عفو و گذشت؛ راه به سوی آرامش و برکت در زندگی بانوان
به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، در جهان پرمشغله امروز که هر روز با انبوهی از دغدغهها، مسئولیتها و چالشهای ریز و درشت روبهرو هستیم، گاهی آنقدر درگیر روزمرگی میشویم که صدای فطرت خویش را گم میکنیم. در این هیاهوی زندگی، چه چیزی میتواند لنگر آرامش ما باشد؟ چه پناهی امنتر از کلام خدا برای تسکین دلهای پراضطراب؟
زندگی با آیهها، یعنی اجازه دادن به نور وحی برای تابیدن در تاریکترین لحظات؛ یعنی یافتن پاسخی برای پرسشهای بیپاسخ، تسکینی برای زخمهای ناپیدا و نیرویی برای ایستادن در برابر طوفانهای سهمگین. آیههای قرآن تنها متنهایی مقدس بر روی کاغذ نیستند، بلکه نسیمهایی هستند که از جانب دوست میوزند و روح خسته ما را نوازش میدهند.
چه زیباست وقتی در میان شلوغیهای زندگی، لحظهای میایستیم و با آیهای از کلام خدا همکلام میشویم؛ گویی او مستقیماً با ما سخن میگوید، از غمهایمان آگاه است، از رنجهایمان خبر دارد و دقیقاً همان کلماتی را به زبان جاری میکند که مرهم دل ماست.
زندگی با آیهها به ما میآموزد که صبر، تنها تحمل کردن نیست؛ یک مقاومت آگاهانه و فعال است. نماز، فقط یک عبادت خشک و خالی نیست؛ یک سیستم عامل معنوی است که ما را به منبع لایزال قدرت الهی متصل میکند. توکل، به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه به معنای تکیهکردن بر قدرتی است که از همه قدرتها برتر است.
در این مجموعه گفتارها، با تأمل در آیههای نورانی قرآن، به ویژه آیاتی که درباره صبر، نماز و مسئولیتهای انسانی سخن میگویند، تلاش میکنیم تا با نگاهی نو، این گنجینههای الهی را در زندگی روزمره خود جاری سازیم. سفری به عمق معانی، با تکیه بر نقش ویژه زنان در هستی و چالشهای منحصربهفردی که با آن روبهرو هستند.
با ما همراه شوید تا زندگی با آیهها را تجربه کنیم...
جزء هجدهم( عفو، تاج عبادات)
وَلیَعفوا وَلیَصفَحوا أَلا تُحِبّونَ أَن یَغفِرَ اللَّهُ لَكُم
سوره نور، آیه ۲۲
باید از خطاهایشان بگذرند و به رویشان نیاورند. مگر دوست ندارید خدا هم از خطاهایتان درگذرد؟!
خواهران ایمانی! در این لحظات ملکوتی که مهمان ماه رحمت و آمرزش، ماه رمضان هستیم، نیمۀ ضیافت الهی را پشت سر گذاشتهایم و به نخستین شب قدر رسیدهایم؛ شبی که تقدیرها نوشته میشود و پردههای سنگین گناه کنار میرود. واژۀ «رمضان» بهمعنای سوزاندن است؛ ماهی که خدا وعده داده آتش گناهان را خاموش و وجودمان را از غبار معصیت پاک گرداند.
اما خواهرم! مغفرت بهتنهایی به سراغ ما نمیآید؛ این ما هستیم که باید با رفتار و اعمال خود زمینۀ حضور این مغفرت را فراهم کنیم. بهترین فرصت برای رسیدن به غفران الهی همین ماه مبارک است؛ بهویژه برای ما بانوان که تمام زحمات این ماه در خانه بر دوشمان است. هنگامی که تو، بانوی عزیز، با نیت رضای الهی برای وعدۀ سحر یا افطار غذایی آماده میکنی، وقتی خستگیات را پنهان میکنی و با روی خوش به عزیزانت کمک میکنی تا سختی روزه را با آرامش پشت سر بگذارند، درحال عبادت هستی. همین صبر و زحمت است که میتواند تو را با شتاب بهسوی مغفرت الهی پیش ببرد. خداوند در این آیه از ما میخواهد که در تمام مراحل زندگی، بهسوی آمرزش او بشتابیم: «وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ»؛ ای بندگان! بهسوی مغفرت الهی بشتابید.
