اقتدار زنانه در پرتو صبر و ایمان
به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، در جهان پرمشغله امروز که هر روز با انبوهی از دغدغهها، مسئولیتها و چالشهای ریز و درشت روبهرو هستیم، گاهی آنقدر درگیر روزمرگی میشویم که صدای فطرت خویش را گم میکنیم. در این هیاهوی زندگی، چه چیزی میتواند لنگر آرامش ما باشد؟ چه پناهی امنتر از کلام خدا برای تسکین دلهای پراضطراب؟
زندگی با آیهها، یعنی اجازه دادن به نور وحی برای تابیدن در تاریکترین لحظات؛ یعنی یافتن پاسخی برای پرسشهای بیپاسخ، تسکینی برای زخمهای ناپیدا و نیرویی برای ایستادن در برابر طوفانهای سهمگین. آیههای قرآن تنها متنهایی مقدس بر روی کاغذ نیستند، بلکه نسیمهایی هستند که از جانب دوست میوزند و روح خسته ما را نوازش میدهند.
چه زیباست وقتی در میان شلوغیهای زندگی، لحظهای میایستیم و با آیهای از کلام خدا همکلام میشویم؛ گویی او مستقیماً با ما سخن میگوید، از غمهایمان آگاه است، از رنجهایمان خبر دارد و دقیقاً همان کلماتی را به زبان جاری میکند که مرهم دل ماست.
زندگی با آیهها به ما میآموزد که صبر، تنها تحمل کردن نیست؛ یک مقاومت آگاهانه و فعال است. نماز، فقط یک عبادت خشک و خالی نیست؛ یک سیستم عامل معنوی است که ما را به منبع لایزال قدرت الهی متصل میکند. توکل، به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه به معنای تکیهکردن بر قدرتی است که از همه قدرتها برتر است.
در این مجموعه گفتارها، با تأمل در آیههای نورانی قرآن، به ویژه آیاتی که درباره صبر، نماز و مسئولیتهای انسانی سخن میگویند، تلاش میکنیم تا با نگاهی نو، این گنجینههای الهی را در زندگی روزمره خود جاری سازیم. سفری به عمق معانی، با تکیه بر نقش ویژه زنان در هستی و چالشهای منحصربهفردی که با آن روبهرو هستند.
با ما همراه شوید تا زندگی با آیهها را تجربه کنیم...
جزء بیست و ششم(زیبایی اقتدار)
ایستادگی زنانه؛ از سستی درونی تا برتری الهی
فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلَمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ
سوره محمد، آیه ۳۵
پس هرگز! در نبرد با دشمن! سست نشوید و دشمنان را! به صلح! ذلت بار! دعوت نکنید؛ درحالی که شما برترید، و خدا با شماست.
خواهران عزیز! گاهی پیش آمده در دل شب، وقتی همه جا ساکت است و فقط صدای نفسهای آرام خانواده توی خانه میپیچد، یک دفعه از خواب بیدار شدهاید و با خودتان فکر کردهاید: «واقعاً این مسیری که دارم میروم، درسته؟ این همه مقاومت کردن، این همه به خودم سخت گرفتن، واقعاً ارزشش را دارد؟»
شاید این صداهای درونی، این نجواهای پنهان، برای خیلی از ما آشنا باشند. گاهی از شدت خستگی و فشار زندگی، صدایی در درونمان زمزمه میکند: «کم بیار! سست شو! مثل بقیه باش تا تنها نمونی!» این صدا، گاهی چنان بلند میشود که ارادهٔ آهنین ما را به لرزه درمیآورد.
شاید شما هم در طول روز، در برخورد با چالشهای مختلف، چنین لحظاتی را تجربه کرده باشید:
شاید در مسیر تربیت فرزندتان، بر سر یک اصل دینی یا اخلاقی پافشاری کردهاید، اما با گریه و لجبازی او یا سرزنش اطرافیانتان، برای لحظهای به این فکر افتاده باشید که شاید تسلیمشدن، هزینهٔ کمتری داشته باشد.
شاید در محیط کار، برای حفظ حریمهای شرعی خود، ناچار به تحمل انزوا یا از دستدادن برخی فرصتها شدهاید و از خود پرسیدهاید: «آیا اینهمه مقاومت ارزش دارد؟»
شاید در برابر سیل بنیانکن مدهای غربی که حیا، عفت و جایگاه زن را هدف گرفتهاند، احساس تنهایی کرده و با اضطراب به این اندیشیدهاید: «آیا یک نفر، بهتنهایی میتواند در برابر این موج عظیم بایستد؟»
این دوگانگی ویرانگر میان «آنچه به آن باور داریم» و «آنچه جامعه بر ما تحمیل میکند»، میتواند منشأ اضطراب مزمن، فرسایش روحی و کاهش عزتنفس باشد.
