حجتالاسلام خلج:
تشییع رهبر شهید میتواند زمینهساز موجی تازه از بیداری اسلامی باشد
حجتالاسلام ناصر خلج با تأکید بر اینکه حضور میلیونی مردم در آیین تشییع رهبر شهید، نمادی از انسجام ملی و قدرت ایمان است، گفت: این رخداد تاریخی، میتواند زمینهساز موجی تازه از بیداری اسلامی و گسترش گفتمان مقاومت در میان ملتها باشد.
اشاره: حضور گسترده و میلیونی مردم در آیین تشییع رهبران و شخصیتهای بزرگ، صرفاً یک مراسم سوگواری نیست، بلکه رویدادی اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است که میتواند حامل پیامهای عمیق در سطوح ملی، منطقهای و بینالمللی باشد. چنین رخدادهایی، علاوه بر بازتاب پیوند میان مردم و رهبران، ظرفیت آن را دارند که به نمادی از انسجام اجتماعی، سرمایه فرهنگی، هویت جمعی و قدرت نرم یک ملت تبدیل شوند و حتی بر افکار عمومی جهان و معادلات بینالمللی اثر بگذارند.
از سوی دیگر، در عصر ارتباطات و رسانههای نوین، هر رویداد بزرگ اجتماعی میتواند از یک واقعه داخلی فراتر رفته و به یک «روایت جهانی» تبدیل شود؛ روایتی که اگر بهدرستی تبیین و بازنمایی شود، قادر است در شکلدهی به گفتمانهای فراملی، بیداری ملتها و تقویت دیپلماسی عمومی نقشآفرین باشد.
در همین راستا، برای بررسی ابعاد مختلف این موضوع، با حجت الاسلام ناصر خلج ، استاد حوزه و دانشگاه، به گفتوگو نشستهایم تا از منظر دینی، اجتماعی و تمدنی، پیامهای ملی و فراملی حضور میلیونی مردم در آیین تشییع رهبر شهید و همچنین الزامات تبدیل این سرمایه اجتماعی به یک گفتمان جهانی را مورد واکاوی قرار دهیم.
رسا: حضور میلیونی مردم در مراسم تشییع رهبر شهید چه پیامهای ملی و بینالمللی میتواند داشته باشد؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت، این حضور باشکوه حامل پیامهای متعددی است که برخی از مهمترین آنها عبارتاند از:
پیامهای ملی
نخستین پیام، نمایش انسجام، وحدت و همبستگی ملت ایران است. ملت ایران با وجود تفاوت دیدگاهها و سلایق سیاسی، فرهنگی و اجتماعی، در مسائل اساسی و سرنوشتساز از یک پیوند عمیق برخوردار است. این اختلاف سلیقهها امری طبیعی و حتی مایه پویایی جامعه است، اما در عین حال، رابطهای ریشهدار، ولایی، عاطفی و معنوی میان مردم و رهبری وجود دارد که این پیوند را ناگسستنی ساخته است.
چنین حضوری جلوهای از همان وحدتی است که قرآن کریم بر آن تأکید دارد و امت اسلامی را به عنوان «بهترین امت» معرفی میکند؛ امتی که با ایمان و همدلی، قدرت و هویت خود را به نمایش میگذارد.
دومین پیام ملی، نمایش اقتدار و عزت ملت ایران در قالب یک آیین دینی است. در بسیاری از کشورهای جهان، برای شخصیتهای برجسته و رهبران سیاسی مراسم بزرگداشت برگزار میشود، اما این مراسم غالباً در قالب تشریفات رسمی و محدود است. در مقابل، حضور میلیونی مردم در تشییع یک رهبر دینی و انقلابی، جلوهای متفاوت از پیوند مردم با آرمانها و ارزشهای اعتقادی است و نشان میدهد که دین، معنویت و رهبری همچنان عنصر وحدتبخش جامعه اسلامی هستند. این حضور، سرمایه اجتماعی نظام را تقویت کرده و موجب استحکام بیشتر وحدت ملی خواهد شد.
