آشنایی با اندیشمندان اسلامی؛
ابن رومیه و گیاهشناسی در تمدن اسلامی
خبرگزاری رسا ـ یکی از شاخصههای تمدن علمی و فرهنگی اسلامی، همه جانبه بودن این تمدن عظیم است؛ یعنی این تمدن بزرگ تمام شاخصههایی که برای زیست متمدنانه یک جامعه نیاز است را در نرم افزارهای تمدنی خود دارد.

درآمد
یکی از شاخصههای تمدن علمی و فرهنگی اسلامی، همه جانبه بودن این تمدن عظیم است؛ یعنی این تمدن بزرگ تمام شاخصههایی که برای زیست متمدنانه یک جامعه نیاز است را در نرم افزارهای تمدنی خود دارد.
این همه جانبه بودن به صورتی است که میتوان با اتکای به این نرم افزارها، تمامی علوم مورد نیاز یک تمدن را به وجود آورد. تمدن اسلامی در دامان خود نه تنها علوم دینی را در حد اعلای خود پروش داد، بلکه علوم تجربی و ریاضی را نیز به غایت خود در آن دوران رسانید. یکی از این علوم که خود دارای غایت بالاصالة در تمدن اسلامی است و هم یکی از پایههای پزشکی به حساب میآید، گیاه شناسی است که در دوران تمدن اسلامی رشد قابل توجهی در افزایش اطلاعات و روش پژوهشی خود به دست آورد و ابن رومیه یکی از فحول این علم و از دانشمندان اندلس اسلامی به حساب میآید.(نن. ک پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران جج 3صص 139)
دانش داروسازی و گیاهشناسی
این دانش دارای پیشینهای قوی در تمدن اسلامی است. مرحوم استاد «دکتر عبدالحسین زرین کوب» درباره این علم در تمدن اسلامی میگوید: «در بیمارستانها که انواع شربتها، حبها، معجونها و تریاقها مورد استعمال و حاجت مدام میبود، تعلیم ادویه مرکبه و نیز شناخت مفردات طبی اهمیت تمام داشت؛ ازین رو، چنانکه فی المثل از صیدنه بیرونی و موجز ابن تلمیذ و بعضی مآخذ دیگر بر میآید، در بیمارستانها وجود کسانی به عنوان صیدلانی رسم بود. در ادویه مرکبه کتاب جالینوس را حنین بن اسحق به سریانی نقل کرده بود و حبیش از سریانی به عربی. اینگونه کتب را مسلمین اقراباذین به معنی رساله مختصر و تعداد زیادی میخواندند- از ریشه لفظ یونانی آنها تداولداشت- از اصل سریانی یا یونانی. از آن جمله بود اقراباذین سابور بنسهل، اقراباذین رازی و اقراباذین ابن تلمیذ. یک اقراباذین دیگر از آن طبیبی به نام "ماسویه المارندی" را طبیبی یهودی به لاتینی ترجمه کرده بود که قرنها مرجع اطباء اروپایی شد و گویند همان ترجمه اساس و مبنای فارما کوپه بعد اروپائیها واقع گشت. بدینگونه، در ادویه مرکبه نیز، مثل طب، مسلمین امکان آن را یافتند که بر معلومات سابقین مبلغی بیفزایند. به علاوه، تنوع اقلیم و وسعت قلمرو اسلام که از حد چین تا اندلس ادامه داشت مسلمین را بیش از یونانیها با انواع ادویه مفردهآشنا کرد. درست است که فارماکولوژی اسلامی عنصر اولش یونانیاست؛ اما عنصر ایرانی هم در آن قابل ملاحظه است. نام بعضی از این ادویه حاکی است از تاثیر مکتب طبی جندیشاپور. بعدها، در طیقرون، صدها نام ادویه مفرده که برای یونانیها مجهول بود در فارماکولوژی اسلامی وارد شد.