نقشه راه پیروزی
خبر خوب این است که خداوند حکیم، در کتاب راهنمای زندگی، برای همین نقطههای حساس و بزنگاههای دشوار، یک دستورالعمل قاطع، قدرتمند و بینهایت آرامشبخش قرار داده است. خدای مهربان در آیه ۳۵ سوره مبارکه محمد، در دل همین لحظههای خستگی، ناگهان در گوش جانِ ما زنان زمزمه میکند: «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلَمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ»؛ پس هرگز سست نشوید و (دشمنان را) به صلح (ذلتبار) دعوت نکنید، درحالیکه شما برترید و خداوند با شماست.
چه آرامشی در این آیه نهفته است! این آیه مانند دستی است که روی شانهات مینشیند و با مهربانی میگوید: «من هستم، ادامه بده!»
این آیه سه فرمان حیاتی به ما میدهد:
فرمان اول (روانشناختی): «فَلَا تَهِنُوا»؛ سست نشوید. نه در اراده، نه در ایمان، نه در مقاومت. وَهَن، یعنی سستیای که پس از یک دوره قدرت و استحکام به سراغ انسان میآید. این سستیِ پس از قدرت، بسیار خطرناک است. گاهی شیطان و نفس اماره، بعد از یک دوره مقاومت موفق، به سراغ انسان میآیند و زمزمه میکنند: «حالا دیگه بس است! یک کمی به خودت استراحت بده! بگذار بقیه هم خوششان بیاید!» این همان لحظه خطرناکی است که آیه به ما هشدار میدهد.
فرمان دوم (راهبردی): «وَلَا تَدْعُوا إِلَى السَّلَمِ»؛ و (دشمنان را) به صلح (ذلتبار) دعوت نکنید. این بخش از آیه، به نوع مواجهه ما با دشمن اشاره دارد. دشمنی که میخواهد ایمان، حجاب، عفت و ارزشهای ما را هدف قرار دهد، نباید از سرِ ترس، خستگی یا ضعف، به او پیشنهاد صلح و سازش بدهیم. نباید با دست خودمان، پرچم تسلیم را بالا ببریم. این نه به معنای جنگطلبی و خشونت است و نه نفی مذاکره و دیپلماسی از موضع عزت. بلکه به معنای پرهیز از هرگونه کوتاهآمدن از اصول و ارزشها به خاطر ترس از دشمن یا خستگی از مبارزه است.
دو وعده بزرگ الهی (معنوی)
پس از آن دو فرمان، خداوند دو وعده بزرگ و حیاتی به ما میدهد که دل را آرام و روح را استوار میکند:
وعده اول (هویتی): «وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ»؛ درحالیکه شما برترید. این یک شعار نیست؛ یک حقیقت وجودی است. کسی که به منبع لایزال قدرت، حق و زیبایی متصل است، ذاتاً در موضعی برتر قرار دارد؛ حتی اگر در ظاهر، تنها، در اقلیت و تحت فشار باشد.
وعده دوم (همراهی): «وَاللَّهُ مَعَكُمْ»؛ خداوند با شماست. این بزرگترین، آرامشبخشترین و قدرتمندترین تضمین ممکن است. «معیت الهی» یعنی خدا نهتنها ناظر ماست، بلکه همراه، پشتیبان، مدافع و یاریگر ما در این مسیر نیز میباشد.
صاحبان قصرهای باشکوه
بیایید با هم این مثال را در ذهنمان مرور کنیم. یک قصر باشکوه را تصور کنید که بر روی یک صخره محکم بنا شده است. این قصر، دیوارهای بلند، ستونهای استوار و گنجینههای ارزشمندی از حیا، عفت، ایمان و کرامت انسانی را در خود جای داده است. از هر طرف طوفانهای سهمگینی بهسمت این قصر میوزد؛ طوفان رسانههای بیگانه، مدهای بنیانکن، شبهات فکری، فشارهای اجتماعی و...
