۰۸ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۵
کد خبر: ۸۱۰۳۵۹

سویه روایی جنگ شناختی در تهاجم اخیر صهیونی-آمریکایی

سویه روایی جنگ شناختی در تهاجم اخیر صهیونی-آمریکایی
تهاجم اخیر صهیونی-آمریکایی به کشور ما از سنخ جنگ ترکیبی است، لذا صرفاً بعد و جنبه نظامی ندارد، بلکه بعد و جنبه شناختی نیز در آن بسیار برجسته است، چنان‌که ابعاد روانی، اقتصادی، فرهنگی و مانند اینها نیز در آن قابل ملاحظه اند.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، تهاجم اخیر صهیونی-آمریکایی به کشور ما از سنخ جنگ ترکیبی است، لذا صرفاً بعد و جنبه نظامی ندارد، بلکه بعد و جنبه شناختی نیز در آن بسیار برجسته است (چنان‌که ابعاد روانی، اقتصادی، فرهنگی و مانند اینها نیز در آن قابل ملاحظه اند).

این جنگ شناختی بویژه سویه روایی هم دارد، یعنی با روایت‌ سازیها و روایت پردازیهایی نیز همراه بوده که از طریق رسانه‌های معاند و فضای مجازی و اینترنت پیوسته تکثیر می‌شود و ذهن و ادراک ما را هدف قرار می‌دهد.

در جنگ ترکیبی توجه به همه ابعاد و جنبه‌های آن ضروری است. در واقع باید مراقب باشیم بعد و جنبه نظامی این جنگ، ما را از ابعاد و جنبه‌های شناختی بویژه سویه روایی آن باز ندارد.

باید بدانیم، هدف قرار گرفتن در جنگ شناختی و جنگ روایت‌ها، گاه از هدف قرار گرفتن در جنگ نظامی زیان‌بارتر است، چراکه آسیب نظامی ممکن است کلان کشور را از هم نپاشد، ولی آسیب شناختی و روایی اگر در جامعه ما غلبه پیدا کند، می‌تواند کلان جامعه و کلیت آن را از درون فرو بپاشد. این نکته بویژه آنگاه که جنگ بر سر زندگی و مرگ یا بودن و نبودن است (جنگ وجودی)، همانند جنگ کنونی، اهمیتی مضاعف دارد.

الف. جنگ روایت‌ها و نسبت آن با جنگ شناختی:

جنگ روایت‌ها یا روایی (Narrative warfare) گونه مهمی از جنگ شناختی (Cognitive warfare) است و اساساً ذیل آن تعریف می‌شود. بنابراین اهداف، شیوه‌ها، مخاطبان، و فعالیت‌های اصلی آن، تفاوت چندانی با جنگ شناختی ندارد، جز اینکه از ابزار «روایت سازی» و «روایت پردازی» بهره می‌گیرد.

جنگ شناختی که خود گونه‌ای از جنگ نرم (Soft war) است، جنگی است که ذهن و قوه شناخت انسان را هدف قرار داده، می‌کوشد بر فرآیندهای ذهنی و شناختی به نفع خود تأثیر بگذارد.

اهداف جنگ شناختی عبارتند از: حذف اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت‌، تضعیف یا نابودی نهادها و سرمایه‌های اجتماعی ما، و نهایتاً براندازی از درون (این هدف غایی است که دشمن به آن تصریح هم کرده‌ است).

شیوه‌های جنگ شناختی عبارتند از: تلقین ناکارآمدی حاکمیت‌، حذف اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت، ناامیدسازی نخبگان و توده‌ها، ایجاد شکاف و تفرقه در بین مردم و

مخاطبان جنگ شناختی ممکن است گاه محدود به قشر خاصی شود و گاه همه اقشار جامعه را در بر گیرد. بنابراین، دو قسم جنگ شناختی عام و محدود، وجود دارد (جنگ شناختی در تهاجم اخیر صهیونی-آمریکایی، از نوع عام است).

فعالیت‌های اصلی در جنگ شناختی عبارتند از: رصد، تحلیل، طرح‌ریزی، و عملیات. در دفاع شناختی و حمله شناختی که هر دو به یک اندازه مهم اند، باید به اینها توجه داشت.

اما جنگ روایت‌ها، جنگی است که با هدف غلبه بخشیدن به خرده روایت‌هایی مشخص ذیل یک یا چند کلان روایت معین، صورت می‌بندد و با هدف قرار دادن ذهن و قوه ادراک جامعه، در صورت موفقیت کامل می‌تواند قوه شناخت یا ادراک و حتی قدرت تشخیص صواب از خطا در جامعه هدف را با مشکل جدی مواجه سازد.

