۱۳ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۰۳
کد خبر: ۸۰۷۶۰۲
زندگی با آیه‌ها (14) | سلسله گفتار‌های معنوی ویژه ماه مبارک رمضان؛

زن، صبر و توکل: گوهر پنهان قدرت در دل خانه

زن، صبر و توکل: گوهر پنهان قدرت در دل خانه
در هیاهوی زندگی پرمشغله، زن مؤمنه با صبر و توکل به خداوند، ستون استواری است که آرامش و پایداری را به خانه و خانواده می‌آورد. از سمیّه، نخستین زن شهیده در راه ایمان، تا مادران شهدا و زنان روزگار ما، صبر فعال و توکل الهی، رمز مقاومت، محبت و نقش بی‌بدیل زن در زندگی است. آیهٔ شریفه «وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ» راهنمای هر زن برای مواجهه با امتحان‌ها و تربیت نسلی استوار و خانواده‌ای با سکینه.

به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، در جهان پرمشغله امروز که هر روز با انبوهی از دغدغه‌ها، مسئولیت‌ها و چالش‌های ریز و درشت روبه‌رو هستیم، گاهی آن‌قدر درگیر روزمرگی می‌شویم که صدای فطرت خویش را گم می‌کنیم. در این هیاهوی زندگی، چه چیزی می‌تواند لنگر آرامش ما باشد؟ چه پناهی امن‌تر از کلام خدا برای تسکین دل‌های پراضطراب؟

زندگی با آیه‌ها، یعنی اجازه دادن به نور وحی برای تابیدن در تاریک‌ترین لحظات؛ یعنی یافتن پاسخی برای پرسش‌های بی‌پاسخ، تسکینی برای زخم‌های ناپیدا و نیرویی برای ایستادن در برابر طوفان‌های سهمگین. آیه‌های قرآن تنها متن‌هایی مقدس بر روی کاغذ نیستند، بلکه نسیم‌هایی هستند که از جانب دوست می‌وزند و روح خسته ما را نوازش می‌دهند.

چه زیباست وقتی در میان شلوغی‌های زندگی، لحظه‌ای می‌ایستیم و با آیه‌ای از کلام خدا همکلام می‌شویم؛ گویی او مستقیماً با ما سخن می‌گوید، از غم‌هایمان آگاه است، از رنج‌هایمان خبر دارد و دقیقاً همان کلماتی را به زبان جاری می‌کند که مرهم دل ماست.

زندگی با آیه‌ها به ما می‌آموزد که صبر، تنها تحمل کردن نیست؛ یک مقاومت آگاهانه و فعال است. نماز، فقط یک عبادت خشک و خالی نیست؛ یک سیستم عامل معنوی است که ما را به منبع لایزال قدرت الهی متصل می‌کند. توکل، به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه به معنای تکیه‌کردن بر قدرتی است که از همه قدرت‌ها برتر است.

در این مجموعه گفتارها، با تأمل در آیه‌های نورانی قرآن، به ویژه آیاتی که درباره صبر، نماز و مسئولیت‌های انسانی سخن می‌گویند، تلاش می‌کنیم تا با نگاهی نو، این گنجینه‌های الهی را در زندگی روزمره خود جاری سازیم. سفری به عمق معانی، با تکیه بر نقش ویژه زنان در هستی و چالش‌های منحصربه‌فردی که با آن روبه‌رو هستند.

با ما همراه شوید تا زندگی با آیه‌ها را تجربه کنیم...

جزء چهاردهم( زن، صبر، توکل)

وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُكَ إِلَّا بِاللَّهِ

سوره نحل، آیه ۱۲۷

صبوری کن! که صبر تو جز به یاری خداوند نیست

امروز می‌خواهم یکی از بانوان بزرگ الهی را خدمتتان معرفی کنم؛ بانویی که به توفیق خداوند، از یاران و یاوران حضرت صاحب‌الزمان (عج) و از رجعت‌کنندگان در عصر ظهور خواهد بود. ان‌شاءالله ما هم با توسل و اقتدا به این بانوی شهیده، در صف سربازان حضرت باشیم. این بانو، از نخستین زنانی بود که در فضای تیرهٔ جاهلیت، نغمهٔ «لا اله الا الله» را بر زبان جاری کرد. نامش سمیّه است؛ همان بانوی مؤمنه‌ای که کنیز ابوحذیفه بود و با یاسر ازدواج کرد. این خانوادهٔ کوچک، از همراهان نخستینِ پیامبر رحمت (ص) بودند و پس از ایمان‌آوردن، زیر شکنجهٔ ابوجهل و ابوحذیفه قرار گرفتند. اما سمیّه، در میان آن داغ‌ترین شن‌های مکه، با قامتی استوار و دلی ایمان‌آکنده ایستاد و در پنجمین سال بعثت، اولین زن شهیده در راه اسلام شد.

