۱۸ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۵:۵۰
کد خبر: ۸۱۱۵۶۷
حاجی نجاری مطرح كرد؛

شكست راهبرد جنگی آمریكا علیه ایران؛ از «گل به خودی استراتژیك» تا ظهور ابرقدرت چهارم

شكست راهبرد جنگی آمریكا علیه ایران؛ از «گل به خودی استراتژیك» تا ظهور ابرقدرت چهارم
كارشناس مسائل سیاسی، جنگ تحمیلی آمریكا علیه ایران را «یك گل به خودی بزرگ برای واشنگتن» توصیف كرد و گفت: این رویارویی نه‌تنها به فروپاشی ایران منجر نشد، بلكه انسجام داخلی، ارتقای جایگاه منطقه‌ای و تثبیت بازدارندگی جمهوری اسلامی را در پی داشت.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، دكتر عباس حاجی نجاری كارشناس مسائل سیاسی در مصاحبه با برنامه «ایران سربلند» با اشاره به تحولات سال‌های اخیر و نقش‌آفرینی دولت آمریكا و رژیم صهیونیستی، این جنگ را مصداق بارز یك «گل به خودی استراتژیك» برای كاخ سفید دانست كه نتیجه‌ای معكوس با اهداف طراحان آن رقم زده است.

 وی با اشاره به اظهارات فرید زكریا، تحلیلگر سرشناس آمریكایی كه جنگ با ایران را «گل به خودی» برای آمریكا توصیف كرده است، گفت: این تعبیر دقیقاً واقعیتی را بیان می‌كند كه امروز در صحنه عمل شاهد آن هستیم؛ جنگی كه قرار بود به تضعیف و فروپاشی جمهوری اسلامی بینجامد، نه‌تنها چنین نتیجه‌ای نداشت، بلكه ایران را در جایگاه یك قدرت تثبیت‌شده و تأثیرگذار منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قرارداد.

 این كارشناس سیاسی در تبیین زمینه‌های آغاز این رویارویی، یكی از محرك‌های اصلی دونالد ترامپ در ورود به تقابل مستقیم با ایران را نقش و فشار شخص بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، عنوان كرد و افزود: هم ترامپ و هم نتانیاهو در یك هدف مشترك بودند؛ مهار و تضعیف انقلاب اسلامی ایران كه به‌زعم آن‌ها در طول بیش از چهار دهه، بزرگ‌ترین شكست راهبردی را به آمریكا و نظام سلطه تحمیل كرده است. از نگاه آن‌ها، ایران نه فقط یك بازیگر منطقه‌ای، بلكه یك «تهدید فكری و اجتماعی» است كه با اتكا بر مبانی اعتقادی و پایگاه مردمی، نظم مطلوب صهیونیسم آمریكایی را به چالش كشیده است.

وی با اشاره به برآوردهای سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی تصریح كرد: بر اساس تحلیل موساد، ایران پس از جنگ‌های اخیر، از جمله «جنگ ۱۲ روزه» و همچنین حوادث داخلی نظیر فتنه دی‌ماه، دچار بحران و آسیب‌پذیری شده و در آستانه فروپاشی از درون قرار دارد. آن‌ها به مقامات آمریكایی القا كردند كه «یك ضربه كافی است»؛ ضربه‌ای كه باهدف قراردادن رأس نظام، رهبری و فرماندهان ارشد نظامی، می‌تواند به فروپاشی ساختار قدرت در تهران منجر شود.

این كارشناس با تأكید بر اشتباه بودن چنین محاسباتی گفت: آنچه در میدان اتفاق افتاد دقیقاً خلاف این سناریو بود. نه‌تنها جمهوری اسلامی ایران در عرض دو سه روز فرونپاشید، بلكه استحكام درونی آن بیشتر شد؛ انسجام و همبستگی داخلی تقویت شد و نیروهای مسلح كشور باقدرت و هوشمندی، پاسخ‌هایی بازدارنده و حساب‌شده ارائه كردند. به اذعان بسیاری از ناظران بین‌المللی، آمریكا در این تقابل شكست سنگینی را تجربه كرد كه حتی در جنگ جهانی دوم نیز مشابه آن را از حیث تحقیر راهبردی و نمادین تجربه نكرده بود.

وی افزود: یكی از نتایج مهم این مواجهه، ظهور ایران اسلامی به‌عنوان «ابرقدرت چهارم» در نظم جدید جهانی است؛ قدرتی كه علاوه بر توان سخت‌افزاری و نظامی، از پشتوانه‌ای مردمی و گفتمانی برخوردار است و همین تركیب، سطح بازدارندگی آن را به طور بی‌سابقه‌ای ارتقا داده است. به تعبیر وی، امروز معادله قدرت صرفاً با معیارهای سنتی نظامی و اقتصادی سنجیده نمی‌شود، بلكه «اراده و مقاومت ملت‌ها» نقش تعیین‌كننده‌ای پیدا كرده و ایران نمونه برجسته این واقعیت است.