سومین پیام ملی، تقویت روحیه امید، مقاومت و اعتماد به نفس ملی است. دشمنان جمهوری اسلامی طی سالهای گذشته با بهرهگیری از جنگ روانی، جنگ رسانهای، فشارهای اقتصادی و انواع عملیات نرم تلاش کردهاند میان مردم و نظام فاصله ایجاد کنند. اما حضور گسترده مردم این پیام را مخابره میکند که هرگاه ملت متحد باشد، هیمنه قدرتهای استکباری فروخواهد ریخت و تمامی محاسبات آنان با شکست مواجه خواهد شد.
قرآن کریم درباره دشمنان میفرماید: «تَحْسَبُهُمْ جَمِيعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّىٰ» (سوره حشر، آیه ۱۴) یعنی آنان را متحد میپنداری، در حالی که دلهایشان از یکدیگر پراکنده است.
در مقابل، جامعه شیعیان اگرچه ممکن است در نقاط مختلف جهان پراکنده باشند، اما دلهای آنان به واسطه ایمان، آرمان و ولایت به یکدیگر پیوند خورده است.

پیامهای فراملی
اما این حضور عظیم مردمی، در سطح بینالمللی نیز پیامهای مهمی خواهد داشت.
نخستین پیام، نمایش قدرت اسلام و ایمان است. این مراسم نشان خواهد داد که قدرت حقیقی تنها در تجهیزات نظامی، فناوری یا امکانات مادی خلاصه نمیشود، بلکه ایمان، معنویت و باورهای الهی میتوانند بزرگترین سرمایه یک ملت باشند. این حضور، تجلی پیروزی فرهنگ ایثار و شهادت بر منطق زور، تهدید و سلطه است؛ به تعبیر دیگر، غلبه معنویت بر مادیت و ایمان بر قدرتهای ظاهری.
دومین پیام، زمینهسازی برای شکلگیری موجی تازه از بیداری اسلامی است. جهان اسلام در دهههای گذشته تجربههای متعددی از بیداری اسلامی را پشت سر گذاشته است، اما شهادت یک رهبر دینی که عمر خود را در راه دفاع از اسلام، عدالت، استقلال و مقابله با استکبار سپری کرده و سپس بدرقه باشکوه او توسط میلیونها انسان، میتواند فصل جدیدی از این بیداری را رقم بزند.
رهبر شهید، سراسر عمر خود را با تقوا، اخلاص، معنویت و مقاومت در برابر سلطهطلبی جهانی سپری کرد و همین سرمایه معنوی میتواند الهامبخش ملتهای دیگر باشد.
نمونهای از این اثرگذاری را پیشتر نیز مشاهده کرده بودیم؛ زمانی که ایشان با نگارش نامه خطاب به جوانان اروپا و آمریکای شمالی، افکار عمومی بسیاری از جوانان غرب را متوجه ایران، اسلام و معارف اسلامی کرد و زمینه شناخت مستقیم اسلام را برای آنان فراهم ساخت.
از این رو، تشییع باشکوه و مردمی ایشان نیز میتواند نگاه جهانیان را بیش از گذشته به ایران، مکتب اهلبیت(ع)، فرهنگ مقاومت و اندیشه انقلاب اسلامی معطوف سازد و زمینه جذب افکار عمومی و گسترش گفتمان عدالتخواهی و معنویت را در سطح بینالمللی فراهم آورد.

تأثیر تشییع میلیونی بر نظم جهانی و شکلگیری بیداری فراملی
نکته دیگری که میتوان در سطح بینالمللی به آن اشاره کرد، پیام این حضور برای نظم جهانی است. قدرتهای استکباری همواره تلاش کردهاند خود را صاحبان و مدیران جهان معرفی کنند؛ بهویژه جریان صهیونیسم که با اتکا به شبکههای سیاسی، اقتصادی و رسانهای، در پی تأثیرگذاری بر معادلات بینالمللی و تعیین سرنوشت ملتهاست.
قرآن کریم نیز درباره دشمنی جریان یهودِ معاند با مؤمنان میفرماید: «أَشَدَّ النَّاسِ عَدَاوَةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الْيَهُودَ » (سوره مائده، آیه ۸۲)
قدرتهای سلطهگر میکوشند درباره سرنوشت ملتها تصمیم بگیرند؛ تعیین کنند چه کسی بر سر کار باشد، چه کسی حذف شود و چگونه منابع و ثروت کشورهای مختلف در خدمت منافع آنان قرار گیرد. آنان در حقیقت میخواهند حاصل تلاش ملتها را به سود خود مصادره کنند.
