۱۵ راهکار عملی برای تربیت نسل متعهد/پیامدهای ناگوار تربیت سکولار
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، حجت الاسلام احمدی پرتو پژوهشگر حوزه خانواده و مسائل اجتماعی با مقایسه دو الگوی تربیتی «سکولار-غربی» و «دینی-انقلابی»، در نوشتاری تأکید کرد: تربیت انسان به یکی از مهمترین عرصههای رقابت فکری و فرهنگی در جهان امروز تبدیل شده است.
به گفته وی، در ایران نیز آثار این دو رویکرد قابل مشاهده است؛ بهطوریکه در سال ۱۴۰۴ همزمان با حضور بیش از یک میلیون نوجوان و جوان در آیین اعتکاف، برخی افراد نیز اقدام به تخریب و آتشزدن مساجد کردند که از نگاه او نشاندهنده تفاوت خروجیهای تربیتی در جامعه است.
حجتالاسلام دکتر احمدی پرتو معتقد است: الگوی تربیتی غربی مبتنی بر فردگرایی افراطی، اصالت لذت و آزادی مطلق، زمینهساز بروز بحرانهایی همچون احساس پوچی، افسردگی، فروپاشی اخلاقی و کاهش مسئولیتپذیری اجتماعی شده است.
وی همچنین گسترش آسیبهای اجتماعی، تضعیف نهاد خانواده و شکلگیری جریانهای افراطی و خشونتگرا را از پیامدهای این رویکرد دانست و هشدار داد که تأثیرات این الگو از طریق فضای مجازی و رسانههای فراملی بر بخشی از نسل جوان ایران نیز مشاهده میشود.
این پژوهشگر در مقابل، الگوی تربیتی دینی-انقلابی را عامل تقویت هویت، امید، مسئولیتپذیری و روحیه خدمترسانی در میان جوانان دانست و به نقش نسل جوان در عرصههایی مانند فعالیتهای جهادی، امدادرسانی در بحرانها و پیشرفتهای علمی کشور اشاره کرد.
وی همچنین مجموعهای از پیشنهادهای عملی از جمله اصلاح نظام آموزشی، توسعه مهارتهای اجتماعی، حمایت از تولید محتوای متعهد در فضای مجازی، ایجاد مراکز خلاقیت محلی و اختصاص مشوقهای اجتماعی برای فعالیتهای داوطلبانه را برای تربیت نسل آینده و تقویت سرمایه انسانی کشور ارائه کرد.
متن این نوشتار به شرح ذیل است:
در جهان پیچیده امروز، شاید هیچ میدانی به گستردگی و اهمیت «تربیت انسان» وجود نداشته باشد. این عرصه، صحنه نبردی نامرئی اما تعیینکننده است که نتایج آن در تکتک جوامع بشری آشکار میشود. در چند دهه اخیر، به ویژه در سالهای گذشته، ما شاهد دو الگوی کاملاً متضاد تربیتی در سطح جهان بودهایم: الگوی تربیتی سکولار-غربی با محوریت اومانیسم و لیبرالیسم رادیکال، و الگوی تربیتی دینی-انقلابی با محوریت ایمان، تعهد و مسئولیتپذیری اجتماعی. در میانه اتفاقات پرشتاب منطقه و جهان تحولات عمیقی در ایران در جریان است. در سال ۱۴۰۴ درست در ایامی که بیش از یک میلیون نوجوان و جوان ایرانی خلوت راز و نیاز با خدا را در قالب اعتکاف در مساجد برگزیدند عده ای از نوجوانان و جوانان همین کشور به آتش زدن همین مساجد اقدام کردند! بررسی نتایج و «خروجی» این دو الگو، تصویری گویا و درسآموز از آینده احتمالی بشریت ارائه میدهد.
سایههای تاریک تربیت غربی: از لاابالیگری تا پوچی
الگوی تربیتی غربی مدرن، که با شعارهای فریبنده «آزادی مطلق»، «اصالت لذت» و «فردگرایی افراطی» در محیط های رسانه ای و مجازی و بازی های رایانه ای و...تبلیغ میشود، امروزه در خود غرب و کشورهایی که تحت نفوذ فرهنگی آن قرار گرفتهاند، با بحرانهایی عمیق روبروست. این الگو، انسان را موجودی تکبُعدی، مصرفکننده و فاقد هرگونه مسئولیت متعالی میبیند.
