۰۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۸
کد خبر: ۸۰۳۸۵۳

مأموریت موسسات آینده: بازپس‌گیری زمین بازی با انسان رسانه‌ها؛

مأموریت موسسات آینده: بازپس‌گیری زمین بازی با انسان رسانه‌ها؛
در شرایطی که جنگ نرم و جنگ روایت‌ها به اوج خود رسیده است، تأسیس موسسات تخصصی برای تولید «انسان رسانه»‌های انقلابی، تنها راه برای بازپس‌گیری زمین بازی رسانه‌ای و مقابله با هجمه فرهنگی دشمن است.
به گزارش خبرنگار  فرق و ادیان خبرگزاری رسا، در عصر ارتباطات و جنگ نرم که قدرت رسانه‌ها بر همگان آشکار است، مفهوم «سلبریتی» فراتر از یک چهره شناخته‌شده، به ابزاری راهبردی برای انتقال پیام‌ها و شکل‌دهی به افکار عمومی تبدیل شده است. در دنیای امروز، سلبریتی‌ها دیگر صرفاً چهره‌های محبوب سینما و موسیقی نیستند، بلکه به «انسان‌های رسانه‌ای» تبدیل شده‌اند که قدرت نفوذ کلام و رفتار آن‌ها مرزهای جغرافیایی را درنوردیده است.
 
کره جنوبی با تدوین و اجرای یک سیستم دقیق، منسجم و صنعتی، توانسته است با تبدیل استعدادهای خام به ابزارهای قدرتمند ارتباطی، موج فرهنگی جهانی به راه بیندازد و مرز های کنترل جامعه خودش را متحول سازد. بررسی این الگوی موفق که بر پایه آموزش‌های تخصصی، سرمایه‌گذاری بلندمدت و مدیریت حرفه‌ای استوار است، این درس مهم را به ما می‌دهد که برای مقابله با هجمه‌های رسانه‌ای و تقویت هویت ملی، چاره‌ای جز تغییر نگاه و ایجاد موسسات تخصصی برای «تولید انسان رسانه» نداریم؛ موسساتی که با الگوگیری از این ساختار هدفمند، بتوانند چهره‌هایی مؤثر، متعهد و توانمند را برای انتقال صحیح پیام‌ها و ارزش‌های ایرانی-اسلامی به عرصه معرفی کنند.
 
بازپس‌گیری زمین بازی؛ مأموریت موسسات آینده
 
پرورش انسان رسانه‌ها در کره جنوبی 
 
در کره جنوبی، ساختار پرورش سلبریتی‌ها و ستارگان صنعت سرگرمی بر پایه یک سیستم بسیار پیچیده، سازمان‌یافته و رقابتی استوار است که نقش اصلی در آن توسط کمپانی‌های خصوصی ایفا می‌شود. این شرکت‌ها همچون کارخانه‌هایی عمل می‌کنند که استعدادهای خام را جذب کرده و با پردازش دقیق، محصول نهایی یعنی «سلبریتی» را تولید می‌کنند؛ غول‌هایی نظیر اس‌ام انترتینمنت، وای‌جی انترتینمنت و هایب از جمله معروف‌ترین آن‌ها هستند که با تسلط بر این بازار، هویت فرهنگی این کشور را جهانی و در داخل، کنترل کرده‌اند.
 
قلب تپنده این صنعت، سیستم کارآموزی است که فرآیندی دقیق و چندمرحله‌ای دارد. این کمپانی‌ها با برپایی شبکه‌ای از دفاتر در سراسر جهان، به صورت مداوم به دنبال استعدادیابی هستند و از طریق آزمون‌های آنلاین، تست‌های حضوری و رصد شبکه‌های اجتماعی، به دنبال چهره‌ها، صداهای متمایز و استعدادهای رقص می‌گردند. پس از پذیرش نهایی، فرد با امضای قراردادهای انحصاری چندساله وارد دوران سخت‌گیرانه کارآموزی می‌شود که در آن روزانه گاهی تا ۱۰ تا ۱۴ ساعت به آموزش‌های تخصصی اختصاص می‌یابد.
 
این سیستم دارای ویژگی‌های منحصر‌به‌فردی است که آن را از سایر الگوها متمایز می‌کند از جمله:
 
نخست، سرمایه‌گذاری سنگین کمپانی‌ها بر روی کارآموزان است؛ به طوری که هزینه‌های خوراک، مسکن، لباس و آموزش‌ها را متقبل می‌شوند، هرچند این هزینه‌ها معمولاً به عنوان بدهی بر دوش هنرمند ثبت شده و باید از طریق درآمدهای آینده بازپرداخت شود.
 
