مکانیسم ماشه؛ آزمون دوباره مقاومت ملت ایران در برابر سلطهگری غرب

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، فعال شدن مکانیسم ماشه از سوی سه کشور اروپایی عضو برجام بار دیگر نشان داد که غرب در مواجهه با ملت ایران نه بر اساس منطق حقوقی و تعهدات بینالمللی بلکه بر پایه سیاستهای سلطهجویانه و خواستههای آمریکا عمل میکند. تجربههای گذشته نیز ثابت کرده است که هیچ توافق و تعهدی در برابر قدرتهای سلطهگر تضمینپذیر نیست مگر آنکه ملتها از موضع قدرت و اقتدار وارد تعامل شوند. در چنین شرایطی وظیفه دولت و مجلس در مقابله به مثل با غرب و نیز وظیفه مردم در عبور از جنگ روانی دشمن بیش از پیش سنگین و سرنوشتساز است.
برنامهها و اقدامات دولت و مجلس برای خنثیسازی مکانیسم ماشه
فعالسازی مکانیسم ماشه از سوی سه کشور اروپایی بار دیگر چهره واقعی غرب را به ملت ایران نشان داد؛ جایی که حتی پس از سالها مذاکره و امضای توافقی به نام برجام طرفهای غربی حاضر نشدند به ابتداییترین تعهدات خود پایبند باشند. این اقدام نهتنها وجاهت حقوقی ندارد بلکه بر اساس نظر بسیاری از حقوقدانان بینالمللی سوءاستفاده آشکار از مفاد توافق است. با این حال از آنجا که این حربه میتواند پیامدهای اقتصادی و روانی در جامعه داشته باشد، دولت و مجلس وظیفه دارند با اتخاذ تدابیر هوشمندانه این توطئه را خنثی کنند. در ادامه به برخی اقدامات ضروری در این مسیر پرداخته میشود:
۱. تقویت اقتصاد مقاومتی و کاهش وابستگی به دلار
یکی از اهداف اصلی غرب از طراحی مکانیسم ماشه افزایش فشار اقتصادی بر ایران است. در شرایطی که نظام مالی بینالمللی بهشدت تحت نفوذ آمریکا و دلار قرار دارد وابستگی اقتصاد ایران به این چرخه میتواند آسیبپذیری کشور را بیشتر کند.
از این رو راهبرد اقتصاد مقاومتی باید بهصورت جدیتری دنبال شود. توسعه تجارت دوجانبه با استفاده از ارزهای محلی، انعقاد پیمانهای پولی دوجانبه و چندجانبه و حتی مبادلات کالایی همه ابزارهایی هستند که میتوانند اقتصاد ایران را از دام دلار خارج کنند. نمونههای موفقی از این سیاست در برخی کشورهای آسیایی وجود دارد که بدون نیاز به دلار حجم گستردهای از مبادلات تجاری را مدیریت میکنند. اگر این راهبرد در ایران نیز بهصورت نظاممند دنبال شود اثرگذاری تحریمها و فشارهای ناشی از مکانیسم ماشه به حداقل خواهد رسید.
۲. تنوعبخشی به شرکای تجاری
یکی دیگر از نقاط ضعف سیاستهای گذشته وابستگی بیش از حد به چند شریک محدود بوده است. تجربه برجام نشان داد که برخی کشورها در برابر فشار غرب ممکن است تا حدی جانب احتیاط را رعایت کنند و این امر میتواند ایران را در موقعیت شکننده قرار دهد. بنابراین راهبرد اصلی کشور باید بر تنوعسازی بازارها و شرکا استوار باشد.
ایران ظرفیتهای گستردهای برای همکاری با کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین دارد. بسیاری از این کشورها خود قربانی سیاستهای یکجانبهگرایانه آمریکا هستند و از ایجاد بلوکهای اقتصادی مستقل استقبال میکنند. ورود ایران به چنین همکاریهایی میتواند نه تنها اثر تحریمها را کاهش دهد بلکه فرصتهای تازهای برای صادرات کالا، انرژی و خدمات فنی مهندسی فراهم سازد.
