اتحاد و احسان؛ راز آرامش قلبی و محبوبیت در پیشگاه خدا
به گزارش خبرنگار گروه جمعیت و تعالی خانواده خبرگزاری رسا، در جهان پرمشغله امروز که هر روز با انبوهی از دغدغهها، مسئولیتها و چالشهای ریز و درشت روبهرو هستیم، گاهی آنقدر درگیر روزمرگی میشویم که صدای فطرت خویش را گم میکنیم. در این هیاهوی زندگی، چه چیزی میتواند لنگر آرامش ما باشد؟ چه پناهی امنتر از کلام خدا برای تسکین دلهای پراضطراب؟
زندگی با آیهها، یعنی اجازه دادن به نور وحی برای تابیدن در تاریکترین لحظات؛ یعنی یافتن پاسخی برای پرسشهای بیپاسخ، تسکینی برای زخمهای ناپیدا و نیرویی برای ایستادن در برابر طوفانهای سهمگین. آیههای قرآن تنها متنهایی مقدس بر روی کاغذ نیستند، بلکه نسیمهایی هستند که از جانب دوست میوزند و روح خسته ما را نوازش میدهند.
چه زیباست وقتی در میان شلوغیهای زندگی، لحظهای میایستیم و با آیهای از کلام خدا همکلام میشویم؛ گویی او مستقیماً با ما سخن میگوید، از غمهایمان آگاه است، از رنجهایمان خبر دارد و دقیقاً همان کلماتی را به زبان جاری میکند که مرهم دل ماست.
زندگی با آیهها به ما میآموزد که صبر، تنها تحمل کردن نیست؛ یک مقاومت آگاهانه و فعال است. نماز، فقط یک عبادت خشک و خالی نیست؛ یک سیستم عامل معنوی است که ما را به منبع لایزال قدرت الهی متصل میکند. توکل، به معنای دست کشیدن از تلاش نیست؛ بلکه به معنای تکیهکردن بر قدرتی است که از همه قدرتها برتر است.
در این مجموعه گفتارها، با تأمل در آیههای نورانی قرآن، به ویژه آیاتی که درباره صبر، نماز و مسئولیتهای انسانی سخن میگویند، تلاش میکنیم تا با نگاهی نو، این گنجینههای الهی را در زندگی روزمره خود جاری سازیم. سفری به عمق معانی، با تکیه بر نقش ویژه زنان در هستی و چالشهای منحصربهفردی که با آن روبهرو هستند.
با ما همراه شوید تا زندگی با آیهها را تجربه کنیم...
جزء پانزدهم( اتحاد در پرتوی احسان به یکدیگر)
إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ ۖ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا
(سوره اسراء، آیه ۷)
اگر خوبی کنید، به خودتان خوبی کردهاید و اگر هم بدی کنید، به خودتان بد کردهاید.
در این آیه یک سنّت و قانون همیشگی الهی بیان شده است؛ همهٔ نیکیها و بدیها، سرانجام به خود انسان بازمیگردد. زمانی که توپ را به کسی شوت میکنی، توپ بالا میرود، اما پای تو که ضربه زده است، به عقب برمیگردد؛ پس اگر به کسی به ناحق ضربه بزنی، آنکه ضربه میخورد اوج میگیرد، اما تو که ضربه زدهای، عقب میافتی. بدیهایی که کردهای، به خودت بازمیگردد و این همان قانون عمل و عکسالعمل در جهان است که قرآن کریم در آیهٔ ۷ سورهٔ مبارکهٔ اسراء فرموده است. هر خدمتی که انسان به دیگران میکند، در حقیقت، به خودش کرده و هر ضربهای که به مردم بزند و فساد را در اجتماع رواج دهد، آثار روحی و اجتماعی آن، در نهایت به خود او باز میگردد.