ابن بیطار مالقی که برای تحقیق در انواع نباتات طبی در اندلس، شمال آفریقا، مصر، سوریه و آسیای صغیر مسافرتها کرد، 1400 نوع از ادویه مفرده را در کتاب الجامع فی الادویة المفرده خویش بر میشمرد که شاید بیش از دویست قسم آن تازگی دارد و مخصوص است به مسلمین. کتاب النبات ابوحنیفه دینوری هم که از دیوسقوریدس ماخوذ است، خالی از نکتههای کاملا تازه نیست.»
مطالعه دیوسقوریدس، مسلمین را با طبیعت و با تحقیق علمی در نباتات آشنا ساخت. ابن بیطار طی اسفار متعدد تحقیقات بسیار در باب نباتات مختلف انجام داد. ابن ابی اصیبعه نقل میکند که به همراه استاد خویش ابن السوری در تمام نواحی اطراف دمشق مسافرت کرد و بسیاری گیاههای تازه را باز شناخت. میگوید که در این گردشها آثار دیوسقوریدس، جالینوس، غافقی و سایر علما را همراه داشتیم. ابن السوری اول اسامی یونانی نباتات را بدانگونه که در دیوسقوریدس مذکور بود یاد میکرد، سپس آنچه را مؤلف مزبور درباره نباتات، صفات ظاهری و خواص آنها گفته بود، بیان میکرد. همین کار را درباره جالینوس و نویسندگان متاخر نیز میکرد و اغلاط و تناقضات آنها را خاطر نشان مینمود. این مورد که ابن ابی اصیبعه نقل میکند یک نمونه بود از گردشهای علمی که نبات شناسان اسلامی انجام میدادند و گهگاه نیز همراه با کسانی بودند که نباتات را نقاشی میکردند. مسلمین اسپانیا مخصوصا به این رشته خیلی اظهار علاقه کردند. غافقی که در قرن دوازدهم میلادی کتاب خود را در باب ادویه مفرده نوشت، در اندلس و آفریقا مدتهای دراز به جستجو و تحقیق در نباتات پرداخت. مخصوصا در شمال آفریقا نباتات تازهای کشف کرد که آنها را به همان اسامی بومیشان خواند.
مفردات ابن بیطار از حیث جامعیت و دقت چنان بوده که از عهد دیوسقوریدس تا دوره رنسانس اروپا شاید هیچ کتابی که با آن قابل مقایسه باشد به وجود نیامد. بدینگونه، در اسپانیا مطالعات مسلمین راجع به نباتات نه فقط در کتاب، بلکه مخصوصا در طبیعت انجام میشد و نه تنها برای علم طب، بلکه نیز برای علم فلاحت و حتی صنعت. در واقع اینجا بود که برای اولین بار مساله مجموعه "نباتات محلی" مطرح شد و گردشهای تحقیقی به قصد نبات شناسی.
این تحقیقات، در رشته فلاحت هم تأثیر خود را بخشید. در علم فلاحت اگر «فلاحة النبطیه ابن وحشیه» چندان اهمیتی ندارد، کتاب الفلاحه ابن عوام رسالهیی است جامع، مفصل، عملی و دارای ارزش عالی فنی. وی که در قرن ششم هجری در اشبیلیه اندلس میزیست، ذوق خاصی به مسائل کشاورزی داشت و غالبا از تجاربی که شخصا در کشت و پرورش نباتات انجام داده بود و از نتایج مطلوبی که در این باب به دست آورده بود، سخن میگوید. ابن عوام از انواع خاک، انواع کود، انواع پیوند، اقسام مختلف آب، طرز غرس کردن اشجار، قطع و نقلکردن آنها، طرز آبیاری و مسائل متعدد دیگر صحبت میکند و همچنین در باب کنسرو ساختن میوهها و تربیت دامها. در این رساله ابن عوام بعضی ملاحظات تجربی دارد که با توجه به امکانات عصر او جالب است و شاید عجیب. از جمله به جریان شیره نباتی در اندام گیاه اشاره میکند و تفاوت بین گیاهان نر و ماده را باز مینماید.
