۰۸ تير ۱۴۰۵ - ۱۳:۳۸
کد خبر: ۸۱۸۹۲۱
یادداشت؛

روزی که قرار بود توافق امضا شود، اما نشد

روزی که قرار بود توافق امضا شود، اما نشد
بر اساس شواهد و قرائن، حداقل دو نیمه و دو فاز برای جنگ و تحقق اهدافش طراحی شده و شاید این تفاهم‌نامه‌بازی همان وسط دونیمه بوده و دشمنان خبیث در نیمه دوم و با تجربه‌اندوزی از آنچه در نیمه نخست اتفاق افتاده، همان اهداف اولیه را در فاز دوم پیگیری کنند.

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، بیست‌ونهم خرداد ۱۴۰۵، روزی که در تقویم دیپلماسی ایران به عنوان «روز ژنو» ثبت شده بود، با تعلیق سفر هیئت ایرانی به سوئیس همراه شد. نه به خاطر لجاجت یا اختلاف بر سر متن، که به خاطر نقض آشکار بند نخست همان تفاهم‌نامه‌ای که قرار بود امروز امضا شود.

رژیم صهیونیستی، در روزهای منتهی به امضای توافق، حملات خود به لبنان را تشدید کرد. آن‌گونه که منابع خبری گزارش داده‌اند، در شب‌های ۱۴ و ۱۵ ژوئن، نیروهای اسرائیلی حملات گسترده‌ای به ضاحیه جنوبی بیروت و مناطق جنوب لبنان انجام دادند که به کشته و زخمی شدن ده‌ها غیرنظامی انجامید. بر اساس اعلام منابع نظامی ایران، رژیم صهیونیستی تنها در دو روز، ۸۴ نوبت آتش‌بس را نقض کرده است.

هیئت ایرانی که خود را برای سفر به ژنو آماده می‌کرد، این سفر را به حالت تعلیق درآورد. منبع آگاه  گفتند که «ادامه حملات اسرائیل در عمق ۱۰ کیلومتری خاک لبنان، نقض آشکار بند اول تفاهم‌نامه محسوب می‌شود». ایران به آمریکا و میانجی‌ها اعلام کرد که «پرونده لبنان، محوری‌ترین موضوع مذاکرات است و تداوم یا تعلیق آن به رفتار اسرائیل بستگی دارد».

در همین حال، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، جی‌دی ونس، که قرار بود برای امضای رسمی به ژنو سفر کند، سفر خود را به بهانه «مشکلات لجستیکی» به تعویق انداخت. اما منابع آگاه از عصبانیت ترامپ از اصرار اسرائیل بر ادامه حملات و تلاش برای به‌هم‌زدن مذاکرات خبر دادند.

در این میان، پیام مهم رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای(حفظه‌الله تعالی) منتشر شد. ایشان با تصریح به تفادت نظرشان در مورد تفاهم‌نامه، تأکید کردند که به دلیل تعهدی که رئیس‌جمهور و اعضای شورای عالی امنیت ملی برای پاسداشت حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت پذیرفته‌اند، اجازه امضای آن را صادر کرده‌اند.

این یادداشت، ضمن مرور متن ۱۴ بندی تفاهم‌نامه، دو سناریوی پیش‌رو را تبیین می‌کند و راهکارهای هر سناریو را در عرصه‌های مختلف به بحث می‌گذارد.

بخش اول: متن کامل تفاهم‌نامه ۱۴ بندی؛ آنچه امضا شد و آنچه نقض شد

بر اساس گزارش‌های متعدد منابع خبری معتبر از جمله پرس‌تی‌وی، سی‌ان‌ان، یورونیوز و سایر رسانه‌ها، متن کامل تفاهم‌نامه ۱۴ بندی که با عنوان رسمی «یادداشت تفاهم اسلام‌آباد» (Islamabad Memorandum of Understanding) بین روسای جمهور ایران و آمریکا به امضا رسیده است، به شرح زیر می‌باشد:

بند اول: ایران و آمریکا به همراه متحدانشان در جنگ جاری، با امضای این یادداشت تفاهم، پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمام جبهه‌ها از جمله لبنان را اعلام می‌کنند و متعهد می‌شوند که از این پس هیچ جنگی یا عملیات نظامی علیه یکدیگر آغاز نکنند و از تهدید یا استفاده از زور علیه یکدیگر خودداری نمایند و تمامیت ارضی و حاکمیت لبنان را تضمین کنند.

