۰۱ تير ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۱
کد خبر: ۸۰۷۱۴۶
پژوهشگر عرصه تبلیغ دینی در گفت‌وگو با رسا تبیین کرد؛

تبلیغ تهاجمی یعنی زدن سرچشمه‌های فکری دشمن/ حوزه به مهاجم فرهنگی نیاز دارد

تبلیغ تهاجمی یعنی زدن سرچشمه‌های فکری دشمن/ حوزه به مهاجم فرهنگی نیاز دارد
پژوهشگر عرصه تبلیغ دینی با اشاره به ضرورت تغییر رویکرد تبلیغی از حالت صرفاً دفاعی به رویکرد فعال و تهاجمی، تأکید کرد که این نگاه نه پدیده‌ای جدید، بلکه ریشه‌ای عمیق در قرآن کریم، سیره انبیا و اهل‌بیت(ع) دارد.

حجت‌الاسلام احسان انبیائی، پژوهشگر عرصه تبلیغ دینی، در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، با اشاره به اهمیت تغییر رویکرد تبلیغی از حالت صرفاً دفاعی به رویکرد فعال و تهاجمی، اظهار داشت: مسئله «تبلیغ تهاجمی» موضوعی تازه و خلق‌الساعه نیست، بلکه ریشه‌ای عمیق در قرآن کریم، سیره انبیا و روش اهل‌بیت علیهم‌السلام دارد و به‌صورت جدی در منظومه فکری امام شهید مورد تأکید قرار گرفته است.

رسا ـ برخی تصور می‌کنند رویکرد تهاجمی پدیده‌ای جدید است؛ ارزیابی شما چیست؟

اگر بخواهیم مسئله را تاریخی و ریشه‌ای بررسی کنیم، باید گفت این نگاه اصلاً جدید نیست. ما می‌توانیم سابقه آن را تا علمای پیش از انقلاب دنبال کنیم، بلکه فراتر از آن، به عصر معصومین علیهم‌السلام بازگردیم و حتی مستقیماً به قرآن کریم مراجعه کنیم.

نمونه روشن آن، مواجهه حضرت ابراهیم علیه‌السلام با نمرود است؛ جایی که در کاخ نمرود، حضرت وارد فاز تهاجمی می‌شود و به جای پاسخ صرف به ادعای طرف مقابل، زمین بازی را تغییر می‌دهد و می‌فرماید: اگر تو مدعی خدایی هستی، خورشید را از مغرب بیاور. این دقیقاً طراحی میدان است، نه صرفاً پاسخ‌گویی.

در سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام نیز موارد متعددی وجود دارد که نشان می‌دهد هم خود حضرات رویکرد تهاجمی داشتند و هم دیگران را به این مسیر تشویق می‌کردند. در روایتی از امام صادق علیه‌السلام آمده که برخی یاران اهل‌بیت «شدیدالخصوم» بودند؛ یعنی با غیرت دینی و قدرت مناظره، فعالانه از حق دفاع می‌کردند.

در دوره علما نیز نمونه‌هایی مانند تلاش عظیم علامه امینی در کتاب الغدیر را می‌بینیم؛ ایشان برای دفاع از ولایت حتی از منابع اهل سنت استفاده می‌کند. این یعنی نگاه تهاجمیِ مبتنی بر استدلال.

رسا ـ نقش امام شهید در برجسته شدن این ادبیات چگونه بوده است؟

در سال‌های اخیر، با تعابیر بسیار صریح و سنگین به این مسئله پرداخته‌اند. اگر به سیر بیانات ایشان نگاه کنیم، از سال ۱۳۹۲ در دیدار شورای عالی انقلاب فرهنگی، با تعبیر «بدترین، زشت‌ترین و خسارت‌بارترین کار، انفعال است» آغاز می‌شود.

در سال‌های ۹۶ و ۹۷ مجدداً تأکید می‌کنند که باید شیوه تهاجمی پیش گرفته شود. سپس در ۲۱ تیر ۱۴۰۲ در دیدار با طلاب، و بعد از آن در بزرگداشت علامه طباطبایی، دوباره همین مسئله را با صراحت مطرح می‌کنند. حتی این نگاه را وارد حوزه سلامت و سایر عرصه‌ها نیز کرده‌اند.

نکته مهم این است که ایشان صرفاً توصیه کلی نمی‌کنند؛ بلکه وارد ارائه راهکار هم شده‌اند؛ از جمله شناسایی نقاط ضعف طرف مقابل، طراحی حمله فکری و خروج از حالت واکنشی.

