پارادوکسِ سبز؛ نسلی که میان زمین و آسمان ایستاده است
در آینه سینما و تلویزیون و در صفحات رمانها، بسیج را دیده باشی آنگونه که نور بر سرِ شهدا میتابد و سکوتِ تقدس، سینهی جوانی را پر میکند که راهی جبهه است؛ بسیجیای که نامش «شهید زنده» است و قدمهایش، عبور از زمین به آسمان؛ اما این نسل، نسلِ دیگریست.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، در آینه سینما و تلویزیون و در صفحات رمانها، بسیج را دیده باشی — آنگونه که نور بر سرِ شهدا میتابد و سکوتِ تقدس، سینهی جوانی را پر میکند که راهی جبهه است؛ بسیجیای که نامش «شهید زنده» است و قدمهایش، عبور از زمین به آسمان.
اما این نسل، نسلِ دیگریست.
نسلی که هسته بسیج را میسازد، نه آنگونه که در خاطرهها میدرخشد، بلکه آنگونه که در واقعیتِ امروز میتپد.
این نسل، پروردوکس است — شاید تنها یک بار در تاریخ ایران زمین.
به او بنگر:
- نماز میخواند، اما ذهنش در جای دیگریست — انگار میانِ زمین و آسمان، ریسمانی گسسته است.
- به خدا اعتقاد دارد، اما سینهاش پر از سؤال است — شعلهی ایمان و دودِ تردید، همزمان در او میسوزند.
- در راهپیمایی شرکت میکند، اما دلش در جای دیگریست
- به اسلام عشق میورزد، اما مسلمان بودن را سخت میبیند
- از ولایت اطاعت میکند، اما در خلوت، خودش را بهجای ولیِّ زمینی، ولیِّ وجودش میداند
- به شهدا غبطه میخورد، اما از مرگ میترسد
- زبانش به «ما» عادت کرده، اما دلش «من» را فریاد میزند
- در تاریکی، روشن است، اما در روشنایی، تاریک
- از جهل بیزار است، اما گاهی خودش جاهل است
- به علم احترام میگذارد، اما علم را بهکار نمیبرد
- در تاریکی، چراغ است، اما خودش خاموش
- در راه، ثابت است، اما راه را عوض میکند
- به هدف باور دارد، اما هدف را گم کرده
دریای آرام
اما ظاهرش، چیز دیگری میگوید؛ باطنش، چیز دیگری فریاد میزند.
مثلِ دریا که رویش آرام است و زیرش، طوفان.
اگر در میانِ این بچهها بایستی، معنویتِ دهه شصت را نخواهی یافت — آن معنویت که از دور، مثلِ ماه میدرخشید.
اما غیرت را خواهی یافت، عشق و پاکی را خواهی یافت، آنهمه عشق به ملت و وطنِ اسلامی را — که نه با کلمات، که با گوشت و پوست و استخوان حس میشود.
اینها بچههایی هستند که در دلِ تضاد زندگی میکنند و همین تضاد، آنان را به موجوداتِ منحصربهفرد تبدیل کرده است.
شاید این نسل، نسلِ پرسش باشد، نسلِ تردید باشد — اما در همین راه، پایش را محکم بر زمین میزند و میگوید:
> «منم.
> همینجاام.
> با همهی تناقضهایم.»
و شاید همین، همین ایستادگی در میانِ طوفان، همین پارادوکسِ سبز باشد — که تاریخ، یک بار دیده است.
ارسال نظرات