بند دوم: ایران و آمریکا متعهد می‌شوند که به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر احترام بگذارند و در امور داخلی یکدیگر مداخله نکنند.

بند سوم: ایران و آمریکا متعهد می‌شوند که مذاکرات را انجام داده و ظرف حداکثر ۶۰ روز به توافق نهایی دست یابند که با توافق دو طرف قابل تمدید است.

بند چهارم: بلافاصله پس از امضای این یادداشت تفاهم، آمریکا رفع محاصره دریایی خود را آغاز کرده و ظرف ۳۰ روز آن را به طور کامل پایان می‌دهد. آمریکا همچنین متعهد می‌شود که ظرف ۳۰ روز پس از توافق نهایی، نیروهای خود را از مناطق پیرامون ایران خارج کند.

بند پنجم: ایران بلافاصله اقدامات لازم برای عبور امن کشتی‌های تجاری بدون دریافت عوارض را به مدت ۶۰ روز انجام می‌دهد و تردد کشتی‌های تجاری را ظرف ۳۰ روز به سطح پیش از جنگ بازمی‌گرداند. ایران با عمان و سایر کشورهای حاشیه خلیج فارس برای تعیین آینده اداره تنگه هرمز گفتگو خواهد کرد.

بند ششم: آمریکا به همراه شرکای منطقه‌ای خود، یک برنامه جامع برای بازسازی و توسعه اقتصادی ایران با حداقل ۳۰۰ میلیارد دلار بودجه تدوین خواهد کرد. مکانیسم اجرای این برنامه ظرف ۶۰ روز نهایی می‌شود.

بند هفتم: آمریکا متعهد می‌شود که تمام تحریم‌های ایران را بر اساس نقشه راهی که در توافق نهایی تعیین می‌شود، لغو کند. این تحریم‌ها شامل قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل، مصوبات شورای حکام آژانس و تمام تحریم‌های یکجانبه آمریکا اعم از اولیه و ثانویه می‌شود.

بند هشتم: ایران هرگز سلاح هسته‌ای تولید نخواهد کرد. ایران و آمریکا توافق کرده‌اند که سرنوشت مواد غنی‌شده و سایر موضوعات هسته‌ای مورد توافق، در مذاکرات ۶۰ روزه تعیین شود.

بند نهم تا چهاردهم: سایر بندها شامل تعهدات مربوط به راستی‌آزمایی، نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، حفظ وضع موجود در طول مذاکرات، سازوکار اجرا و نظارت، و تأیید نهایی توسط شورای امنیت سازمان ملل می‌باشد.

بند اول این تفاهم‌نامه، به صراحت بر «پایان فوری و دائمی عملیات نظامی در تمام جبهه‌ها از جمله لبنان» تأکید دارد. حملات رژیم صهیونیستی به لبنان در روزهای اخیر، نقض آشکار این بند محسوب می‌شود.

بخش دوم: پیام رهبر معظم انقلاب؛ اختلاف نظر، اما اجازه برای حفظ منافع ملی

در شرایطی که فضای رسانه‌ای کشور با ابهامات و نگرانی‌های فراوان درباره تفاهم‌نامه مواجه بود، رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، با انتشار پیامی مهم، به تبیین موضع خودشان، درباره تفاهم‌نامه پرداختند.