گیاه شناسی در اندلس اسلامی
همچنین تصوری از لقاح مصنوعی نباتات و وجود علاقه بین آنها دارد. گذشته از علم فلاحت که یا عدم علاقه مسلمین را باید از پیشروان آن نام برد، تأثیر فلاحت -و تجارت- مسلمین در آشنا کردن اروپا با بعضی انواع اشجار و نباتات نیز قابل ذکر است. نام بعضی از این میوهها و اشجار در السنه اروپائی هنوز از اصل شرقی آنها حاکی است.
لاله که اولین بار در سال 1590 میلادی به شکل تولیپ قسطنطنیه به اروپا رفت، نام ترکی خود تولپان و نام قدیم ایرانی خود را دارد و حفظ کرد. هلو با نام پرسیکا، چنانکه قهوه نیز به وسیله عثمانیها به اروپا برده شد و شکل مشروب متداول آن هم اختراعش منسوب است به ابوالحسن شاذلی که گویا آن را به عنوان نسخه شب زندهداری برای مریدان عرضه کرده باشد.
اینجا باید خاطرنشان ساخت که ضمن بررسی در نباتات و احوال طبیعت، مسلمین تئوریهای جهانشناسی جالب و بدیع ابداع کردند. در احوال حیوانات و نباتات با آنکه آثار آنها از قبیل کتب اصمعی، جاحظ و دمیری بیشتر جنبه لغوی و ادبی داشت، باز از لحاظ علمی نیز قابل توجه بود. به علاوه مسلمین در علم فلاحت نیز تحقیقات تازه کردهاند.
درست است که الفلاحة النبطیه ابن وحشیه بر خلاف ادعا از مآخذ بابلی و کلدانی نیست، لیکن به هر حال پارهیی فواید علمی که در آن هست، جالب است. در کتاب الفلاحه ابن عوام اشبیلی هم از انواع گیاهها و میوهها سخن رفته است هم از اقسام کودها، پیوندها، حتی امراض نباتات. در آنچه تاریخ طبیعی خوانده میشود، کارهای جاحظ، دمیری و قزوینی یادآور آثار ارسطو و پلینی رومی است. بیرونی و ابن سینا هم به این مباحث علاقه بسیار نشان دادهاند و دقت و تجربه آنها در کتب شفا، آثار الباقیه، ماللهند، الجماهر و امثال آنها پیداست.
در رسائل اخوان الصفا اقوالی در باب مراتب وجود هست که بعضی محققان آنها را با نظریه تطور قابل انطباق یافتهاند. مسأله تأثیر محیط در پیدایش موجود زنده و ضرورت انطباق موجود با محیط و همچنین این امر که در ترتیب پیدایش کائنات زمین جماد بر نبات و نبات بر حیوان مقدم و سابق بوده است، در رسائل اخوان الصفا مجال بیان یافته است.
مسعودی، مورخ و رجاله معروف و هم بیرونی و ابن سینا این نکته را هر یک به وجهی یاد کردهاند که امکان دارد بسی جاها که امروز دریاست وقتی خشک بوده است و بسی جاها که خشکی است دریا بوده. بیرونی یادآوری میکند که بعضی صحاری امروز -مثل جلگه عربستان و سند- در قدیم در قعر دریا واقع بوده است. توجه به تاثیر عوامل طبیعت در احوال زمین نزد ابن سینا هم هست و حکایت شیرینی که قزوینی در آثار البلاد از قول خضر نقل میکند شاهدیست بر این توجه. این حکایت را روکرت شاعر آلمانی به نظم لطیف پرداخته است و از تامل در آن، حوادث و انقلابات عالم و دگرگونیهای طبیعت پیداست. توجه به سنگوارههای باقی مانده از موجودات دریائی(فسیل) نزد اخوان الصفا و بیرونی قابل توجه است و بدینگونه مسلمین قرنها قبل از رنسانس اروپا به این مسأله برخوردهاند، بدون شک اگر آثار بیرونی هم -مثل آثار ابن سینا و رازی- در قرون وسطی به اروپا رسیده بود، اروپا خیلی زودتر به معرفت تجربی و اندازهگیری در مسائل راجع به طبیعت رهبری میشد.(کارنامه اسلام)
چنان که مرحوم دکتر زرین کوب تأکید داشتند، گیاه شناسی در اندلس اسلامی رشد بسیار داشت و ابن رومیه هم در همین فضا در اندلس اسلامی به یکی از اساطین این فن تبدیل شد.
