راهکارهایی جهت تقویت جایگاه ثقلین در مطالعات اسلامی

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، در عصر غیبت، علیرغم تلاشهای بیوقفهای که برای دریافت هدایتهای الهی از طریق احادیث معصومین علیهمالسلام صورت میگیرد، همچنان وجود مشربهای فکری متعدد و گرایشهای علمی گوناگون در عرصۀ مطالعات اسلامی، بستری را ایجاد کرده است که برداشتهای شخصی و سلیقهای از دین افزایش یافته است. این تنوع در تفاسیر و دیدگاهها گاهی زمینۀ سردرگمی مؤمنان را فراهم میآورد و در برخی موارد، فهم نادرست یا سطحی از آموزههای دینی را به همراه دارد.
گروهی از مؤمنان بنا بر فطرت خداجویشان گام در مسیر فلسفه میگذارند تا از طریق عقلگرایی به فهم بهتری از دین دست یابند و عدهای در پی عرفانهای مصطلح میروند تا با قطب و مرشد خود در مسیر معرفت الهی گام بردارند. گروهی دیگر با گرایش به علوم قرآن و تفسیر، تلاش میکنند به فهم کلام خداوند دست یابند و عدهای دیگر نیز با گرایش به مطالعات حدیثی، سعی در درک کلام امام معصوم جهت فهم بهتر از مبانی دین هستند.
با این حال، این دگرگونیها و یافتههای متنوع نباید ما را از اصول بنیادین دین و آموزههای معصومین علیهمالسلام دور کند. همۀ این تلاشها در نهایت باید به پیشرفت در ایمان و تقرب به خدا و اهل بیت وحی منجر شود که از توصیههای مؤکد رسول اکرم، عمل به ثقلین است؛ از این جهت باید پرسید کدام یک از این علوم، انسان را با حجت خدا پیوند میدهند تا مؤمنان به حقیقت سعادت دست یابند و یا به تعبیر حدیث نبوی، در سایۀ بیتوجهی به حجت زمان، با مرگ جاهلیت از دنیا نروند.
لذا ضروری است که مؤمنان در کنار استفاده از فلسفه، عرفان، علوم انسانی، اجتماعی و سایر معارف اسلامی، به شناخت دقیق متون دینی و احادیث معصومین نیز توجه کنند تا بین این رویکردهای مختلف تعادلی برقرار کنند. این توازن میتواند به آنها کمک کند تا نه تنها به کمال فردی دست یابند بلکه در جامعه نیز به عنوان نمایندگان واقعی دین اسلام عمل کنند و به نشر و ترویج ارزشهای انسانی و الهی بپردازند.
به این ترتیب، این تلاشها باید به یکی از ابعاد تحقق انتظار ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه تبدیل شود که نیازمند تقویت روح جمعی و انسجام در ایمان و عمل است، در غیر این صورت با صراحت باید گفت تمام این علوم برای شیعه، مصداق «علم لا ینفع»هستند. علمی که در دایرۀ مطالعات اسلامی، برای یاری حجت زمان کارآیی نداشته باشد و علمی که منجر به معرفت عترت نشود، از دیدگاه شیعه، نه تنها باید علم بدون نفع شمرده شود بلکه به تصریح حدیث ثقلین، مایۀ ضلالت است.
این مسئله نشاندهندۀ یک خلل اساسی در روششناسی و اهداف مطالعات اسلامی است. به نظر میرسد که در برخی موارد، پژوهشها به جای آنکه با هدف فهم عمیقتر و تطبیق آموزههای ثقلین با مسائل روز انجام شوند، بیشتر به دنبال نوآوریهای نظری و اثبات فرضیههای شخصی هستند. این امر میتواند منجر به تفسیرهای نادرست و گزینشی از متون دینی شود و در نهایت، باعث دور شدن از مسیر راستین اسلام مبتنی بر معارف عترت شود.
برای اصلاح این وضعیت، لازم است که:
1. بازنگری در سرفصلها و برنامههای درسی حوزهها و دانشگاهها: محتوای آموزشی باید به گونهای طراحی شود که فهم عمیق و صحیح قرآن و سنت اهل بیت علیهمالسلام را در اولویت قرار دهد.
2. تشویق پژوهشهای کاربردی: مطالعات اسلامی باید به سمت حل مسائل و چالشهای واقعی جامعه هدایت شوند و به تبیین راهکارهای مبتنی بر ثقلین برای بهبود زندگی مردم بپردازند.
3. نقد و بررسی مستمر: ضرورت دارد که شیعیان و مؤمنان به ترویج تفکر انتقادی و مطالعه عمیق و علمی نسبت به متون دینی بپردازند و به منابع معتبر و تحلیلهای صحیح رجوع کنند. تقویت رویکردهای گروهی و یادگیری جمعی، بستر را برای تبادل آراء و کاوشهای بیشتر در زمینههای مطالعات اسلامی فراهم میکند. این فرآیند میتواند به شکلگیری یک فهم عمیقتر و جامعتر از دین کمک کند و به مؤمنان این امکان را بدهد که در میان انبوهی از نظریات و تفاسیر، به سمت حقایق روشن و هدایتهای الهی هدایت شوند.
وقتی دانشجویان و اندیشمندان جامعه بتوانند به راحتی نظرات خود را بیان کنند و در مورد مسائل مختلف به بحث و تبادل نظر بپردازند، قدرت تفکر انتقادی و تحلیلگری آنها افزایش مییابد و از پذیرش بیچون و چرای دیدگاهها و اطلاعات نادرست مصون میمانند.
علاوه بر این، نقد و بررسی مستمر میتواند به تقویت اخلاق علمی و حرفهای در جامعه کمک کند. وقتی پژوهشگران و اندیشمندان بدانند که آثار و فعالیتهای آنها در معرض نقد قرار دارد، سعی میکنند دقت و وسواس بیشتری در کار خود داشته باشند و از ارائه اطلاعات نادرست خودداری کنند؛ لذا لازم است که در جوامع علمی و دینی، فضایی باز و آزاد برای نقد و بررسی ایجاد شود و از هرگونه سانسور و محدودیت غیرضروری پرهیز شود.
4. تربیت پژوهشگران متعهد: محققان و پژوهشگران باید با تأکید بر تقوا و تعهد به ارزشهای اسلامی تربیت شوند تا از سوء استفاده از علم و دانش برای اهداف شخصی یا گروهی جلوگیری شود.
5. پرهیز از «یکجانبهنگری در عرصۀ علم»: این مسئله بزرگترین آفت رشد و شکوفایی علم محسوب میشود، زیرا دیدگاهها و رویکردهای مختلف را نادیده گرفته و امکان رسیدن به فهمی جامع و کامل از حقیقت را محدود میکند. یک پژوهشگر متعهد، علاوه بر داشتن دانش و مهارتهای لازم، باید از ذهنی باز و نقاد برخوردار باشد و توانایی پذیرش و بررسی دیدگاههای مخالف را داشته باشد و با نا آگاهی، دیدگاههای مخالف را به چالش نکشاند. یک جانبهگرایی در عرصۀ علم، یعنی بسنده کردن به آنچه که تاکنون در فضای علمی تثبیت شده که این چالش سبب افول علم و عدم نوآوری در عرصۀ مطالعات دین میشود.