۰۱ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۰
کد خبر: ۸۱۲۵۸۹
تسخیری:

پایان جنگ، نظام حقوقی تنگه هرمز را تعیین می‌کند/ غرامت را باید از مسئله دریافت عوارض جدا کرد

پایان جنگ، نظام حقوقی تنگه هرمز را تعیین می‌کند/ غرامت را باید از مسئله دریافت عوارض جدا کرد
عضو هیئت علمی گروه حقوق بین‌الملل دانشگاه قم با تأکید بر اینکه پایان جنگ تعیین‌کننده نظام حقوقی آینده تنگه هرمز است، گفت: اگر ایران در پایان جنگ دست برتر را داشته باشد، وارد قالب معاهده صلح می‌شویم که در آن نیازی به مشابه‌سازی با سایر تنگه‌ها نیست و نفع ملی تعیین‌کننده خواهد بود.
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، دکتر محمدصالح تسخیری، عضو هیئت علمی گروه حقوق بین‌الملل دانشگاه قم، در ادامه دومین نشست از سلسله‌نشست‌های «تبیین شاخص‌های قدرت نرم تمدنی جمهوری اسلامی ایران در دوران رهبری سوم» با موضوع «مرحله نوین مدیریت تنگه هرمز» به تبیین نقش پایان جنگ در تعیین نظام حقوقی این آبراه استراتژیک پرداخت.
 
پایان جنگ، نقطه تعیین‌کننده نظام حقوقی تنگه
 
تسخیری با اشاره به اینکه هرچقدر هم صورت‌بندی حقوقی انجام دهیم، در واقعیت پایان جنگ است که نظام حقوقی تنگه هرمز را مشخص می‌کند، خاطرنشان کرد: حقوق بین‌الملل زبانی است که همه می‌فهمند و ما بسیاری از اهداف خود را به این زبان تبدیل می‌کنیم تا موجه جلوه کند، اما واقعیت میدان این است که اگر در پایان جنگ دست برتر داشته باشیم، می‌توانیم حرف‌های خود را تا جایی پیش ببریم؛ اما اگر دست برتر نداشته باشیم، نظام تنگه به حالت قبل و شاید بدتر از قبل بازخواهد گشت.
 
وی افزود: ما در فضای بعد از جنگ با دو پارادایم مواجهیم؛ اگر دست برتر را داشتیم، در یک پارادایم صحبت می‌کنیم، و اگر دست پایین را داشتیم، به عقب یا عقب‌تر از عقب بازمی‌گردیم. اگر دست برتر را داشتیم، هر راهکاری ارائه شود، تلاش می‌کند کمترین میزان اصطکاک با فهم بین‌المللی را داشته باشد.
 
معاهده صلح از قاعده توازن در معاهدات استثنا است
 
این عضو هیئت علمی دانشگاه قم با اشاره به مفهومی که در معاهدات وجود دارد، تصریح کرد: در معاهدات معمول، باید یک توازن عقلایی بین داده و ستانده وجود داشته باشد؛ اگر این توازن نباشد، معاهده از بین می‌رود. اما استثنای مهمی وجود دارد: معاهده‌ای که در پایان جنگ بسته می‌شود (معاهده صلح) از این قاعده مستثناست. در معاهده صلح، توازن وجود ندارد؛ چون طرف غالب، تعهداتی را به شکل حقوقی به طرف مغلوب تحمیل می‌کند. نمونه آن معاهده ورسای و معاهده پاریس است.
 
تسخیری تأکید کرد: وقتی ما وارد قالب معاهده صلح شدیم، دیگر نیاز نیست زیاد حقوقی‌اش کنیم. معاهدات صلح، مرزهای حقوق بین‌الملل را جابه‌جا می‌کنند؛ ازاین‌رو در آن فضا، دیگر لازم نیست بنشینیم بگوییم حقوق بین‌الملل چه می‌گوید. دست ایران برای تأمین نفع ملی خود باز خواهد بود و مابه‌ازای آن را تعیین می‌کند.
 