ایشان در این پیام تصریح کردند: «بنده علی‌الاصول نظر دیگری داشتم». اما با وجود این اختلاف نظر، ایشان اجازه امضای تفاهم‌نامه را صادر کردند؛ چرا که رئیس‌جمهور محترم و سایر اعضای شورای عالی امنیت ملی، تعهد سپردند که حقوق ملت ایران و جبهه مقاومت را پاسداری کنند و رسماً مسئولیت آن را پذیرفتند.

ایشان همچنین با اشاره به انگیزه آمریکا برای امضای این تفاهم‌نامه، تأکید کردند که «البته این رئیس‌جمهور امریکا بود که از روی استیصال، از انواع اهرم‌ها برای این امر استفاده می‌کرد». این جمله، دو پیام مهم دارد: اول اینکه ایران در موضع ضعف نبوده و آمریکا به دلیل فشارهای میدانی و اقتصادی به این توافق تن داده است. دوم اینکه هرگونه زیاده‌خواهی آمریکا در مذاکرات آینده، با پاسخ قاطع ایران مواجه خواهد شد.

ایشان در پایان این پیام، خطاب به ملت ایران تأکید کردند که «از این لحظه، ما یعنی شما ملت سرافراز و این خادم ناچیز، منتظر تحقّق شروط گفته‌شده خواهیم بود. امّا بدیهی است مذاکرات حضوری که در آینده برقرار خواهد شد، به معنی پذیرش نظر دشمن نخواهد بود». این جمله، نشان‌دهنده عهدی است که رهبری معظم با ملت بسته است: نظارت مستمر بر اجرای تعهدات طرف مقابل و عدم پذیرش هرگونه انحراف از مسیر تعیین‌شده.

بخش سوم: سناریوی اول؛ نقض عهد آمریکا و دوگانه‌سازی با اسرائیل

تجربه تاریخی تعاملات ایران با آمریکا، از برجام تا امروز، نشان داده که دولت آمریکا سابقه‌ای درخشان در نقض عهد ندارد. خروج یکجانبه از برجام در سال ۲۰۱۸، تحریم‌های فلج‌کننده پس از آن، و حمایت همه‌جانبه از جنایات رژیم صهیونیستی، همگی گواه این واقعیت است.

در سناریوی اول، فرض می‌کنیم که آمریکا یا مستقیماً به تعهدات خود در تفاهم‌نامه عمل نکند، یا با «دوگانه‌سازی» میان خود و اسرائیل، اسرائیل را به عنوان عامل نقض‌عهد معرفی کند و خود را از مسئولیت مبرا سازد. در این صورت، ایران باید چه رویکردی اتخاذ کند؟

1. در عرصه مذاکرات

اولین و مهم‌ترین اقدام، توقف فوری مذاکرات تا زمانی است که نقض‌عهد به طور کامل جبران شود. ایران نباید اجازه دهد که مذاکرات به «ابزاری برای خرید زمان» توسط آمریکا تبدیل شود. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب تأکید کردند: «اگر طرف آمریکایی زیاده‌خواهی کند، ما آن را نخواهیم پذیرفت». توقف مذاکرات، نشان‌دهنده جدیت ایران در پایبندی به حقوق خود است و به آمریکا می‌فهماند که هزینه نقض‌عهد، از دست دادن فرصت دیپلماتیک خواهد بود.

2. در عرصه نظامی و امنیتی

نقض‌عهد آمریکا، به معنای پایان تعهدات ایران در سایر بندهای تفاهم‌نامه نیز هست. ایران می‌تواند:

- بازگشت به وضعیت پیش از تفاهم‌نامه در حوزه تنگه هرمز و کنترل تردد دریایی.

- افزایش توان بازدارندگی با تمرکز بر توسعه موشکی و پهپادی که در جنگ ۳۹ روزه، کارآمدی خود را به اثبات رساند.

- تقویت همکاری‌های نظامی با متحدان منطقه‌ای از جمله لبنان، سوریه، عراق و یمن برای ایجاد یک جبهه منسجم در برابر تجاوزات احتمالی.

