۱۵ فروردين ۱۴۰۴ - ۱۷:۳۹
کد خبر: ۷۷۸۰۵۹
یادداشت؛

ثبت‌نام در حوزه، چالشی برای مدیران حوزوی

ثبت‌نام در حوزه، چالشی برای مدیران حوزوی
روحانیت نباید در قالب تخصص‌های مرسوم امروزی ترجمه شود. جذابیت این مسیر و این حوزه برای انسان‌های حقیقت‌جو هرگز کم‌رنگ نمی‌شود؛ هرچند این راه همیشه همراه با سختی‌ها، طعن‌ها و نداری‌ها مواجه بوده است.

به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، یکی از دوستان طلبه‌ام در دوران آغاز طلبگی تعریف می‌کرد که یکی از نزدیکانش از او پرسیده بود: «خب حالا که طلبه می‌شوی، چه کاری یاد می‌گیری انجام بدهی؟» گویی طلبگی را صرفاً یک حرفه یا شغل درآمدزا تصور کرده بودند! این روزها که تبلیغات برخی مدارس حوزوی را می‌بینم، یاد همان حرف می‌افتم: «چه کاری یاد می‌گیری!»

نگاه درآمدمحور و عمل‌گرای دنیای جدید همه عناصر زندگی را بر اساس عرضه و تقاضا معنا می‌کند. چنین نگاهی به طلبگی نیز رسیده و با همین معیار سنجیده می‌شود؛ اینکه طلبه باید برای وقتی که می‌گذارد، سودی مالی دریافت کند!! البته برخی مشاغل مرتبط با روحانیت مثل دفاتر ازدواج و طلاق، قضاوت یا عقیدتی سیاسی نیز در این نگاه برجسته‌تر شده‌اند.

اما در همین دوران، بزرگانی را دیده‌ایم که نه روان‌شناس و مشاور بودند، نه استخدام جایی شده بودند و نه حتی مدرکی دانشگاهی داشتند؛ اما به‌عنوان «عالمان دینی» بسیار موفق بودند. امام خمینی قدس‌سره، علامه طباطبایی، شهید صدر، آیت‌الله مصباح یزدی، شهید مطهری، امام موسی صدر و سید حسن نصرالله از نمونه‌های بارز این جریان هستند.

بزرگان حوزه زمانی الگوهای اصلی حوزویان بودند؛ پدر و مادرها با آرزو فرزندانشان را به حوزه‌های علمیه می‌فرستادند تا در مسیر آنان گام بردارند. زندگی و سلوک اینان نشان می‌دهد که ویژگی‌های اصلی‌شان ارتباط عمیق با حقیقت عالم، وظیفه‌محوری، زهد در دنیا، تلاش مجاهدانه برای فهم و ابلاغ دین و سلوک توحیدی در زندگی شخصی و اجتماعی بوده است.

این بزرگان نه دغدغه درآمد داشتند، نه به‌دنبال عناوین تخصصی دانشگاهی بودند؛ بلکه تنها «عالمان دین» بودند؛ همین دو کلمه: عالمان دین. اتفاقاً گفتمان حوزه در بازار رقابت عصر تخصص‌های میان‌رشته‌ای و مشاغل درآمدزا، اخلاق و اتصال به معنویت است؛ همان چیزی که مشروعیت علما به‌عنوان وارثان انبیا و اولیای الهی را تضمین می‌کند.

روحانی‌ای که قبای زهد بر تن دارد و عبای تقوا بر دوش، قلبی سرشار از نور و صفا دارد و عقلانیت را مرکب راهش قرار داده است، تنها کسی است که می‌تواند معنای زندگی را به انسان امروز هدیه دهد. معنایی که حلقه مفقوده زندگی انسان مدرن است و تنها یک روحانی شایسته می‌تواند آن را عرضه کند.

روحانیت نباید در قالب تخصص‌های مرسوم امروزی ترجمه شود. او باید مسیر اتصال به عالم معنا را نشان دهد؛ نه اینکه بخشی از جهان مدرن و سکولار را با کمک آیات و روایات توجیه کند. جذابیت این مسیر و این حوزه برای انسان‌های حقیقت‌جو هرگز کم‌رنگ نمی‌شود؛ هرچند این راه همیشه همراه با سختی‌ها، طعن‌ها و نداری‌ها بوده است.

البته در چند دهه پس از انقلاب، میل جامعه ایرانی به دین و جایگاه والای عالمان دینی، همراه با رشد امکانات حوزه‌ها، باعث شد ثبت‌نام در حوزه‌های علمیه افزایش چشم‌گیری پیدا کند.

اگر بناست حوزه به مردم معرفی شود، نباید حقیقت آن تحریف شود تا مشتری بیشتری جذب شود. جذابیت این راه از جنس تجربه زیسته اصحاب امیرالمؤمنین همچون کمیل و میثم تمار است؛ تجربه‌ای که در کنار عظمت روحی آن حضرت و کلمات نورانی‌اش ارزشمند می‌شود.

این مسیر همان چیزی است که رسول خدا صلی‌الله علیه و آله به امیرالمؤمنین درباره‌اش فرمود: «یاعلی، اگر خداوند به دست تو یک نفر را هدایت کند، برای تو بهتر است از هرچه خورشید بر آن طلوع و غروب می‌کند.» و البته باید پذیرفت که این راه دشوار است و هر کسی توان پیمودن آن را ندارد: «وَ لَا يَحْمِلُ هَذَا الْعِلْمَ إِلَّا أَهْلُ الْبَصَرِ وَ الصَّبْرِ.»

جلال الدین احمدی

 

 

ارسال نظرات