۱۶ فروردين ۱۴۰۵ - ۰۰:۱۴
کد خبر: ۸۱۱۳۱۰

آرامش‌بخشی به بازارها در طوفان جنگ؛ چرا بازگشایی کسب‌وکارها بعد از نوروز، خط مقدم نبرد روایت‌هاست؟

آرامش‌بخشی به بازارها در طوفان جنگ؛ چرا بازگشایی کسب‌وکارها بعد از نوروز، خط مقدم نبرد روایت‌هاست؟
دشمن صهیونیستی و معماران پشت صحنه آن در کاخ سفید، سال‌هاست که جنگ را چندلایه تعریف کرده‌اند: لایه سخت‌افزاری (نظامی)، لایه نرم‌افزاری (رسانه‌ای و ادراکی) و لایه اقتصادی (تضعیف زیرساخت معیشت و اعتماد).

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، متن یادداشت ارسالی یکی از فضلای حوزه علمیه قم در موضوع نبرد رمضان و نقش مردم در این جنگ با استکبار بدین شرح است.

وقتی از «ادامه جنگ» سخن می‌گوییم، ناخودآگاه ذهن به سمت مرزهای غربی و شرقی، رادارهای پدافندی، ناوگان دریایی و رزمایش‌های موشکی می‌رود. اما دشمن صهیونیستی و معماران پشت صحنه آن در کاخ سفید، سال‌هاست که جنگ را چندلایه تعریف کرده‌اند: لایه سخت‌افزاری (نظامی)، لایه نرم‌افزاری (رسانه‌ای و ادراکی) و لایه اقتصادی (تضعیف زیرساخت معیشت و اعتماد).
 
نکته دقیق و کمتر دیده‌شده در این میان، دوره گذار از فاز «پنهان شدن اثرات جنگ» به فاز «بروز آشکار واقعیت‌های اقتصادی» است. دقیقاً همان نقطه‌ای که اقتصاد ایران بعد از تعطیلات نوروزی ۱۴۰۴ در آن ایستاده است. نوروز به‌عنوان یک مکث ملی، فرصتی برای تحکیم پیوندهای خانوادگی و زمانی برای تنفس روانی بازارها بود. اکنون با بازگشایی کسب‌وکارها، تقاضای سرکوب‌شده، انتظارات مهارگسیخته و شوک همزمان عرضه و تقاضا، همگی یک‌جا صحنه را برای یک آزمون سخت فراهم کرده‌اند.
 
چرا و چگونه جریان معاند، بازگشایی پساتعطیلات را نقطه‌ کور راهبردی جمهوری اسلامی ایران می‌بیند و برای عملیات روانی در این مقطع، چه سناریوهایی طراحی کرده است؟ 
باور داریم که آمریکا و اسرائیل از سر محاسبه‌ بازی صفر – جمع، به دنبال مدیریت انتظارات عمومی در ایران به‌عنوان ابزاری برای تغییر رفتارهای راهبردی نظام هستند.
 
سه‌ضلعی مرگبار؛ انباشت تقاضا، آزاد شدن انتظارات و بازگشت بازیگران
 
در روزهای نخست پس از تعطیلات، سه مؤلفه مانند یک مثلث آتش، فضای اقتصادی را تهدید می‌کند:
اول: انباشت تقاضای عقب‌افتاده از اسفند و ایام تعطیلات. خانوارها در نوروز به‌طور طبیعی از خرید کالاهای بادوام و حتی برخی کالاهای اساسی فاصله گرفته‌اند. بازگشت ناگهانی این حجم تقاضا، می‌تواند به جهش قیمتی دامن بزند، آن‌هم در شرایطی که زنجیره‌های تأمین هنوز به روال عادی برنگشته‌اند.
 
دوم: آزاد شدن انتظارات سرکوب‌شده. در طول تعطیلات، بسیاری از فعالان اقتصادی در حالت «تماشا و صبر» به سر می‌بردند. اما با بازگشایی بازارها، آن‌چه در ذهن و خاطره جمعی از شوک‌های ارزی و تورمی ماه‌های پیشین ثبت شده، یک‌باره به رفتار هیجانی تبدیل می‌شود. اینجا نقطه‌ی نفوذ اصلی جریان معاند است: آن‌ها با روایت‌های آینده‌نگرانه و هشدارهای فاجعه‌آمیز، همین انتظارات را به سمت «خرید احتکاری»، «خروج سرمایه» و «توقف تولید» سوق می‌دهند.
 