استاد پناهیان نکتهٔ ظریفی فرمودند: «اگر اسلام کامل است، باید خواستههای فطری زن و مرد را در خود داشته باشد؛ چون دین برای رشد انسان است، نه برای ضررِ او. اما ما منفعت را غلط معنا کردهایم و گمان میکنیم سود تنها بهمعنای راحتی یا لذت است، نه رشد و کمال.» مشکل مهمی که وجود دارد، این است که منفعت را اشتباه معنا میکنیم؛ گاهی آن را تنها در پول بیشتر میبینیم یا گمان میکنیم منفعت یعنی در یک دعوا برندهشدن و طرف مقابل را سرِ جای خود نشاندن.
اگر در خانه، میان ما و همسرمان یا هر فرد دیگری بحثی پیش بیاید، میتوانیم با تندی، حرفمان را به کرسی بنشانیم و بهظاهر پیروز شویم؛ اما آیا این به نفع ماست؟ خیر! این عین ضرر است. مطابق با فرمودهٔ قرآن <وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا>، این دلخوری و آشوب، پیش از همه، به دلِ خودمان بازمیگردد. اما اگر نیکی کنیم؛ صبر کنیم و در اوج ناراحتی با مهربانی، یک چایی بریزیم و بگوییم: «حالا بعداً حرف میزنیم»، این صبر، احسان است. نتیجهاش <إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ> است و آن آرامش، پیش از هرکس، نصیب قلب خودمان میشود.
یکی از بزرگوارانی که بسیار به منفعت خود و دیگران توجه داشتند، امام حسن مجتبیﷺ بودند. ما ایشان را به کریم اهلبیت میشناسیم. نام ایشان نیز برگرفته از کلمهٔ نیکویی و نیکوکاریست. امام حسن مجتبیﷺ به قدری به فقیران و نیازمندان رسیدگی میکردند که نیازمندان بینیاز میشدند و به هیچکس، حتی خودشان مراجعه نمیکردند. ایشان در عمر بابرکت خود، بیش از دو بار تمام داراییشان را در راه خدا بخشیدند و سه بار نیز اموالشان را وقف کردند؛ زیرا منافع مردم را بر همهچیز مقدم میدانستند.
گفتیم که نفع واقعی مادر آرامش قلبی و رضایت درونی است، نه در پیروزیهای لحظهای و ظاهری. بیایید این قانون سود و زیان را در آینهٔ یک داستان زیبا از کریم اهل بیت، امام حسن مجتبیﷺ، ببینیم.
آزادی به ازای شاخهٔ گل (قانون بازگشت احسان)
یک روز انسبنمالک در محضر حضرت نشسته بود. ناگهان کنیزی وارد شد و شاخه گلی که در دست داشت را با نهایت سادگی و خلوص، تقدیم امام کرد. امام حسنﷺ شاخه گل را گرفتند، لبخندی سرشار از نور زدند و فرمودند: «برو، تو آزادی». انس متحیر ماند و گفت: «ای فرزند رسول خدا! یک شاخه گل در برابر آزادی؟!»
پاسخ امام، شاهبیتِ بحثِ ماست؛ امام فرمودند: «خداوند در قرآن فرموده است: <وَإِذَا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْهَا أَوْ رُدُّوهَا>؛ و هنگامى که به شما درود گویند، شما درودی نیکوتر از آن، یا همانندش را پاسخ دهید.» و ادامه دادند: «احسان آن کنیز، شاخه گل بود که با احسان امام، یعنی آزادی پاسخ داده شد. کنیز احسان کرد و احسان دید.»
خواهرانم! بیایید حواسمان باشد که چگونه رفتار میکنیم؛ با همسرمان، فرزندمان، مادرشوهرمان، یا حتی همسایهای که دلش از دنیا پُر است. اگر خوب رفتار کنیم و به آنها محبتی داشته باشیم، همان لحظه خدا در دفتر عملمان مینویسد: «احسان». این همان احسانی است که امیرالمؤمنین علیﷺ فرمودند: «رأس الإيمان الإحسانُ إِلى الناس؛ سرِ ایمان، احسان به مردم است.» ایمانِ بدون مهربانی، مثل بدن بیسر است که بیحرکت و بیجان میشود.