ارتش و سپاه پاسداران باید آمادگی کامل خود را برای هرگونه سناریوی نظامی حفظ کنند و در صورت لزوم، پاسخ‌های متناسب و کوبنده‌ای به هرگونه تجاوز بدهند.

3. در عرصه اقتصادی و تجاری

ایران باید اقتصاد مقاومتی را به عنوان راهبرد اصلی خود حفظ کند و وابستگی به تعاملات بین‌المللی را کاهش دهد. در صورت نقض‌عهد آمریکا:

- افزایش تولید داخلی در کالاهای اساسی و راهبردی.

- گسترش روابط تجاری با کشورهای غیرغربی از جمله چین، روسیه، هند و کشورهای عضو بریکس.

- مدیریت بازار ارز و مهار تورم از طریق سیاست‌های پولی و مالی مستقل.

4. در عرصه فرهنگی و رسانه‌ای

رسانه‌های کشور باید روایت‌گری فعال را در پیش گیرند و با تولید محتواهای مستند و قانع‌کننده، افکار عمومی را از حقانیت موضع ایران آگاه سازند. همان‌گونه که تجربه نشان داده، جنگ روایت‌ها، به اندازه جنگ موشک‌ها اهمیت دارد. رسانه ملی و خبرگزاری‌ها باید:

- نقض‌عهدهای آمریکا را مستند و با ادبیاتی قابل فهم برای افکار عمومی جهان روایت کنند.

- از ظرفیت شبکه‌های اجتماعی برای خنثی‌سازی پروپاگاندای دشمن استفاده کنند.

- بر دستاوردهای نظامی و اقتصادی ایران در دوران جنگ تأکید کنند تا روحیه مقاومت در جامعه تقویت شود.

5. در عرصه تعاملات بین‌المللی

ایران باید از ظرفیت‌های دیپلماتیک خود برای ایزوله کردن آمریکا در مجامع بین‌المللی استفاده کند. ارائه گزارش‌های مستند از نقض‌عهدهای آمریکا به سازمان ملل، اتحادیه اروپا و سایر نهادهای بین‌المللی، می‌تواند افکار عمومی جهانی را علیه آمریکا بسیج کند. همچنین، ایران باید روابط خود را با کشورهای همسو و مخالف یکجانبه‌گرایی آمریکا تقویت کند.

بخش چهارم: سناریوی دوم؛ عمل به تعهدات، علیرغم کارنامه پرنقض

در سناریوی دوم، فرض می‌کنیم که آمریکا علیرغم کارنامه پرنقض خود، حداقل در مراحل ابتدایی، به تعهدات خود در تفاهم‌نامه عمل کند. در این صورت، ایران باید چه رویکردی را اتخاذ کند؟

1. در عرصه مذاکرات:

ایران باید با نگاه واقع‌بینانه و بدون خوش‌بینی افراطی، مذاکرات را برای دستیابی به توافق نهایی پیش ببرد. اما این مذاکرات باید با ضمانت‌های محکم همراه باشد. تجربه برجام نشان داد که بدون ضمانت‌های اجرایی، هر توافقی شکننده است. ایران باید بر ایجاد سازوکارهای راستی‌آزمایی و ضمانت اجرایی در توافق نهایی تأکید کند تا در صورت نقض‌عهد، بتواند فوراً واکنش نشان دهد.

2. در عرصه نظامی و امنیتی:

حتی در صورت عمل آمریکا به تعهدات، ایران نباید از تقویت توان دفاعی خود غافل شود. همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب بارها تأکید کرده‌اند، «قدرت نظامی، پشتوانه دیپلماسی است». ایران باید:

- برنامه موشکی و پهپادی خود را با قوت ادامه دهد.

- همکاری‌های نظامی با متحدان را تقویت کند.

- آمادگی رزمی نیروهای مسلح را در بالاترین سطح حفظ کند.