سوم: بازگشت بازیگران اقتصادی به تصمیم‌گیری. مدیران بنگاه‌ها، خُردهمالان بورسی و حتی صرافان بازار ارز، پس از یک تعطیلات طولانی، دوباره پشت میز تصمیم می‌نشینند. رفتار این بازیگران شدیداً به روایت غالب رسانه‌ای در روزهای اول تا دهم فروردین وابسته است. اگر روایت «آرامش و مدیریت بحران» سوار بر موج اول خبری شود، بازیگران نرمال رفتار می‌کنند. اگر روایت «شوک و فروپاشی قریب‌الوقوع» در همان ساعات آغازین منتشر شود، یک پیش‌گویی خودتحقق‌بخش شکل می‌گیرد.
 
این دقیقاً همان نقطه‌ای است که در اسناد افشاشده از اندیشکده‌های صهیونیستی نظیر مؤسسه امنیت ملی اسرائیل (INSS) دیده می‌شود. آن‌ها در گزارش‌های داخلی خود (که برخی از آن‌ها توسط رسانه‌های عبری مانند جروزالم پست بازتاب یافته) تأکید دارند: «آسیب‌پذیرترین بازه زمانی ایران، فاصله بین یک شوک نظامی و بازگشت به وضعیت عادی کسب‌وکار است.» 
 
عملیات روانی دشمن؛ «ناامیدسازی» به‌مثابه پیش‌زمینه براندازی
 
جریان معاند – اعم از شبکه‌های فارسی‌زبان معاند مستقر در لندن و واشنگتن، همچنین سلبری‌های سیاسی‌زده در فضای مجازی – در این مقطع سه محور اصلی را دنبال می‌کند:
 
محور اول: القای دوام نامحدود جنگ و تثبیت «وضعیت بن‌بست». آن‌ها تلاش می‌کنند این تصویر را بسازند که «جنگ پایانی ندارد و اقتصاد دیگر هرگز به شرایط قبل بازنخواهد گشت.» به گزارش مرکز نظرسنجی و تحلیل‌های راهبردی سازمان صداوسیما (اسفند ۱۴۰۳)، میزان جستجوی عبارت «پایان جنگ» در شبکه‌های اجتماعی داخلی توسط حساب‌های دارای الگوی رفتاری مشکوک، در هفته پایانی سال ۳۴۰ درصد افزایش یافته بود.
 
محور دوم: جداسازی ادراک «مقاومت» از «معیشت». این عملیات روانی تلاش دارد بگوید: «مقاومت برای خانواده‌های ایرانی گران تمام شده و هزینه‌های آن از منافعش بیشتر است.» این دقیقاً همان روایتی است که در جنگ ترکیبی علیه محور مقاومت در لبنان و سوریه نیز آزمایش شده. اندیشکده واشنگتن اینستیتوت در تحلیلی با صراحت نوشته: «پیروزی در جنگ با ایران، نه در میدان نبرد، بلکه در سفره مردم ایران رقم می‌خورد.» 
 
محور سوم: تحریک به «نافرمانی مدنی اقتصادی». از طریق کانال‌های تلگرامی و ایکس، شایعاتی مبنی بر «تعطیلی سراسری بازارها از روز دهم فروردین» یا «بازداشت گسترده بازرگانان» منتشر می‌شود تا فعالان اقتصادی از بازگشت به چرخه تولید وحشت کنند. این تاکتیک، نسخه‌ی ایرانی همان الگویی است که در اعتراضات بلاروس و بحران ونزوئلا از سوی آژانس‌های غربی اجرا شد. گزارش‌های سایبرلا نشان می‌دهد که حداقل ۴۵۰ کانال تلگرامی وابسته به جریان معاند، از ۲۵ اسفند سال گذشته تولید محتوای هماهنگ برای بازگشایی هراسناک بازارها را آغاز کرده‌اند.
 
سناریوپردازی در میدان رقابت ژئوپلیتیکی
 
بر اساس روندهای نظامی و اطلاعاتی موجود، می‌توان سه سناریو را تصویر کرد:
 
سناریوی اول (به نفع ایران): رسانه‌ها، دولت و اصناف در یک «عملیات هماهنگ ملی» موفق می‌شوند بازگشایی را آرام و تدریجی جلو ببرند. انتظارات تورمی مهار می‌شود. جریان معاند در همان هفته اول شکست روایی می‌خورد و مجبور می‌شود به سمت شایعات خُرد و بی‌اثر عقب‌نشینی کند. در این سناریو، حتی اگر حملات نظامی اسرائیل ادامه یابد، اقتصاد ایران «جداشده از شوک‌های لحظه‌ای» عمل خواهد کرد.
 