۳. حمایت جدی از تولید داخلی
تحریمها در ذات خود تهدیدی بزرگ محسوب میشوند اما در عین حال میتوانند فرصتی برای شکوفایی ظرفیتهای داخلی نیز باشند. هر جا که در گذشته به توان داخلی تکیه شد نتایج چشمگیری حاصل گردید؛ از صنایع دفاعی گرفته تا بخش سلامت و فناوری. امروز نیز دولت و مجلس باید با عزمی راسخ حمایت از تولید داخلی را در اولویت قرار دهند.
این حمایت تنها به شعار یا تزریق مقطعی منابع مالی محدود نمیشود؛ بلکه شامل اصلاح ساختارهای اقتصادی، مبارزه با فساد و رانت، رفع موانع تولید، تأمین زیرساختهای لازم و نیز تسهیل صادرات کالاهای ایرانی است. بخش خصوصی و شرکتهای دانشبنیان در این زمینه میتوانند نقش اصلی ایفا کنند و دولت باید با ایجاد مشوقها و حمایتهای قانونی زمینه را برای حضور فعال آنان فراهم آورد.
۴. اقدام متقابل سیاسی و حقوقی
ایران نمیتواند در برابر اقدامات غیرقانونی غرب منفعل بماند. همانطور که دشمنان از ابزارهای حقوقی برای فشار بر ایران استفاده میکنند کشور نیز باید با بهرهگیری از همین ابزارها در سازمانهای بینالمللی مشروعیت اقدام اروپا را زیر سؤال ببرد. شکایت رسمی به شورای امنیت و دیگر مجامع حقوقی میتواند در این زمینه مؤثر باشد.
از سوی دیگر کاهش یا قطع همکاریهای داوطلبانه با آژانس بینالمللی انرژی اتمی یک پیام روشن به طرف مقابل خواهد بود؛ پیامی مبنی بر اینکه ایران نظارهگر نخواهد بود و در صورت ادامه رفتار خصمانه اقدامات متقابل عملی انجام خواهد داد. این سیاست «اقدام در برابر اقدام» میتواند مانع از یکجانبهگرایی بیشتر غرب گردد.
۵. توسعه همکاریهای منطقهای و همپیمانی با مخالفان یکجانبهگرایی
دنیای امروز تنها محدود به اروپا و آمریکا نیست. بسیاری از کشورهای آسیایی، آفریقایی و آمریکای لاتین به دلیل تجربههای مشابه از سلطهگری غرب به ستوه آمدهاند. ایران میتواند با ایجاد جبههای متحد از کشورهایی که مخالف یکجانبهگرایی هستند فشار سیاسی و اقتصادی غرب را خنثی کند.
نهادهایی مانند بریکس، سازمان شانگهای، اتحادیه اقتصادی اوراسیا و حتی ابتکارهایی همچون کریدورهای ترانزیتی منطقهای، بستر مناسبی برای همکاریهای راهبردی ایران فراهم کردهاند. اگر دولت و مجلس بتوانند سیاست خارجی را بر مبنای «دیپلماسی متوازن» طراحی کنند مکانیسم ماشه نهتنها بیاثر خواهد شد بلکه ایران را به بازیگری فعال در نظم نوین جهانی بدل خواهد کرد.
