۱۲ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۴:۲۷
کد خبر: ۸۱۱۰۸۰

«بازدارندگی آشکار» یا «یأس راهبردی»؛ واکاوی بیانیه عملیاتی ارتش اسرائیل در آستانه فروپاشی نظریه امنیت یکجانبه

«بازدارندگی آشکار» یا «یأس راهبردی»؛ واکاوی بیانیه عملیاتی ارتش اسرائیل در آستانه فروپاشی نظریه امنیت یکجانبه
بیانیه ارتش دژخیم صهیونی را باید نقطه عطفی در تحولات امنیتی غرب آسیا دانست؛ اما نه از جنس قدرت‌نمایی، بلکه از جنس شکاف در بازدارندگی و شتاب‌زدگی برای جبران ناکامی‌ها. تحلیل مبتنی بر واقع‌گرایی تهاجمی نشان می‌دهد که علنی‌سازی عملیات‌های پنهان، در شرایطی رخ می‌دهد که گزینه‌های راهبردی رژیم صهیونیستی به دلیل فرسایش در جبهه‌های نزدیک و افول حمایت‌های بی‌قید و شرط آمریکایی، به شدت محدود شده است.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، در روزهایی که غبار جنگ فرسایشی در غزه و لبنان، ارتش رژیم صهیونی را به مرز فروپاشی تصویر ارتش شکست‌ناپذیر کشانده، ناگهان بیانیه‌ای عملیاتی در شبکه اجتماعی اکس منتشر می‌شود که از عملیات آشکار علیه تأسیسات هسته‌ای و صنایع نظامی ایران پرده برمی‌دارد و با لحنی اولتیماتومی، وعده تکمیل حمله به تمامی اجزای ضروری و حیاتی را در چند روز آینده سر می‌دهد. این بیانیه که از منظر تحلیل‌های غربی نماد گذار از «ابهام راهبردی» به «بازدارندگی آشکار» معرفی می‌شود، در خوانش ژرف‌تر، چیزی جز اعتراف به شکست پروژه «جنگ‌های سایه‌وار» و نمایش شتاب‌زدگی برای جبران افول راهبردی نیست.

این یادداشت با اتکا به چارچوب نظری واقع‌گرایی تهاجمی و با بهره‌گیری از تحلیل گفتمان مقاومت، در پی آن است تا نشان دهد بیانیه مذکور، بیش از آنکه روایت‌گر قدرت‌نمایی تل‌آویو باشد، سند محکمه‌ای بر بن‌بست راهبردی رژیمی است که در پی فرار از بحران‌های داخلی و شکست‌های میدانی، به دنبال «واقعیت‌سازی» موهوم و تغییر معادله بازدارندگی به نفع خود است. در این مسیر، با لایه‌بندی علل و کشف پیشران‌های پنهان، نشان خواهیم داد که چگونه این بیانیه، پنجره‌ای به سوی «فروپاشی نظریه امنیت یکجانبه» و آغاز مرحله جدیدی از ناتوانی‌های راهبردی دشمن را می‌گشاید.
 
«تعمیق آسیب» یا «تشریح ناتوانی»؛ روایت‌سازی به جای عملیات‌سازی
 
آنچه در بیانیه ارتش دژخیم اسرائیل غاصب جلب نظر می‌کند، نه خود عملیات که نحوه روایت آن است. تأکید بر واژگانی چون «تعمیق آسیب» و «تکمیل حمله به تمامی اجزای ضروری»، زبان‌آور تمهید رسانه‌ای برای پوشش ناکامی‌های پیشین است. در طول یک دهه گذشته، عملیات‌های موسوم به «سایه‌وار» که با هدف «تأخیر در برنامه هسته‌ای» طراحی شده بودند، نتوانستند ایران را از مسیر پیشرفت علمی و فناوری بازدارند و هر بار با پاسخ هوشمندانه جمهوری اسلامی اسلامی در بازسازی سریع و ارتقای توانمندی‌ها مواجه شدند. (منبع: گزارش‌های آژانس بین‌المللی انرژی اتمی از استمرار غنی‌سازی در ایران، ۲۰۲۳-۲۰۲۴)
 
بیانیه اخیر، با افشای عملیات بر روی «کارخانه آب سنگین اراک» و تأکید بر اینکه این تأسیسات «پیش‌تر نیز مورد حمله قرار گرفته بودند»، بی‌اختیار از ناتوانی دشمن در ایجاد تخریب پایدار پرده برمی‌دارد. آنچه رژیم صهیونی رو به زوال «تعمیق آسیب» می‌نامد، در خوانش دقیق، چیزی جز «تکرار ناکامی» نیست. این الگو را می‌توان در چارچوب نظریه «جنگ فرسایشی معکوس» تحلیل کرد. زیرا هزینه‌های عملیاتی بر دوش مهاجم سنگینی می‌کند و بازسازی سریع زیرساخت‌ها توسط جمهوری اسلامی ایران، دشمن را در چرخه بی‌پایان «حمله-ناکامی-حمله» گرفتار می‌کند.
 
