكل میگيرد. اين وضعيت به خصوص در مورد كودكان كه از مسائل كلان اجتماعی و شرايط اقتصادی خانواده خود اطلاعات كمتری دارند جدیتر است.»
سبک زندگی غیر اسلامی ایرانی
در این روزهای ما که نوسان نرخ تورم، شاخصهای اقتصادی را زیر و رو کرده و وضعیت معیشتی اقشار مختلف جامعه را از شرایط طبیعیاش بیرون برده، امنیت روانی کودکان و نوجوانان و جوانانمان نه با برنامههای فیلتر شده و نشده، بلکه تا درصد قابل قبولی با تبلیغات مصرفگرایانهی تلویزیونی و رسانه ملی در خطر خواهد بود.نوجوان و جوانی که پس از یک برنامه گفتوگومحور سیاسی یا فرهنگی تلویزیونی از موضوعاتی مثل قناعت، پرهیز از اسراف و خوی اشرافیگری و تجملگرایی میشنود اما با فاصله چند دقیقه پس از پایان آن برنامه، از همان کانال شبکه تلویزیونی، تبلیغات سبک زندگی غیر ایرانی_اسلامی میبیند، بین شعار و عمل رسانه ملی دچار شک و شبهههایی میشود که جز با نظارت اصولی بر تبلیغات رسانه ملی رفع نخواهد شد. تبلیغاتی که بیشتر از اینکه امیدآفرین باشند به مثابه تمهیداتی برای سرخورده کردن اقشار کمدرآمد به نظر میآیند.