حجتالاسلام سید امیر سخاوتیان، در ادامه خاطرنشان کرد: وظیفه دوم حوزه علمیه، پیشدستی در فضای تبیینی و گفتمانسازی است. حوزه نباید منتظر بماند تا امام برای پیشبرد کارها هزینه کند، بلکه وظیفه متخصصان و عالمان حوزه است که پیش از بیان بیانات توسط رهبری، مسیر فهم آن را برای جامعه هموار کنند. در واقع، حوزه باید با تبیین مبانی، ذهن مردم را آماده سازد تا وقتی امام سخنی میفرماید، هزینه تبیین آن برای ایشان به حداقل برسد؛ بهگونهای که وقتی رهبر جامعه سخنی میگوید، تبیین آن توسط بزرگان و عالمان حوزه به شکلی گسترده و همگانی صورت گیرد تا در جامعه گفتمانسازی شود.
وی با تاکید بر وظیفه حوزه علمیه در تبین دیدگاه ها و نظرات امامین انقلاب یادآور شد: علاوه بر ابعاد نظری، حوزه علمیه وظیفه دارد در عرصه عمل نیز پیشگام باشد. فعالان حوزه باید پیگیر تحقق مصادیق بیانیهها و برنامههای کلان باشند؛ برای مثال، پیگیری جدی و عملیاتی کردن «بیانیه گام دوم» یکی از وظایف ذاتی حوزه به عنوان قلب تپنده و مغز متفکر انقلاب است. در کنار این، روحانیت باید نقش کلیدی در مقابله با تحریف شخصیت امامان انقلاب ایفا کند. شناخت عمیق مبانی امامان انقلاب (شهید، راحل و حاضر) به عالمان این امکان را میدهد که شاخصهای دقیق و اصیل را تعریف کنند.
حجتالاسلام سخاوتیان، اصلیترین ابزار مقابله با تحریف و سوءاستفاده از مفاهیم را شاخصسازی، دانست و افزود: برای نمونه، زمانی که مفاهیمی نظیر «جامعه مدنی» توسط جریانهای بیگانه به جنگ ارزشهای اسلامی به کار گرفته میشد، وظیفه حوزه علمیه این است که این مبانی سنگین و معرفتی را به شاخصهای خردشده و قابل فهم برای عموم تبدیل کند تا مردم بتوانند با استفاده از آنها، مسائل را محاسبه کنند. با این رویکرد، از انحراف، مغالطه و سوءاستفاده از مفاهیم جلوگیری میشود و جامعه در برابر تحریکات و تعریفهای نادرست از مفاهیم دینی، مصون میماند.
عضو هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی ادامه داد: یکی از آسیبهای مهم در مسیر تبیین اندیشه امامان انقلاب این است که گاهی ایشان مبانی و سبک زندگی را مطرح میکنند، اما تبیینِ دقیقِ «شاخصها» به عهده متخصصان باقی میماند. برای نمونه، زمانی که امام سبک زندگی اسلامی را مطرح فرمودند، تبیین شاخصهای آن وظیفهای بود که باید توسط عالمان انجام میشد؛ و اگر این تبیین با تأخیر مواجه شود، در واقع نوعی کمکاری در مسیر رسالت علمی محسوب میشود. وظیفه ما این است که تمام ابعاد، حرفها، اندیشهها و مبانی ایشان را در سطوح مختلف بشناسیم، شاخصهای هر یک را استخراج کنیم و از طریق ابزارهای نوین از جمله منبر، تولیدات صوتی و تصویری، نگارش کتاب و رسانههای جمعی، در اختیار مردم قرار دهیم.
وی باتأکید بر بیان جایگاه «شهادت» در ادبیات فقهی و سیاسی امامان انقلاب ابراز داشت: همانگونه که شهید چمران فرمودند، «شهادت هنر مردان خداست»؛ اما باید توجه داشت که مفهوم شهادت با مفهوم صرفِ «قتل و خونریزی» یکی نیست. شهادت در اندیشه شیعی، فراتر از یک واقعه فیزیکی، به معنای «اوج رسیدن به کمال» است. اگرچه بسیاری از شهدا با قتل به دست دشمن به مقام رسیدهاند (همچون کربلا یا شهادت امام شهید)، اما شهادت لزوماً به معنای ریخته شدن خون نیست؛ بلکه در روایات آمده است که بسیاری از شهدای امت، در حالی که در بستر خود به رحمت الهی میرسند، به مقام شهادت نائل میشوند، تنها به این دلیل که تمام هستی خود را در مسیر خدا قرار دادهاند.
حجتالاسلام سخاوتیان، ادامه داد: از این منظر، میتوان میان دو الگوی متفاوت از شهادت تمایز قائل شد: امام راحل (ره) که با وقف تمام عمر در مسیر حق، در بستر بیماری به رحمت الهی رسیدند و مقام شهادت را یافتند، و امام شهید که با قتل به دست دشمن به مقام رسیدند و خونخواهی ایشان بر هر انسان آزادی واجب است. در هر دو صورت، شهادت به دو معنای عمیق است: نخست، مقام «مشهود» که در آن بنده مورد شهود و عنایت خاص الهی قرار میگیرد و به قرب حق دست مییابد؛ و دوم، مقام «شاهد» که بنده به مقام شهود میرسد و خود به ناظری بر اعمال و حقیقت تبدیل میشود.
عضو هیئتعلمی دانشگاه آزاد اسلامی شهادت را عبور از مرزهای دنیا خواهی دانست و اظهار داشت: این نگاه به شهادت، معنای جدیدی به مقاومت و قدرت میبخشد. وقتی میگوییم کسی شهید است، یعنی او به مقام کمال رسیده و از مرزهای مادی عبور کرده است. بر همین اساس، وقتی امام شهید میفرمودند که «شهید سلیمانی خطرناکتر از سردار سلیمانی است»، در واقع به این حقیقت اشاره داشتند که قدرتِ فردی و نظامی، در مقابل قدرتِ معنوی و مقامِ شهادت، بیمقابل است. این حقیقت در مورد امامان انقلاب نیز صادق است؛ اندیشه و مقام «شهید خمینی» و «شهید خامنهای» (در آینده) که برخاسته از مقام شهادت و کمال است، برای تمدن استکبار بسیار خطرناکتر و اثرگذارتر از جایگاههای سیاسی و مادی خواهد بود، چرا که با یک حقیقت آسمانی و بیزمان روبرو هستند.