علم در اندلس اسلامی
«درباره پیدایش و سیر تکامل علوم در اندلس آغازِ عصر اسلامی آگاهیهای اندکی در دست است. گزارش جالب توجه صاعد اندلسی حاکی از آن است که در این دوره شمار اندکی از مسلمانان این دیار، تنها به آموختن علوم شرعی و لغت عنایت داشتند و این وضع تا اواخر حکومت عبدالرحمان سوم اموی ادامه داشت. ظهور عباسیان و ورود عبدالرحمان الداخل به اندلس(138 ق/ 755 م) موجب جدایی این سرزمین از قلمرو خلافت و قطع روابط فرهنگی آن دو شد؛ چنانکه به نظر میرسد نهضت ترجمه در شرق اسلامی، تأثیر قابل توجهی در اندلس بر جای ننهاد و نزاعهای دراز مدت داخلی در این سرزمین نیز تا سدة 4 ق/10 م شرایط مناسبی برای پرداختن به علوم فراهم نکرد. صاعد اندلسی به دنبال همان گزارش، از سه دانشمندی که در اندلس تا سدة 4 ق به علوم مختلف شهره شدند، نام برده است؛ ابوعبیده مسلم بن احمد بلنسی(د 295 ق/908 م) معروف به صاحب قبله، یحیی بن یحیی(د 315 ق/927 م) معروف به ابن سمینه و محمد بن اسماعیل معروف به حکیم.
در اینجا به دو نکته مهم باید توجه داشت: نخست آنکه هر سه تن افزون بر ریاضی، طب، نجوم و منطق، به حدیث و دیگر علوم شرعی نیز میپرداختند و شاید یکی از انگیزههای توجه آنان به علوم ریاضی، برخی مسائل شرعی مانند تعیین جهت قبله و حساب فرائض بوده است؛ دیگر آنکه به تأکید "صاعد اندلسی" دستکم دو تن از آنان در شرق تحصیل کرده بودند. از همین تاریخ، با کوششهای حَکَم دوم شماری از دانشمندان مشهور بغداد و مصر به اندلس دعوت شدند و بهترین آثار علمی در هر زمینه فراهم آمد.»
حکم در قرطبه کتابخانهای با بیش از 400 هزار جلد کتاب تأسیس کرد و جالب توجه آنکه خود بسیاری از آنها را خوانده و بر آنها حاشیه نوشته بود. آنگاه که به روزگار هشام ابن حکم، کارها در دست ابوعامرِ حاجب بود، دستور داد تا همه کتابهای مربوط به علوم محض را که حکم فراهم آورده بود، نابود سازند. چون امویان برافتادند، بنی عامر گرفتار نزاع با ملوک الطوایف شدند و به سبب مشکلات مالی بقیه کتابخانه حکم را فروختند. هنگامی که این کتابها در اندلس منتشر شد، بار دیگر رغبت طالبان را به علوم برانگیخت. از آن پس عصر شکوفایی فرهنگی در اندلس پدیدار گشت که دستاوردهای بسیار داشت. در زمینه نجوم، دانشمندان اندلس به انتقاد از هیأت بطلمیوس پرداختند و هیأتی جدید پیشنهاد کردند. این کار با جابر بن افلح و ابن باجه آغاز شد و ابن طفیل و بطروجی آن را به اوج رساندند.