پیامبر اکرم (ص) در روزهایی که این خانواده زیر شکنجه بودند، برای همدلی به دیدارشان می‌آمد و می‌فرمود: «صبراً یا آل‌یاسر، فَإِنَّ مَوْعِدَکُمُ الْجَنَّه؛ خاندان یاسر، شکیبا باشید! موعد شما بهشت است.» و رو به آسمان می‌کردند و می‌گفتند: «خدایا! آل یاسر را بیامرز؛ من هرچه توانستم، برایشان انجام دادم.» خواهران عزیز! این‌گونه بود که نام سمیّه، مادر عمّاریاسر، بعد از چهارده قرن، هنوز بر زبان‌ها جاری است. او ماند، چون در امتحان الهی پایدار بود.

خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است: «أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ»؛ آیا مردم گمان کرده‌اند، همین که بگویند ایمان آوردیم، دیگر آزموده نمی‌شوند؟. خدای مهربان، بندگانش را به شیوه‌های گوناگون می‌آزماید؛ گاهی با فقر، گاهی با ترس، گاهی با ثروت و قدرت. آیت‌الله جوادی آملی هم می‌فرماید: «نعمت و بلا، هر دو ابتلای الهی‌اند؛ یکی آزمونِ شکر، یکی آزمونِ صبر.»

خواهرم! هریک از ما در خانهٔ خود، میدان امتحان داریم؛ یکی در تنگنای مالی آزموده می‌شود، دیگری در بیماری فرزند؛ زنی در تحمل بداخلاقی شوهر، مادری در غربت و دل‌تنگی فرزندِ غایبش؛ یکی سال‌هاست منتظر فرزندی است، دیگری فرزندی بیمار دارد؛ یکی خانه یا ماشین ندارد، دیگری عروس و داماد بداخلاق دارد و همین‌طور هرکدام با مشکلی روبه‌رو هستیم. این‌ها همان تازیانه‌های روزگارند که بر ایمان ما می‌بارند تا از درونمان زنی ساخته شود به صلابت سمیه. این دنیا سرایی است، به تعبیر امیرالمؤمنین (ع): «دنیا بالبلاء محفوفة»؛ دنیای ما، با مشکلات و ناراحتی‌ها پیچیده شده است.

امتحانات برای نابودی نیستند، بلکه برای پرورش استعدادها و رویش در دل سختی‌ها هستند؛ همان‌طور که بذر در تاریکی خاک حرکت می‌کند تا به نور برسد. مهم، واکنش ماست؛ صبر سمیّه است که انسان را بالا می‌برد، نه راحتی دنیا. زن مؤمن اگر در طوفان مشکلات، به‌جای گلایه، به خدا تکیه کند، در صف یاران وعده‌دادهٔ امام زمان (عج) خواهد ایستاد.

به‌طور کلی مردم در برابر مشکلات و ابتلائات به سه دسته تقسیم می‌شوند:

دسته‌ای اول، کسانی هستند که با وزش نسیمی از بلا، امیدشان را می‌بازند، دلشان فرو می‌ریزد و دیگر رمقی برای ادامه ندارند. خواهرم! این همان لحظه‌ای است که شیطان در گوشِ زن زمزمه می‌کند: «بس است! دیگر فایده ندارد.» و گاهی همین ناامیدی، ریشۀ افسردگی و تلخی زندگی‌مان می‌شود. وقتی زنی از همسرش بی‌وفایی می‌بیند، بار قرض و فقر شانه‌اش را خم کند و یا هدفی را دنبال می‌کند و به نتیجه نمی‌رسد، اگر دلش را به خدا گره نزند، همین ناامیدی مثل خوره به جانش می‌افتد. بعضی وقت‌ها هم ما زنان در برابر کوچک‌ترین بی‌احترامی، «تو گفتن» یک نفر، از کوره درمی‌رویم؛ یعنی گاهی ظرفمان کوچک است.