آیتالله علوی گرگانی در یکی از جلسات تفسیری در ماه مبارک، به زیبایی فرمودند که منظور از «وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ»، شتاب به سوی اسباب مغفرت است و خداوند در ادامهٔ همین آیه، چند عمل کلیدی را برای سریع حرکتکردن در راه مغفرتش معرفی میکند: «الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ»؛ انفاق در سختی و تنگدستی، کظم غیظ و عفو و گذشت از مردم.
وقتی شما بهعنوان مادر، در میان آشوب روزمره، با صبر و تحمل با کودک خود رفتار میکنید و در برخی لحظات خشمتان را فرو میخورید، در واقع، کظم غیظ کردهاید. فرض کنید فرزندتان که کنترلی بر راهرفتن خود ندارد، ناگهان، درحالیکه برای افطار آشپزی میکنید، میدود و از پشت به شما برخورد میکند. در آن لحظه، وقتی تمرکزتان روی پخت غذاست و روزه هستید، طبیعی است که عصبانی شوید. ولی عزیزان من! یادتان باشد اگر خودتان را کنترل کردید، داد نزدید و دست مهر بر سر او کشیدید، خود را در دریای غفران الهی قرار دادهاید. هنگامی که تو، کدبانوی خانه، بهجای گلهمندی و شکایت از همسر یا اطرافیانت، از خطای آنان میگذری و با لبخند و مهربانی رفتار میکنی، در حقیقت، فرمان الهی «وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ» را بهجا آوردهای و در مسیر مغفرت الهی شتاب گرفتهای.
در روایتی زیبا آمده است که روزی کنیز امام سجاد هنگام ریختن آب وضو، ظرف را شکست و آب بر لباس امام پاشید. کنیز با ترس گفت: «وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ»؛ آنان که خشم خود را فرو میخورند. امام فرمودند: «خشمم را فرو خوردم.» گفت: «وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ»؛ و آنان که مردم را میبخشند. امام فرمودند: «تو را بخشیدم.» باز گفت: «وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ»؛ و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. و امام فرمود: «برو، در راه خدا آزادی.» با همین چند جمله، خطا به رحمت تبدیل شد. این جلوهٔ واقعی انسان مؤمن است؛ کسی که از حادثهای تلخ، واقعهای دلنشین و نورانی میسازد.
آیا اینها بدین معناست که دیگر استغفار نکنیم؟ نه عزیز من! استغفار، زیور مؤمن است. اگر در این ماه روزی صد مرتبه با نیت خالص بگوییم: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِي لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ الرَّحْمَنُ الرَّحِيمُ وَأَتُوبُ إِلَيْهِ»، خداوند نه تنها گناهانمان را میبخشد، بلکه برکت را در خانۀ ما جاری میسازد. چنانکه امیرالمؤمنین علی میفرماید: «در ماه مبارک رمضان، بسیار دعا و استغفار کنید؛ دعا بلا را دور میکند و استغفار، گناهان را میزداید».
اما باید عمل ما نیز ما را مشمول بخشش خدای مهربان بکند. پس چه زیباست که شما بانوان گرامی، در کنار همۀ فعالیتهای روزمره، هم دستانتان مشغول به کار باشد و هم دلتان با ذکر و یاد خدا آرام گیرد؛ وقتی جارو میزند، لباس میشوید، سفره میچینید یا کودکتان را میخوابانید و زمانی که خشم خود را فرو میبرید، تمام این لحظات، میتواند عبادتی باشد که مغفرت الهی را جلب کند.
ما باید به فکر خودمان باشیم و با نامۀ عمل پاک به سوی پروردگار باز گردیم. براساس این آیۀ شریفه و با استناد به صدها آیه و روایت دیگر، کارهای بسیاری وجود دارد که میتوانیم برای جلب مغفرت الهی انجام دهیم؛ اما خداوند آسانترین و کوتاهترین راه را در قرآن به ما معرفی کرده است.
