وقتی تشییع نصرالله، مرثیهای برای رهبر شهید هم میشود
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، اساسا مطالعه کتابهای درباره شهدا و مقاومت و جنگ و دفاع، در روزگار پس از شهادت رهبر عزیز شهیدمان بسیار سخت شده و حس و حال متفاوتی نیز دارد. قبلاً هر موقع کتابی درباره شهدای عزیزمان به خصوص شهدای شاخص و آنهایی که در زمانه ما زیستهاند و ما درکشان کردهایم میخواندیم، همیشه ورد زبان و قلب مان این بود که «سر خم می سلامت، شکند اگر سبویی». اما پس از شهادت آقا، دیگر در کتاب خواندن هم احساس میکنیم که پشت و پناه خود را از دست دادهایم و یک حس تنهایی و غربتی داریم. البته که این احساسات، از ضعف ایمان امثالِ منِ حقیر هست و باید همیشه این قوت در دلمان باشد که ما حضرت صاحب و در نهایت خدا را داریم، اما خب نمیتوانیم احساسات انسانی لطیف خود را پنهان کنیم و این غربت، از دلمان رخت برنمیکند.
نمونهاش، خواندن دو کتاب متفاوت درباره مراسم تشییع پیکر شهید سیدحسن نصرالله و سیدهاشم صفی الدین است که یکی را که کتاب «دوازده صفر سه» اثر محمدصادق علیزاده باشد، قبل از شهادت آقا خوانده بودم و یکی را که کتاب «پنج سِفْر» اثر حسین شرفخانلو باشد، بعد از شهادت آقا خواندم. حقیقتاً احساس من به خواندن این دو کتابِ در یک موضوع واحد، ۱۸۰ درجه با هم توفیر داشت. حین خواندن کتاب اول، همیشه دلگرمی خاصی به وجود و حضور حضرت آقا داشتم و میگفتم گرچه سیدحسن رفته، اما باز خدا را شکر که آقا را داریم. اما در کتاب دوم، انگار با هر سطر خواندن آن، نه تنها داغ سیدحسن، که داغ رهبر شهیدمان نیز جگرم را میسوزاند.
کتابی که در این یادداشت میخواهم معرفی کنم همین کتاب «پنج سِفْر» است. این کتاب که خودش نیز در روزگار قبل از شهادت آقا چاپ و منتشر شده، روایت بدرقۀ رهبران شهید مقاومت لبنان و تماشای روزهای پر التهاب آن است. آقای شرفخالو که خود فرزند شهید است و از قضا، نویسندۀ شهدایی است، روایت سفر پر ماجرای خود به لبنان در ایام تشییع پیکر سیدحسن و سیدهاشم عزیز را به رشته تحریر درآورده است.
کتاب از شهر خوی در آذربایجانغربی که زادگاه و محل زندگی نویسنده و یکی از نزدیکترین شهرهای ایران به کشور ترکیه است، شروع میشود و در بیروت و ضاحیه و دیرالقانون به پایان میرسد. به سبب کارشکنیهای رژیم غاصب صهیونیستی و کشورهای همسو با آن، مشکلاتی کوچک و بزرگ مختلفی برای نویسنده در جریان سفر پیش میآید که سفر آقای شرفخانلو را یک سفر پرماجرا و پردستانداز میکند. به همین سبب نیز «پنج سِفْر» فقط دربارۀ روز تشییع نیست و یک سفرنامۀ کامل از ایران تا ترکیه و لبنان را شامل میشود.
«سِفْر» در لغت به معنای کتاب و نوشته است اما در معنای اختصاصی خود در فارسی، به هر یک از بخشهای کتاب آسمانی تورات اطلاق میشود که سفر تکوین، سفر خروج، سفر لاویان، سفر اعداد و سفر تثنیه را شامل میشود. نویسنده نیز با توجه و مرتبط با جنایت عبرانیها در شهادت رهبران مقاومت، کتاب خود را در پنج سِفر فصلبندی کرده است. سفر سرعتگیر، سفر مقتل، سفر مشاهد، سفر تشییع و سفر شیرینیِ دِیر. در ابتدا نیز یک فصل «قبلِ سفر» دارد که جدای از سفرنامه است و روایت زیارت مزار پدر و مشورت روحانی با او و تردیدهای درونی نویسنده در قبول این ماموریت فرهنگی اوست. هر سِفر، یک گام به سوی تشییع عظیم رهبر مقاومت لبنان و سیدهاشم صفی الدین نزدیک میشویم.
سفر از شهر خوی به سمت مرز رازی شروع میشود و از شهر وان و استانبول در ترکیه میگذرد و در بیروت و جنوب لبنان به پایان میرسد. تحلیلهای فرهنگی و تا حدودی سیاسیِ نویسنده از وضعیت ترکیه و وسطبازی و معاویهبازیِ سردمداران آن، از بخشهای برجستۀ کتاب است. تحلیلهای تضاد و تناقض سیاست ترکیه بین «مقابله با روح اسلامی در مرزهای ترکیه با ایران» و «تشدید روح بنیادگرایی اسلامی در مرزهای ترکیه با سوریه» بسیار درخشان بود. کل سِفر اول کتاب که سِفر سرعتگیر است، به کشور ترکیه میپردازد و از بخشهای خوب کتاب است.
نویسنده برخلاف اکثر سایر کتابهای دربارۀ محور مقاومت که به بخش سیاسی ماجرا ضریب میدهند (که از قضا در جای خود، لازم است)، بیشتر به جنبههای فرهنگی ایران و ترکیه و لبنان و حزب الله پرداخته است و این، نقطۀ تمایز کتاب است.
در ادامه، حسین شرفخانلو وارد ضاحیه و فضای مقاومت میشود؛ از محل شهادت سید حسن نصرالله (ره)، آوار برج مسکونی و دژ زیرزمینی حزبالله تا مجمع امام خمینی (ره)، محل آمادهسازی مزار سید، مدارس المهدی (عج) و محلههای وابسته به جنبش امل میگوید.
سِفر تشییع، روایت روز تشییع نصرالله عزیز و حاشیههای مراسم است. از مسیر تشییع تا جزئیات تشییع در داخل ورزشگاه کمیل شمعون و پرواز و شیرجۀ جنگندههای رژیم صهیونسیتی بر بالای ورزشگاه است.
فصل آخر نیز سفر نویسنده به جنوب لبنان و روستای دیرالقانون است که بنا به وصیت شهید صفیالدین، پیکر او در آن روستا تشییع و تدفین میشد.
از نکات ضعف کتاب (که البته ضعف کمرنگی است)، تکرار کلمه به کلمۀ بعضی مفاهیم و تحلیلها و جملهها در جاهای مختلف کتاب است. اگر در ویرایش نهایی کتاب، دقت بیشتری میشد و این تکرارهای سهوی حذف میشد، کتاب یکدستتری را شاهد بودیم.
کتاب «پنج سِفر» در واقع یک ساختار روایی-سفرنامهای دارد و یک پکیج نسبتاً کامل و جامع از متن و حواشی مراسم تشییع سیدحسن به خواننده میدهد. این کتاب ترکیبی از مشاهدۀ میدانی، تأمل سیاسیـاجتماعی و خاطرۀ شخصی است.
«پنج سِفر» را دفتر ادبیات بیداری حوزه هنری و نشر سوره مهر راهی بازار کتاب کرده است که مأموریت اصلی خود را گردآوری و نشر روایت های بیداری متاثر از انقلاب اسلامی در فراسوی مرزها تعریف کرده است و در مدت اخیر، توانسته کتابهای خوبی در این باب چاپ و منتشر کند.