صاحب این قصر که همان زن مؤمن است، دو راه دارد. راه اول، راه وَهَن و سستی است. از ترس اینکه مبادا طوفان شیشههای قصر را بشکند یا رنگ دیوارها را خراب کند، خودش پیش قدم میشود، دروازههای قصر را باز میکند و با طوفان سازش میکند؛ به این امید که طوفان دست از شدت خود بردارد. نتیجه این کار چه خواهد بود؟ طوفان با ورود به قصر، تمام گنجینهها را غارت میکند، ستونها را فرو میریزد و جز ویرانهای از آن قصر باشکوه، چیزی باقی نمیگذارد.
راه دوم، راه اقتدار مؤمنانه است. زن مؤمن دروازهها را محکم میبندد، به استحکام ستونهایش (باورهایش) تکیه میکند و با آرامش، از پشت پنجرههایش، زوزههای طوفان را تماشا میکند. او میداند که طوفان، هرچقدر سهمگین باشد، گذراست؛ اما قصری که بر صخره ایمان بنا شده، ماندگار است. او میداند که برتر از طوفان است؛ زیرا ریشه در زمین و سر به آسمان دارد.
زنان حیاتبخش
تصور کنید مادری را که در سنگر خانه، سالها با صبر و استقامت از حریم خانواده محافظت میکند. او بهجای غر زدن و افسوس خوردن، با توکل بر خدا، لحظههای سخت را به فرصتی برای رشد تبدیل میکند.
مادری سالمند بود با دو پسر بیمار. داشتن دو فرزند مریض خیلی سخت است. اما این مادر، با دو فرزند بیمار زندگی میکرد و میگفت: «هر روز موقع نماز، زیر لب با خدا حرف میزنم و میگویم که من کم نمیآورم، چون تو با منی». او راست میگفت؛ با دستانی لرزان غذای بچههای مریضش را میداد، ولی دلش آرام بود.
یک بار از او پرسیدم: «اینکه تنها زندگی میکنی، نمیترسی؟»، پاسخ داد: «نه دخترم! وقتی خدا با من است، از چه بترسم؟!»
نگهدار آرامش
گاهی همسر خسته و عصبانی از راه میرسد و دل ما هم خسته است. آسانترین و راحتترین کار این است که پاسخ تندی بدهیم و غر بزنیم؛ اما زن مؤمن میداند که آرامش خانه در دستان او است. او بهجای غرزدن، نیم ساعت سکوت میکند، یک چایی و میوه به همسرش میدهد و هیچ حرفی نمیزند؛ تا مرد به مرور آرامش خود را بازیابد.
مرد، از بیرون آورنده رزق است و زن در درون خانه نگهدار آرامش. البته مردان نیز باید مراقب رفتارشان باشند، اما ما زنان باید بدانیم که خدا فرموده: «فَلَا تَهِنُوا».
و در تربیت فرزند است که معنای استقامت روشن میشود؛ وقتی بچهات از نماز فراری است و تو هر شب بدون اینکه خسته بشوی، حدیثی میگویی یا قصهای از امام حسین (ع) روایت میکنی و ایمان را نه با زور، بلکه با محبت در دلش میکاری، تو همان باغبان وفاداری هستی که با اشک، نهال ایمان را آبیاری میکند.
نخ طلا در تاریکی
یک زن جوان را تصور کنید که در جمع دوستان یا فامیل، تنها کسی است که حجاب کامل دارد و به برخی ارزشها پایبند است. بارها با طعنه و کنایه مواجه شده که «چرا اینقدر سخت میگیری؟»، «مگه چند سالته؟»، «بابا جان! آزاد باش!» و...
گاهی چنان فشار روانی بر او سنگینی میکند که احساس میکند در یک اتاق تاریک تنها مانده و هیچکس او را درک نمیکند. اما در دل همین تاریکی، یک نخ طلا، یک رشته نور او را به منبع قدرت متصل نگه داشته است؛ همان «وَاللَّهُ مَعَكُمْ».
او هر روز صبح که از خانه بیرون میآید، با خود زمزمه میکند: «خدایا! من این کار را برای تو میکنم. پس تو هم با من باش و کمکم کن». و این ذکر، چنان قدرتی به او میدهد که میتواند در برابر تمام طعنهها و فشارها، محکم و استوار بایستد و ذرهای از ارزشهایش کوتاه نیاید.
بالاترین سرباز
بیایید به زندگی شیرزنانی نگاه کنیم که در دوران دفاع مقدس، وقتی کشور در آتش جنگ میسوخت، نه تنها پشت جبهه را خالی نکردند، بلکه به عرصه آمدند و حماسهها آفریدند.