ببخش تا بخشیده شوی
خداوند رئوف و مهربان در آیۀ ۲۲ سورۀ مبارکۀ نور، ما را به راهی مطمئن برای رسیدن به مغفرت دعوت میکند و میفرماید: «وَلیَعفوا وَلیَصفَحوا أَلا تُحِبّونَ أَن یَغفِرَ اللَّهُ لَكُم وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِیمٌ»؛ باید عفو و گذشت نمایند و از آنان درگذرند. آیا دوست ندارید که خداوند شما را ببخشد؟ و خداوند آمرزنده و مهربان است. گویی خداوند با این آیه، در آسمان رحمت را گشوده و با مهربانی میفرماید: «بندۀ من! ببخش تا من نیز تو را ببخشم؛ دل نگیر تا دل من از تو نگیرد.»
امام سجاد نیز تأکید کردند: «هرکس به کسی که در حق او بدی کرده رحم نکند، خداوند نیز در قیامت به او رحم نخواهد کرد.» این پیام، در زندگی زنانه معنا و نمود ویژهای دارد. همۀ شما بانوان، مرکز عاطفه و آرامش خانه هستید؛ هرگاه لبخند میزنید، خانه روشن میشود و هرگاه در دل از کسی گلهمند باشید، سایهای سنگین بر فضای خانه میافتد. اما خداوند برای آرامش این دل لطیف، عفو و گذشت را قرار داده است. گاهی در مسیر زندگی، مرد خانه خطایی میکند یا سخنی میگوید که دل شما را میآزارد؛ در چنین لحظهای، دو راه پیش روست: یا دلگیر شوید و ناراحتی را در دل خود نگه دارید، یا با توکل بر خدا، با تکیه بر همین آیۀ نورانی، لبخندی ملیح بزنید و بگویید: «خدایا! برای رضای تو، شوهرم را با همۀ دلخوریهایم میبخشم، تا تو هم از من درگذری.»
عفو فقط در برخورد با همسر نیست؛ در تربیت فرزند نیز میتوان جلوهای از مغفرت الهی را مشاهده کرد. گاهی کودک دلبندتان لیوانی را میشکند یا سخنی نابجا میگوید. شما در همان لحظه خستهاید و از درون آمادۀ خشم؛ اما اگر همان دم، با یاد سخن امام سجاد، بهجای تندی، دستی مهرآمیز بر سر او بکشید و با صدایی آرام بگویید: «اشکال ندارد عزیزم! فقط لیوان را جمع کن»، این گذشتهای کوچک مادرانه، همان نشانههای بزرگی است که خدا در سینۀ زنانه شما نهاده تا از شما دریایی از رحمت بسازد.
گاهی میشنوید که دل نازکتان را گاهی در برخورد با نزدیکان یا اقوام، سخنی میآزارد؛ شاید خواهری بیمهری کند یا دوستی خلف وعده. بانویی که با ایمان زندگی میکند، خشمش را فرو میخورد و میگوید: «من از او گذشتم، چون دوست دارم خدا هم در روز حساب از من بگذرد.»
با همین روحیۀ نرم، آرام آرام غصهها از دلتان خارج میشود و صلح در وجودتان مینشیند. خواهرم! زن مؤمن فقط در مسجد و جانماز نمیدرخشد، بلکه در دل آشپزخانه، هنگام خدمت به همسر یا تربیت فرزند نیز میتواند مصداق همین آیه باشد. مغفرت الهی از آنِ زنی است که میبخشد تا بخشیده شود.
در این آیۀ شریفه، خداوند دو واژه کنار هم آورده است؛ عفو و صفح. چرا دو تا؟ چون «عفو» یعنی بخشیدن با زبان و «صفح» یعنی فراموش کردن با دل. گاهی آدم میگوید بخشیدم، اما هنوز ته دلش میسوزد و آن لحظۀ تلخ را از یاد نبرده است. اینجاست که خداوند میفرماید: «نه فقط بخشش، ورق را هم برگردان. از همانجا عبور کن؛ مثل نسیمی که از روی برگها میگذرد و حتی ردی باقی نمیگذارد.»