تو، خانم خانهدار، وقتی صبح زود بیدار میشوی، با خستگی اما با حوصله سفرهٔ صبحانه را میچینی، بچهها را راهی مدرسه میکنی و با یک لبخندِ پُرمهر همسرت را بدرقه میکنی، خداوند در قبال اینهمه محبت و احسان، همان لحظه، آرامشی در دلت میریزد که هیچ جایگزینی ندارد.
هر بار که با خستگی ظرفها را میشویی یا مراقب هستی که دلی را نشکنی، در حقیقت، نور ایمان را در دلت زیاد میکنی. هر گناهی که میبخشی و هر لبخند بیمنت تو به اطرافیان، مایهٔ آرامش و رضایت درونی توست. بیاییم از امروز در هر نگاه و هر کار، به فکر خوبیکردن به دیگران باشیم و به آنها نیکی کنیم؛ چون هیچ نیکیای هدر نمیرود و هیچ بدیای پنهان نمیماند. این همان وعدهٔ محکم خداست که دل هر زن باایمان را آرام میکند.
خداوند در ادامهٔ این آیهٔ شریفه میفرماید: <وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا>. اگر زبانمان بلغزد و با تهمت یا غیبت، آبروی کسی را ببریم، ممکن است فکر کنیم خودمان را بالا بردهایم؛ اما در حقیقت، مانند کسی هستیم که زنجیرِ سنگی از رسوایی بر گردنش آویخته و هر لحظه بیمِ فاششدن راز دلش را میکشد. شاید آن فرد در ظاهر متوجه نشود، اما آن کسی که آرامش و احترام درونیاش را از دست میدهد، خود ما هستیم. این همان قانون خداست: <وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا>؛ هرچه به دیگران بدی کنیم، به خودمان بازمیگردد. امام سجادﷺ نیز دربارهٔ فاشکردن عیب دیگران گوشزد میکنند و میفرمایند: «مَنْ رَمَی النَّاسَ بِمَا فِیهِمْ، رَمَوْهُ بِمَا لَیْسَ فِیهِ؛ هرکس به مردم عیبی را نسبت دهد که دارند، مردم عیبی را که ندارد به او نسبت میدهند».
محبوبیت نزد خداوند (بهترین منفعتِ احسان)
تصور کنید پاداش کار خیر فقط به بهشت در آخرت محدود نشود؛ بلکه در همین دنیا نیز جایگاهمان نزد خداوند بالا رود، محبت پروردگار شامل حالمان شود و دلمان با لطف الهی آرام گیرد. این همان مقام والایی است که خداوند در قرآن از آن به «محبت به نیکوکاران» یاد کرده است: «إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ» (خداوند نیکوکاران را دوست دارد). اینجا دیگر بحث پول و ثروت نیست، بحث محبوب خدا شدن است. چه سودی از این بالاتر؟! این همان جایی است که خداوند میفرماید: «بِبِضَاعَتِنَا أَوْفُوا الْکَیْلَ وَتَصَدَّقُوا إِنَّ اللَّهَ یَجْزِی الْمُتَصَدِّقِینَ» (پیمانه را کامل بدهید و تصدق دهید که خداوند صدقهدهندگان را پاداش میدهد).
چه زیباست که بانوی مؤمن، در میان شلوغی زندگی، با یک عمل کوچک اما خالصانه، دلِ محبوب هستی را به دست میآورد. وقتی فرزندت را با عشق میبخشی، وقتی از حق خود برای خوشنودی همسرت میگذری، وقتی برای رضای خدا به نیازمندی کمک میکنی، در آن لحظه، خدا به فرشتگانش مباهات میکند و میگوید: «به بندهام بنگرید که چگونه برای من از خواهش دلش گذشت.»