نخستین و تراژیکترین خروجی این نظام، «بحران معنا» است. جوانی که در این سیستم پرورش یافته، پاسخی برای پرسشهای بنیادین «از کجا آمدهام؟»، «آمدنم بهر چه بود؟» و «به کجا خواهم رفت؟» نمییابد. نتیجه این حیرت و سرگشتگی، موج عظیم افسردگی، اضطراب، احساس پوچی و بیهدفی است. آمارهای سرسامآور مصرف ضدافسردگیها و افزایش خودکشی در میان جوانان غربی، فریاد بلند شکست این الگوی تربیتی در تأمین آرامش روانی انسان است.
خروجی دیگر، «فروپاشی اخلاقی و لاابالیگری» است. هنگامی که هر چارچوب اخلاقی ثابتی به نام «سنتزدگی» یا «تحجر» کنار گذاشته شود، تنها معیار رفتار، «لذت شخصی آنی» باقی میماند. خانواده به عنوان کانون امن و پایدار به شدت تضعیف میشود، وفاداری معنایی ندارد و روابط انسانی تا سطح کالاهای مصرفی تنزل مییابد. ظهور پدیدههایی مانند گسترش مواد مخدر، بیبندوباری جنسی، و فرهنگ «هیچچیز مهم نیست» از ثمرات این نگاه است.
اما خطرناکترین خروجی، «خشونت سازمانیافته بیمعنا» است. چگونه میتوان ظهور گروههایی مانند داعش را توضیح داد؟ اگرچه آنان شعارهای مذهبی میدهند، اما ریشههای فکری آنان را باید در همان «پوچی» و «بیهدفی» تولیدشده توسط تربیت غربی جستجو کرد. داعش محصول یک ایدئولوژی التقاطی و بیمار است که در خلأ معنوی جوانان جوامع تحت سلطه فرهنگی غرب رشد کرد. جوانانی که از هویت واقعی خود بیگانه شدند، به دنبال خشنترین و افراطیترین شکل هویتسازی رفتند. خشونت بیدلیل، قساوت بیسابقه و نابودی تمدنهای کهن توسط آنان، نمایشی از یک «مرگ معنا» در ابعاد اجتماعی است.
در ایران نیز، نسلی که صرفاً از طریق فضای مجازی (اینستاگرام، تلگرام و...) و رسانههای بیگانه، شیرهی زهرآلود این تربیت را مکیده، دچار همان علائم شده است: ناامیدی مفرط، انفعال، بدبینی، نفرت از خودِ ملی و تاریخی (خودزنی فرهنگی)، و تبدیل شدن به منتقدی که فقط فحش میدهد و سیاهنمایی میکند. این جوان، غرق در انبوهی از اطلاعات بیربط و ضدونقیض، توان تحلیل را از دست داده، به هیچ آرمان بزرگتر از خودش باور ندارد و تنها سرگرم «چالش کشیدن ارزشهای اصیل خانوادگی و ملی» به عنوان یک تفریح پوچ است. او «آزادی» را در تخریب هر چیزی که هویت او را میسازد میبیند، غافل از اینکه در نهایت به بردهای بیاراده از جریانهای مصرفی جهانی تبدیل خواهد شد.
نورآفرینی تربیت دینی-انقلابی: از ایثار تا سازندگی
در مقابل این تاریکی، الگوی تربیتی ناب دینی و ملی که بر پایههای ایمان به خدا، عشق به میهن، مسئولیتپذیری اجتماعی و اخلاق محوری استوار است، چه خروجیهایی ارائه داده است؟ نمونه زنده و پویای این الگو را میتوان در نسل جوان انقلابی، بسیجی و متعهد ایران مشاهده کرد.
اولین و درخشانترین خروجی این تربیت، «معنا بخشی به زندگی» و ایجاد «شور و نشاط عمیق» است. جوانی که با این باور که «هر انسانی مسئول ساختن دنیایی بهتر است» رشد میکند، و خود را سرباز یک آرمان بزرگ (مانند استقلال، عدالت، خدمت به خلق) میداند، هرگز دچار پوچی نمیشود. او صبح را با انگیزه و امید آغاز میکند زیرا میداند نقش او در این دنیا مهم است. این همان نشاطی است که در چهره جوانان دانشجو فعال در مناطق محروم، در جوانان پژوهشگر در آزمایشگاهها و در مدافعان حرم میدرخشید.