3. در عرصه اقتصادی و تجاری:

عمل آمریکا به تعهدات، می‌تواند فرصت‌های اقتصادی مهمی را برای ایران فراهم کند. لغو تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های بلوکه‌شده و بازگشت به نظام مالی بین‌المللی، می‌تواند به بهبود وضعیت معیشتی مردم کمک کند. اما ایران باید:

- از این فرصت برای تقویت تولید داخلی و کاهش وابستگی به نفت استفاده کند.

- قراردادهای بلندمدت با کشورهای همسو منعقد کند تا در صورت بازگشت تحریم‌ها، آسیب‌پذیری کاهش یابد.

- صندوق توسعه ملی را برای مدیریت درآمدهای نفتی و جلوگیری از بیماری هلندی تقویت کند.

4. در عرصه فرهنگی و رسانه‌ای:

رسانه‌ها باید دستاوردهای توافق را به صورت واقع‌بینانه و بدون بزرگ‌نمایی به مردم منعکس کنند. تجربه برجام نشان داد که وعده‌های بزرگ و محقق‌نشده، به کاهش سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی می‌انجامد. رسانه ملی باید:

- از بزرگ‌نمایی و وعده‌های غیرواقعی پرهیز کند.

- نقاط قوت و ضعف توافق را به صورت شفاف برای مردم تبیین کند.

- بر نظارت مستمر بر اجرای تعهدات طرف مقابل تأکید کند.

5. در عرصه تعاملات بین‌المللی:

ایران باید از فضای جدید دیپلماتیک برای گسترش روابط اقتصادی و سیاسی با سایر کشورها استفاده کند. بازگشت به نظام مالی بین‌المللی، جذب سرمایه‌گذاری خارجی و توسعه روابط تجاری با کشورهای منطقه، از جمله فرصت‌هایی است که در صورت عمل آمریکا به تعهدات، فراهم می‌شود. اما ایران باید همواره گزینه‌های جایگزین را نیز حفظ کند تا در صورت تغییر شرایط، دچار شوک نشود.

جمع‌بندی: دو سناریو، یک اصل:

تحلیل دو سناریوی پیش‌رو نشان می‌دهد که صرف‌نظر از رفتار آمریکا، یک اصل ثابت برای ایران وجود دارد: حفظ عزت، حکمت و مصلحت. ایران نه باید اسیر خوش‌بینی‌های بی‌اساس شود و نه گرفتار بدبینی‌های افراطی.

همان‌گونه که رهبر معظم انقلاب در پیام خود تأکید کردند، «این رئیس‌جمهور آمریکا بود که از روی استیصال به این توافق تن داد» . این یعنی ایران در موضع قدرت قرار دارد و می‌تواند با تکیه بر توانمندی‌های داخلی و پشتیبانی مردمی، بهترین گزینه را برای منافع ملی انتخاب کند.

وظیفه رسانه‌های کشور در این میان، تبیین واقع‌بینانه و شفاف‌سازی برای افکار عمومی است. مردم ایران باید بدانند که تیم مذاکره‌کننده با پشتیبانی رهبری و با تکیه بر خطوط قرمز مشخص، در حال پیشبرد منافع ملی است و هرگونه نقض‌عهد از سوی آمریکا، پاسخی متناسب و قاطع خواهد داشت.

چه آمریکا به تعهدات خود عمل کند و چه نکند، ایران با اتکا به قدرت نظامی، اقتصاد مقاومتی، وحدت ملی و رهبری حکیمانه، مسیر خود را ادامه خواهد داد. همان مسیری که در ۳۹ روز جنگ، افتخارآفرین بود و اکنون در ۶۰ روز مذاکره، باید هوشمندانه و عزتمندانه طی شود.