این محبوبیت، آرامش عجیبی به زن میدهد؛ دیگر نگران قضاوت مردم نیست، دغدغهی تشکر و قدردانی ندارد، چون میداند کسی که مالک همه چیز است، از او راضی و خشنود است.
تعدیل اقتصادی
همیشه شنیدهایم که نیکیکردن برکت میآورد. اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم؛ درمییابیم که انفاق فقط برای فقرا نیست، بلکه یک ضرورت حیاتی برای توانگران نیز میباشد و یک معاملهٔ برد-برد با خداست؛ چون جامعه زمانی زخم میخورد که فاصلهها زیاد شود، وقتی ثروت در دستان عدهای بماند و دلهای تهیدست پر از آه و حسرت شود. اینجاست که طعم آرامش از شهرها میرود و خشم ریشه میدواند.
امیرالمؤمنین علیﷺ به فرزندشان میفرمایند: «ای فرزندم! از تهیدستی بترس؛ زیرا فقر دین را ناقص میکند، عقل را سرگردان میسازد و باعث دشمنی میشود.» حضرت نمیگوید فقر فقط بیپولی است؛ بلکه بلایی است برای ایمان، اندیشه و روابط انسانی. خدای مهربان نیز در قرآن کریم میفرماید: «در راه خدا انفاق کنید و... و نیکی کنید که خدا نیکوکاران را دوست دارد.» بنابراین، انفاق و احسان مالی، هم به نفع جامعه است و هم محبوبیت نزد خدا میآورد.
در روایت زیبایی از امام کاظمﷺ آمده است: «داراییهای خود را با دادن زکات، حفظ کنید.» وقتی مالی را به نیازمند میرسانی، خدا نگهبانش میشود. آن مال، دیگر در خطر نیست؛ نه حسادت مردم به آن میرسد، نه ورشکستگی و نه بلا. درست مثل بذر است؛ اگر در انبار بگذاری میپوسد، اما اگر در زمین پاک بکاری، خدا دهها برابرش را بازمیگرداند.
خواهرهای خوبم! بیایید واقعبین باشیم. ما امروز زیر فشار گرانیها، مثل کسی هستیم که گاهی میان دو سنگ آسیاب مانده است! وقتی صحبت از انفاق میشود، شاید اولین فکری که به ذهنمان میرسد، این باشد: «الان وقتش نیست! خودم محتاجم». اما نه عزیزانم! دقیقاً همین حالا وقتش است. در تنگدستی بده تا گشایش ببینی؛ همانند بنا و کارگری که هرگاه بنا آجر بر دیوار گذاشت، کارگر آجر بعدی را به او میدهد. گاهی فکر میکنیم: «اول خدا به من بدهد، بعد میبخشم»؛ اما قانون خدا میگوید: «ببخش، تا ببخشم». اگر در سختی، دل بخشندهای داشته باشی، همان انفاق اندک، گره بزرگی از زندگیات را باز میکند.
خانم «محبوبه سادات حسینی»، بانوی خانهداری از مشهد، نمونهای روشن از این مثال است. او با خیاطی خانگی برای خودش و چند زن دیگر کار درست کرد. هر ماه بخشی از درآمدشان را برای خانوادههای نیازمند محله کنار میگذاشتند. خودش گفته بود: «هر بار که برای این کار خیر پول کنار میگذارم، نمیدانم چطور، اما خرج بچههایم هم به برکت همان پول تأمین میشود».
احسان به والدین
اگر بخواهیم بالاترین و زیباترین مصداق احسان را نام ببریم، باید به آیات قرآن رجوع کنیم. در قرآن کریم، بارها خداوند احسان به پدر و مادر را، درست بعد از فرمان توحید آورده است: «<أَلَّا تُشْرِكُوا بِهِ شَیْئًا وَبِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَانًا>؛ مبادا چیزی را شریک خدا کنید و به پدر و مادر نیکی کنید».