توصیه به مردم و مسئولان برای عبور از جنگ روانی دشمن
فعالسازی مکانیسم ماشه از سوی سه کشور اروپایی اگرچه از منظر حقوقی و سیاسی اقدامی بیاعتبار است اما دشمنان آن را بیش از هر چیز بهعنوان یک ابزار جنگ روانی علیه ملت ایران بهکار گرفتهاند. هدف اصلی غرب ایجاد ترس، ناامیدی و بیاعتمادی در جامعه ایرانی است؛ بهویژه از طریق افزایش قیمت دلار، التهاب در بازار کالاهای مصرفی و بزرگنمایی آثار تحریمها در رسانههای معاند. در چنین شرایطی لازم است هم مردم و هم مسئولان با هوشیاری و انسجام این توطئه را ناکام بگذارند. در ادامه چهار محور اصلی برای مقابله با جنگ روانی دشمن تبیین میشود:
۱. هوشیاری مردم در برابر جنگ رسانهای دشمن
امروز بیش از هر زمان دیگر رسانهها در خط مقدم جنگ قرار دارند. دشمنان ایران با استفاده از شبکههای اجتماعی، تلویزیونهای ماهوارهای و صدها پایگاه خبری وابسته تلاش میکنند کوچکترین مشکل اقتصادی را بزرگنمایی کرده و آینده کشور را تیره و تار نشان دهند.
در چنین فضایی هوشیاری مردم بزرگترین سلاح است. آگاهی از اینکه بسیاری از اخبار و تحلیلها با هدف تخریب روحیه جامعه منتشر میشوند میتواند جلوی اثرگذاری آنها را بگیرد. تجربههای گذشته نشان داده است که هر زمان مردم با بصیرت و آگاهی در برابر جنگ روانی ایستادند نقشه دشمن نقش بر آب شد. نمونه روشن آن دوران دفاع مقدس بود که با وجود کمبود امکانات رسانههای دشمن نتوانستند اراده ملت ایران را در هم بشکنند. امروز نیز همین الگو میتواند کارساز باشد.
۲. تقویت اعتماد به توان داخلی
یکی از مهمترین اهداف جنگ روانی دشمن القای این تصور است که ایران بدون غرب قادر به ادامه مسیر نیست. در حالی که تاریخ معاصر ما پر است از نمونههایی که نشان میدهد ملت ایران با اتکا به توان داخلی خود توانسته بزرگترین موانع را پشت سر بگذارد.
در عرصه دفاعی، صنایع موشکی و پهپادی ایران امروز در جهان زبانزد است؛ در حالی که تماماً در شرایط تحریم ساخته شد. در حوزه بهداشت و درمان، تولید واکسن داخلی در دوران کرونا نمونهای از همین ظرفیت عظیم بود. در بخش فناوری شرکتهای دانشبنیان ایرانی توانستهاند بسیاری از نیازهای کشور را بدون اتکا به واردات برطرف کنند.
بنابراین آنچه باید به مردم یادآوری شود این است که توان داخلی تنها یک شعار نیست بلکه واقعیتی تجربهشده است. اگر در گذشته با امکانات محدود توانستیم بر مشکلات فائق آییم امروز نیز با وجود سرمایه عظیم انسانی و علمی عبور از تحریمها امکانپذیر خواهد بود.
۳. شفافیت و صداقت مسئولان با مردم
در کنار هوشیاری مردم مسئولان نیز وظایف سنگینی بر عهده دارند. یکی از مهمترین آنها شفافیت و صداقت در اطلاعرسانی است. تجربه نشان داده است که پنهانکاری یا ارائه آمارهای غیرواقعی اعتماد عمومی را کاهش میدهد و این همان چیزی است که دشمن به دنبال آن است.
اگر مسئولان مشکلات را با مردم در میان بگذارند برنامههای خود را برای عبور از تحریمها توضیح دهند و صادقانه درباره موانع و پیشرفتها سخن بگویند مردم نیز همراهی بیشتری نشان خواهند داد. جامعهای که احساس کند مسئولان به او احترام میگذارند و حقیقت را کتمان نمیکنند حتی در شرایط سخت اقتصادی هم استوار باقی میماند.
به همین دلیل ضرورت دارد که دولت و مجلس با زبان ساده و روشن وضعیت اقتصادی کشور را برای مردم توضیح دهند و از بیان کلیگویی یا وعدههای غیرعملی پرهیز کنند. صداقت خود مهمترین سرمایه برای عبور از جنگ روانی دشمن است.
