۰۵ تير ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۰
کد خبر: ۸۱۸۶۱۱
یادداشت؛

منطقِ تکلیف؛ موتورِ پیشرانِ تمدن‌سازی در مکتب عاشورا

منطقِ تکلیف؛ موتورِ پیشرانِ تمدن‌سازی در مکتب عاشورا
شاید بنیادی‌ترین پرسشی که در مواجهه با تمدنِ مادیِ غرب برای هر مجاهدِ تمدن‌ساز مطرح می‌شود، این است: «محرکِ اصلیِ این حرکت چیست؟» آیا پیروزیِ ظاهری است؟ یا صرفاً شهادت؟ پاسخِ مکتبِ عاشورا و جمهوری اسلامی، «انجامِ تکلیف» است.
به گزارش سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، در یادداشت‌های پیشین از «تمدن غربی» (تمدنِ فریب)، «تمدن اسلامی» (تمدنِ حقیقت) و «هیئت به‌مثابه مدرسه مجاهدت» سخن گفتیم. اما شاید بنیادی‌ترین پرسشی که در مواجهه با تمدنِ مادیِ غرب برای هر مجاهدِ تمدن‌ساز مطرح می‌شود، این است: «محرکِ اصلیِ این حرکت چیست؟» آیا پیروزیِ ظاهری است؟ یا صرفاً شهادت؟ پاسخِ مکتبِ عاشورا و جمهوری اسلامی، «انجامِ تکلیف» است.
 
 عبور از دوگانه‌ی «قدرت‌طلبی» و «شهادت‌طلبیِ محض»
 
در تحلیل‌های رایج از قیامِ امام حسین (ع)، دو خطایِ تحلیلی دیده می‌شود:
گروهی آن را صرفاً یک پروژه‌ی سیاسی برای کسب قدرت می‌بینند (که نگاهی مادی است).
 
گروهی آن را صرفاً حرکتی برای شهادت می‌دانند (که نگاهی فردی و فارغ از نتیجه‌ی اجتماعی است).
 
اما منطقِ حسینی، «منطقِ انجامِ وظیفه» است. در این نگاه، قدرت یک ابزار است (چه خوب که به آن برسیم تا حق اجرا شود) و شهادت یک افتخار است (چه خوب که به آن برسیم تا خونِ ما ضامنِ بیداری باشد). اصل، «ادایِ تکلیف در لحظه‌یِ حساسِ تاریخی» است. این همان نقطه‌ای است که عاشورا را به «الگویِ تمدنی» تبدیل می‌کند.
 
وظیفه؛ مرزِ میانِ «بیت‌الله» و «دوزخِ ظلم»
 
امام حسین (ع) در مسیرِ انجامِ تکلیف، با «تمدن غیر الهی»ِ یزیدی روبرو شد. منطقِ «انجامِ وظیفه» یعنی اینکه انسان مؤمن نمی‌تواند در برابرِ غصبِ حق و انحرافِ تمدنی بی‌تفاوت باشد. در منظومه‌یِ فکریِ جمهوری اسلامی، مقاومت در برابرِ سلطه‌گریِ آمریکا، یک انتخابِ سیاسیِ ساده نیست، بلکه یک «وظیفه‌ی شرعیِ تمدنی» است.
 
این همان کلامِ نافذ است که:
«اگر کوتاه بیاییم، کان حقّاً على الله ان یدخلنا مدخله.»[محمدی ری‌شهری، محمد، گزیده دانشنامه امام حسین ع، ص۴۱۶]
 
این یعنی تمدن‌سازی بدونِ «پایبندی به تکلیف»، ناممکن است. اگر تمدنِ نوین اسلامی، از آرمان‌هایِ خود—که همان اقامه‌یِ قسط و عدل است—کوتاه بیاید، در دوزخِ سازش و ذلتِ یزیدیانِ زمان سقوط خواهد کرد.
 
 استقامت؛ تلازمِ «تکلیف» و «نصرتِ الهی»
 
در تمدنِ مادی، وقتی فشارها زیاد می‌شود، عقلِ محاسبه‌گرِ مادی فرمانِ «عقب‌نشینی» می‌دهد. اما در تمدنِ نوین اسلامی، وقتی «تکلیف» روشن است، فشارِ تبلیغاتی، تحریم و تهدید، نه تنها مانع نیست، بلکه «آزمونِ استقامت» است.
 
ما در مقابلِ آمریکا کوتاه نمی‌آییم، نه به این دلیل که لزوماً در هر لحظه پیروزیِ نظامیِ قطعی را می‌بینیم، بلکه چون «وظیفه‌ی ما ایستادن است». وعده‌یِ الهی برای «محسنین» که در سوره عنکبوت آمده، نتیجه‌یِ همین وفاداری به تکلیف در دلِ فتنه‌هاست.
 
جمهوری اسلامی؛ تجلیِ «عاشورا» در عصرِ دولت‌سازی
 
جمهوری اسلامی، امتدادِ عاشورا در مقیاسِ حکومتی است. «وظیفه» در عاشورا، فدایِ جان برایِ نجاتِ حقیقت بود؛ «وظیفه» در جمهوری اسلامی، فدایِ مصلحت‌هایِ مادی برایِ ساختنِ «تمدنِ مهدوی» است.
هیئت‌ها در این مسیر، «مدرسه» هستند؛
محسنین، «کادرِ تمدن‌ساز» هستند؛  و منطقِ تکلیف، «قطب‌نمایِ حرکت» است.
 
 عبور از فتنه‌ها با «تکلیف‌مداری»
 
فتنه‌های آخرالزمانی—که تاریکیِ خود را در شبکه‌یِ «بیت‌عنکبوت» و تمدن غربی می‌پوشانند—تنها با چراغِ «تکلیف» کنار می‌روند. تمدنِ نوین اسلامی نه با وعده‌هایِ دنیوی دشمن، مرعوب می‌شود و نه با هیمنه‌یِ ظاهریِ آنان متوقف می‌گردد. ما با اتکا به توفیق الهی، به راه خود ادامه می‌دهیم؛ چرا که عاشورا به ما آموخت: «وظیفه»، همه‌چیز است.
 
حجت الاسلام حامد میرزاخان
ارسال نظرات