اما گاهی در دلمان سؤالی پیش میآید: «اگر پدر یا مادرم در حق من خوبی نکرده باشند و سختی دیده باشم، باز هم باید نیکی کنم؟» خواهر عزیزم! حق والدین، یک «حق تکلیف» است، وظیفهای الهی که خدا بر گردن ما نهاده؛ نه یک قرارداد دوطرفه که اگر آنها وظیفهشان را انجام ندادند، ما هم شانه خالی کنیم. اگر آنان در انجام وظیفهٔ خود کوتاهی کردهاند، حسابشان با خداست. این رفتار محبتآمیز ما با والدین، در حقیقت همان احسانی است که به خودمان بازمیگردد. بر طبق روایات، احترام و نیکی به والدین برکاتی دارد؛ از جمله طول عمر باعزت، فرزندان صالح و شایسته، آسانشدن لحظهٔ مرگ و در امانماندن از فقر و تنگدستی.
یکی از دوستان، زنی آرام و نجیب، دارای سه فرزند و همسری بیمار بود. شوهرش پس از یک تصادف، خانهنشین شده بود و زهرا خانم با کار خیاطی و دوختودوز ساده، زندگی را میچرخاند. مادر پیر شوهرش هم زمینگیر شد. خیلیها به او گفتند: «تو که خودت اینقدر گرفتار و خستهای، پرستاری مادرشوهرت را به یک پرستار بسپار»؛ ولی این خانم با آرامش گفت: «نه، من اگر مادرشوهرم را الان به او خدمت نکنم، چطور چشم انتظار احسان بچههایم باشم؟»
چند ماه بعد مادرشوهرش از دنیا رفت. در تشییع جنازه، یکی از همسایهها گفت: «عجب آرامش و نوری روی صورت این خانم است!» جالب است بدانید، همان سال، دختر بزرگش در رشتهٔ مورد علاقهاش قبول شد و پسر کوچکش که تا آن زمان بیمار و افسرده بود، سلامت کامل یافت. وقتی از او پرسیدند: «راز این برکت چیست؟»، لبخندی زد و گفت: «مطمئنم، اینها پاداش همان شبهایی است که در سکوت خانه، مادرشوهرم را تیمار کردم». یادمان نرود، هر زنی که دلش را برای پدر و مادر یا والدین همسرش نرم کند، خودش مشمول رحمت خدا میشود و خدا، بهترین پاداش را به زندگی و فرزندانش بازمیگرداند.
احسان به نیازمندان
خداوند متعال که خود رزّاق است، میفرماید: «وَآتَى الْمَالَ عَلَى حُبِّهِ ذَوِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَالسَّائِلِینَ وَفِی الرِّقَابِ»؛ کسانی که مال خود را با همه علاقهای که به آن دارند، به خویشان و یتیمان و درماندگان و درراهماندگان و سائلان و (در راه آزادی) بردگان میدهند. ببینید خواهر من! خدا نمیگوید: «از اضافهٔ مال بده»، بلکه میفرماید: «عَلَى حُبِّهِ»؛ یعنی با محبت بده. به این معنا که احسان آنجایی نمود پیدا میکند که از آنچه دوست داری، ببخشی.
امام حسن مجتبیﷺ که خود، کریم اهل بیت هستند، فرمودند: «هرکس حاجت برادر مؤمن خود را برآورد، نزد خدا مانند کسی است که نه هزار سال روزه و عبادت شبانه داشته است».