دستگاه حل مسئله در نظام بین‌الملل؛ نفع ملی آمریکا در برابر حقوق بشر اروپایی
 
وی با بیان اینکه هر مجموعه‌ای در فضای بین‌الملل یک دستگاه حل مسئله دارد، گفت: آمریکایی‌ها دستگاه حل مسئله‌شان «نفع ملی» و اتحادیه اروپا «حقوق بشر» است؛ حتی اگر ظاهرسازی باشد. آمریکایی‌ها به «نفع ملی» یا «خیر عمومی» تکیه می‌کنند و رویکردی به نام «استثناگرایی حقوقی» یا «خاص‌گرایی حقوقی» دارند؛ یعنی حقوق بین‌الملل را تا جایی می‌پذیرند که نفعشان را تأمین کند، و اگر تأمین نکرد، آن را رها کرده و به سمت نفع خود می‌روند. حق وتو در منشور ملل متحد، نظام تبعیض‌آمیز در ان‌پی‌تی، و استثنائاتی که در اساسنامه رم توسط آمریکایی‌ها برای خود ایجاد کردند.
 
تسخیری افزود: اگر جنگ با دست برتر ایران به پایان رسید، معلم اعظم آمریکا به ما یاد داده که نفع ملی خود را پیگیری کنیم. حقوق معاهدات هم دست ما را باز گذاشته است و از همان استثنائاتی که آمریکا برای مفر خود گذاشت ما نیز می‌توانیم استفاده کنیم.
 
عدم نیاز به مشابه‌سازی؛ تغییر پارادایم به جای شبیه‌سازی
 
وی در پاسخ به این سؤال که آیا باید نظام حقوقی تنگه هرمز را شبیه کانال سوئز یا پاناما یا بسفور و داردانل کنیم، گفت: اگر دست برتر را داشته باشیم، خیلی نیاز به مشابه‌سازی نداریم. مثلاً در مورد دریافت عوارض، هیچ جای دنیا بابت «عبور با امنیت» عوارض نمی‌گیرند. شما نمی‌توانید بگویید به ازای عبور، عوارض دریافت می‌کنم. اما می‌توانید پارادایم را عوض کنید و بگویید ما به ازای «خدمات» هزینه دریافت می‌کنیم. با محاسبات اولیه‌ای که انجام دادم، اگر از هر ابرنفتکش و ابرکانتینردار مبلغی دریافت کنیم، سالانه 20 میلیارد دلار عایدی برای ایران خواهد داشت. این تصوراتی که در رسانه‌های دشمن می‌گویند که ۵۰ یا ۷۰ یا ۱۵۰ میلیارد دلار، به قصد فریب سیاست‌گذار ایرانی است تا دنبال تأمین غرامت جنگ از این محل نرود. این یک اشتباه استراتژیک است.
 
وی با بیان اینکه خسارت ما از این جنگ تا کنون 270 میلیارد دلار بوده است، خاطرنشان کرد: یقیناً اگر ایران دست برتر را داشته باشد، می‌تواند غرامت را از جای دیگری تأمین کند. این دو موضوع (دریافت عوارض خدمات و دریافت غرامت) را باید از هم جدا کرد و اگر بخواهیم صرفا با عوارض تنگه هرمز جبران غرامت کنیم، سال‌ها به طول می‌انجامد.
 
ضمانت اجرا از مشابه‌سازی مهم‌تر است
 
تسخیری مهم‌ترین موضوع را «ضمانت اجرا» دانست و اظهار داشت: اگر دست برتر را داشتیم، باید روی نظام ضمانت اجرا فکر کنیم. اینکه اگر کشوری هزینه خدمات را پرداخت نکرد، چه کنیم؟ یکی از راه‌ها این است که به کشتی‌های دیگر آن کشور اجازه عبور ندهیم. اینجا بحث زور مطرح می‌شود؛ همان زوری که امنیت را تأمین می‌کند. راه دیگر این است که اگر کشوری در جای دیگر تحریم ثانویه علیه ایران اعمال کرد، ما در تنگه هرمز رأی به مصادره کشتی‌هایش بدهیم. آمریکا کشتی و هواپیمای ما را با رأی داخلی مصادره کرد. اگر بتوانیم تنگه را حفظ کنیم و قالب حقوقی به آن بدهیم، راه برای جبران شفاف خسارات باز می‌شود.
 
