۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۲۱:۳۰
کد خبر: ۸۱۸۹۳۴

عقده‌گشایی سیاسی فرقه پهلوی با فوتبال

عقده‌گشایی سیاسی فرقه پهلوی با فوتبال
برای بخشی از ضدانقلاب، فوتبال دیگر فقط یک مسابقه ورزشی نیست؛ گاهی به بستری برای تسویه‌حساب سیاسی تبدیل می‌شود؛ جایی که موفقیت یا ناکامی تیم ملی، بر اساس عقده گشایی سیاسی توصیف می‌شود.

واکنش برخی عناصر وابسته به جریان سلطنت‌طلب پس از عدم راهیابی تیم ملی فوتبال ایران به دور بعدی از رقابت‌های جام جهانی، بار دیگر این پرسش را مطرح کرد که مرز میان عناد سیاسی کجاست.

عقده‌گشایی سیاسی فرقه پهلوی با فوتبال

 

در این میان، سالومه، مجری شبکه منوتو، با ابراز خوشحالی از حذف تیم ملی، موجی از واکنش‌ها را در فضای مجازی برانگیخت و بسیاری از کاربران این موضع را نشانه بی‌وطنی و بی‌هویتی عناصر فرقه پهلوی دانستند.

این نخستین‌بار نیست که بخشی از معاندین، موفقیت یا شکست تیم‌های ملی را از دریچه رقابت سیاسی تفسیر می‌کند. منتقدان این رویکرد معتقدند وقتی یک جریان، شکست نماینده ورزشی کشور را مایه خوشحالی خود می‌داند، عملاً عناد سیاسی را به عرصه هویت ملی نیز تعمیم داده است.

عقده‌گشایی سیاسی فرقه پهلوی با فوتبال

 

از سوی دیگر، عملکرد تیم ملی و استقبال مردم از آن، به باور برخی تحلیلگران، نشان داد که تلاش برای ایجاد شکاف میان مردم و نمادهای ملی با موفقیت کامل همراه نبوده است.

حتی سلطنت طلبان سعی کردند با حضور شعبان بی مخی و به عنوان نیروی فشار از حمایت مردم از تیم ملی کشورشان جلوگیری کنند.

به همین دلیل، برخی این اتفاق را شکست پروژه‌ای می‌دانند که تلاش داشت احساس تعلق ملی را تحت‌الشعاع اختلافات سیاسی قرار دهد.

در واکنش به اظهارات این مجری، کاربران بسیاری نیز موضع‌گیری کردند. یکی از کاربران نوشت: «سالومه شخصیت بسیار پلید و بیماری دارد. هر وقت دیدید عقاید و نظراتتان با این فرد یکسان بود، یک بار در باورهایتان تجدیدنظر کنید.»

عقده‌گشایی سیاسی فرقه پهلوی با فوتبال

کاربر دیگری نیز نوشت: «یادمون نره، این لجن‌های نکبت واسه ما شده بودن اپوزیسیون؛ مریضان واجب‌المطب.»

البته ادبیات تند به‌کاررفته در بخشی از این واکنش‌ها، خود بازتاب‌دهنده فضای احساسی شبکه‌های اجتماعی است؛ اما فارغ از این ادبیات، اصل ماجرا نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از افکار عمومی، همراهی با شکست تیم ملی را با مفهوم وطن‌دوستی ناسازگار می‌داند.

در نهایت، آنچه از این ماجرا برجسته‌تر به نظر می‌رسد، این است که ورزش، به‌ویژه فوتبال، همچنان یکی از مهم‌ترین عرصه‌های بروز هویت ملی در ایران است.

بازی‌های تماشایی تیم فوتبال کشورمان با وجود محدودیت‌ها و فشارها به بازیکنان نیز این روحیه ملی و وحدت جمعی را تقویت کرد. پروژه‌ای که از چند سال اخیر توسط رژیم صهیونی و ضدانقلاب دنبال می‌شود تا وحدت ملی ایرانیان و مای جمعی آنان را کمرنگ کند.

هر جریان سیاسی که بخواهد موفقیت یا شکست تیم ملی را صرفاً ابزاری برای تسویه‌حساب سیاسی قرار دهد، احتمالاً با واکنش منفی بخش قابل توجهی از جامعه روبه‌رو خواهد شد؛ زیرا برای بسیاری از مردم، تیم ملی فراتر از اختلافات سیاسی، نماد نام و پرچم ایران است.

ارسال نظرات