زنی را تصور کن که صبح تا عصر درگیر شستن لباس‌ها، پختن غذا، مرتب کردن اتاق‌ها و رسیدگی به بچه‌ها بوده است، شب با خستگی می‌آید تا سفره پهن کند، اما شوهرش بدون آنکه حتی یک «خسته نباشی» بگوید، تازه از غذا هم ایراد می‌گیرد. اگر آن زن صبوری نکند و به خودش یادآوری نکند که «خدا می‌بیند و پاداش می‌دهد»، ممکن است با همان یک جمله دلش بشکند، اخم‌هایش درهم رود و تمام محبت و آرامش روز از بین برود. اینجاست که داشتن صبر و دل‌گرمی به خداوند، مثل یک دیوار محکم، جلوی ریختن این ظرف کوچک را می‌گیرد.

دستهٔ دوم، کسانی‌اند که آستانهٔ صبرشان کم است؛ در ظاهر صبورند، اما در دل از خدا گله دارند. آن‌ها منتظرند زود نتیجه ببینند و هرگاه تأخیری پیش می‌آید، بی‌تاب می‌شوند. مثل مادری که در ماه رمضان طاقت گرسنگی فرزندش را ندارد و او را از روزه‌گرفتن باز می‌دارد، غافل از اینکه همین سختی، تمرین پرواز روح است.

اما دستهٔ سوم، بندگان رشید و زنان با صلابتی هستند که صبر در جانشان جوشیده است. این‌ها همان‌هایی‌اند که در برابر هیچ طوفانی کم نمی‌آورند. مانند زنان فلسطینی که با دستان خالی در برابر توپ و تانک ایستاده‌اند. مثل دکتر آلا، بانوی فلسطینی، اهل خان‌یونس که نه یکی، نه دو تا، بلکه سه فرزندش را در بمباران از دست داد؛ اما با چشمانی اشک‌بار گفت: «آن‌ها نزد پروردگارشان روزی می‌خورند». این ایمان است، این صبر است.

در تاریخ کشور عزیزمان ایران نیز زنان و مادرانی داریم که در همهٔ عرصه‌های زندگی بسیار مقاوم و پایدار بودند؛ همچون مادران شهدا که نماد ایثار و فداکاری در تاریخ این سرزمین‌اند. نمونه‌ای از این مادران، مادر شهیدان خالقی‌پر است. او این‌گونه تعریف می‌کند:

«زمانی که دو فرزندم با هم شهید شدند، دشمن گمان کرده بود که به ما ضربه زده است؛ زمانی که پیکر فرزندانم را دم درب خانه آوردند، کنار دو تا از این بچه‌های ناقابلم به اولین پسرم پیوستند؛ کنار دو تا از این بچه‌های ناقابلم به اولین پسرم پیوستند؛ ولی هنوز کار ما تمام نشده است، هنوز پدرشان هست؛ حتی اگر پدرشان هم شهید شود، من امیرحسین دو ساله‌ام را برای آزادی قدس پرورش خواهم داد؛ اگر او هم نباشد، خودم کمر همت می‌بندم و چادر به سر، در همهٔ جهات و جبهه‌ها برای پایداری و ایستادگی کشورمان می‌جنگم. امروز هم چیزی تغییر نکرده است و هنوز پشت سر امام خامنه‌ای با صلابت ایستادگی کرده و خواهیم جنگید.»

این صبر، مسئله‌ای بسیار مهم است و در آموزه‌های اسلامی به آن مباحث فراوانی اختصاص یافته است؛ از جمله اینکه صبر به سه نوع تقسیم می‌شود و هرکدام نقش مهمی در زندگی مؤمن ایفا می‌کند.

صبر بر مصیبت

خداوند امتحان را از جایی می‌فرستد که فکرش را نمی‌کنی؛ در دل آرام خانه، خدای‌ناکرده میان همسر و فرزند؛ جایی که انتظار بلا نداری اما مگر نه این است: «وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ، الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُّصِیبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ»؛ به صابران بشارت ده؛ همان‌هایی که وقتی مصیبتی به آنان می‌رسد، می‌گویند: "ما از آنِ خداییم و به‌سوی او بازمی‌گردیم".