خروجی دوم، «ایثار و فداکاری در راه دیگران» است. هنگامی که تربیت، «ما» را بر «من» مقدم بداند، معجزه رخ میدهد. جوان ایرانی این ایثار را در سختترین شرایط ثابت کرده است: از دفاع مقدس هشت ساله که خیل هزاران نوجوان و جوان در عین داشتن آرزوهای جوانی از میهن خود دفاع کردند، تا مدافعان حرم که کیلومترها دورتر از خانه، برای دفاع از عزت انسانیت در برابر وحشیگری داعش ایستادند. اینان نه برای پول، که برای «حفظ ناموس و خاک» جنگیدند و جان دادند.
خروجی سوم، «خدمت مجاهدانه و خودجوش در بحرانها» است. تصویر جوانان بسیجی، جهادی و مردمی که در سیلهای ویرانگر لرستان، خوزستان و گلستان، یا در زمینلرزههای کرمانشاه و منجیل، نخستین گروههای امداد و نجات بودند، گواه زنده این تربیت است. آنان بدون منت و در سختترین شرایط، تنها به انگیزه «خدمت به هموطن» و با تکیه بر روحیه «ما میتوانیم» اقدام کردند. در بحران کرونا نیز، همین جوانان در قالب «ستادهای مردمی مقابله با کرونا» جانهای زیادی را نجات دادند.
خروجی چهارم، «خلاقیت و سازندگی در شرایط سخت» است. تحریمهای ظالمانه غرب، به جای ایجاد یأس، باعث شکوفایی استعدادهای جوانان متعهد ایرانی در حوزههای فناوری نانو، زیستفناوری، هوافضا، سلولهای بنیادی و دفاعی شد. این جوانان با ایمان راسخ، ثابت کردند که میتوان در سایه تربیت دینی و عشق به میهن، به قلههای علم دست یافت و «ما میتوانیم» را از شعار به واقعیت تبدیل کرد.
انتخابی سرنوشتساز:
دو تصویر کاملاً متضاد پیش روی ماست. از یک سو، جوانی افسرده، سرگشته، بیهویت، مصرفزده و خشمگین که حتی نسبت به خاک و تاریخ خود نیز بیتفاوت یا متنفر است. او محصول سیستم آموزشی و رسانهای است که «شک کردن در همه چیز» را به او یاد داده، اما «چگونه ساختن» را نه. او آزادی را در نفی هرگونه تعهد میبیند و در نهایت، اسیر انواع اعتیاد به مواد، پورنوگرافی، فضای مجازی میشود. البته بخش بزرگی از سیستم آموزشی معیوب و منفعل کنونی و فضای رهای مجازی که مدیریت آن در دستان دشمن ماست مقصر این بحران بزرگ هستند.
از سوی دیگر، جوانی باایمان، باانگیزه، پرنشاط، مسئولیتپذیر و سازنده را میبینیم. جوانی که عشق به خدا و میهن، به او بال پرواز داده است. او در آزمایشگاه میدرخشد، در میدان نبرد میایستد، در حوادث طبیعی پیشقدم میشود و برای آینده کشورش طرح و برنامه دارد. او هویت خود را میشناسد، به آن افتخار میکند و برای اعتلای آن مجاهدت میکند. این نسل محصول تربیت انقلابی مساجد و مراکز دینی و فرهنگی همین کشور هستند.
ملت ایران و جهان اسلام، در یک انتخاب تاریخی قرار دارند. آیا باید اجازه دهیم موج ویرانگر تربیت غربی که نتایج شکستخورده آن را در افسردگی جمعی غرب و جنایت داعش دیدیم، نسل آینده را نیز به تباهی بکشد؟ یا باید با قدرت و عقلانیت، به ترویج و تعمیق الگوی تربیت دینی-انقلابی بپردازیم که ثمره آن، نسلی ایثارگر، سازنده، امیدوار و افتخارآفرین است؟ پاسخ به این پرسش، سرنوشت تمدن اسلامی را در قرن پیش رو تعیین خواهد کرد. تجربه ایران اسلامی و انقلابی نشان داده است که حتی در سختترین شرایط، با تکیه بر همین الگوی ناب، میتوان در برابر تمامی توطئهها ایستاد و پیروز شد. آینده از آن ملتهایی است که بتوانند انسانهایی باایمان، دانا و متعهد تربیت کنند.