کریدورهای بین‌المللی؛ فرصت پساتنگه
 
این عضو هیئت علمی دانشگاه قم با اشاره به کریدورهای بین‌المللی که در خلیج فارس باز می‌شوند، گفت: سه کریدور بین‌المللی در خلیج فارس وجود دارد: اول، کریدور چین-افغانستان-خلیج فارس که ایران نباید آن را از طریق عمان امتداد دهد؛ خود چین هم چند بار تأکید کرده که نمی‌خواهد از هند عبور کند. دوم، کریدور ایران-ارمنستان-گرجستان-اروپا. سوم، کریدور عراق-سوریه-اروپا. سیاست‌گذار ایرانی باید از الان به این سه کریدور فکر کند و حتی اگر آمریکا در عربستان و عراق و سوریه دست دارد، برایش نقش تعریف کند تا هزینه ایجاد مسیرهای جایگزین برای تنگه را بالا ببرد.
 
همگرایی حقوقی با کشورهای اسلامی راهکاری برای پساتنگه خواهد بود
 
تسخیری با بیان اینکه سال‌ها روی «همگرایی حقوقی با کشورهای اسلامی» کار کرده است، گفت: همگرایی نظامی با کشورهای اسلامی سخت است، همگرایی اقتصادی هم سخت، اما همگرایی حقوقی ممکن است. یکی از مبانی ما شریعت است و در حقوق بسیاری از کشورهای اسلامی نیز همین گونه است. ما می‌توانیم در حوزه‌های مختلف شروع کنیم. مجمع کشورهای خلیج فارس و ابتکار هرمز از جمله ظرفیت‌هایی است که وزارت امور خارجه بیش از بیست‌ سال پیگیری می‌کند. ما می‌توانیم ویزا را یکسان کنیم، ارز مشترک ایجاد کنیم، اما تاکنون جدی نرفتیم. اگر با دست برتر به سمت آن‌ها برویم، فضا تغییر خواهد کرد.
 
پیروز در جنگ کیست؟
 
وی در پاسخ به این سؤال که پیروز واقعی جنگ چه کسی است، گفت: اگر متجاوز به اهدافش نرسد، بازنده است. آمریکا چند هدف اعلامی داشت: رساندن غنی‌سازی به صفر؛ تغییر رژیم که با ترور رهبر انقلاب دنبال می‌شد؛ نابودی برنامه موشکی؛ و تجزیه ایران. اگر این اهداف محقق نشود، آمریکا بازنده است. ایران نیازی ندارد که چیز جدیدی به دست بیاورد. همین الان اگر جنگ تمام شود، ایران پیروز است. نگاه نکنید سطح توقع ما بالا رفته؛ ما تنگه و لغو تحریم و... را می‌خواهیم. سیاست‌گذار ما باید هزینه نرسیدن به آتش‌بس را بالا ببرد. اگر آتش‌بس به نتیجه نرسید، شروط ده‌گانه را پانزده‌گانه و بیست‌گانه کند تا دست برتر را بالاتر ببرد و مباحثی مانند حضور نظامی در امارات و یا بازرسی نظامی از بنادر امارات را مطرح کند.
 
تسخیری در پایان با اشاره به نقش رسانه‌ها خاطرنشان کرد: رسانه ابزاری است که هم شور عمومی در داخل ایجاد می‌کند و هم در عرصه بین‌الملل به ما کمک کرد که کشورهای اروپایی را در کنار آمریکا نبینیم. برنامه‌های گفتگومحور، انیمیشن‌ها، و تیزرهای تصویری که ساختیم، بی‌سابقه بود. آمریکا را بعد از جنگ جهانی دوم اینقدر در تنهایی استراتژیک ندیده بودیم. ما باید حتماً ابزارهای رسانه‌ای خود را توسعه دهیم.
ارسال نظرات