زندگی هر زن، میدان صبر است؛ صبر بر همسر، تربیت فرزند، کمبودها و دل‌تنگی‌ها. هیچ‌کدام از ما بی‌مصیبت نیستیم؛ یکی همسرش را درگیر بیماری می‌بیند و باید صبورانه تیمارش کند، یکی فرزندش راه خطا می‌رود و دلش آتش می‌گیرد و دیگری در خانه‌ای محقر، با قناعت زندگی می‌کند. این‌ها میدان‌های صبر هستند، همان جایی که زن یا می‌شکند یا شکوه خدا را در خود نمایان می‌سازد. در سختی‌های زندگی و برخوردهای تند همسر یا فرزندان، اگر مثل درخت صنوبر خشک باشیم، می‌شکنیم؛ اما اگر مانند خوشهٔ گندم باشیم، خم می‌شویم، صبر می‌کنیم و پس از پایان طوفان مشکلات، دوباره استوار می‌ایستیم.

در تاریخ نیز زنان بزرگی هستند که مظهر این نوع صبر بوده‌اند. یکی از آن‌ها «سمراء»، دختر قیس است که دو پسر جوانش در جنگ اُحُد شهید شدند. وقتی پیامبر اکرم (ص) برای تسلیت نزد او آمد، سمراء گفت: «یا رسول‌الله! هر مصیبتی بعد از تو آسان است. سوگند به خدا! گرد و خاکی که در چهره‌ات نشسته، از شهادت دو فرزندم برایم سخت‌تر است». این یعنی دلِ زنِ مؤمن وقتی به محبت پیامبر (ص) و رضای خدا گره خورد، دیگر هیچ داغی او را از پا نمی‌اندازد.

امروز هم چنین زنانی در میان ما هستند. به‌عنوان نمونه، بانوی شهیدپرور «حاجیه سلطان‌علی‌زاده» مادر شهیدان باکری، در مصاحبه‌ای گفت: «وقتی خبر شهادت حمید را آوردند، سجاده‌ام را باز کردم و گفتم: خدایا! من شاکرم که پسرانم را در راه خودت قبول کردی؛ فقط از تو می‌خواهم ما را از راهشان جدا نکنی.» این همان صبر بر مصیبت است؛ صبری که شکایت ندارد و سرشار از تسلیم و رضاست.

خواهرم! هرگاه دلت از سختی‌های زندگی یا بی‌مهری‌ها گرفت، بدان خدا اشک‌هایت را می‌بیند و هر بار که صبر می‌کنی، نوری در دلت می‌نشاند. صبرِ زن، تکیه‌گاهِ خانه است؛ اگر او محکم بایستد، همه از او یاد می‌گیرند که استوار باشند.

صبر بر طاعت

صبر بر طاعت، آن صبری است که در دل خانه و زندگی ما زنان معنا پیدا می‌کند. خیلی وقت‌ها تصور می‌کنیم صبر یعنی فقط در سختی‌ها اشک‌ریختن و تحمل بلا. اما نه خواهرم! گاهی صبر یعنی ادامه‌دادن راه عبادت، ادامه‌دادن بندگی، حتی در همان کارهای سادهٔ روزمره. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «صبر بر طاعت خدا، ششصد درجه پاداش دارد».

صبر بر طاعت یعنی وقتی دلت خسته است، باز هم وضو می‌گیری و نمازت را با عشق می‌خوانی؛ یعنی وسط شستن ظرف‌ها و کارهای خانه، زبانت مشغول ذکر خداست و لبخندت را از اهل خانه دریغ نمی‌کنی. گاهی بندگی خدا در آشپزخانه رقم می‌خورد، همان وقتی که غذا در قابلمه روی اجاق می‌جوشد و تو در دل، نیت می‌کنی غذایت قوت دل خانواده‌ات و وسیله‌ای برای رضای خدا باشد.

ببین خواهرم! خدا جهاد مرد را در میدان نبرد قرار داد، اما جهاد زن را در میدان محبت و مدیریت خانه. همان‌قدر که رزمنده در جبهه پاداش دارد، زنی که دل همسرش را با نیت رضای الهی آرام می‌کند، در دفتر همان مجاهدان ثبت می‌شود؛ یعنی زنی که به‌خاطر رضای خدا بندگی می‌کند، هرچند کارش کوچک به‌نظر برسد، در واقع در صف مجاهدان راه خداست.