از «ابهام راهبردی» تا «شکاف در امنیت رژیمی»؛ گذار از انکار به اعتراف
 
مؤسسات غربی از گذار رژیم صهیونی به بازدارندگی آشکار سخن می‌گویند، اما غافل از آنکه این گذار، از سر قدرت نبوده، از سر اضطرار است. سیاست «ابهام راهبردی» زمانی کارآمد است که مهاجم بتواند هزینه‌های عملیات را انکار و از پیامدهای سیاسی آن بگریزد. اما افشای عملیات توسط خود ارتش جنایتکار اسرائیل، نشان از آن دارد که تل‌آویو به این نتیجه رسیده که دیگر نمی‌تواند در سایه عملیات‌های پنهان، افکار عمومی خود را نسبت به کارآمدی ارتش قانع کند.
 
این تغییر پارادایم، بیش از آنکه بیانگر قدرت بازدارندگی جدیدی باشد، نشان‌دهنده شکاف در بازدارندگی داخلی رژیم صهیونیستی است. آن‌ها با علنی‌سازی عملیات، در پی القای این پیام هستند که ارتش همچنان تهاجمی عمل می‌کند؛ اما این نمایش، در شرایطی صورت می‌گیرد که نبردهای غزه و لبنان، قدرت‌های موشکی و پهپادی جبهه مقاومت را به عمق سرزمین‌های اشغالی کشانده و نظریه «امنیت یکجانبه» را با بحران بی‌سابقه‌ای مواجه ساخته است. (منبع: گزارش مرکز مطالعات راهبردی القدس، ۲۰۲۴)
 
از منظر ژئوپلیتیکی، این بیانیه در آستانه بازتعریف تعهدات آمریکا در غرب آسیا منتشر شده است. رژیم صهیونی با این «واقعیت‌سازی» رسانه‌ای، می‌کوشد تا خطوط قرمز جدیدی را پیش از آنکه واشنگتن وارد دوره انتقالی شود، ترسیم کند. اما این شتاب‌زدگی، بیش از آنکه بازدارنده باشد، ماهیت بحرانی و انفعالی تصمیم‌گیری در تل‌آویو را برملا می‌کند.
 
هدف‌گیری زنجیره‌ای یا تخریب‌ناپذیری ساختاری؟ از شلیک به تأسیسات تا اصابت به اعتبار
 
یکی از مهم‌ترین نشانه‌های ناتوانی راهبردی در این بیانیه، در هم‌پوشانی اهداف دیده می‌شود. هدف‌گیری هم‌زمان «کارخانه استخراج اورانیوم»، «کارخانه آب سنگین اراک» و دو کارخانه اصلی صنایع نظامی، نشان‌دهنده تلاش برای اجرای استراتژی «تخریب زنجیره‌ای» است. اما آنچه این استراتژی را با شکست مواجه می‌سازد، ماهیت ساختاری و شبکه‌ای صنعت دفاعی و هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران است.
 
برخلاف روایت‌سازی دشمن، صنعت دفاعی ایران نه در چند نقطه متمرکز، بلکه در قالب یک زیست‌بوم گسترده و غیرمتمرکز طراحی شده است. تجربه عملیات‌های پیشین نشان داده که هرگونه ضربه به بخشی از این زنجیره، با سازوکارهای بومی‌سازی و بازآفرینی سریع، توان بازدارندگی را با کیفیتی بالاتر بازمی‌گرداند. (منبع: گزارش‌های رسمی سازمان صنایع دفاعی ایران، ۱۴۰۳)
 
از سوی دیگر، تأکید بر «تضعیف توانایی ایران در تأمین تسلیحات برای جبهه مقاومت»، خود اعترافی آشکار بر کارآمدی این زنجیره تأمین است. محور مقاومت امروز به نقطه‌ای از بلوغ راهبردی رسیده که زنجیره تأمین آن، مبتنی بر انباشت دانش فنی و توانمندی‌های بومی است، نه صرفاً انتقال کالا. لذا حملات آشکار به صنایع نظامی ایران، به جای قطع این زنجیره، صرفاً به بازتولید گسترده‌تر آن در جغرافیای جدید منجر خواهد شد.
 
