۱۲ دی ۱۴۰۴ - ۱۴:۲۰
کد خبر: ۸۰۲۳۴۷

مرز باریک مطالبه‌گری و اغتشاش؛ ضرورت بصیرت در جنگ ترکیبی دشمن

مرز باریک مطالبه‌گری و اغتشاش؛ ضرورت بصیرت در جنگ ترکیبی دشمن
فارس- بی‌تردید بخش قابل توجهی از مشکلات معیشتی مردم، ناشی از ضعف‌ها، ترک فعل‌ها و ناکارآمدی‌های داخلی است و انکار این واقعیت، خود زمینه‌ساز بی‌اعتمادی می‌شود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا در فارس، مطالبه‌گری نسبت به وضعیت معیشت و شرایط اقتصادی، نه‌تنها امری مشروع و قانونی است، بلکه در منطق انقلاب اسلامی، نشانه پویایی جامعه و احساس مسئولیت مردم نسبت به سرنوشت خود محسوب می‌شود. اسلام، مردم را به عدالت‌خواهی، مطالبه حق و نظارت اجتماعی فراخوانده و جمهوری اسلامی نیز این حق را در چارچوب قانون به رسمیت شناخته است. با این حال، آنچه امروز بیش از خودِ مطالبه اهمیت دارد، مرزبندی دقیق میان اعتراض آگاهانه و اغتشاش سازمان‌یافته است؛ مرزی که دشمن سال‌هاست تلاش می‌کند آن را مخدوش سازد.

دشمنان انقلاب اسلامی به‌خوبی دریافته‌اند که فشار اقتصادی و مشکلات معیشتی می‌تواند بستر نارضایتی اجتماعی را فراهم کند، اما نارضایتی به‌تنهایی برای تحقق اهداف براندازانه کافی نیست. از این‌رو، راهبرد اصلی آنان، انحراف مطالبات مردم از مسیر عقلانی و قانونی به سمت آشوب، ناامنی و تقابل با اصل نظام است. در این چارچوب، اعتراض مشروع، به‌تدریج در روایت‌های رسانه‌ای دشمن به اغتشاش، تخریب و خشونت گره می‌خورد تا هم امنیت جامعه مخدوش شود و هم مشروعیت مطالبه‌گری واقعی زیر سؤال برود.

تجربه‌های تلخ سال‌های گذشته، به‌ویژه فتنه ۸۸ و حوادث مشابه پس از آن، نشان داد که هرگاه قانون‌گریزی، بی‌اعتمادی به سازوکارهای رسمی و هیجان‌زدگی جایگزین عقلانیت و بصیرت شود، دشمن با تمام ظرفیت وارد میدان می‌شود. در چنین شرایطی، کسانی که شاید در آغاز با دغدغه معیشت وارد صحنه شده‌اند، ناخواسته به پیاده‌نظام پروژه‌هایی تبدیل می‌شوند که طراحی آن در اتاق‌های فکر بیگانگان صورت گرفته است.

مرزبندی میان مطالبه و اغتشاش، تنها یک بحث امنیتی یا سیاسی نیست، بلکه یک مسئله عمیق فرهنگی و معرفتی است. مطالبه‌گری اصیل، ریشه در آگاهی، امید و اعتماد به اصلاح دارد؛ اما اغتشاش، محصول ناامیدی القایی، تحریف واقعیت‌ها و القای بن‌بست است. دشمن می‌کوشد با القای این گزاره که «هیچ راهی جز آشوب وجود ندارد»، مردم را از مسیر اصلاح‌گری درون‌زا به مسیر تخریب سوق دهد.

در این میان، نقش نخبگان دینی، حوزه‌های علمیه، روحانیت و رسانه‌های متعهد، به‌ویژه در چارچوب جهاد تبیین، نقشی بی‌بدیل است. تبیین صحیح واقعیت‌های اقتصادی، مطالبه‌گری مسئولانه از مسئولان، هم‌زمان با افشای پروژه‌های سوءاستفاده دشمن، می‌تواند این مرزبندی را برای افکار عمومی روشن سازد. سکوت، تأخیر یا موضع‌گیری‌های دوپهلو، دقیقاً همان خلأیی است که دشمن برای تثبیت روایت خود به آن نیاز دارد.

بی‌تردید، بخش قابل توجهی از مشکلات معیشتی مردم، ناشی از ضعف‌ها، ترک فعل‌ها و ناکارآمدی‌های داخلی است و انکار این واقعیت، خود زمینه‌ساز بی‌اعتمادی می‌شود. اما تبدیل این واقعیت به بهانه‌ای برای برهم زدن امنیت و آرامش جامعه، نه تنها کمکی به حل مشکلات نمی‌کند، بلکه هزینه‌های مضاعفی را بر دوش مردم تحمیل می‌کند؛ هزینه‌هایی که بیش از همه، اقشار ضعیف و آسیب‌پذیر را متضرر می‌سازد.

امروز بیش از هر زمان دیگری، جامعه نیازمند بصیرت در تشخیص صحنه است؛ بصیرتی که اجازه ندهد مطالبه‌گری معیشتی، قربانی اغتشاش‌سازی و فتنه‌پردازی دشمن شود. حفظ این مرزبندی، هم ضامن صیانت از حقوق مردم است و هم شرط اساسی حفظ امنیت، ثبات و امید در جامعه اسلامی؛ مسیری که تنها با آگاهی، قانون‌مداری و تبیین مستمر می‌توان آن را هموار کرد.

ارسال نظرات