جهاد تو لحظه‌ای است که فرزندت در حین بازی لباسش را کثیف می‌کند و تو خسته‌ای، اما با لبخند و آرامش لباسش را عوض می‌کنی. جهاد زن، خوب شوهرداری‌کردن است. حضرت رسول اکرم (ص) فرمودند: «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ»؛ جهاد زن، خوب شوهرداری‌کردن است.

خواهرم! باور کنید این جهاد از جنگ در میدان سخت‌تر است؛ چون باید با نفس خودت بجنگی، با خستگی، غرور و بی‌حوصلگی. اما هر بار که خودت را کنترل می‌کنی و به‌جای تندی، مهربانی نشان می‌دهی، فرشته‌ای نامت را در دیوان صابران می‌نویسد.

هر تلاشی که یک مرد در میدان‌های مختلف انجام می‌دهد، به میزان زیادی مرهون همکاری، همراهی، صبر و سازگاری همسر اوست. همیشه همین طور بوده است! فرموده‌اند: «وَ جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ». حسن التبعلیعنی چه؟ عده‌ای خیال می‌کنند جهاد زن این است که فقط وسایل راحتی مرد را فراهم کند. حسن تبعلفقط این نیست. این جهاد نیست. جهاد این است که زنان مبارز، مؤمن و فداکار وقتی شوهرهایشان مسئولیت‌های سنگینی دارند، بار آن سنگینی به میزان زیادی روی دوش آن‌ها می‌افتد. شماها مأموریت دارید. خدمات شما همین‌طور است. وقتی مرد خسته می‌شود، اثر خستگی او در خانه ظاهر می‌شود. وقتی به خانه می‌آید، خسته، کوفته و گاهی بداخلاق است و این بداخلاقی و خستگی و بی‌حوصلگی ناشی از محیط کار، به داخل خانه منعکس می‌شود. حالا این خانم اگر بخواهد جهاد بکند، جهاد او این است که با این زحمت‌ها بسازد و آن‌ها را برای خدا تحمل کند؛ این می‌شود حسن التبعّل.

امام خامنه‌ای (مدظله) در توضیح این روایت چنین فرموده‌اند: «جِهَادُ الْمَرْأَةِ حُسْنُ التَّبَعُّلِ»؛ یعنی ثواب مجاهدت آن جوانی را که رفته توی میدان جنگ و جان خودش را کف دستش گرفته، به‌خاطر این کار، به این زن می‌دهند؛ چون این کار هم زحمتش کمتر از آن نیست. البته شوهرداری خیلی سخت است؛ با توقعاتشان، با انتظاراتشان، با بداخلاقی‌هایشان، با صدای کلفتشان، با قد بلندترشان. خب، زنی بتواند با این شرایط، محیط خانه را گرم و گیرا و صمیمی و دارای سکینه و آرامش (سَکَن) قرار بدهد، خیلی هنر بزرگی است. این واقعاً جهاد است! این شعبه‌ای از همان جهاد اکبری است که فرموده‌اند؛ جهاد با نفس است.

زنی که با صبر و نیت قربةًالی الله، فضای خانه را به محل آرامش تبدیل می‌کند، نمونه‌ای از این جهاد است. وقتی همسرش خسته از کار برمی‌گردد، او با نیت عبادت و نه از سر عادت، به استقبالش می‌رود؛ وقتی سفرهٔ غذا را می‌چیند یا لباس همسرش لک افتاده و او بدون شکایت آن را می‌شوید، همان‌جا در حال صبر بر طاعت است؛ زیرا نفسش می‌گوید رها کن، اما او برای خدا ادامه می‌دهد. پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «هر زنی که به شوهرش جرعه‌ای آب دهد، برایش بهتر است از یک سال عبادت که روزهایش را روزه بگیرد و شب‌هایش را به عبادت بپردازد».

صبر بر معصیت

صبر بر معصیت، صبری که شاید از هر نوع صبر دیگر سخت‌تر باشد. در صبر بر مصیبت، اتفاق خودش رخ می‌دهد و تو ناچار به تحملی؛ اما در صبر بر گناه، خودت باید بایستی، نه بگویی و دل را مهار کنی. این همان جهاد با نفس است؛ همان میدان پنهانی که خدا درون ما زن‌ها قرار داده تا ایمانمان را محک بزند. خدای مهربان در قرآن می‌فرماید: «وَلَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصَّابِرِینَ»؛ اگر صبر کنید، برای شما بهتر است. این «بهتر بودن»، یعنی نجات، عزت و حفظ کرامت زن در نگاه خدا.

