۱۰ تير ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۴
کد خبر: ۸۱۸۸۱۴
دکتر محمودیان تبیین کرد؛

تشییع رهبر شهید؛ مظهر تجلی امر قدسی، انسجام اجتماعی و تقابل تمدنی با عالم تجدد

تشییع رهبر شهید؛ مظهر تجلی امر قدسی، انسجام اجتماعی و تقابل تمدنی با عالم تجدد
پژوهشگر علوم ارتباطات تأکید کرد: این اجتماع عظیم، صرفاً یک آیین سوگواری نبود، بلکه تجلی پیوند جامعه با ولایت، بازنمایی سرمایه اجتماعی نظام و نمادی از صف‌آرایی جبهه حق در برابر جبهه باطل به شمار می‌آید.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، دکتر آزاده محمودیان، پژوهشگر علوم ارتباطات، در هم اندیشی علمی میراث اجتماعی و تمدنی رهبر شهید(ره) که روز گذشته در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزاری شد، با موضوع «خوانش امر قدسی و روایت‌پردازی قدسی از مراسم تشییع پیکر مطهر رهبر شهید» به تبیین هشت محور کلیدی، ابعاد معنوی، رستاخیزگونه و تمدنی حضور اجتماعات مردمی پرداخت.
 
دکتر محمودیان با اشاره به انگیزه‌های اصلی این پژوهش پیش از برگزاری رسمی مراسم تشییع اظهار داشت: جرقه اصلی این بحث در یکی از گزاره‌های تفسیری خود رهبر شهید نهفته است که پس از شهادت سردار سلیمانی فرمودند «حقیقت جامعه ایران را ما زیر تابوت سردار سلیمانی می‌توانیم مشاهده بکنیم». ایشان با این نگاه، در پی بازتولید قدرت سیاسی برخاسته از دین و اثبات انسجام عینی و سرمایه اجتماعی نظام در برابر روایت‌های تضعیف‌کننده برون‌مرزی بودند.
 
پژوهشگر ارتباطات، در تبیین محورهای اول و دوم مباحث خود خاطرنشان ساخت: عالم انقلابی و سیاست پساانقلاب در جامعه ما، هم تشریعاً و هم تکویناً دارای جوهره و بافت دینی است و حاکمیت، دین را به عنوان موتور محرک جامعه تعریف کرده است؛ بنابراین حقایق این عالم را نمی‌توان با منبعی غیر از نگاه دینی کشف کرد.
 
وی نقطه کانونی و مبدأ مشروعیت این نظام را ساختار «ولایت فقیه» دانست و افزود: نظام حاکمیتی، شخص ولی فقیه را نایب معصوم و دریچه سرایت رویکرد الهی به کلیت سیاسی می‌داند که هویت دینی جامعه را حراست می‌کند و اکنون تحلیل ما، بررسی نسبت جامعه با تشییع کسی است که مصداق این ولی الهی بوده است.
 
پیوستار تاریخی تجمعات قدسی و چالش با علوم اجتماعی تجددی
 
دکتر محمودیان با اشاره به سابقه تاریخی ارتباط توده‌ها با مراجع معنوی در محور سوم ابراز داشت: تاریخ جمهوری اسلامی نشان‌دهنده یک پیوستار منسجم تاریخی در نسبت بین جامعه و امر قدسی است؛ همان‌طور که سه دهه پیش در تشییع امام راحل و بعدها در تشییع سردار سلیمانی و شهید رئیسی بروز یافت، در این واقعه نیز ما با فراگیرترین تشییع تاریخ مواجه خواهیم بود.
 
وی این رویداد عظیم را فاقد هرگونه هم‌سنگی و سنخیت با سیاست‌های تجددی جهان خواند و تصریح کرد: این حماسه نسبتی با عالم تجدد ندارد و تنها در عالم دینی رقم می‌خورد؛ از این رو، جامعه‌شناسان ما نمی‌توانند تحولات، سرمایه اجتماعی و حضور توده‌ها را با خط‌کش تجددی و غربی خوانش کنند و علوم اجتماعی ما باید بپذیرد که «عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی».
 
این پژوهشگر حوزه علوم اجتماعی در محور چهارم مباحث خود به کالبدشکافی قداست و وجاهت اجتماعی رهبر شهید پرداخت و گفت: در سال ۶۸ و لحظات آغازین زعامت ایشان، شاید بخش‌هایی از خبرگان با نگاه تردید به موضوع می‌نگریستند؛ اما به مرور زمان و در عمل، وجه معنوی و قدسی عمیقی در ایشان آشکار شد، به طوری که به تعبیر علامه مصباح، گویا روح امام در ایشان حلول کرد و محبوبیت قلبی امام به رهبر دوم منتقل شد.
 