مدیریت رسانه‌ای؛ از «شکست روایت» تا «جهاد تبیین»
 
بیانیه اخیر رژیم صهیونی بخشی از یک کمپین گسترده برای بازتعریف موازنه وحشت در منطقه است. در این میدان، «نبرد روایت‌ها» از خود عملیات تعیین‌کننده‌تر است. تجربه سال‌های اخیر نشان داده که هرگاه جبهه مقاومت توانسته روایت دشمن را با تصویر «شکست راهبردی» جایگزین کند، معادلات به نفع آن تغییر یافته است.
 
در این چارچوب، توصیه‌های رسانه‌ای مندرج در تحلیل اولیه (که مبتنی بر «چارچوب‌بندی پیام» و «شکاف‌افکنی در افکار عمومی اسرائیل» است) اگرچه راهگشاست، اما باید فراتر از آن، به «جهاد تبیین» به مثابه یک راهبرد کلان نگریسته شود. رسانه ملی و نخبگان حوزوی و دانشگاهی باید با بهره‌گیری از ابزارهای دیپلماسی رسانه‌ای، این بیانیه را به عنوان سند «یأس راهبردی» و «فروپاشی نظریه امنیت یکجانبه» چارچوب‌بندی کنند.
 
نمایش تصاویر بازسازی سریع تأسیسات، مصاحبه با کارشناسان مستقل بین‌المللی درباره ناتوانی اسرائیل در ایجاد تخریب پایدار و انعکاس هزینه‌های اقتصادی و نظامی این عملیات‌ها برای جامعه صهیونی (که خود گرفتار بحران‌های داخلی و فرار سرمایه است) روایت «تعمیق آسیب» را به «تعمیق بحران برای مهاجم» تبدیل می کند. (منبع: گزارش‌های سازمان ملل در مورد نقض حاکمیت ملی ایران توسط رژیم صهیونیستی، ۲۰۲۴)
 
افول بازدارندگی آشکار و صعود همبستگی ملی
 
بیانیه ارتش دژخیم صهیونی را باید نقطه عطفی در تحولات امنیتی غرب آسیا دانست؛ اما نه از جنس قدرت‌نمایی، بلکه از جنس شکاف در بازدارندگی و شتاب‌زدگی برای جبران ناکامی‌ها. تحلیل مبتنی بر واقع‌گرایی تهاجمی نشان می‌دهد که علنی‌سازی عملیات‌های پنهان، در شرایطی رخ می‌دهد که گزینه‌های راهبردی رژیم صهیونیستی به دلیل فرسایش در جبهه‌های نزدیک و افول حمایت‌های بی‌قید و شرط آمریکایی، به شدت محدود شده است.
 
سه سناریو برای آینده نزدیک قابل تصور است:
 
۱. تشدید تقارن‌زدایی: رژیم صهیونی ممکن است با تکیه بر جنگ ترکیبی (سایبری، روانی و عملیات‌های محدود) به دنبال افزایش هزینه‌ها برای ایران باشد، اما این سناریو به دلیل توان بالای ایران در بازسازی و پاسخ هوشمندانه، به فرسایش بیشتر مهاجم منجر خواهد شد.
 
۲. ورود به چرخه تنش‌آمیز محدود: احتمال پاسخ متقارن و نقطه‌زن ایران به عمق سرزمین‌های اشغالی وجود دارد که در این صورت، معادله بازدارندگی به نفع کسی تغییر خواهد کرد که قدرت تحمل هزینه‌های طولانی‌مدت را دارد. تجربه نشان داده جمهوری اسلامی ایران در مدیریت این چرخه‌ها، همواره مبتکر و پیش‌دست بوده است.
 
۳. فروپاشی روایت بازدارندگی اسرائیل: در بلندمدت، افشای ناتوانی در ایجاد تخریب پایدار و اعتراف به حملات مکرر بدون نتیجه راهبردی، می‌تواند منجر به فروپاشی باورپذیری ارتش غاصب صهیونی در افکار عمومی منطقه و حتی داخل رژیم صهیونی شود.
 
افق روشن این میدان، در تقویت تاب‌آوری ملی، همبستگی فراجناحی و بازتولید قدرت بومی ترسیم شده است. بیانیه اخیر رژیم صهیونی، اگرچه در ظاهر تهاجمی می‌نماید، اما در عمق، نمایشی از بن‌بست راهبردی رژیمی است که در پی فرار از بحران‌های داخلی، کمر به «واقعیت‌سازی» موهوم بسته است. جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر پشتوانه مردمی، قدرت بازدارندگی ترکیبی و شبکه هوشمند مقاومت، به نقطه‌ای از ثبات راهبردی دست یافته که این گونه شتاب‌زدگی‌ها را فرصتی برای افشای چهره واقعی دشمن و تحکیم ایمان به «وعده نصرت الهی» تلقی می‌کند.
 
والعاقبه للمتقین
ارسال نظرات