این پیوند و احسانهای ماست که جامعه را نگه میدارد. جامعهای که در آن فقر ریشهکن شود، دیگر محتاج ترحم بیگانه نیست و مستقل است. البته احسان، تنها به کمک مالی خلاصه نمیشود؛ زیرا بسیاری از مشکلات مردم و مؤمنان با وساطت نیز رفع میشود. بهعنوان نمونه، میتوان با معرفی یک خانوادهٔ مستمند به افراد نیکوکار، مثل معرفی شخصی که در تهیه جهیزیه به مشکل برخورده، بسیاری از مشکلات آنان را حل نمود؛ یا با بهکارگیری یا سفارش یکی از افراد آن خانواده در کارخانه یا کارگاه، به اقتصاد آن خانواده کمک نمود و یا معلمین گرامی با صرف مقداری از وقت خود، به دانشآموزان یتیم یا مستمندی که در یادگیری ضعیفاند، کمک کنند.
براساس آیهٔ شریفه <وَمَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِیتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ>؛ افرادی که اموال خود را برای رضای خدا انفاق میکنند، مانند باغدارانی هستند که باغهای مستعدی دارند که با اندک بارانی، بیشترین محصول را برداشت خواهند کرد.
خواهرم! گاهی برای ندادن، میگوییم: «چراغی که به خانه رو است، به مسجد حرام است». این سخن، فقط پوششی برای بیتفاوتی است. نگاه قرآن چیز دیگری میگوید: خانهٔ ایمان، چراغش همیشه روشن است؛ نوری دارد که نهتنها خودش، بلکه بیرون (دلهای دیگران) را هم گرم میکند.
شاهد ما ماجرای نذر حضرت علیﷺ، فاطمهﷺ و حسنینﷺ است. آنها سه روز روزه گرفتند تا فرزندانشان شفا یابند. هر سه شب هنگام افطار، نیازمندی بر درب خانهشان آمد؛ مسکین، یتیم و اسیر. آنها هر سه بار، لقمهٔ نان خود را برای رضای خدا بخشیدند و روزهشان را با آب گشودند. صبح روز سوم، پیامبرﷺ چهرهٔ زرد کودکان و بدن نحیف فاطمهﷺ را دیدند. همان دم، جبرئیل فرود آمد و سورهٔ <هَلْ أَتَى> را بر پیامبرﷺ خواند: <وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْكِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا. إِنَّمَا نُطْعِمُكُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنْكُمْ جَزَاءً وَلَا شُكُورًا>.
اگر ما زنان با لطف و عاطفهای که خدا به ما داده، خود را مسئول بدانیم که در محلهمان کسی گرسنه نماند، دیگر فقیری نخواهیم داشت. یکی از مشکلات امروز ما، بیتفاوتی است و هرکسی میگوید: «کالای خودت را سفت بچسب و به دیگران کار نداشته باش»؛ اما غافل از آنیم که همهٔ ما سرنشینان یک کشتی هستیم و نمیتوانیم بیتفاوت باشیم.
روزی، حضرت علیﷺ فرمودند: «من هرگز به هیچکس خوبی نکردهام». مردم از تعجب سرهایشان را بلند کردند. ایشان این آیه را خواندند: «اگر نیکی کردید، به خودتان نیکی کردهاید و اگر بدی کردید، به خودتان بد کردهاید». احسان و نیکوکاری، در حقیقت، بیش از آنکه به دیگران برسد، سرمایهای برای خود ماست. بیایید از همین لحظه، تمام کارهایمان را با نیت احسان انجام دهیم؛ <إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِكُمْ وَإِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا>. این یعنی زندگی ما اگر رنگ احسان بگیرد، سراسر سود و برکت خواهد بود.
احسان در برخورد و رفتار (زیباترین زیباییها)
خواهران مهربانم! پیشتر گفتیم که احسان مالی زندگی ما را بیمه میکند. اما احسان، فقط به جیب و مال و زر نیست؛ چه بسا احسان در رفتار، باارزشتر از احسان در مال باشد. امام حسن مجتبیﷺ، که خود مظهر احسان بودند، فرمودند: «زیباترین زیباییها، اخلاق نیکوست». بله! احسان، تنها در بخشش مال نیست؛ خوشرویی، حفظ آبروی دیگران و برطرفکردن غم دوست نیز احسان است. پیامبرﷺ فرمودند: «خَیْرُ النَّاسِ أَنْفَعُهُمْ لِلنَّاسِ؛ بهترین مردم کسی است که نفعش به مردم بیشتر برسد».