عفو در زندگی روزانۀ یک بانوی خانهدار، رنگ صفح میگیرد. فرض کن روزی خسته از کارهای خانهای، تمام روز بین ظرف و لباس و آشپزی بودهای. در همین حال، همسرت سخنی میگوید که دل تو را میرنجاند: «از صبح چه کار مفیدی انجام دادی؟!» و با دهان روزه، زحماتت را نادیده میگیرد. اگر همان جا لب فرو بندی و در دل بگویی: «اشکال ندارد، خسته بود، نیتش بد نبود»، این عفو است. اما اگر فردای آن روز، باز برایش چای میریزی، با مهربانی احوالش را میپرسی و حتی به روی خودت نمیآوری که دیروز حرفی از او شنیدهای که دلگیرت کرده است، این یعنی صفح؛ یعنی دلت را پاک کردهای، گویی هیچ رنجشی میانتان نبوده است. چه بسیار خانهها که از دلخوریهای کوچک به میدان نبرد تبدیل میشود؛ فقط چون زن یا مرد، خطاهای یکدیگر را فراموش نکردهاند! اما زن مؤمن آموخته است که علاوه بر عفو، صفح هم داشته باشد؛ ببخشد و از یاد ببرد؛ همان گونه که قرآن میفرماید: «وَلیَعفوا وَلیَصفَحوا».
در تربیت فرزند؛ صفح یعنی دوباره لبخند زدن. همۀ ما مادرانی هستیم که گاهی فرزندمان خطایی میکند؛ در همان لحظه، نفس انسان میگوید: «باید تندی کنی تا ادب شود»، اما صدای خدا در دل ما میگوید: «وَلیَعفوا وَلیَصفَحوا»؛ ببخش و فراموش کن. عفو آن است که به او نگویی «از جلوی چشمم دور شو!»، بلکه آرام تذکر بدهی و بگویی: «عزیزم! اشکالی ندارد.» و صفح آن است که چند دقیقه بعد، با لبخند برایش میوهای بشویی و بگویی: «بفرما عزیزم.» کودک در این روی خوش، معنای رحمت خدا را میآموزد. گاهی تربیت صحیح، با سکوت بخشندۀ مادر شکل میگیرد، نه با اخم و تحقیر.
علامه طباطبایی در المیزان یک تشبیه زیبا بهکار میبرند و میفرمایند: «صفح یعنی صفحۀ خطاهای دیگران را ورق بزنیم! صفحهای که گناه و اشتباه او را در آن ثبت کرده بودیم، ورق بزنیم و برویم به صفحۀ بعد و چه زیباست که خود خداوند هم همین گونه است!». ما او را در این شبهای قدر در دعای جوشن کبیر با همین صفت میخوانیم: «یا کَریمَ العَفوِ»؛ یعنی ای خدایی که بزرگوارانه صفحۀ گناهانمان را ورق میزنی و دیگر سرزنشمان نمیکنی.
عزیز من! ببخش، تا صفحۀ زندگیات هم پاک شود؛ این بخشش و صفح، یک معاملۀ الهی است. پیامبر عزیزمان فرمودند: «مَن یَغفِر یَغفِرِ اللَّهُ عَنهُ»؛ هرکس ببخشد، خدا هم او را میبخشد. یعنی هربار که در خانهات گذشت میکنی از بدخلقی همسر و بیتوجهی اقوامت چشمپوشی میکنی یا بهجای تندی، به فرزندت لبخند میزنی، در همان لحظه، خدا نیز در آسمان از خطاهایت میگذرد. زندگی زنانه پر از لحظههایی است که باید میان کینه و گذشت، یکی را انتخاب کنی. اگر شما (کدبانوی منزل) اهل گذشت باشید، دیگر احساس سنگینی و تلخی در زندگی ندارید؛ رزقتان گسترده میشود و دعایتان زودتر مستجاب میگردد.