خواهرم! دنیا پر از وسوسه است؛ دیگر لازم نیست شیطان درِ خانه‌ات را بزند؛ او در گوشی‌ات، در فضای مجازی، در نگاه‌ها و در گفت‌وگوها حاضر است. باید اعتراف کنیم که ما زن‌ها بیش از هر زمان دیگری، در معرض امتحان عفت، پوشش و کنترل نفس هستیم.

گاهی گناه در لباس حرف می‌آید؛ غیبت در قالب دل‌سوزی، بدگمانی در شکل نگرانی و خودنمایی در عنوان اعتماد به نفس. اما ایمان به زن مؤمنه می‌گوید: «صبر کن، بگو نه، برای خدا بگو نه». یکی از جلوه‌های روشن این صبر، ترک جلوه‌گری در برابر نامحرم است. وقتی زنی تصمیم می‌گیرد برای شوهرش آراسته باشد، اما زینتش را از نگاه دیگران پنهان کند، همان لحظه در حال صبر بر معصیت است. وقتی موهایش را می‌پوشاند، لباس مرتب می‌پوشد، عطر می‌زند اما فقط برای آرامش خانه‌اش، یعنی نگاهش به رضای خدا گره خورده است. در فضای مجازی هم، وقتی دلت می‌خواهد عکسی بگذاری، به یاد می‌آوری که نگاه غریبه‌ای ممکن است لغزشی داشته باشد. گوشی را کنار می‌گذاری و می‌گویی: «خدایا! این را برای تو نمی‌گذارم». همین، بالاترین مصداق صبر بر معصیت است.

این صبر، در خانه نیز جاری است؛ آن‌وقت که خسته‌ای و همسرت تندی می‌کند، اما سکوت می‌کنی یا وقتی کودک‌ت شیطنت می‌کند و خانه را به‌هم می‌ریزد، ولی به‌جای فریاد، آرامش را انتخاب می‌کنی. این‌ها جهادهای زنانه‌اند.

توکل؛ پشتوانۀ صبر

خواهرم! اگر صبر را چون درختی تنومند می‌خواهی، ریشه‌اش را در زمین توکل بکار. توکل یعنی در دل باور کنی که همهٔ کارها به دست خداست. توکل یعنی اعتماد به خداوند در همهٔ امور. خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَ عَلَی اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ»؛ و مؤمنان باید تنها بر خدا توکل کنند. زن مؤمن در همهٔ شئون زندگی، در همسرداری، تربیت فرزند و... به خدا توکل می‌کند. این توکل است که صبر را برایش آسان می‌کند.

در حدیثی زیبا، پیامبر اکرم (ص) به نقل از جبرئیل فرمودند: «بهتر از صبر، رضاست و بهتر از رضا، توکل است». وقتی از جبرئیل پرسیدند توکل چیست، گفت: «یقین به اینکه مخلوق نمی‌تواند سود و زیانی برساند و دل‌بریدن از غیر خدا». رسول خدا (ص) نیز فرمودند: «توکل بر خدا چیست؟» جبرئیل پاسخ داد: «علم به اینکه مخلوق نمی‌تواند ضرر و نفعى برساند. کلاً باید از مخلوق ناامید شد. چون بنده چنین شود، برای کسی جز خدا عمل نمی‌کند و جز خدا به کسی طمع ندارد. این توکل است».

زندگی «شهیده ربابه احمدی» در کتاب «راز استقامت» آمده است. در روزهای سخت جنگ، شوهر و دو برادرش در جبهه بودند و او با دو فرزند خردسال، نان شب را از نانوایی محله جمع می‌کرد. از او پرسیدند: «از سختی نترسیدی؟» گفت: «نه، چون تکیه‌گاهم خدا بود. وقتی خسته می‌شدم، می‌گفتم: خدایا! تو شاهد هستی که من برای تو ایستاده‌ام». این همان توکل در دل خانه، در مسیر فرزندپروری و مهرورزی با همسر است.