در پایان این نوشتار، مایلم به این نکته اشاره کنم که با توجه به تمام رفتارهای توئیتی و اظهارنظرهای کاملا متناقض و پرتکرار ترامپ و بازی پیچیده رسانه‌ای که آغاز کرده بود و با توجه به هشدار رهبر معظم انقلاب، در پیام‌شان به مناسبت سالگرد رحلت امام خمینی(ره)، مبنی بر تمرکز دشمن بر تاب‌آوری مردم و خطای محاسباتی مسوولان کشور، بعد از شکست در میدان نظامی، باید به خود پدیده تفاهم‌نامه و روند و روالی که قبل و بعد از انعقاد آن، طی شده و می‌شود و مخصوصا با موش و گربه‌بازی‌های بعد از توافق ترامپ و نتانیاهو که از طرفی ترامپ بر آتش‌بس در همه جبهه‌ها از جمله لبنان تاکید دارد و در عین حال، رژیم منحوس صهیونی، بصورت وحشیانه و فرصت‌طلبانه‌ای در حال بمباران شدید لبنان می‌باشد همه این موارد حاکی از آن است که خود پدیده تفاهم‌نامه نقطه ثقل فریب می‌باشد که می‌تواند و شاید توانسته است در مسوولان کشور، خطای محاسباتی ایجاد کند.

نباید از چنین دشمن پرفریب، بشدت عهدشکن و بازی‌گردان و اهل قمار، تکرار سناریوهایی شبیه آنچه که در ۹ اسفند اتفاق افتاد را از نظر دور داشت. ما اگر در فاز اول جنگ و در طول یکسال گذشته، مخصوصا بعد از جنایت بزرگ دشمن در ۹ اسفند، با استناد و اتکا به خونخواهی رهبر شهیدمان، به صورت بی‌سابقه‌ای توانستیم دامنه جنگ را به همه منطقه بکشانیم و توسعه دهیم و ایران وارد فاز ابرقدرتی گردد اما تکرار آن فجایع، قطعا پیامدهای شبیه گذشته را نمی‌تواند داشته باشد و از چنین دشمنی، ارتکاب مجدد فجیع‌ترین جنایات برای دستیابی به همان اهداف موجودیتی اولیه، در فاز دوم جنایت‌هایشان دور از انتظار نمی‌باشد.

این نکته نیز حائز اهمیت است که یکی از پایه‌های برنامه‌ریزی دشمن، راه‌ انداختن اعتراضات مردمی و دامن زدن به اغتشاشات بوده است که در ۱۸ و ۱۹ دیماه سال گذشته، شاهد اوج این خباثت و برنامه‌ریزی بودیم و عاملی که تا امروز مانع شکل‌گیری و تکوین مجدد حرکت‌های اعتراضی و اغتشاشات شده است حضور میدانی مردم و به تعبیر رهبر شهیدمان، مبعوث شدن مردم کشورمان می‌باشد. قطعا دشمن با ایجاد نوسان‌های متعدد و متکثر در روند شکل‌دهی تعاملات بصورت سینوسی و صفر و صدی، درصدد خسته کردن مردم و نیز ناامید کردنشان از تدبیر مسوولانشان می‌باشد . تفاهم‌نامه می‌تواند نقش نقطه ثقل را در این مساله بازی کند و کش و قوس‌های حاشیه‌ای آن، مردم را خسته و ناامید سازد.

شایان ذکر اینکه، دشمنان یا از ابتدایی که جنگ را در خرداد سال گذشته آغاز کردند و در ۹ اسفند آن را ادامه دادند برنامه جنگی و اهداف‌شان را در چند فاز تعریف کرده‌ بودند و یا اینکه در این روندی که در طول یکسال گذشته طی شده، به این فرمت از بازی جنگ‌شان رسیده‌اند و فعلا و بر اساس شواهد و قرائن، حداقل دو نیمه و دو فاز برای جنگ و تحقق اهدافش طراحی شده و شاید این تفاهم‌نامه‌بازی، همان وسط دو نیمه بوده و دشمنان خبیث، در نیمه دوم و با تجربه‌اندوزی از آنچه در نیمه نخست اتفاق افتاده، همان اهداف اولیه را در فاز دوم پیگیری کنند.

 

ارسال نظرات