آراء اینان به طور غیر مستقیم، دانشمندان اروپایی چون کوپرنیک، کپلر و گالیله را در رسیدن به نظریات انقلابی یاری داد. سنت داروشناسی در اندلس به همت ابن سَمَجون رونق گرفت و کسانی چون ابن وافد، غافقی، ادریسی جغرافیدان، ابوالخیر اشبیلی، ابوالعباس نباتی(ابن رومیه) و ابن بیطار آن را تکامل بخشیدند. علوم کشاورزی که با کتاب المقنع ابوعمر بن حجاج آغاز شد، توسط ابن عوام شکوفا گردید. در جراحی، نامورترین دانشمند جهان اسلام، زهراوی اندلسی است و بسیاری از پزشکان اندلس نیز در این فن دستی توانا داشتند. شاید علت شکوفایی جراحی در اندلس، تماس بیشتر پزشکان این دیار با مسیحیانی بود که بر خلاف مسلمانان و یهودیان برای عمل تشریح منع شرعی نداشتند.(مقاله علم در اندلس در دایرة المعارف بزرگ اسلامی)
چنانکه دیده میشود، علم اسلامی در این دیار از رشدی وسیع و سریع برخوردار بود و گیاه شناسی نیز یکی از همین رشتهها بود و ابن رومیه هم یکی از این دانشمندان اندلسی.
ابن رومیه کیست؟
«ابوالعباس احمد بن محمد بن مفرج(متولد در سال 561 قمری مطابق با 1165 میلادی)، ملقب به غشاب، نباتی و زهری، گیاه شناس و دارو شناس، محدث و فقیه ظاهری مالکی، نیای بزرگش از پزشکان قرطبه بود. خانواده او از قرطبه به اشبیلیه مهاجرت کرد و احمد در این شهر که در آن وقت مرکز حکومت موحدان اندلس بود و شهرت و اعتبار فراوان داشت، دیده به جهان گشود.»
پس از پایان تحصیلات مقدماتی، از دانشمندان و محدثین بزرگی چون ابوعبدالله بن زرقون، ابوعبدالله انیابری، ابن جمهور، ابن العربی، ابن جده و دیگران اخذ حدیث کرد. همزمان با تحصیل علوم دینی به پژوهش در گیاه شناسی نیز همت گماشت.
در سال 580 قمری برای تکمیل معلومات خود زادگاهش را ترک گفت. ابتدا در مغرب العدوه در اندلس به مطالعه و شناخت ویژگیهای گیاهان پرداخت. پس از آن به افریقیه رفت، سپس در 613 قمری وارد مصر شد. آنگاه به شام و عراق و حجاز مسافرت کرد و در تمام این مدت به پژوهش درباره گیاهان مشغول بود. در همین ایام از شنیدن حدیث نیز غافل نماند و از محدثین بزرگ در بغداد و موصل و دمشق از جمله ابوالوقت السجزی، ابوعبدالله فراوی و ابوالفتح بن البطی و دیگران حدیث فرا گرفت. ولی تخصص ویژهاش در گیاه شناسی بود.
چنانکه ابن ابی اصیبعه که معاصر وی بوده است، او را از بزرگترین علما و فضلا و ابن خطیب او را عجیبترین انسان عصر خود و ازمنه قبل و بعد داشته است. وی برجستهترین گیاه شناس مسلمان است که نباتات را نه فقط از دیدگاه پزشکی، بلکه از نظر دانش گیاه شناسی نیز مطالعه کرد و توانست زمینههای این علم را توسعه داده، تجارب خود را به وسیله شاگردانش که بزرگترین آنها ابن بیطار بود، به آیندگان انتقال دهد.