عفو؛ مایۀ آرامش
ما در طول روز با افراد مختلفی در ارتباط هستیم؛ پدر و مادر، همسر و فرزندان، دوستان، همکاران، همسایهها و... . اگر بخواهیم این رابطهها گرم و صمیمی بمانند، باید در دل خود گنجی به نام سعهصدر و عفو داشته باشیم. هیچکدام از ما معصوم نیستیم؛ گاهی اشتباه میکنیم، گاهی بیمحابا سخنی میگوییم و ممکن است حرفی بشنویم که دلگیرمان کند. اما اگر بنا باشد هر بار از این لغزشها خشمگین شویم، آرامش از زندگیمان پر میکشد.
امیرالمؤمنین علی چه زیبا فرمودند: «مَن لَم یَتَغافَل وَ لَم یَغضُض عَن کَثیرٍ مِنَ الأُمورِ، تَغَصَّصَت عیشَتُهُ»؛ کسی که از بسیاری از امور چشمپوشی نکند، زندگیاش تیره و تلخ میشود. میدانم چشمپوشی کار سادهای نیست؛ اما شیرینیاش تا عمق جان مینشیند؛ درست همانند جرعهای آب زلال که عطش را برطرف میکند. در زندگی با موقعیتهای ریزودرشت روبهرو میشویم که در آنها میتوانیم خشم یا بخشش را انتخاب کنیم. چشمپوشی کن و بگو: «میبخشم، چون مغفرت الهی و آرامشم ارزشمندتر از رنجیدهشدن است». در برابر تلخیها، دو انتخاب داریم؛ یا دیواری بسازیم از دلخوری، یا پلی از گذشت.
خواهر من! اگر زن همسایه، شما را آزار میدهد؛ مثلاً با سروصدای آزاردهنده در دعوا با همسر یا فرزندانش، میتوانید یا با او برخورد کنید و دیواری از تلخی بین خودتان بسازید، یا به یاد این آموزۀ الهی بیفتید و بگویید: «خدایا او را بخشیدم، به امید اینکه تو هم مرا ببخشی.» و با این بخشش، پلی از آرامش و محبت بین خودتان ایجاد کنید.
در روابط خانوادگی، همسایگی، محیط کار و حتی در فضای مجازی، گذشت یعنی مراقبت از آرامش درونی. چنین زنی نه غرورش خرد میشود و نه عزتنفسش از بین میرود؛ بلکه به آرامش عمیقتری میرسد. گذشت از دیگران نشانۀ ضعف نیست؛ نشانۀ قدرت است؛ قدرتی که از درون میجوشد و بر کینه و خشم نفس پیروز میشود؛ آنگاه دل سبک و آرام میگردد.
عفو؛ مایۀ عزت دنیا و آخرت
از دیگر آثار عفو و گذشت، عزت است. پیامبر اکرم میفرمایند: «مَن عَفا عَن مَظلَمَةٍ أَبدَلَهُ اللَّهُ بِها عِزًّا فِی الدُّنیا وَ الآخِرَةِ»؛ هرکس از ظلمی که به او شده، بگذرد، خداوند به جای آن در دنیا و آخرت به او عزت میدهد.
چقدر دلنشین است! گذشت، سکوت بیمنطق یا ضعف نیست؛ بلکه تاج عزتی است که بر سر انسان بزرگوار نهاده میشود. این عزت هم دنیایی و هم اخروی است. شاید بپرسید: «چرا من باید بگذرم؟! همسرم خطاکرده و او باید عذرخواهی کند». وقتی خطای همسرت را با بزرگواری میبخشی و آرام میمانی، دقیقاً در همان لحظه، هم در نزد خدا عزیز میشوی و هم در دل شوهرت. اگر عذرخواهی کرد، با آغوش باز بپذیر که بزرگترین تاج عزت را برای خودت خریدهای. اگر عذرخواهی نکرد، اصرار بر محکومکردن او، تنها شخصیت و غرورش را میشکند. اما اگر با سکوت و چشمپوشی (عفو و صفح)، خطایش را نادیده بگیری، خودش متوجه عمق اشتباهش میشود و بعد که آرام شد، درک میکند که تو زنی فهیم، فداکار و عاقلی هستی که به آرامش خانه و خانواده علاقهمندی. همین رفتار، محبت او را چندبرابر میکند و این شمایید که عزیز میشوید.