ما زنان وقتی پوست دستمان خشک میشود، کرم میزنیم تا نرم شود. سایر آدمها نیز همینگونهاند! اگر کسی با خشونت برخورد کرد، باید با نرمی جواب بدهی تا دلش نرم شود. این همان فرمولی است که امام علیﷺ به ما دادهاند: «لِنْ لِمَنْ غَالَظَكَ، فَإِنَّهُ بِوَشْكٍ أَنْ یَلِینَ لَكَ؛ با کسی که بر تو درشتی کرد، نرم باش؛ شاید بهزودی با تو نرم شود».
خواهر عزیز! اگر تندی همسر را با نرمی جواب دادی و به سفارش حضرت علیﷺ عمل کردی، مطمئن باش همسرت نیز نرم میشود. ولی اگر تندی او را با رفتار متقابل پاسخ دهی، جز ریشهدارترشدن مشکل هیچ منفعتی ندارد.
اگر میخواهی به آرامش برسی و احسان کنی، باید باور کنی که این آرامش و نرمی، اول به خودت بازمیگردد! وقتی با خوشرویی با همسایهات رفتار میکنی، درواقع، محیطی امن و آرام برای خانوادهات ایجاد کردهای. این نیکی و گذشت، به خودت بازمیگردد. احسان، زمینهٔ زندگیهای زنده و سالم را فراهم میکند؛ دوستی و محبت را بیشتر میکند و تنشها را از بین میبرد.
از کجا شروع کنیم؟
آموزش، بهترین راه و خانه، بهترین مدرسه است. خانهٔ ما، کلاس درس اخلاق الهی است و معلم این کلاس، شمایید. باید بهجای اینکه فقط حرف بزنیم، الگو باشیم. فرزندمان میبیند که هر ماه مبلغی، هرچند اندک، برای کمک به خانوادهای آبرومند کنار میگذاریم و میبیند وقتی همسایهای بیمار میشود، اولین کاسهٔ آش یا تماس دلجویی، از خانهٔ ماست. وقتی کودکان در بازی اشتباه میکنند یا یکی از دوستانش به او بدی میکند، میآموزد که گذشت و بخشش خود نیکوکاری بزرگی است. وقتی فرزندمان ببیند که ما شبانه، بیمنت و بینام، به دیگران کمک میکنیم، روحیهٔ ایثار در او نهادینه میشود.
تربیت فرزند نیکوکار، خدمت به جامعه است. شما با تربیت فردی باگذشت و مهربان، به خودتان خوبی میکنید؛ چون این فرزند با شما به نیکی رفتار میکند و توشهٔ آخرتتان را پُربار میسازد. اگر معلم یا مدیر هستیم، باید از فرصتهای نیکوکاری بگوییم و با بهاشتراکگذاشتن حس نیکوکاری، فرهنگ کمک به نیازمندان را در کودکان تقویت کنیم. در دنیای امروز، برخی از مراکز خیریه و نیکوکاری بستر امنی هستند تا مسئولیت اجتماعیمان را ادا کنیم؛ اینها بازوهای مهربانی در جامعهاند. نگویید کمک من کم است! یادتان نرود: «قطرهقطره جمع گردد، وانگهی دریا شود».
پیامبر اکرمﷺ فرمودند: «الخلق كلهم عيال الله، فأحب الخلق إلى الله أنفعهم لعياله؛ همه مردم عیال و خانواده خدایند، پس محبوبترین مردم نزد خدا کسی است که برای عیال و خانواده خدا سودمندتر باشد».