اگر صبر با توکل همراه نباشد، دل کم‌کم خسته می‌شود و از مسیر امید خارج می‌گردد. قوم بنی‌اسرائیل نیز وقتی به دریا رسیدند، در جلویشان امواج آب بود و پشت سرشان لشکر دشمن. آن‌ها همان‌جا جزع و فزع کردند و زبان به اعتراض گشودند؛ چون آن‌ها به پیامبر خدا اعتماد نداشتند و صبرشان بر پایهٔ توکل به خدا نبود؛ بنابراین زود ناامید شدند، درحالی‌که، پیامبر خدا همراهشان بود.

امیرالمؤمنین علی (ع) فرمودند: «مَنْ لَمْ یُنْجِهِ الصَّبْرُ، أَهْلَکَهُ الْجَزَعُ»؛ کسی که صبر و شکیبایی او را نجات ندهد، بی‌تابی او را از پای در می‌آورد.

کِشت کن، پس تکیه بر جودار کن گر توکل می‌کنی، در کار کن

بنابراین، زن مؤمن، اهل کار است، اهل صبر است، نه منفعل و ناامید. «کشت کن» یعنی خانه‌ات را مزرعهٔ رضای خدا کن. هر نگاه مهربان، هر لبخند، هر لقمه‌ای که با عشق پیش همسرت می‌گذاری، همه دانه‌ای است که اگر با نیت خدایی کاشته شود، خدا خودش آبیاری‌اش می‌کند.

دل و دستت را با هم به خدا بسپار! او هم وکیل مهربانی است، هم تکیه‌گاهی که هرگز نمی‌شکند. طبق آیهٔ ۱۲۷ سورهٔ نحل: «وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ»؛ شکیبایی کن و شکیبایی تو جز به توفیق خدا نیست. صبر برخاسته از توکل است؛ صبری که در زمان جنگ و حملهٔ دشمن، استقامت مردم را بالا می‌برد، همانند زنان مقاومت که با ایمان راسخ خود، لرزه بر تن دشمن (اسرائیل و آمریکا) انداختند. پشت مردان مقاومت، زنانی مقاوم و با صبر و گذشت وجود دارند که در سخت‌ترین شرایط، دست از حمایت جبهۀ مقاومت برنمی‌دارند.

صبر یا سکوت

برخی گمان می‌کنند صبر یعنی زن‌بودن خاموش، سکوت از سر ضعف و تحمل ظلم و بی‌حرکتی. نه خواهرم! صبر واقعی یعنی قدرت، استقامت، همان نیرویی که از دلِ ایمان می‌جوشد و زن را ستون خیمهٔ خانواده می‌کند. صبر، سکوت در برابر ظلم نیست، صبر مقاومت آگاهانه است تا ظلم ریشه‌کن شود. صبر، یعنی همان کوهنوردی که نفس‌نفس می‌زند، اما دست از قله نمی‌کشد. صبر یعنی همان مادری که شب تا صبح بالای سر کودک تب‌دارش می‌ماند یا زنی که در سختی‌های معیشتی لب به گلایه باز نمی‌کند و می‌گوید: «خدایا! تو خودت یاور ما هستی.» این همان صبر فعال است، نه صبر تسلیم! و اگر این صبر با توکل همراه شود، به قدرتی شکست‌ناپذیر تبدیل می‌شود. زنان زمان جنگ را یادتان هست؟ زنانی که پشت جبهه، جبهه ساختند!

کتاب «حوض خون» با تصاویر و نوشتار دل‌نشینش، بخش کمتر دیده شدهٔ جنگ را از زبان زنان شهر اندیمشک بیان می‌کند؛ زنانی که در شورخانهٔ پشت جبهه‌ها با ایمان و اراده، ایستادگی و مجاهدت کردند. در قسمتی از کتاب، یکی از بانوان اندیمشکی این‌گونه تعریف می‌کند:

«موقع عملیات، لباس‌ها و پتوهای جبهه را با هلی‌کوپتر می‌آوردند. خیلی زیاد بودند. خانم‌ها صبح تا شب می‌ماندند و همهٔ آن‌ها را می‌شستند. من هم مدام می‌رفتم. هرچند از دیدن لباس‌های خونی زیاد گریه می‌کردم، دیگر بی‌تابی نمی‌کردم. هر لحظه پسرم را حس می‌کردم که روبه‌رویم نشسته، به دست‌هایم زُل زده و ساییدن لکه‌ها را نگاه می‌کند. گاهی جلوی گریه‌ام را می‌گرفتم تا بچه‌ام نبیند. ننه‌ابراهیم وسط شستن و صدای گریهٔ خانم‌ها صدایش را بلند می‌کرد و می‌گفت: «کربلا کربلا، ما داریم می‌آییم». همین کافی بود تا صدای ما سقف رخت‌شویی را به لرزه دربیاورد؛ با هم می‌خواندیم: «کربلا کربلا، ما داریم می‌آییم یا حسین! کربلا کربلا، ما داریم می‌آییم یا زینب!»

