۱۴ فروردين ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۹
کد خبر: ۸۱۱۲۲۴

درس‌های حزیران برای جنگ رمضان

درس‌های حزیران برای جنگ رمضان
با اشغال کویت توسط صدام در سال ۱۹۹۰، حکام سعودی نیز احساس خطر کرده و از آمریکا برای اخراج صدام تقاضای کمک کردند. این درخواست پرسشی فراروی فقهای عربستان قرار داد که آیا می‌توان از یک دولت کافر (آمریکا) کمک گرفت؟

به گزارش گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، مواضع عجیب و ذلیلانه بیانیه دانشگاه الازهر مصر، موجب شد تا بسیاری از نویسندگان و اندیشمندان جهان اسلام، به تحلیل عوامل این موضع دشمن پسند بپردازند.

دکتر مختار شيخ حسینی، در یادداشتی به بررسی تاریخی مواضع و کنش‌های جهان عرب در برابر متجاوزان عبری-غربی پرداخته و با نگاهی به جنگهای اعراب و اسرائیل، بیانیه سیاسی دانشگاه الازهر را نتیجه روشنفکری غرب‌گرای بعد از شکست‌های اعراب از محور اسرائیلی آمریکایی می‌داند و درسهایی که اعراب باید از آن شکست‌های می‌گرفتند بیان میکند، گرچه این بیانیه سراسر ضعف، نشان داد روشنفکران عرب، درس‌های خود را به درستی دریافت نکردند.

در ادامه این یادداشت را میخوانید:

 

درس‌های حزیران برای جنگ رمضان

 اعلام استقلال رژیم صهیونیستی در فلسطین با موضع تهاجمی جهان عرب مواجه و جنگ‌های چهارگانه عربی-اسرائیلی در سال‌های 1948، 1956، 1967، 1973 را به دنبال داشت که اوج آنها جنگ حزیران ۱۹۶۷ با همراهی حداکثری کشورهای عربی بود.جنگ با حمله غافلگیرانه اسرائیل آغاز و طی سه ساعت،85% از هواپیماهای مصر نابود و در این جنگ شش روزه ۲۱،۵۰۰ نفر از عرب‌ها و ۷۷۹ نفر از اسرائیل کشته شدند.

باخت اصلی جنگ در اشغال جولان، کرانه باختری، قدس، نوار غزه و صحرای سینا توسط رژیم صهیونیستی بود، به طوری طوری که جغرافیای رژیم به سه برابر افزایش یافت.

شکست، چنان حس ناامیدی در جهان عرب ایجاد کرد که مشهور شد: «توفي جمال عبد الناصر عام67 وشيعت جنازته عام70 یعنی جمال عبدالناصر در سال۶۷ (سال شکست) مرد و سال ۷۰ (سال مرگ) تشییع شد».

این شکست تاثیر زیادی نیز بر فضای روشنفکری عربی داشت چون تأمل در چرایی عقب ماندگی و سلطه غرب، تبدیل به هسته اصلی پروژه‌های روشنفکری عربی شد.

البته در پرتو این‌ جنگ، جهان عرب فهمید که اسرائیل تنها نبوده و پشتیبان اصلی او آمریکا و غرب هستند. فلسطینی‌ها هم فهمیدند که از جهان عرب کاری بر نیامده و خودشان باید دست به کار شوند لذا مقدمه شکل‌گیری جنبش‌های مقاومت فراهم شد هر چند یأس نهادینه شده،عده‌ای را نیز به سمت صلح با رژیم سوق داد.

سَفَر الحوالي، این‌بار درست گفت

با اشغال کویت توسط صدام در سال ۱۹۹۰، حکام سعودی نیز احساس خطر کرده و از آمریکا برای اخراج صدام تقاضای کمک کردند. این درخواست پرسشی فراروی فقهای عربستان قرار داد که آیا می‌توان از یک دولت کافر (آمریکا) کمک گرفت؟

«هیئة کبار العلماء» با صدور فتوایی با امضای «بن باز» این کمک را مجاز دانست اما شیخ «سفرالحوالی»که اتفاقاً رویکرد ضد شیعی نیز داشت؛با تالیف کتاب«کشف الغمة عن علماء الامة»سعی کرد هدف آمریکا از حضور در منطقه را برای فقها تبیین کند.او استدلال کرد که حضور آمریکا موقتی نیست بلکه منجر به پایگاه‌هایی برای کنترل بلندمدت نفت منطقه خواهد شد. چون صنایع غرب به نفت وابسته و این منطقه نیز به لحاظ تاریخی تحت استعمار پرتغال، بریتانیا و بعد آمریکا بوده است و در جمع بندی نوشت:

«تاريخنا المعاصر كله بين مبدأين متناقضين:1مبدأ دولة العقيدة التي تجعل الجهاد غايتها والأمر بالمعروف والنهي عن المنكر وظيفتها.2ومبدأ دولة الرفاهية التي تجعل الشهوات الدنيوية غايتها والتغريب وسيلتها»

«ما در برابر یکی از دو مسیر متضاد هستیم:

1. دولت ایمانی: که جهاد را هدف و امر به معروف و نهی از منکر را کارکرد خود می‌داند.

۲. دولت رفاه: که لذت های دنیوی را هدف و غرب‌گرایی را ابزار آن قرار می‌دهد»

طبعاً دولت‌های عرب منطقه مسیر دوم را انتخاب و فقها نیز آن را توجیه کردند اما کارکرد امروز پایگاه‌های آمریکایی نشان داد که شیخ سَفَر آن روزها چقدر راست می‌گفت.

دکتر مختار شيخ حسینی
ارسال نظرات