۴. مدیریت صحیح بازار و نظارت بر قیمتها
بخش مهمی از فشار روانی دشمن هنگامی مؤثر میشود که با سوءمدیریت داخلی همراه گردد. گرانیهای غیرمنطقی، احتکار کالا و سوءاستفاده دلالان میتواند مشکلات واقعی برای مردم ایجاد کند و در نتیجه جنگ روانی دشمن تقویت شود.
از این رو دولت باید نظارت دقیق بر بازار را در اولویت قرار دهد. برخورد قاطع با سوداگران ارز و دلالان کالاهای اساسی، افزایش شفافیت در توزیع کالاها و استفاده از سامانههای هوشمند برای کنترل بازار از جمله اقداماتی است که میتواند جلوی التهابات مصنوعی را بگیرد. نباید اجازه داد فشار روانی دشمن با فشار معیشتی ناشی از سوءمدیریت داخلی همافزا شود.
در کنار آن اطلاعرسانی شفاف درباره علت برخی گرانیها نیز ضروری است. وقتی مردم بدانند علت افزایش قیمت یک کالا چیست و دولت چه برنامهای برای مدیریت آن دارد کمتر دچار اضطراب و نگرانی خواهند شد.
مطالبهگری درباره برجام و ضرورت پاسخگویی مسئولان سابق
یکی از پرسشهای اساسی مردم این است که چرا کسانی که برجام را به ملت تحمیل کردند و مدعی شدند با این توافق همه مشکلات کشور حل خواهد شد امروز که ناکامی آن آشکار شده نه تنها عذرخواهی نمیکنند بلکه همچنان خود را طلبکار نشان میدهند؟
واقعیت این است که برجام از ابتدا توافقی یکطرفه بود؛ ایران بخش عمدهای از تعهدات خود را اجرا کرد اما طرف غربی نه تنها به تعهداتش پایبند نماند بلکه با استفاده از خلأهای حقوقی توافق ابزارهایی چون مکانیسم ماشه را علیه ایران فعال کرد. این نتیجه سادهانگاری، خوشبینی و بیتوجهی به تجربیات تاریخی بود.
از این رو مردم انتظار دارند قوه قضائیه بهعنوان مدعیالعموم کسانی را که با بیتدبیری و تصمیمهای پرخطر منافع ملی را به خطر انداختند مورد بازخواست قرار دهد. این محاکمه نه صرفاً برای انتقامگیری سیاسی، بلکه برای «پیشگیری از تکرار اشتباهات تاریخی» ضروری است. ملت ایران حق دارد بداند چه کسانی با وعدههای توخالی «چرخیدن همزمان چرخ سانتریفیوژ و چرخ زندگی مردم» امنیت و اقتصاد کشور را در معرض تهدید قرار دادند.
جمعبندی
مکانیسم ماشه بار دیگر نشان داد که غرب قابل اعتماد نیست و تنها راه عبور از این شرایط «تقویت قدرت درونی، اقتصاد مقاومتی، همبستگی ملی و ایستادگی هوشمندانه در برابر دشمن» است. امروز وظیفه دولت و مجلس طراحی راهکارهای عملی برای خنثیسازی تحریمهاست و وظیفه مردم صبر و همراهی آگاهانه با این مسیر است. همچنین وظیفه قوه قضائیه بازخواست از مسئولانی است که با تصمیمهای نادرست کشور را در چنین شرایطی قرار دادند.
ملت ایران در طول تاریخ نشان داده است که با اتکال به خداوند متعال و تکیه بر توان داخلی، از هر بحران سختتری نیز عبور کرده است. بنابراین مکانیسم ماشه نیز چیزی جز یک آزمون دیگر برای سنجش مقاومت و هوشیاری ملت ایران نخواهد بود.