دومین ویژگی، کنترل شدید زندگی شخصی است که اگرچه در سال‌های اخیر با تغییر قوانین و افکار عمومی کمی کاهش یافته، اما همچنان بخشی از این ساختار محسوب می‌شود.
 
در نهایت، بهره‌گیری از فناوری‌های پیشرفته و تولید محتوای ویدیویی با کیفیت بالا در کنار استفاده هوشمندانه از شبکه‌های اجتماعی برای تبلیغات، موتور محرک این سیستم است. 
 
بازپس‌گیری زمین بازی؛ مأموریت موسسات آینده
 
ضرورت تأسیس موسسات تخصصی تربیت چهره در خدمت نظام اسلامی؛ الگویی بومی از موفقیت جهانی
 
حال زمان آن فرا رسیده است که ایران با رویکردی هوشمندانه و استراتژیک، وارد عرصه تولید «انسان رسانه» دینی و انقلابی شود. در دنیایی که جنگ اصلی، جنگ روایت‌ها و جنگ نرم است، صرفاً داشتن محتوا کافی نیست، بلکه نیاز به «رسانه‌نمایان» و چهره‌هایی داریم که بتوانند این محتوا را با زبان هنر، جذابیت و ظرافت به نسل جوان و جهانی منتقل کنند.
 
در عصر حاضر که مرزهای جغرافیایی در برابر نفوذ فرهنگی و رسانه‌ای رنگ باخته‌اند، قدرت نرم هر کشور بیش از پیش به توانایی آن در تولید و مدیریت «نمادهای فرهنگی» وابسته است. تجربه موفق کشورهایی همچون کره جنوبی که با ایجاد ساختارهای منسجم و کارخانه‌ای، توانستند موج فرهنگی خود را به جهان صادر کنند، این درس بزرگ را به ما می‌دهد که «سلبریتی» یا به تعبیر دقیق‌تر «انسان رسانه»، یک ابزار قدرتمند و راهبردی است.
 
اکنون این پرسش اساسی مطرح است که آیا زمان آن نرسیده است که جمهوری اسلامی ایران، با تکیه بر فرهنگ غنی و انقلابی خود، موسسات تخصصی و پیشرفته‌ای را تأسیس کند که مأموریتشان صرفاً کشف، پرورش و معرفی چهره‌هایی باشد که در خدمت ارزش‌های اسلامی و نظام باشند؟
 
واقعیت آن است که ما در حال حاضر با خلأ جدی در این عرصه مواجهیم. در حالی که دشمن با سرمایه‌گذاری‌های کلان و برنامه‌ریزی‌های بلندمدت، سلبریتی‌هایی را تولید می‌کند که ناخودآگاه سبک زندگی، تفکر و ارزش‌های غربی را ترویج می‌کنند، ما اغلب به صورت مقطعی و واکنشی برخورد می‌کنیم. 
 
تأسیس موسسات تخصصی تربیت چهره در ایران می‌تواند با الگوگیری از اصول مدیریتی سیستم‌های موفق جهانی (مانند سیستم آیدل کره جنوبی)، اما با محتوا و هدفی کاملاً متفاوت و بومی، تحولی بزرگ ایجاد کند. این موسسات باید مأموریت داشته باشند تا استعدادهای خام در حوزه‌های مختلف (از هنر، ورزش و گویندگی تا تولید محتوا و شبکه‌های اجتماعی) را شناسایی کنند.
 
بازپس‌گیری زمین بازی؛ مأموریت موسسات آینده
 
در این مدل جدید، «چهره اسلامی» فردی است که هم از جذابیت ظاهری و هنری برخوردار است تا بتواند مخاطب را جذب کند و هم از عمق اعتقادی و دانش کافی برخوردار است تا بتواند پیام‌های صحیح را منتقل کند. این موسسات باید مانند کارخانه‌های تولید انسان رسانه عمل کنند؛ جایی که سرمایه‌گذاری روی جوانان به عنوان سرمایه‌های ملی تلقی می‌شود و هدف نهایی آن، تولید ستارگانی است که با حضور مؤثر در فضای مجازی، سینما، تلویزیون و عرصه‌های بین‌المللی، تصویری درخشان، منطقی و جذاب از ایران اسلامی و دستاوردهای انقلاب را به جهان ارائه دهند.
 
بنابراین، گذار از وضعیت فعلی به سمت ایجاد ساختارهای منسجم برای تولید «انسان رسانه انقلابی»، یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر برای حفظ هویت ملی و دینی در برابر تهاجم فرهنگی است. ما باید زمین بازی را به دست بگیریم و با ابزارهای روز، پیام همیشگی خود را به گوش جهانیان برسانیم.
علی رشیدیان
ارسال نظرات