کلان روایت اصلی غرب، ایران را به عنوان کشوری معرفی می‌کند که درصدد دستیابی به تسلیحات هسته‌ای است و لذا تهدیدی بالقوه برای امنیت و صلح جهانی به شمار می‌آید! هرچند اکنون توان موشکی ایران نیز تهدیدی بالفعل برای غرب و منطقه انگاشته شده، پس باید دست‌کم ایران را از این دو جهت خلع سلاح کرد. بنظر می‌رسد روایت‌های دیگر غرب از ایران، خرده روایت‌هایی هستند که ذیل این کلان روایت تعریف شده‌اند. تهاجم اخیر صهیونی-آمریکایی هم برخاسته از همین کلان روایت و کنشی در تناسب با آن است.

ب. نمونه‌هایی از جنگ روایت‌ها در تهاجم اخیر صهیونی-آمریکایی:

امروزه روایت‌هایی شگفت از رسانه‌های غربی و شبکه‌های ماهواره‌ای معاند دیده و شنیده می‌شود که کاملاً رنگ و بوی یک جنگ روایی تمام عیار دارند.

پنج نمونه عینی از جنگ روایت‌ها در تهاجم اخیر بسیار قابل ملاحظه است.

۱. در حالی که می‌دانیم شهادت مقام معظم رهبری -اگرچه اندوهی عظیم بر ملت ما وارد ساخت- ولی آسیبی به کلان مدیریت کشور و دفاع از مرز و بوم و تمامیت سرزمینی ما وارد نکرد، بلکه با بدل شدن سوگ به حماسه، به وحدت و انسجام ملی در راستای تداوم مقاومت هم کمک کرد، اما روایت‌های متخاصم این حادثه را به مثابه پایانی بر گفتمان مقاومت می‌انگارند و این انگاره را بنحوی وسیع منتشر می‌کنند.

۲. در حالی که می‌بینیم گستره حملات موشکی و پهبادی ایران هر روزه فزونی می‌یابد، روایت‌های متخاصم از کاهش چشمگیر آن بدلیل تخریب زیرساخت‌های نظامی ما سخن می‌گویند.

۳. در حالی که می‌بینیم تنگه هرمز تحت اشراف و سیطره نیروهای نظامی ایران قرار دارد، روایت‌های متخاصم قضیه را وارونه جلوه داده، اصل آن یا دست‌کم امکان تداوم آن را بشدت زیر سوال می‌برند.

۴. در حالی که می‌دانیم نیروی دریایی ایران کاملآ فعال است و بر خلیج فارس اشراف کامل دارد، روایت متخاصم از نابودی نیروی دریایی سخن می‌گوید. همین روایت در مورد نیروی هوایی و سامانه‌های پدافندی ایران نیز جریان دارد.

۵. در حالی که می‌دانیم هیچ پیروزی جدی برای دشمن شکل نگرفته، روایت تکراری پیروزی آمریکا در قالب توئیت و مانند آن را شاهدیم که سوژه تمسخر کاربران فضای مجازی در غرب و خود آمریکا هم شده است. بیش از ۱۰ بار تا دو روز پیش اعلام پیروزی کرده است.

در مواجهه با این‌گونه «دوگانه های روایی»، انسان ممکن است هدف جنگ روایی دشمن قرار گرفته، ذهن و ادراک خود را تسلیم او کند.

اما در چنین شرایطی چگونه باید صحت گزاره ها را دریافت و صواب و خطا را از هم تشخیص داد؟ در اینجا مسئله صدق مطرح می‌شود و معیار آن که «مطابقت گزاره با واقع» است، نه مثلاً شیوع گسترده آن یا پسند دیگران یا . پس انسان باید تحقیق کند و روایت‌های صادق یا نزدیک به آن را تشخیص دهد، دست‌کم باید به روایت‌های دشمن بسنده نکند و این سنخ دوگانه ها را در نسبت باهم ارزیابی و سنجش کند تا داوری نسبتاً درستی دست یابد.

همچنین انسان باید مراقب باشد در جنگ روایی، در زمین دشمن بازی نکند. گاه روایت‌های غیردقیق ما عملاً به غلبه دشمن در جنگ روایی منجر می‌شود.

برخی راهکارها برای برون رفت از آسیب‌های جنگ روایت‌ها عبارتند از: روشنگری و جهاد تبیین، ژرف‌اندیشی و پرهیز از سطحی نگری، دشمن شناسی و عدم اعتماد به دشمن، تعمیق رسانه ملی و دیگر رسانه‌های کشور، توسعه اینترنت ملی قوی و کارآمد، و مهمتر از همه ارتقای سطح سواد رسانه‌ای و سواد فضای مجازی.


مهدی عباس‌زاده عضو هیات علمی گروه معرفت‌شناسی و علوم شناختی پژوهشگاه

 

ارسال نظرات