او گیاهان بسیاری را در شمال آفریقا به خصوص در مغرب و نیز نواحی دیگر مانند مصر و حجاز کشف و نام و خواص آنها را در بزرگترین اثر خود "الرحلة النباتیه" جمع آوری کرد. گر چه این کتاب به دست ما نرسیده است، اما ابن بیطار در جای جای کتاب جامع المفردات از آن نام برده است.
زمانی که ابن رومیه در اسکندریه اقامت داشت، آوازه دانش وی به ملک عادل ابوبکر بن ایوب از حکمرانان خاندان ایوبی رسید و او ابن رومیه را از اسکندریه به قاهره دعوت کرد و با تعیین مقرری و اعزاز و اکرام، اقامت دائم وی را در مصر خواستار شد، اما او نپذیرفت و یادآوری کرد که به قصد مطالعه و ادای فریضه حج آمده است و به موطن خود باز خواهد گشت. در مدت اقامت دو سالهاش در آن نواحی، پادزهری(تریاق کبیر) از ترکیب گیاهان گوناگون تهیه کرد. پس از زیارت حج به زادگاهش اشبیلیه بازگشت و تا پایان عمر در همانجا ماند و در دکانی به فروش گیاهان دارویی اشتغال ورزید.
وی مردی زاهد، نیکو خصلت و آزاده و کتاب دوست بود و بیشتر آثار ابن حزم را جمع آوری و استنساخ کرد. ابن رومیه چنان به ابن حزم علاقه داشت و تعصب میورزید که وی را حزمی نیز لقب دادهاند. وی به ادبیات نیز علاقهمند بود و اگر چه به شاعری تظاهر نمیکرد، اما شاگردانش اشعاری از او نقل کردهاند. از شاگردان او در حدیث، ابوعبدالله بن سعید اللوشی در بغداد و ابوبکر بن مقط در مصر را میتوان نام برد. وی پس از تألیف الرحلة النباتیه بینایی خود را از دست داد و در سال 637 قمری مطابق با 1239 میلادی در زادگاهش در گذشت.(دایرة المعارف بزرگ اسلامی ج 3 ص 609)
آثار ابن رومیه
ابن رومیه آثار متعددی در زمینه گیاه شناسی و فقه و حدیث داشته که متأسفانه بیشتر آنها از میان رفته است. مشهورترین آنان به شرح زیر است:
الف. در فقه و حدیث: الحافل یا الحافل فی تذلیل الکامل که ذیلی است بر کتاب الکامل فی معرفظ الضعفاء و المتروکین من الرواة تألیف ابواحمد بن عدی. مختصر الکامل در دو جلد. مختصر غریب حدیث مالک، اثر دار قطنی. رجالة المعلم به زواید البخاری علی مسلم. نظم الدراری فیما تفرد به مسلم عن البخاری. حکم الدعاء فی ادبار الصلوات. کیفیة الاذان یوم الجمعه. اخبار محمد بن اسحاق. توهین طرق حدیث اربعین. فهرست حافله که در آن روایات اندلس و شرق جداگانه آمده است.
ب. در گیاه شناسی: تفسیر الاسماء الادویه المفرده من کتاب دیسقوریدس. مقالة فی ترکیب الادویه(ابن ابی اصیبعه که معاصر او بوده است، فقط از این دو اثر یاد کرده است). کتاب الرحلة النباتیه، مهمترین اثر وی که شرح آن گذشت و التذکره که درباره اساتیدش نگاشته است.
منابع:
1. کارنامه اسلام، عبدالحسین زرین کوب
2. پویایی فرهنگ و تمدن اسلام و ایران، علی اکبر ولایتی
3. دایرة المعارف بزرگ اسلامی، زیر نظر سید کاظم موسوی بجنوردی
4. مقاله اندلس در دایرة المعارف بزرگ اسلامی، خلیل محمدی
هادی شاملو
/979/703/ر
ارسال نظرات