این كارشناس در ادامه، به اهداف راهبردی آمریكا و رژیم صهیونیستی اشاره كرد و گفت: از دید طراحان این جنگ، ایران مستحكم و مقتدر، بزرگ‌ترین مانع در برابر گسترش نظمی است كه صهیونیسم آمریكایی برای منطقه و جهان در نظر گرفته است. در این چارچوب، هدف نهایی آن‌ها یا تجزیه ایران و یا به‌اصطلاح «بلعیدن» آن و خارج‌كردن تهران از معادلات قدرت منطقه‌ای بود؛ طرحی كه قرار بود با فشار نظامی، جنگ روانی و بهره‌گیری از شكاف‌های اجتماعی و اقتصادی داخلی به سرانجام برسد، اما در عمل با دیوار مقاومت مردم و محاسبات دقیق راهبردی جمهوری اسلامی مواجه شد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی با اشاره به پیامدهای میدانی و منطقه‌ای این تقابل خاطرنشان كرد: برخلاف انتظار طراحان جنگ، نه‌تنها جبهه مقاومت تضعیف نشد، بلكه در برخی نقاط مانند لبنان، حزب‌الله پس از تحمل فشارها و ضربات اولیه، باقدرت بیشتری در میدان ظاهر شد و توانست رژیم صهیونیستی را در وضعیت دفاعی قرار دهد. به گفته او، شكست پروژه براندازی و تضعیف ایران، موجب تثبیت جایگاه «تفكر انقلاب اسلامی» و تصویر «ایران قدرتمند» در افكار عمومی منطقه شده و انسجام و وحدت ملی در داخل كشور را نیز تقویت كرده است.

وی همچنین به پیامدهای بین‌المللی این رویارویی اشاره كرد و افزود: یكی از نشانه‌های تغییر روند تحولات جهانی، بروز اختلافات آشكار میان اروپا و آمریكا در قبال جنگ و بحران‌های مرتبط با ایران است. كشورهایی مانند فرانسه، آلمان و انگلیس صراحتاً اعلام كردند «این جنگ، جنگ ما نیست» و حاضر نشدند به طور كامل با ماجراجویی‌های واشنگتن همراهی كنند. این فاصله‌گذاری را می‌توان نشانه‌ای از فرسایش قدرت هژمونیك آمریكا و تغییر تدریجی موازنه‌ها در نظام بین‌الملل دانست؛ تغییری كه محصول ایستادگی و مقاومت مردم ایران و هزینه‌هایی است كه بر راهبردهای غلط آمریكا تحمیل شده است.

این كارشناس در بخش دیگری از گفت‌وگو، «ایستادگی و مقاومت مردم ایران» را متغیر اصلی برهم‌زننده طرح آمریكا و رژیم صهیونیستی خواند و تصریح كرد: اگر در همان روزهای نخست، فشارها و حملات آن‌ها به نتیجه می‌رسید، امروز جهان شاهد یك جبهه مستحكم و بدون شكاف علیه ایران بود؛ اما مقاومت مردم، وحدت داخلی و پایمردی در برابر تهدیدها، كل سناریوی طراحی‌شده را بر هم زد و حتی در داخل ساختار قدرت آمریكا، اختلافات جدی ایجاد كرد؛ به‌گونه‌ای كه شاهد بركناری برخی فرماندهان، چالش در پنتاگون و مخالفت جدی با ایده «عملیات زمینی علیه ایران» هستیم.

وی در ادامه با اشاره به ابعاد نمادین رویارویی اراده‌ها، به نمونه سرنگونی جنگنده اف-۳۵ اشاره كرد و گفت: این جنگنده به‌عنوان نوك پیكان تكنولوژی نظامی غرب و «اسطوره جنگنده‌های نسل پنجم» معرفی می‌شد؛ رسانه‌های غربی آن را پرنده‌ای می‌دانستند كه «حتی چشم خدا هم نمی‌بیند» و نماد برتری مطلق آمریكا در آسمان بود. اما جوانان ایرانی، در اوج تحریم‌ها و محدودیت‌ها، توانستند این «غول تكنولوژی» را از آسمان به زمین بكشانند. به تعبیر وی، این رخداد صرفاً یك موفقیت فنی نبود، بلكه نماد پیروزی اراده و ایمان در برابر غرور تكنولوژیك غرب است و نشان می‌دهد كه معادله قدرت، تنها با عدد و رقم و بودجه نظامی تعیین نمی‌شود.

این كارشناس سیاسی با قدردانی از نقش نیروهای نظامی و امنیتی كشور در دفاع از مرزها و تأمین امنیت ملی، تأكید كرد: امنیت امروز ایران، محصول تلاش «نگهداران» این سرزمین است؛ كسانی كه در خط مقدم دفاع از مردم و سرزمین ایستاده‌اند و در برابر پیچیده‌ترین تهدیدهای نظامی و اطلاعاتی دشمن، باتكیه‌بر دانش بومی، ایمان و روحیه فداكاری، از كیان كشور صیانت می‌كنند.

وی در جمع‌بندی سخنان خود در برنامه «ایران سربلند» به تهدیدهای ادامه‌دار دونالد ترامپ در خصوص «عملیات زمینی» و سایر گزینه‌های روی میز نیز پرداخت و اظهار داشت: هرچند این تهدیدها تكراری شده، اما حماقت ترامپ و نتانیاهو را نباید نادیده گرفت و لازم است همه تهدیدها جدی گرفته شود. بااین‌حال، جمهوری اسلامی ایران برای هر سناریوی احتمالی، پاسخ قدرتمند و متناسبی در نظر گرفته و تجربه نشان داده است كه هر بار دشمن در میدان عمل با این پاسخ‌ها مواجه شده، مجبور به عقب‌نشینی شده است.

وی در پایان تأكید كرد: مادامی كه مردم ایران بر مسیر ایستادگی و مقاومت پایدار باشند و پیوند میان ملت، رهبری و نیروهای حافظ امنیت حفظ شود، هرگونه طرح و توطئه‌ای علیه این سرزمین سرنوشتی جز شكست نخواهد داشت و روند تحولات نشان می‌دهد كه «با تداوم این مسیر، ما پیروز خواهیم شد؛ ان‌شاءالله».

ارسال نظرات