مذاکره در نقطه اوج اقتدار، یک عقبگرد است
حجتالاسلام رستم ممیزاده، فرمانده بسیج طلاب و روحانیون سپاه عاشورا، در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری رسا در تبریز، به واکاوی ابعاد مختلف زمزمههای مذاکرهطلبی در فضای داخلی پرداخت و رویکردی مبتنی بر تحلیل میدانی و روانشناختی دشمن ارائه داد.
تحلیل میدانی: مذاکره در نقطه اوج اقتدار، یک عقبگرد است
حجت الاسلام ممیزاده با اشاره به موفقیتهای راهبردی ایران اسلامی در ایجاد محور مقاومت و افزایش توان بازدارندگی، اظهار داشت: امروز ما در یک نقطه عطف تاریخی قرار داریم. دشمن پس از دههها فشار و تحریم، نه تنها نتوانسته ملت ما را به زانو درآورد، بلکه خود در باتلاقهای منطقهای گرفتار شده است پیشنهاد مذاکره در چنین شرایطی، مانند این است که یک فرمانده پیروز در میدان جنگ، ناگهان پیشنهاد آتش بس یک طرفه بدهد این یک انحراف آشکار از منطق قدرت و خیانت به دستاوردهای خون شهداست.
وی افزود: کسانی که امروز از مذاکره سخن میگویند، یا تحلیل درستی از موازنه قوا ندارند، یا گرفتار سندروم شکست شدهاند؛ یعنی با وجود پیروزیهای میدانی، ذهنیتی شکستخورده را درونسازی کردهاند.
جنگ روانی دشمن و بازی با واژهها
فرمانده بسیج طلاب و روحانیون سپاه عاشورا، به تاکتیکهای جدید دشمن اشاره کرد و گفت: دشمن که در میدان نظامی و اقتصادی به بنبست رسیده، اکنون تمام توان خود را بر جنگ روانی و نفوذ در مراکز تصمیمگیری و افکار عمومی متمرکز کرده است.
وی ادامه داد: یکی از ابزارهای آن، بازی با واژههایی مانند مذاکره ضروری، تعامل سازنده یا خروج از بنبست است. هدف، ایجاد تردید، تفرقه و در نهایت، وادار کردن ایران به امتیازدهی در ازای هیچ است ما باید هوشیار باشیم و فریب این واژههای فریبنده را نخوریم.
پیشنهاددهندگان مذاکره: سه طیف با انگیزههای مختلف
حجت الاسلام ممیزاده در تحلیل انگیزههای داخلی پیشنهاددهندگان مذاکره، آنان را به سه دسته تقسیمبندی کرد: دسته اول، ناآگاهان یا کماطلاعانی هستند که تحت تأثیر جنگ روانی دشمن، گمان میکنند مذاکره راهحل فوری مشکلات است دسته دوم، سادهانگارانی هستند که به قواعد بازی بینالمللی خوشبین بوده و فکر میکنند دشمن متجاوز قابل اعتماد است.
وی ادامه داد: اما دسته سوم، خطرناکترین گروه هستند؛ کسانی که آگاهانه و برای کسب منافع جناحی یا شخصی، آب به آسیاب دشمن میریزند و مصلحت نظام را فدای اهداف کوچکتر میکنند برخورد با هر کدام از این گروهها، باید متناسب با ماهیت عملشان باشد.
راهکار عملی: تقویت گفتمان “مقاومت فعال” به جای انفعال یا تندروی تخریبی
وی در پاسخ به چگونگی مقابله با این پدیده و حفظ وحدت، بر لزوم ارائه یک گفتمان جایگزین تأکید کرد: نباید فضای جامعه را بین دو گزینه مذاکره انفعالی و تندروی تخریبی محصور کنیم راه سوم، تبیین و تقویت گفتمان مقاومت فعال است مقاومتی که هوشمند، مبتکر و در عین حال قاطع است.
حجت الاسلام ممی زاده گفت: باید با زبان منطق و استدلال، برای اقشار مختلف جامعه، به ویژه نخبگان، روشن کنیم که چرا مذاکره در شرایط فعلی یک تله است و چگونه میتوان با تقویت اقتصاد مقاومتی، دیپلماسی قدرتمند و بازدارندگی همهجانبه، بدون کوتاه آمدن، بر مشکلات غلبه کرد این گفتمان، هم آلترناتیو مذاکرهطلبی است و هم مانع از سوءاستفاده جریانهای تندرو برای تخریب بیضابطه میشود.
مردم، ضمیر بیدار نظام و ناظر بر عملکرد مسئولان
حجت الاسلام ممیزاده در پایان، نقش مردم را کلیدی خواند و گفت: حضور مردم در صحنه، تنها یک نمایش عددی نیست؛ ظهور اراده و خرد جمعی ملتی است که هزینههای مقاومت و سازش را به خوبی میسنجد این حضور، یک سیستم نظارتی قدرتمند و ضمیر بیدار نظام است که به مسئولان هشدار میدهد خط قرمزها را پاس بدارند.
وی ادامه داد: مسئولان باید با شفافیت، عملکرد خود را در مسیر تحقق خواست عمومیِ مقابله با دشمن و عدم مذاکره تحمیلی قرار دهند پاسداشت این سرمایه، یعنی تبدیل خواست مردم به راهبرد و اقدام عملی در تمام سطوح حکمرانی هرگونه فاصله گرفتن از این خواست، به معنای ایجاد شکاف بین ملت و نظام است که بزرگترین تهدید محسوب میشود.