این داستان‌ها نشان می‌دهند که زنان، در انقلاب و دفاع مقدس نقش کلیدی داشتند و فرماندهان مدیریت بحران بودند. این یعنی صبر همراه با ایمان، یعنی حماسه در سکوت زنانه. امام خمینی (ره) فرمودند: «زنان، پیشرو این نهضت اسلامی بودند ... شما رهبرانِ نهضت هستید ... من شما زنان را به رهبری قبول دارم و خدمتگزار شمایم».

در صدر اسلام نیز صفیه، بانوی صبور، وقتی بدن مثله‌شدهٔ برادرش حمزهٔ سیدالشهدا را دید، گفت: «او در راه خدا راضی بود، من هم راضی‌ام». این همان صبری است که بوی یقین می‌دهد.

در روزگار ما نیز، صبر زنان پشتوانهٔ بزرگی برای علم و ایمان بود. علامه امینی، صاحب الغدیر، دربارهٔ همسرشان گفتند: «تمام سختی‌های نجف را، بانوی خانه‌ام با صبر و تدبیرش اداره کرد. هرگز کاری نکرد که دلم بگوید کاش این را نمی‌کرد». ببینید! پشت هر مرد بزرگ، زنی بزرگ‌تر از صبر ایستاده است.

بله خواهران گرامی! خودتان را دست‌کم نگیرید و فکر نکنید اگر در زندگی صبر کنید و تحمل داشته باشید، ضرر کرده‌اید. بلکه باید بدانید خداوندی که امر به صبر همراه با توکل کرده، خودش پاداش شما را می‌دهد. خداوند در این آیهٔ شریفه به پاداش صابران اشاره می‌کند: «إِنَّمَا یُوَفَّی الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسَابٍ»؛ صابران اجر و پاداش خود را بی‌حساب دریافت می‌کنند.

در روایات آمده است که پاداش صابران آن قدر زیاد است که حتی فرشتگان نیز از درک آن حیران می‌مانند. اگر در زندگی زناشویی با شوهری بداخلاق روبه‌رو هستی، صبر کن، اجرت را خدا می‌دهد. اگر در خانه داری و تربیت کودک خسته شده‌ای، اجرت با کسی نیست که قدرشناسی کند، با خداست که بی‌حساب می‌بخشد. صبر، گنجی است که خداوند به زنان عطا کرده تا بهشت را در آغوش بکشند.

برای رسیدن به این صبر و توکل چه کنیم؟

اولین گام، تقویت باور قلبی است. بدانیم که هیچ اتفاقی بی‌اذن خدا رخ نمی‌دهد. هر سختی، هر بیماری، هر کمبود، همه با حکمت اوست. وقتی این باور در دل بنشیند، تحمل‌ها آسان می‌شود. دومین گام، تمرین عملی است. صبر یک شبه به دست نمی‌آید. باید در کارهای کوچک روزمره تمرین کنیم: وقتی در صف نانوایی معطل می‌شویم، وقتی فرزندمان به حرفمان گوش نمی‌دهد، وقتی همسرمان خسته و کم‌حوصله است. در همهٔ این لحظات، می‌توانیم صبر را تمرین کنیم و با خود بگوییم: «خدایا! برای تو صبر می‌کنم». سومین گام، دعا و ذکر است. از خدا صبر بخواهیم. در قرآن آمده است: «رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا»؛ پروردگارا! صبر را بر ما فرو ریز.

بانوی عزیز! تو می‌توانی با صبر و توکل، الگویی برای خانواده‌ات باشی. فرزندانت از تو می‌آموزند که در سختی‌ها چگونه استوار بمانند. همسرت در کنار تو آرامش می‌یابد. خانه‌ات به پناهگاه امنی تبدیل می‌شود که بوی بهشت می‌دهد. پس قدر این گوهر گرانبها را بدان و از خداوند صبر و توکل را مسئلت کن.

برچسب ها: خانواده زن صبر
ارسال نظرات