اما حضور میلیونی مردم در تشییع یک رهبر شهید، این پیام روشن را به جهان مخابره میکند که نظم آینده جهان صرفاً با اراده قدرتهای مادی ترسیم نخواهد شد. آنچه میتواند معادلات جهانی را دگرگون کند، قدرت ایمان، مقاومت، ایثار، شهادت و اراده ملتهاست. در حقیقت، آنچه آینده جهان را رقم خواهد زد، نه صرفاً برتری نظامی و اقتصادی، بلکه «جنگ ارادهها» است و در این میدان، ارادههای برخاسته از ایمان و مقاومت ظرفیت غلبه بر قدرتهای سلطهگر را دارند. این یکی از مهمترین پیامهایی است که چنین حضور مردمی میتواند به سران قدرتهای جهانی منتقل کند.
رسا: چگونه انبعاث مردم ایران میتواند به یک انبعاث جهانی تبدیل شود؟
در پاسخ به این پرسش به نظر میرسد چند نکته اساسی باید مورد توجه قرار گیرد.
رهبر شهید بارها تأکید کرده بودند که اگر کشور در معرض تهدید قرار گیرد، خداوند متعال مردم را به میدان خواهد آورد و آنان را برخواهد انگیخت. حوادث اخیر نیز نشان داد که این سخن تا چه اندازه با واقعیت منطبق بود. در این مقطع، شاهد حضور گسترده اقشار مختلف مردم بودیم؛ حتی افرادی که پیشتر در فعالیتهای سیاسی یا اجتماعی انقلاب حضور پررنگی نداشتند، یا در انتخابات و راهپیماییها مشارکت نمیکردند، در دفاع از ایران، اسلام، قرآن و خون شهدای خود به میدان آمدند. این حضور نشان داد که در بزنگاههای تاریخی، ظرفیت عظیمی از همبستگی ملی در جامعه وجود دارد.
اگر قرار باشد این انبعاث ملی به یک انبعاث جهانی تبدیل شود، لازم است در عرصه رسانه، فرهنگ و دیپلماسی عمومی بر مفاهیم مشترک و جهانشمول تأکید شود؛ مفاهیمی که برای ملتهای مختلف، فارغ از ملیت و مذهب، قابل فهم و الهامبخش باشند.
از جمله این مفاهیم میتوان به عاشورا، شهادت، آزادی، آزادگی، عدالتخواهی، کرامت انسانی، صبر، استقامت، ایثار و وفاداری به آرمانها اشاره کرد. عاشورا تنها یک واقعه تاریخی نیست، بلکه نماد مبارزه با ظلم، دفاع از کرامت انسان و ایستادگی در برابر سلطه است؛ مفاهیمی که برای افکار عمومی جهان نیز قابل درک و پذیرش هستند.
اگر این مفاهیم با زبانی صحیح، منطقی و متناسب با مخاطبان جهانی تبیین و روایت شوند، میتوانند وجدانهای بیدار انسانها را در سراسر جهان مخاطب قرار دهند و زمینهساز شکلگیری موجی تازه از بیداری، عدالتخواهی و توجه به معارف اسلام شوند. در چنین شرایطی، انبعاث مردم ایران از یک رخداد ملی فراتر رفته و به الگویی الهامبخش برای ملتهای دیگر تبدیل خواهد شد.

الزامات تبدیل انبعاث ملی به یک جریان جهانی
نکته دوم آن است که اگر هدف، تبدیل این انبعاث مردمی به یک جریان جهانی باشد، باید در شیوه بیان و انتقال پیام نیز تحول ایجاد شود. پیام این خیزش مردمی نباید تنها در چارچوب زبان فارسی و برای مخاطبان داخلی باقی بماند، بلکه لازم است به زبانهای مختلف دنیا ترجمه، تبیین و منتشر شود.
انتشار این پیام به زبانهایی مانند عربی، انگلیسی و دیگر زبانهای زنده جهان، زمینه فهم بهتر این رخداد را برای ملتهای مختلف فراهم میکند و میتواند دامنه تأثیر آن را از مرزهای ایران فراتر ببرد. هر اندازه این روایت دقیقتر و گستردهتر در فضای بینالمللی بازخوانی شود، امکان تبدیل این انبعاث ملی به یک انبعاث جهانی نیز افزایش خواهد یافت.