سناریوی دوم (وضعیت خاکستری): در روزهای اول تا سوم، نوساناتی در ارز و سکه رخ می‌دهد. جریان معاند با اوج‌دهی رسانه‌ای به این نوسانات، بخشی از اصناف خُرد را به تعطیلی موقت ترغیب می‌کند. اما با واکنش به‌موقع بانک مرکزی و ورود دستگاه‌های اطلاعاتی برای شناسایی عوامل اختلال در بازار، فضا پس از یک هفته آرام می‌شود. این سناریو محتمل‌ترین حالت است.
 
سناریوی سوم (سناریوی قرمز - مورد نظر دشمن): شوک نظامی گسترده از سوی اسرائیل (مثلاً حمله به تأسیسات انرژی در هفته اول فروردین) با عملیات روانی هماهنگ می‌شود. هم‌زمان، شبکه‌های معاند «نقشه نجات سرمایه» منتشر می‌کنند و برخی بازیگران بزرگ اقتصادی شروع به انتقال سرمایه می‌کنند. این سناریو همان الگویی است که در جنگ اوکراین علیه روسیه اجرا شد و منجر به ریزش ۴۰ درصدی روبل در روزهای اول شد. اما تفاوت ایران در این است که (۱) تجربه تحریم‌های حداکثری، اقتصاد را چندلایه و مقاوم ساخته، (۲) نظام توزیع ارز به صورت دستوری و کنترل شده عمل می‌کند، (۳) و مهم‌تر از همه، سرمایه اجتماعی مقاومت در اقشار میانی و پایین جامعه، بسیار بالاتر از چیزی است که اندیشکده‌های غربی برآورد کرده‌اند. مستند آن، گزارش مارس ۲۰۲۵ مؤسسه گالوپ است که نشان می‌دهد علی‌رغم همه فشارها، ۶۸ درصد ایرانیان «مقاومت در برابر زیاده‌خواهی غرب» را اولویت ملی می‌دانند. 
 
طوفان روایت‌ها را می‌شکند، نه برعکس
 
اینجا باید صریح و صادقانه سخن گفت: دشمن نقشه‌ بازگشایی کسب‌وکارها را خوانده است. او می‌داند که اقتصاد ایران شبیه یک ابرخازن عمل می‌کند که در تعطیلات نوروز شارژ روانی شده و حالا در آستانه دشارژ است. او می‌خواهد این دشارژ به شکل انفجار نارضایتی رخ دهد. اما آنچه دشمن از آن غافل است، ظرفیت «نوآوری روایی» در ساختار رسانه‌ای انقلاب است. رسانه‌ای که می‌تواند در عین واقع‌بینی، «امید راهبردی» را از یک شعار به یک الگوی عملیاتی تبدیل کند.
 
پیش‌بینی محافظه‌شده و مستند ما این است: جریان معاند در این جبهه شکست مفتضحانه‌ای خواهد خورد. آن‌ها پس از چند روز خواهند دید که نه بازارها تعطیل شده، نه نانوایی‌ها در صف‌های طولانی قرار گرفته‌اند و نه مردم به خیابان‌ها ریخته‌اند. در آن لحظه، عملیات روانی دشمن به ضد خود تبدیل می‌شود: مردم ایران تازه می‌فهمند چقدر از توهمات رسانه‌های معاند فاصله دارند و چقدر ساختار اقتصادی کشور علیرغم تمام مشکلات، در عمق خود مقاوم و هوشمند است.
 
و این، همان نقطه‌ای است که در آن، قدرت جدید جهانی جمهوری اسلامی ایران در میدان موشک‌ها و در میدان باورها و انتظارات عمومی متولد می‌شود. آمریکا و رژیم صهیونی هر چه تلاش کنند، نمی‌توانند بپذیرند که یک ملت می‌تواند هم در جنگ و هم در بازار، پیروز ظاهر شود. اما این حقیقتی است که روزهای آینده، سطر به سطر آن را خواهند خواند. آن‌گاه، تاریخ خواهد نوشت: «در بهار ۱۴۰5، جمهوری اسلامی ایران ثابت کرد که جنگ ترکیبی را تنها با ترکیب هوشمندی از سنگر، سنت و سفره می‌توان خنثی کرد.»
 
شکست هیمنه آمریکا در راه است.
پاینده باد جمهوری اسلامی ایران
الداعی الی سواء السبیل و الآخذ بید الأمة إلی مدارج الکمال
برچسب ها: بازار اغتشاش ارز
ارسال نظرات