رسا ـ تفاوت اساسی رویکرد دفاعی و تهاجمی در تبلیغ چیست؟

در رویکرد دفاعی، ما معمولاً منتظریم شبهه‌ای مطرح شود تا پاسخ بدهیم. یعنی طرف مقابل زمین بازی را طراحی می‌کند و ما ناچاریم در همان زمین حرکت کنیم.

اما در رویکرد تهاجمی، خودمان میدان را می‌سازیم. وقتی سرمنشأ فکری را هدف قرار می‌دهیم، بسیاری از شبهات اصلاً متولد نمی‌شود.

مثلاً اگر مبنای تجربه‌گرایی غرب را زیر سؤال ببریم و بپرسیم آیا هر چیزی که دیده نمی‌شود وجود ندارد، طرف مقابل ناچار می‌شود در مبانی خودش تجدیدنظر کند. همین مسئله بسیاری از اشکالات مربوط به خدا، دین و معنا را از ریشه حل می‌کند.این یعنی زدن سرچشمه، نه پرداختن به شاخه‌ها.

رسا ـ چرا این رویکرد هنوز در حوزه فراگیر نشده است؟

واقعیت این است که کار پیچیده‌ای است. ما امروز در حوزه علمیه، دروازه‌بان زیاد داریم، اما مهاجم کم تربیت کرده‌ایم. دفاع را بلدیم، پاسخ شبهه را بلدیم، اما آفند فرهنگی آموزش داده نشده است.

در جنگ نظامی، سلاح پدافند با آفند متفاوت است. هر کدام آموزش، مانور، رزمایش و نیروی مخصوص خود را می‌طلبد. در تبلیغ هم دقیقاً همین‌گونه است.

طلبه‌ای که سال‌ها با رویکرد دفاعی تربیت شده، با چند جلسه کلاس تهاجمی، مهاجم نمی‌شود. باید از ابتدای مسیر طلبگی، در کنار فن بیان، مخاطب‌شناسی و منبر، «تبلیغ تهاجمی» هم آموزش داده شود تا به‌تدریج نیروهای بالقوه به مجاهدان فرهنگی بالفعل تبدیل شوند.

رسا ـ آیا می‌توان از غرب الگوبرداری کرد؟

از نظر روش بله، اما از نظر محتوا خیر.غرب در تهاجم فرهنگی بسیار حرفه‌ای است، اما هیچ خط قرمز اخلاقی ندارد. مثلاً زن را وارد چرخه اقتصاد می‌کند، بدون توجه به فروپاشی خانواده. امروز خودشان گرفتار تبعات این سیاست هستند.

ما حزب خدا هستیم، نه حزب شیطان. تهاجم ما باید در چارچوب دینداری باشد.

حتی در حوزه ادیان هم باید هوشمندانه عمل کرد. اگر امروز به مسیحیت حمله کنیم، در حالی که الحاد هم‌زمان دارد اصل دین را می‌زند، نتیجه‌اش مسلمان شدن غرب نیست؛ بلکه بی‌دین شدن است.

رسا ـ تجربه‌های میدانی شما چه می‌گوید؟

در تبلیغ دانش‌آموزی، به جای شروع از مفاهیم کلیشه‌ای، از تمدن غرب آغاز می‌کردم؛ ابتدا نقاط قوت را می‌گفتم، سپس آرام‌آرام به برده‌داری آفریقایی‌ها، استعمار و فروپاشی خانواده می‌رسیدم و بعد تمدن اسلامی را با آمارهای علمی معرفی می‌کردم.

در مجموع با حدود دو هزار دانش‌آموز کار کردم. فقط یک نفر واکنش منفی داشت. این نشان می‌دهد اگر درست ارائه شود، مخاطب همراه می‌شود.

جمع‌بندی

اگر از هر ده فعالیت تبلیغی، حتی یکی تهاجمی باشد، اتفاق بزرگی می‌افتد. باید شبکه‌ای از مجاهدان فرهنگی شکل بگیرد؛ با آموزش تخصصی، تقسیم کار، شناسایی اولویت‌ها و طراحی حمله همه‌جانبه.

تهاجم جذاب‌تر از دفاع است. مردم مناظره را دوست دارند چون صحنه آفند است. اگر این رویکرد با اخلاق، تواضع و منطق همراه شود، سرعت اثرگذاری آن چند برابر خواهد شد.مسئله امروز ما فقط پاسخ شبهه نیست؛ مسئله تغییر میدان بازی فرهنگی است.

ارسال نظرات