وی فرامرزی شدن این ارادت معنوی در میان آزادگان جهان را حاصل حکمت، تقوا و مهذب بودن ایشان در رأس قدرت سیاسی دانست و یادآور شد: مردم جریان اصلی و تعیین‌کننده جامعه، حساب ایشان را از کارگزاران اجرایی جدا می‌کردند؛ آن‌ها برای رهبر شهید در درجه اول اعتبار معنوی در حد یک مرجع تقلید قائل بودند و قدرت سیاسی را در کانون این وجهه الهی تبیین می‌کردند.
 
صورت‌بندی جبهه تاریخی حق و باطل در بستر منازعه و شهادت
 
دکتر محمودیان در محور پنجم، شرایط جنگی و شهادت رهبر را متمایزکننده این تشییع از مراسم امام راحل دانست و تبیین کرد: این جنگ در روایت جامعه، نبرد کفر و ایمان است و رهبر شهید، قافله‌سالار جبهه حق و امتداد خط انبیا بودند؛ در حالی که جبهه مقابل، جبهه یزیدیان و فرعون‌مآب‌ها تعریف شد که اوج این دست‌به‌گریبانی در فاجعه شهادت رقم خورد.
 
وی تشخص اجتماعی و جهانی رهبری را در تقابل با این دیگریِ طاغوتی خواند و اظهار داشت: پس از رو شدن پرونده رذایل اخلاقی مستکبران (مانند پرونده اپستین)، ذهن‌های جهانیان ناخودآگاه درگیر این جبهه‌بندی شد. وقتی مردم دنیا می‌بینند قاتل این فرد مظهر رذایل است، به وجاهت ملکوت کسی که به دست آن‌ها شهید شده پی می‌برند؛ لذا زیر تابوت ایشان، تبلور صف‌آرایی جبهه حق در برابر شرّ و طاغوت خواهد بود.
 
پژوهشگر ارتباطات، در محور ششم و هفتم با تحلیل اجتماعات و بعثت‌های شبانه توده‌ها تصریح کرد: حضور بیش از ۱۰۰ شب مردم در خیابان‌ها، صرفاً برآمده از جنگ نبود؛ چرا که در جنگ ۱۲ روزه چنین برانگیختگی عمیقی نداشتیم. این بعثت شبانه، به واسطه فیضِ ریخته شدن خون امام و فهم مسئله ولایت شکل گرفت و ریشه در شهادت داشت نه خودِ جنگ. مردم چون موجودیت نظام دینی را در خطر دیدند، غیرت شیعی‌شان تحریک شد و خیابان‌نشین شدند
 
وی با تمایز میان وجه سوگوارانه تشییع امام راحل با وجه حماسی این مراسم تاکید کرد: در این مراسم، وجه جلالی امر قدسی و رنگ حماسی غلیظ غلبه دارد که هدف اصلی آن «خون‌خواهی و انتقام» است؛ امری که در پیام رهبر سوم (رهبر جوان) نیز به آن اشاره شد.
 
وی تجلی این حرکت را مظهر بروز «عقل اشراقی سرخ» در برابر عقل ابزاری متجدد دانست و گفت: این قوم صبار و شکور با این داغ معنوی، دچار تحمل صرف نمی‌شوند، بلکه به فهم نعمت و ادراک تکلیف الهی می‌رسند؛ مشابه زمانی که در برابر تهدیدات دشمن، مادران با نوزادان خود بر روی زیرساخت‌ها مستقر شدند و عقل حسینی را به نمایش گذاشتند.
 
ضرورت ترجمه حماسه خیابانی به اقتدار و حماسه نظامی
 
دکتر آزاده محمودیان در پایان و در تبیین محور هشتم سخنان خود، خواستار امتداد عملیاتی این خیزش بی‌نظیر شد و خاطرنشان ساخت: این حماسه نباید در وجه خیابانی و مراسم تشییع منحصر و متوقف بماند. حاکمیت باید از این خیزش اجتماعی وسیع استفاده کرده و آن حماسه درون دل‌های مردم را از طریق انتقام‌گیری به یک «حماسه نظامی» تبدیل کند.
 
وی تاکید کرد: انتقام سختی که در زمان شهادت سردار سلیمانی گفته شد و به طور کامل محقق نگردید، امروز در بحث شهادت خود رهبر شهید به اعلی درجه نیاز به ظهور دارد؛ لذا مسئولان در رأس حاکمیت نباید این موضوع را به تاریخ حواله کنند، بلکه باید با یک صورت‌بندی دقیق، حماسه مردمی را به حماسه نظامی ترجمه کنند تا بهره اصلی و تمدنی از این خیزش گرفته شود.
ارسال نظرات