اگر خواهری با غیبت یا حرفی آبروی مؤمنی را ریخته باشد و آن مؤمن از او بگذرد، خداوند چنان عزتی در دلها برایش قرار میدهد که از هزاران عذرخواهی محکمتر است. در خانه نیز اگر فرزند اشتباهی کرد و تو از گناهش گذشتی و حتی یادآوری نکردی (صفح)، او تا همیشه این عزت نفس را در خود حس میکند و دوستت دارد.
عفو؛ سبب اصلاح گناهکار
آقا سید مهدی قوام، مردی بود که مهربانی و گذشت بهشدت در وجودش موج میزد. شبی، در دل تاریکی، دزدی وارد خانهاش شد و میخواست فرش خانه را ببرد. در همان حال، آقا سید از خواب بیدار شد. دزد از ترس خشکش زد. آقا سید با آرامش پرسید: «پسرم! این فرش را برای چه میخواهی؟» دزد با صدایی لرزان گفت: «آقا، ندارم. میخواهم بفروشم تا خرج زندگیام را درآورم». آن مرد خدا فرمود: «ببین فرزندم! اگر خودت بفروشی، از تو ارزان میخرند. من آن را به تو بخشیدم، حلالت باشد. برو آخر بازار عباسآباد، بگو من را سیدمهدی فرستاده.»
ببینید! این یعنی عفو واقعی، که میتواند یک دل تیره را روشن کند. آن دزد، وقتی بزرگواری آن عالم الهی را دید، منقلب شد. رفت و از فروش همان فرش کاسبی راه انداخت، رزق حلال جمع کرد و بعدها اهل نماز و تقوا شد. بزرگترین ثمرۀ عفو، طبق این داستان، تبدیل یک خطاکار به یک انسان صالح است. آقا سید با این برخورد، نهتنها گناه دزدی را نادیده گرفت، بلکه راهی برای درآمد حلال آن فرد باز کرد.
شما نیز میتوانید در خانه چنین تأثیر عمیقی داشته باشید. وقتی شوهرتان بهدلیل خستگی یا مشغله، در حق شما کوتاهی کند یا سخنی از روی عصبانیت به زبان آورد، مثلاً بر سر سفرۀ سحر یا افطار، از آشپزی شما ایرادی بگیرد، اگر با تندی و تلافی پاسخ دهید، شاید در آن لحظه حق خود را گرفته باشید، اما آن رابطۀ عاشقانه را خدشهدار کردهاید. اگر با بزرگواری او را ببخشید و با آرامش پاسخ دهید، همانند کاری که آقا سید انجام داد، او درمییابد که عشق شما بر لغزشهایش غلبه دارد. این گذشت، او را وادار میکند که در خلوت بیندیشد و خودش را اصلاح کند. در رابطه با فرزند دلبندتان نیز همین اتفاق رقم میخورد. گذشت شما در برابر اشتباهات کوچک و بزرگش، به او میآموزد که «من اشتباه کردم، اما هنوز هم محبوبم و برای اصلاح، فرصت دارم». این رویکرد، باعث میشود که فرزند، نه از ترس مجازات، بلکه از روی عشق به مادر و تلاش برای کسب رضایت او، از تکرار اشتباه دست بردارد.
عفو؛ زمینهساز وحدت و استقلال جامعه
عفو و گذشت، نهتنها در خانواده، که در جامعه نیز آثار عمیقی دارد. امیرالمؤمنین علی میفرمایند: «رَأسُ العَقلِ بَعدَ الإیمانِ التَّوَدُّدُ إِلَى النَّاسِ»؛ سرِ عقل پس از ایمان، دوستیورزیدن با مردم است. یکی از مهمترین راههای دوستیورزیدن، عفو و گذشت است. در جامعه، انسانها با سلایق و افکار گوناگون زندگی میکنند و طبیعتاً اختلافها و خطاهایی میانشان رخ میدهد. اگر در چنین مواقعی، افراد یک جامعه بهجای کینهتوزی و انتقامجویی، اهل گذشت باشند، آن جامعه مستحکمتر و متحدتر خواهد بود.
