نامها را به میدان جنگ هویتی تبدیل نکنیم
به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، در روزهای اخیر کارزاری با عنوان «تغییر نام عربی به ایرانی» مورد توجه برخی کاربران فضای مجازی قرار گرفته است. در متن این کارزار از مسئولان خواسته شده است که روند تغییر نامهای عربی به نامهای ایرانی تسهیل شود و محدودیتهای موجود در این زمینه کاهش یابد.
در نگاه نخست، شاید چنین مطالبهای صرفاً یک درخواست شخصی و مرتبط با حقوق شهروندی به نظر برسد؛ اما هنگامی که این موضوع در قالب یک جریان اجتماعی و با ادبیاتی هویتساز مطرح میشود، دیگر نمیتوان آن را صرفاً یک مسئله فردی تلقی کرد. پرسش اصلی اینجاست که آیا قرار است نامهای ایرانی و نامهای اسلامی در برابر یکدیگر قرار گیرند و به نماد دو هویت متعارض تبدیل شوند؟
ایران کشوری با تمدنی چند هزار ساله و در عین حال یکی از مهمترین کانونهای تمدن اسلامی در جهان است. هویت امروز ملت ایران نه صرفاً ایرانیِ باستانی است و نه صرفاً اسلامیِ جدا از تاریخ این سرزمین؛ بلکه محصول پیوند عمیق ایرانیت و اسلامیت در طول بیش از چهارده قرن است. بسیاری از بزرگترین افتخارات تاریخی ایران نیز دقیقاً در همین بستر شکل گرفتهاند. از دانشمندان و شاعران گرفته تا مجاهدان و شهیدان، همگی در فضایی رشد کردهاند که ایران و اسلام را مکمل یکدیگر میدانسته است، نه رقیب یکدیگر.
در چنین شرایطی، تبدیل مسئله نامگذاری به دوگانه «نام عربی یا نام ایرانی» بیش از آنکه یک مطالبه فرهنگی باشد، نوعی تقابلسازی هویتی محسوب میشود. گویی برخی میخواهند چنین القا کنند که هر نام دارای ریشه عربی، لزوماً بیگانه با فرهنگ ایرانی است و هر نام ایرانی نیز الزاماً برتر از آن محسوب میشود. این در حالی است که بخش قابل توجهی از نامهای رایج در جامعه ایران، نام شخصیتهای بزرگ اسلامی، پیامبران الهی، اهلبیت(ع) و مفاهیم اخلاقی و معنوی هستند که طی قرنها در فرهنگ ایرانی جای گرفتهاند و به بخشی از حافظه تاریخی ملت تبدیل شدهاند.
نامهایی مانند محمد، علی، فاطمه، زهرا، حسن، حسین، عباس و دهها نام دیگر صرفاً واژههایی با ریشه زبانی عربی نیستند؛ بلکه حامل بار عظیم فرهنگی، اعتقادی و تاریخی هستند. میلیونها خانواده ایرانی این نامها را نه به دلیل تعلق زبانی آنها به عربی، بلکه از سر محبت به پیامبر اکرم(ص)، اهلبیت(ع) و ارزشهای اسلامی انتخاب کردهاند. بنابراین تقلیل این نامها به یک «برچسب قومی یا زبانی» نگاهی سطحی و غیرتاریخی به مسئله نامگذاری است.
از سوی دیگر، این تصور که همه نامهای ایرانی دارای پشتوانه فرهنگی و معنایی غنی هستند و همه نامهای عربی فاقد چنین ویژگیایاند، یا برعکس، اساساً نادرست است. در هر دو مجموعه، نامهای ارزشمند و نامهای کممحتوا وجود دارند. معیار اصلی در انتخاب نام، معنا، زیبایی، تناسب فرهنگی و آثار تربیتی آن است؛ نه صرفاً ریشه زبانی واژه.
نکته مهمتر آن است که بسیاری از نامهایی که امروز «اسلامی» تلقی میشوند، در واقع به نمادهای هویتی ملت ایران نیز تبدیل شدهاند. نام شهیدان دفاع مقدس، دانشمندان، علما، قهرمانان ملی و شخصیتهای برجسته معاصر عمدتاً از همین نامها بوده است. آیا میتوان نامهایی را که با خاطره هزاران شهید، عالم و مجاهد ایرانی گره خوردهاند، صرفاً به دلیل منشأ زبانی آنها از دایره هویت ایرانی خارج دانست؟
البته هیچکس منکر حق افراد برای انتخاب نام دلخواه خود نیست. اگر فردی بنا به سلیقه شخصی یا دلایل خانوادگی خواهان تغییر نام خویش باشد، این موضوع باید در چارچوب قانون بررسی شود. اما تفاوت زیادی وجود دارد میان یک انتخاب شخصی و تبدیل آن به یک گفتمان اجتماعی مبتنی بر تقابل هویتی. آنچه محل تأمل است، نه اصل درخواست برخی افراد برای تغییر نام، بلکه القای این ذهنیت است که نامهای دارای ریشه عربی امری نامطلوب و نیازمند اصلاح هستند.
جامعه ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به همبستگی فرهنگی نیاز دارد. دامن زدن به دوگانههای کاذبی همچون «ایرانی یا اسلامی»، «ملی یا دینی» و «نام ایرانی یا نام عربی» نه کمکی به تقویت هویت ملی میکند و نه مشکلی از مشکلات مردم را حل خواهد کرد. تجربه تاریخی نشان داده است که نقطه قوت ایران، جمع میان ایرانیت و اسلامیت بوده است؛ همان سرمایهای که این ملت را در برابر تهاجمهای فرهنگی و سیاسی حفظ کرده است.
نامها بخشی از حافظه فرهنگی ملتها هستند. بهتر است به جای تبدیل آنها به ابزار جدالهای هویتی، به دنبال تقویت مشترکات و احترام به همه عناصر سازنده هویت ایرانی ـ اسلامی باشیم؛ هویتی که نه با حذف ایران کامل میشود و نه با حذف اسلام.