مادرانی که با دستان خود، فرزندانشان را راهی جبههها میکردند و میگفتند: «پسرم! برو و از اسلام و وطن دفاع کن. مادر پشت سرت دعاگو است». آنها وقتی پیکر مطهر فرزندشان را در آغوش میگرفتند، باز هم استوار میایستادند و میگفتند: «خدایا! شکرت که فرزندم را در راه خودت قبول کردی».
اینها نمونههای روشن و عینی عمل به آیه «فَلَا تَهِنُوا» هستند؛ زنانی که هرگز در راه حق و دفاع از ارزشها سست نشدند و با تمام وجود نشان دادند که برترند، چون خدا با آنهاست.
رهبر معظم انقلاب (مدظلهالعالی) میفرمایند: «زن مسلمان ایرانی در دوران دفاع مقدس، حماسهای آفرید که در تاریخ نظیر ندارد. او هم سنگر خانه را حفظ کرد و هم فرزندان رشیدش را به جبههها فرستاد و هم خودش در پشت جبهه، سنگردار واقعی بود.»
عزت نفس الهی
یکی از مهمترین مفاهیم در روانشناسی مدرن، عزتنفس است. عزتنفس یعنی احساس ارزشمندی درونی، فارغ از تأیید یا عدم تأیید دیگران. افرادی که عزتنفس پایینی دارند، دائماً بهدنبال جلب رضایت دیگران هستند، از گفتن «نه» میترسند و بهراحتی تسلیم فشار جمع میشوند.
آیه «فَلَا تَهِنُوا وَتَدْعُوا إِلَى السَّلَمِ وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَاللَّهُ مَعَكُمْ»، دقیقاً در حال ساختن یک عزتنفس الهی در وجود ماست. خداوند به ما میگوید: احساس ارزشمندی تو نباید از لایکهای اینستاگرام، تأیید فلان دوست یا همرنگشدن با مد روز نشئت بگیرد. ارزش تو ذاتی است، زیرا تو بنده منی، بر مسیر حق قرار داری و من با تو هستم.
زنی که این باور را درونی کند، دیگر برای ارزشمندبودن، نیازی به تقلید از دیگران یا کوتاهآمدن از اصولش ندارد. او از درون، احساس برتری و عزت میکند.
ایستادگی یک بانو در برابر فشار جمع
بانویی را میشناختم که در یک خانواده متمول و مدرن ازدواج کرده بود. او تنها فرد محجبه و مقید به برخی مسائل شرعی در آن خانواده بود. در مهمانیها، خواهران همسرش با لباسهای باز و آرایشهای غلیظ حاضر میشدند و حجاب او کامل بود. طعنهها و نگاههای سنگین، آزارش میداد. بارها وسوسه شده بود که حداقل در جمعهای زنانه، کمی کوتاه بیاید تا مثل بقیه باشد.
یک شب پس از یک مهمانی سخت، درحالی که گریه میکرد، به همسرش گفت: «خسته شدم از این همه تفاوت و تنهایی!» همسرش پاسخ داد: «عزیزم! تو متفاوت نیستی، تو متمایز هستی. تو برتری! آنها در حال تقلید کورکورانه از فرهنگی هستند که خودشان هم نمیشناسند، اما تو براساس یک باور عمیق و یک انتخاب آگاهانه، این سبک را برگزیدهای. کم نیاور! سست نشو! خدا با توست.»
آن خانم میگفت که این جملات، مسیر زندگیاش را تغییر داد. او دیگر خودش را فردی ضعیف و تنها نمیدید؛ بلکه خود را نماینده یک تفکر اصیل و برتر میدانست. جالب اینجاست که با گذشت زمان، همان خواهران شوهرش که او را مسخره میکردند، در مشکلات زندگیشان، برای مشاوره و درد دل بهسراغ او میآمدند؛ زیرا در او آرامش و استحکام درونی دیده بودند که خودشان فاقد آن بودند. این، نتیجه عملی عمل به آیه «فَلَا تَهِنُوا...» است.
تجلی اقتدار مؤمنانه
بنابراین، ما باید صاحب قصر عزت و اقتدار و در عین حال، نگهدارنده آرامش خانواده باشیم. باید بدانیم که این صاحبقصر بودن، در جزئیترین تصمیمات روزمره ما خودش را نشان میدهد.