قرآن کریم، یکی از صفات بارز مومنان را عفو و گذشت معرفی میکند و میفرماید: «وَالَّذِینَ یَجتَنِبُونَ کَبائِرَ الإِثمِ وَ الفَواحِشَ وَ إِذا ما غَضِبوا هُم یَغفِرونَ»؛ و آنان که از گناهان بزرگ و زشتکاریها دوری میکنند و چون به خشم آیند، درمیگذرند.
در سایۀ عفو و گذشت است که جامعه به وحدت و انسجام دست مییابد و در برابر دشمنان خارجی، قدرتمند و یکپارچه ظاهر میشود. دشمنان همواره به دنبال ایجاد تفرقه و کینه میان افراد جامعه هستند تا از این طریق بر آن مسلط شوند. اما وقتی اعضای یک جامعه اهل عفو و گذشت باشند، دشمن در نیل به اهداف شوم خود ناکام میماند و جامعه، استقلال و عزت خود را حفظ میکند. در چنین جامعهای، افراد بهجای صرف انرژی در دعواها و اختلافات بیحاصل، توان خود را صرف پیشرفت و تعالی میکنند و اینگونه است که عفو و گذشت، زمینهساز استقلال و سربلندی جامعه میشود
خواهرم! تو در خانۀ خود، نهتنها مادر و همسر، که مدیر و رهبر کوچک جامعهای هستی. اگر تو اهل گذشت باشی، همین فرهنگ را به فرزندانت منتقل میکنی و آنان در آینده با همین روحیه در جامعه حضور مییابند و زمینهساز جامعهای میشوند که در آن عفو و گذشت، جایگزین کینه و انتقام میگردد. اینگونه است که یک خانه، میتواند یک جامعه را اصلاح کند.
امروز در جهان، شاهد درگیریها و جنگهای بسیاری هستیم که ریشه در نداشتن روحیۀ عفو و گذشت دارد. اما در جامعهای که فرهنگ عفو و گذشت حاکم باشد، بسیاری از این درگیریها و منازعات رخت برمیبندد و صلح و آرامش جای آن را میگیرد. بنابراین، عفو و گذشت، نه یک انتخاب شخصی، بلکه یک ضرورت اجتماعی برای حفظ انسجام و استقلال جامعه است.
اینجاست که ارزش و اهمیت عفو و گذشت در جامعۀ امروز ما روشن میشود. جامعهای که میخواهد در برابر هجمههای فرهنگی و سیاسی دشمنان، پایدار و استوار بماند، نیازمند افرادی است که اهل عفو و گذشت باشند و با این خصلت نیکو، پیوندهای اجتماعی را مستحکمتر کنند.
عفو و گذشت در زندگی روزمره
گاهی عفو و گذشت را در امور بزرگ معنا میکنیم، اما باید بدانیم که این صفت زیبا، در رفتارهای کوچک روزمره نیز تجلی مییابد. به عنوان نمونه:
وقتی در فروشگاه، فروشنده با شما بدرفتاری میکند و شما با لبخند و گذشت از کنار آن میگذرید
وقتی در خیابان، رانندهای با بیتوجهی باعث میشود شما بترسید و شما با تکان سر و لبخند، او را میبخشید.
وقتی همکاری در محل کار، وظیفهاش را به درستی انجام نمیدهد و شما با گذشت و کمک به او، کار را به سرانجام میرسانید.
وقتی دوستی با شما تندخویی میکند و شما سکوت کرده و بعد از مدتی، با همان دوست، رابطه را ادامه میدهید.
وقتی فرزندتان در انجام تکالیفش کوتاهی میکند و شما بهجای تنبیه و سرزنش، با صبر و گذشت، او را همراهی میکنید تا اشتباهش را جبران کند.
