حماسه تشییع؛ فرصتی راهبردی برای شکستن بایکوت رسانهای و مدیریت جنگ روایتها
حماسه تشییع رهبر معظم انقلاب، این فرصت را فراهم کرد تا به جای تمرکز بر «تولید محتوا»، بر «اثرگذاری روایت» تمرکز شود؛ زیرا در جنگ شناختی، آنچه اهمیت دارد، تغییر ادراک مخاطب است، نه صرفاً افزایش حجم تولیدات رسانهای.
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، تشییع باشکوه رهبر معظم انقلاب اسلامی، صرفاً یک اجتماع میلیونی یا آیین سوگواری نبود؛ بلکه رویدادی رسانهای در مقیاس جهانی بود که ظرفیت آن را داشت تا روایتهای چند دههای رسانههای غربی درباره جمهوری اسلامی را به چالش بکشد. در شرایطی که جنگ روایتها به یکی از اصلیترین میدانهای تقابل تبدیل شده است، این حضور گسترده مردمی میتواند به سرمایهای راهبردی برای بازسازی تصویر ایران در افکار عمومی جهان تبدیل شود.
سالهاست که بخش مهمی از دستگاههای فرهنگی، موفقیت خود را با تعداد تولیدات رسانهای، کتابها، همایشها و محصولات فرهنگی میسنجند، در حالی که معیار اصلی، میزان اثرگذاری بر افکار عمومی و تغییر نگرش مخاطبان است. حماسه تشییع رهبر معظم انقلاب، این فرصت را فراهم کرد تا به جای تمرکز بر «تولید محتوا»، بر «اثرگذاری روایت» تمرکز شود؛ زیرا در جنگ شناختی، آنچه اهمیت دارد، تغییر ادراک مخاطب است، نه صرفاً افزایش حجم تولیدات رسانهای.
یکی از مهمترین ظرفیتهای این رویداد، شکستن بایکوت رسانهای چند دهه گذشته علیه جمهوری اسلامی بود. حضور گسترده مردم در مراسم تشییع، تصویری را به نمایش میگذارد که با روایتهای رایج رسانههای معاند درباره فاصله مردم و نظام همخوانی نداشته باشد. در چنین شرایطی، تصویر خود به یک روایت تبدیل میشود؛ روایتی که بدون نیاز به استدلالهای پیچیده، میتواند بسیاری از ادعاهای تبلیغاتی را به چالش بکشد.
این ظرفیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که راهبرد جدید جریانهای رسانهای غربی مورد توجه قرار گیرد. پس از کاهش اثرگذاری برخی روایتهای گذشته، تلاش برای گسترش «اسلامهراسی» و معرفی اجتماعات اسلامی بهعنوان تهدیدی برای جوامع غربی، به یکی از محورهای اصلی جنگ رسانهای تبدیل شده است. در چنین فضایی، بازنمایی معنویت، نظم، همبستگی و حضور داوطلبانه مردم در مراسم تشییع، میتواند تصویری متفاوت از جامعه ایرانی و فرهنگ اسلامی به مخاطبان جهانی ارائه کند.
البته بهرهگیری از این ظرفیت، نیازمند مدیریت هوشمند روایت است. تجربه نشان داده است که در جنگ رسانهای، انفعال به معنای واگذاری میدان به رقیب است. از همین رو، روایتسازی باید پیش از شکلگیری شبهات آغاز شود. پاسخ مستند به ادعاهایی درباره سازماندهی دولتی مراسم، یا روایتهایی که تلاش میکنند حضور برخی مقامات خارجی را معیار انزوای ایران معرفی کنند، تنها زمانی اثرگذار خواهد بود که پیش از تثبیت روایت رقیب در افکار عمومی ارائه شود.
در این مسیر، روایتگری مخاطبمحور اهمیت ویژهای دارد. مخاطب اروپایی، جهان عرب، کشورهای آسیایی یا آمریکای لاتین، هر یک زبان، دغدغه و چارچوب ذهنی متفاوتی دارند و انتقال مفاهیمی همچون شهادت، مقاومت، امت و مردمسالاری دینی، نیازمند ترجمه فرهنگی و رسانهای متناسب با هر جامعه است. همچنین ثبت دقیق ابعاد این رویداد و مستندسازی آن، میتواند این سرمایه اجتماعی را از یک رخداد مقطعی به بخشی از حافظه تاریخی جهان اسلام و حتی افکار عمومی بینالمللی تبدیل کند.
در کنار این موارد، فضای رسانهای جدید فرصتهای تازهای پیش روی جبهه فرهنگی انقلاب قرار داده است. محدودیت رسانههای رسمی در بسیاری از کشورهای غربی، اهمیت استفاده از ظرفیت انسانرسانهها، فعالان فضای مجازی، خبرنگاران مستقل، بلاگرهای چندزبانه و نیروهای بومی کشورهای مختلف را دوچندان کرده است. تجربه نشان داده است که روایتهایی که از سوی کنشگران بومی و آشنا با فرهنگ مخاطب منتشر میشود، بیش از پیامهای رسمی توانایی اقناع افکار عمومی را دارد.
حماسه تشییع رهبر معظم انقلاب، تنها یک رویداد داخلی نبود؛ بلکه یک فرصت کمنظیر برای بازآرایی روایت جمهوری اسلامی در عرصه بینالملل بود. اگر این سرمایه اجتماعی با برنامهریزی رسانهای، روایتگری هوشمند و بهرهگیری از ظرفیتهای نوین ارتباطی همراه شود، میتواند بخشی از بایکوت رسانهای چند دهه گذشته را در هم شکسته و تصویری واقعیتر از ایران، مردم و گفتمان انقلاب اسلامی را به جهان ارائه کند.
ارسال نظرات