۰۷ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۳۷
کد خبر: ۸۰۴۷۳۳

مغالطه نان و رسانه؛ چرا بازگشایی اینستاگرام یک خطای راهبردی است؟

مغالطه نان و رسانه؛ چرا بازگشایی اینستاگرام یک خطای راهبردی است؟
چگونه می‌توان بدون به خطر انداختن هویت ملی و امنیت سایبری، اقتصاد را در بسترهای داخلی شکوفا کرد؟ پاسخ به کسانی که نان مردم را بهانه‌ی غارت ایمان مردم قرار داده‌اند.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، در جهان پیچیده‌ی امروز که فضای مجازی به تعبیر رهبر معظم انقلاب، به عرصه‌ی واقعی زندگی توده‌ها مبدل گشته است، تحلیل پدیده‌های ارتباطی بدون در نظر گرفتن مؤلفه‌های قدرت و امنیت، خطایی جبران‌ناپذیر است. مدتی است که در محافل رسانه‌ای، جریانی خاص با تکیه بر ابزار «تطمیع اقتصادی»، در پی بازسازی چهره‌ی تخریب‌گر پلتفرم‌های بیگانه و در صدر آن‌ها اینستاگرام است.

مدعای اصلی این جریان، گره خوردن معیشت بخشی از جامعه به این بستر است؛ اما حقیقت امر آن است که این دوگانه‌سازی میان «اقتصاد» و «صیانت»، یک مغالطه‌ی آشکار برای سرپوش گذاشتن بر آسیب‌های بنیادینی است که کیان جامعه‌ی اسلامی را هدف قرار داده است. اگرچه دغدغه‌ی معیشت و رونق کسب‌وکارهای مجازی امری ممدوح و لازم است، اما تجربه‌ی تاریخی و تحلیل‌های فنی ثابت می‌کند که بنا کردن عمارت اقتصاد یک ملت بر روی زمین لرزانی که مدیریت آن در اختیار اتاق‌های فکر متخاصم قرار دارد، نه یک تدبیر، بلکه نوعی انتحار اقتصادی و امنیتی است.

نخستین نکته‌ای که در این «جهاد تبیین» باید بر آن پای فشرد، سستی استدلال «انحصار اقتصادی» است؛ چرا که پلتفرم‌های بومی در سال‌های اخیر نشان دادند توان بالایی در میزبانی از کسب‌وکارها دارند و انتقال سرمایه‌ی داده‌ای ملت به بسترهای داخلی، علاوه بر صیانت از حریم خصوصی، مانع از خروج اطلاعات رفتاری ایرانیان به سمت سرورهای بیگانه می‌شود. اقتصادی که بر پایه‌ی یک «لایک» در بستری خارجی بنا شود، با یک فرمان سیاسی فرامرزی در لحظه‌ای فرو می‌پاشد و این لرزان‌ترین نوع معیشت است.

فراتر از مسائل صلب اقتصادی، آنچه دغدغه‌مندان دین و فرهنگ را نگران می‌کند، نقش تخریبی اینستاگرام در ساحت «معرفت و اخلاق» است. این پلتفرم صرفاً یک نمایشگاه عکس نیست، بلکه یک «کارخانه‌ی استحاله فرهنگی» است که با مهندسی دقیق پیام، سبک زندگی مادی‌گرایانه و تبرج را به لایه‌های عمیق ذهن جامعه رسوخ می‌دهد. قرار دادن نوجوان ایرانی در معرض سیلی از محتواهای غیراخلاقی و شبهات زهرآگین، آن هم به بهانه‌ی مبادلات تجاری، معامله‌ای است که در آن «ایمان نسل آینده» فدای «سود گذرا» می‌شود.

این شبکه به‌صورت سیستماتیک، ذهن نوجوان را از مرزهای حیا دور کرده و او را در گرداب سطحی‌نگری غرق می‌کند. علاوه بر این، نباید از کارکرد امنیتی آن غافل شد؛ چرا که اینستاگرام در بحران‌ها، نه یک رسانه، بلکه یک «اتاق جنگ» برای پمپاژ شایعات و قطبی‌سازی جامعه است. مدعیان «آزادی بیان» باید پاسخ دهند که چرا همین شبکه، سخیف‌ترین سانسورها را علیه نام و تصویر قهرمانان ملی ما همچون شهید سلیمانی اعمال می‌کند؟ این تناقض ثابت می‌کند که آزادی مدنظر آن‌ها، تنها در مسیر تضعیف ارکان نظام و تخریب همبستگی ملی تعریف شده است.

در تحلیل نهایی، باید بر این اصل عقلانی و شرعی پای فشرد که «دفع مفسده بر جلب منفعت مقدم است». حاکمیت موظف است با شجاعت تمام، به جای اعتماد به بسترهای غیرقابل‌کنترل، زیرساخت‌های بومی را تقویت کرده و فعالیت اقتصادی را در فضایی تسهیل کند که امنیت، اخلاق و هویت ملی قربانی مطامع سیاسی بیگانگان نشود.

ما نباید اجازه دهیم «نان مردم» بهانه‌ای برای «غارت ایمان مردم» و تخریب ذهن آینده‌سازان این مرز و بوم شود؛ چرا که هیچ عقل سلیمی نمی‌پذیرد برای به دست آوردن یک منفعت مادی لرزان، امنیت پایدار و ریشه‌های اعتقادی یک امت را به حراج بگذارد و آینده‌ی فرهنگی کشور را در اختیار دشمنان قسم‌خورده قرار دهد. استقامت در این مسیر، ضامن استقلال حقیقی در فضای سایبر و حفظ صلابت جامعه‌ی توحیدی خواهد بود.
حسن یونسی

ارسال نظرات