میدان خانواده، اولین عرصه تمرین اقتدار
اولین عرصه تمرین و نگهداری «اقتدار» و عمل به این آیه، در درون منزل است. وقتی فرزند شما با گریه و لجبازی، خواستهای نامعقول دارد، در یک دوراهی قرار میگیرید. تسلیمشدن برای ساکتکردن فرزند، همان دعوت به صلح ذلتبار است. این رفتار به فرزند میآموزد که با ابزارهای هیجانی و فشار میتواند به خواستهاش برسد. اما «اقتدار مادرانه»، مطابق «فَلَا تَهِنُوا»، یعنی با مهربانی اما قاطعیت، کنار او بنشینید، اجازه دهید هیجاناتش را تخلیه کند و سپس، با توضیح منطقی، راه درست را به او نشان دهید.
در بحثهای خانوادگی و در یک جمع فامیلی، ممکن است بحثی درباره مسائل دینی یا انقلابی پیش بیاید و کسی که تحتتأثیر رسانههای بیگانه است، شروع به سیاهنمایی و زیرسؤالبردن همهچیز کند. در این موقعیت، «وَهَن» یعنی سکوت از ترس یا همراهی با جمع برای پذیرفتهشدن. اما «اقتدار مؤمنانه» یعنی با آرامش، احترام و منطق، از باور خود دفاع کنید. لازم نیست همه را قانع کنید، اما باید موضع حق خود را با شجاعت و بدون لکنت زبان اعلام نمایید.
میدان فردی؛ «نه» گفتن به مثابه جهاد اکبر
دومین عرصه عمل به این آیه، میدان فردی است؛ گفتن «نه» به خواستههای نامشروع. گاهی نزدیکترین افراد ممکن است از شما درخواستهایی نامشروع داشته باشند؛ مثلاً دروغ گفتن، شهادت ناحق دادن، غیبتکردن، یا شرکت در یک مجلس گناه. اینجا نقطه آزمون عزتنفس الهی شماست. سستشدن و پذیرفتن این خواستهها، یعنی فروریختن ستونهای قصر وجودتان. با شجاعت، محبت و قاطعیت «نه» بگویید.
باید به مدهای مهاجم «نه» گفت. وقتی در برابر موج سهمگین مدهایی که حیا، عفت و کرامت زن را هدف گرفتهاند، محکم میایستید و نهتنها خودتان تسلیم نمیشوید، بلکه با زبان خوش و رفتار صحیح، زشتی این کارها را به اطرافیان گوشزد میکنید، شما در حال اجرای فرمان «فَلَا تَهِنُوا» در یکی از مهمترین جبهههای جنگ نرم هستید.
تسلیمشدن، جز لگدمالشدن، ذلیلشدن و بیهویتی نتیجهای ندارد. شاید مقاومت بر سر حجاب، هزینهای مثل ازدستدادن چند دوست یا تحمل چند طعنه را داشته باشد؛ اما تسلیمشدن، هزینه بسیار بزرگتری دارد؛ ازدستدادن هویت، عزت و آرامش درونی. زنی که برخلاف باورهایش رفتار میکند، دائماً در تعارض درونی و عذابوجدان بهسر میبرد. این، گزافترین هزینهای است که یک انسان میتواند بپردازد.
پاداش شیرین ایستادگی
خواهران ارجمند! آیه «فَلَا تَهِنُوا» یک نسخه شفابخش و یک بیانیه استقلال برای روح زن امروز است؛ زنی که از هرسو تحتفشار است تا برای پذیرفتهشدن، از هویت و ارزشهای خود کوتاه بیاید.
پس به خودمان بیاییم و از همین لحظه تصمیم بگیریم که صاحبان قصر وجود خود باشیم، نه مستأجران بیاختیار. در برابر طوفانهای سهمگین رسانهای و فرهنگی، محکم بایستیم و بدانیم که «أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ» و «وَاللَّهُ مَعَكُمْ»
بیایید به دخترانمان یاد بدهیم که ارزش آنها به تعداد لایکها و دنبالکنندههایشان نیست. بیایید به پسرانمان یاد بدهیم که غیرت و مردانگی، در دفاع از ناموس و میهن خلاصه نمیشود، بلکه در دفاع از ارزشها و باورهایشان در هر شرایطی نیز هست.
خدایا! به ما عزتی ده که در برابر هیچ باطلی سر خم نکنیم و قدرتی ده که همواره بر باورهای حقمان استوار بمانیم. آمین