همه اینها مصادیق عفو و گذشت در زندگی روزمره است که میتواند فضای پیرامون ما را سرشار از آرامش و محبت کند. عفو و گذشت، یعنی ما به دیگران فرصت دوباره بدهیم؛ فرصتی برای جبران اشتباه، فرصتی برای بهتر شدن، فرصتی برای رشد. و این فرصتدادن، خود بزرگترین هدیهای است که میتوانیم به دیگران بدهیم.
عفو و گذشت، تمرین بندگی
خواهرم! بدان که عفو و گذشت، یک تمرین دشوار اما شیرین برای بندگی است. هر بار که از کسی میگذری، در واقع به نفس خود میگویی: «من از تو قویترم، من بندۀ خدایم و او مرا به گذشت فرمان داده است.» این تمرین، تو را در مسیر بندگی و کمال، راسختر میکند و روح تو را صیقل میدهد.
وقتی میبخشی، احساس میکنی که باری سنگین از دوشت برداشته میشود. دیگر نیازی نیست به انتقام فکر کنی، دیگر نیازی نیست در دل کینه بپروری، دیگر نیازی نیست خود را با فکر کردن به خطای دیگران آزار دهی. با بخشش، خود را آزاد میکنی از قفس تنگ کینه و انتقام و به فضای باز آرامش و رضایت قدم میگذاری.
و این آزادی، چیزی نیست جز همان رحمت و مغفرت الهی که خداوند به بندگان بخشنده خود وعده داده است. پس بیا و با تمرین عفو و گذشت در زندگی روزمره، خود را برای دریافت این رحمت بیکران الهی آماده کن.
در پایان
خواهر عزیزم! تو در خانۀ خود، کانون مهر و محبت هستی. تو میتوانی با گذشت و بزرگواری، فرهنگ بخشش را به فرزندان دلبندت بیاموزی. بخشش فقط یک حرکت اخلاقی ساده نیست، بلکه اثری چندلایه بر زندگی خودت و اطرافیانت دارد؛ هم روح تو سبک میشود، هم طرف مقابل فرصت رشد پیدا میکند و هم برکات معنوی از سوی اهلبیت به سمت تو جاری میگردد. مثلاً اگر دائماً اشتباه فرزندت را به دل بگیری و کینه نگه داری، او در فضای ترس و شرمندگی گیر میافتد و اعتمادبهنفسش کاهش مییابد. اما اگر از صمیم دل گذشت کنی و با آرامی و مهربانی او را راهنمایی نمایی، در جانش امید و محبت میروید. این امید باعث میشود تلاش کند تا بهتر شود. همچنین، اگر همسرت در رفتارش لغزشی داشته باشد، سرزنش مداوم او باعث فاصله و لجاجت میشود؛ ولی وقتی عفو میکنی، در واقع، پل ارتباط را دوباره میسازی. این پل، مسیر رسیدن به تفاهم و آرامش خانه را هموار میکند و اثرش را بهمراتب در جامعه خواهد گذاشت.
در نگاه معنوی، وقتی گذشت میکنی، دلها را نرم میکنی و سرمایهای برای اهلبیت فراهم میآوری؛ سرمایهای که همان محبت و همدلی است. روایت دارند که کسی که دل مؤمنی را شاد کند، پاداشی معادل شادکردن قلب پیامبر و اهلبیت را دریافت میکند. این همان لحظهای است که درهای رحمت به رویت گشوده میشود؛ شاید در قالب آرامش روحی، حل مشکلات یا حتی برکت در رزق و عمر. پس هرگاه دلت خواست نفرین کنی، توقف کن و به یاد بیاور که با هر عفو، دیواری از کینه از خانۀ دل بیرون میرود و فرشتۀ محبت جای آن را میگیرد. آنگاه متوجه خواهی شد که گذشت، فقط چشمپوشی از خطا نیست؛ عبادتی است که آسمان به احترامش درها را میگشاید و زمین از برکتش بارور میشود.
خدایا! همانگونه که تو بر ما رحمت آوردی، دلهای ما را نیز لبریز از رحمت و گذشت کن. از تو میخواهیم که در قیامت، ما را با آمرزش و عفو خود بنگری و در زمرۀ بندگان بخشندهات قرار دهی.
آمین یا ربّ العالمین!