بر اساس تجربیات موفق و نیازهای روز، پیشنهادات عملیاتی بهروز برای تربیت نسل انقلابی متعهد به شرح زیر ارائه میشود:
۱. تحول در نظام آموزشی رسمی (مهدکودک تا دانشگاه)
- گنجاندن درسهای عملی و مهارتی«مسئولیتپذیری اجتماعی»:
طراحی واحدهای درسی با محوریت پروژههای محلی (مانند پاکسازی محیطزیست، کمک به سالمندان محله).
- ایجاد «مدارس مهارتهای زندگی انقلابی»:
تمرکز بر آموزش مدیریت بحران، امداد و نجات، سخنوری، تفکر انتقادی، رسانهسازی و کار تیمی در قالب اردوهای عملی.
- تدوین سرفصل «تاریخ شفاهی انقلاب»:
مصاحبههای زنده با پیشکسوتان انقلاب و دفاع مقدس توسط دانشآموزان و تولید محتوای چندرسانهای توسط خود آنان.
۲. بهروزرسانی گفتمانسازی و رسانهای
- راهاندازی «اینفلوئنسرهای مردمی متعهد»:
شناسایی و حمایت از چهرههای مؤمن و خلاق در فضای مجازی برای تولید محتوای جذاب با مضامین ارزشی (مثلاً ورزشکاران، هنرمندان یا دانشمندان جوان).
- برگزاری مسابقات «ایدهپردازی برای حل چالشهای ملی»:
مانند مسابقات استارتآپی با محوریت رفع مشکلات محرومیت، محیطزیست یا فناوریهای راهبردی.
۳. نهادسازی نوین و جریانساز
- تشکیل «خانههای خلاقیت نسل انقلاب» در هر محله:
فضاهایی با امکانات کارگاه نوآوری، کتابخانه تخصصی، استودیو رسانه و سالن گفتوگوی آزاد برای شکلگیری پروژههای جوانان.
- راهاندازی «سفرهای میدانی تکلیفمحور»:
مانند اردوهای جهادی «یک ماه زندگی در مناطق محروم» برای دانشجویان با هدف نیازسنجی و اجرای طرحهای توسعه محلی.
- تأسیس «باشگاههای مهارتافزایی رایگان»:
آموزشهای کاربردی مانند برنامهنویسی، طراحی صنعتی، مدیریت کسبوکار با شرط انتقال این مهارتها به حداقل ۵ نفر از مناطق کمبرخوردار.
۴. الگوسازی پویا و غیررسمی
- اجرای «طرح همسفرگی نسلها»:
ایجاد پلتفرمی برای پیوند دائمی هر جوان با یک پیشکسوت انقلاب به عنوان مربی و همراه زندگی.
- جشنوارههای «عکس و فیلم موبایلی از زیباییهای ایران»: با مشارکت عمومی و اهدای جایزههای ملی.
۵. نظام تشویقی هوشمند و فرصتساز
- اعطای «امتیاز خدمات مردمی» برای ورود به دانشگاه، استخدام و دریافت تسهیلات:
ثبت رسمی سوابق فعالیتهای داوطلبانه جوانان در یک سامانه ملی و در نظر گرفتن امتیاز مثبت.
- تأمین بودجه پایدار برای «ایدههای متعهدانه»: مانند صندوقهای خطرپذیر ویژه پروژههای دانشبنیان با رویکرد حل مشکلات کشور.
- اعطای «مسئولیتهای واقعی» به جوانان:
مانند مدیریت پروژههای عمران محلی، عضویت در شوراهای تصمیمگیری شهری یا نظارت بر اجرای قوانین.
این طرحها با تکیه بر خلاقیت، مسئولیتپذیری واقعی و اعتماد به نسل جوان، میتواند نسلی را پرورش دهد که هم متعهد به ارزشها است و هم مسلح به دانش و مهارتهای روز برای ساختن آینده ایران اسلامی و شکل گیری تمدن نوین اسلامی.
حجت الاسلام دکتر احمدی پرتو
پژوهشگر حوزه خانواده و مسائل اجتماعی