نکته مهمتر آن است که زبان انتقال این پیام باید زبان فطرت انسانی باشد. مخاطب اصلی این پیام تنها یک ملت یا یک جغرافیا نیست، بلکه همه انسانهایی هستند که دارای فطرت الهیاند. قرآن کریم میفرماید: «فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ» (سوره روم، آیه ۳۰)
بنابراین، هرگاه پیام این بعثت با مفاهیم فطری مانند عدالت، آزادی، کرامت انسانی، ایثار، مقاومت و معنویت بیان شود، فارغ از اینکه به چه زبانی عرضه گردد، قابلیت ارتباط با وجدان انسانها را خواهد داشت. در چنین شرایطی، زبانهای مختلف تنها ابزار انتقال خواهند بود و آنچه دلهای مردم را تحت تأثیر قرار میدهد، همان پیام مشترک فطری است که در همه انسانها وجود دارد.
بهرهگیری از ظرفیت نخبگان و روایتهای جهانی
نکته دیگر این است که به طور طبیعی در چنین مراسمی، شخصیتهای برجسته سیاسی، فرهنگی، علمی، دینی و رسانهای از کشورهای مختلف حضور خواهند یافت. یکی از راههای تبدیل این حرکت مردمی به یک پدیده جهانی، گفتوگو با این شخصیتها و انعکاس دیدگاهها و برداشتهای آنان درباره این حضور گسترده مردمی است.
ثبت و انتشار این روایتها در رسانههای بینالمللی، میتواند نگاه ملتهای دیگر را نسبت به این رخداد شکل دهد و ابعاد مختلف آن را برای افکار عمومی جهان تبیین کند.
تبدیل یک مراسم به یک گفتمان جهانی
از سوی دیگر، نباید این مراسم صرفاً به عنوان یک رخداد احساسی و مقطعی تلقی شود. لازم است این واقعه به یک گفتمان ماندگار تبدیل شود؛ گفتمانی که در سطح جهانی این پرسش را ایجاد کند که چه ویژگیهایی در شخصیت این رهبر وجود داشته است که میلیونها انسان با چنین شور و احساسی برای بدرقه او به میدان آمدهاند.
اگر این پرسش در افکار عمومی جهان شکل بگیرد، زمینه برای معرفی اندیشهها، سیره، اهداف و آرمانهای او نیز فراهم خواهد شد و این خود میتواند نقطه آغاز یک گفتوگوی گسترده فرهنگی و فکری در سطح بینالمللی باشد.
ضرورت روایت جامع و مستند از این رخداد
نکته دیگر، ضرورت مستندسازی دقیق و روایت جامع این مراسم است. این حضور مردمی باید از ابعاد مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، رسانهای، عاطفی و حتی مردمشناختی ثبت و روایت شود.
بازتاب حضور اقشار مختلف جامعه، از کودکان و نوجوانان گرفته تا بانوان، خانوادهها، دانشگاهیان، نخبگان، هنرمندان، ورزشکاران، اندیشمندان و دیگر گروههای اجتماعی، میتواند تصویری جامع از این رخداد تاریخی ارائه دهد. انتشار این روایتها در فضای مجازی و رسانههای بینالمللی، ظرفیت آن را دارد که این انبعاث ملی را به یک پدیده جهانی تبدیل کند.
بازنشر گسترده اندیشههای رهبر شهید
در نهایت، یکی از مهمترین راههای جهانی شدن این انبعاث، تبیین و بازنشر گسترده اندیشهها، آثار و دیدگاههای رهبر شهید است. هرچند در این زمینه اقدامات ارزشمندی انجام شده است، اما هرچه این تلاشها گستردهتر، منظمتر و به زبانهای مختلف دنیا عرضه شود، زمینه تأثیرگذاری آن نیز افزایش خواهد یافت.
واقعیت آن است که بخش مهمی از این حضور گسترده مردمی، ریشه در سالها هدایت فکری، تربیت فرهنگی و رهبری معنوی ایشان دارد. ازاینرو، معرفی منظومه فکری، آرمانها و سیره عملی ایشان به مخاطبان جهانی، میتواند این سرمایه اجتماعی را از سطح ملی فراتر برده و به عاملی برای الهامبخشی در میان ملتهای دیگر تبدیل کند.
ارسال نظرات