میراث ماندگار امام سجاد در بازسازی هویت اسلامی
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، شهادت امام زینالعابدین، حضرت علی بن الحسین(ع)، تنها پایان یک زندگی پربرکت نبود؛ بلکه نقطهای بود در امتداد یک مبارزهی آگاهانه و عمیق برای حفظ حقیقت اسلام در سختترین شرایط تاریخ. امام سجاد(ع) در دورهای میزیست که پس از فاجعهی کربلا، حکومت اموی بهویژه یزید و سپس عبدالملک مروان، فضای جامعه اسلامی را در قبضهی تبلیغات، سرکوب، تحریف و اختناق قرار داده بودند. در چنین شرایطی، رسالت امام تنها عبادت فردی یا کنارهگیری از جامعه نبود؛ بلکه او با انتخابی هوشمندانه، راه تبلیغ دین، روشنگری و جهاد تبیین را برگزید تا نگذارد خون شهیدان کربلا در گردوغبار تحریف دفن شود.
امام سجاد(ع) در ظاهر، چهرهای بسیار عابد و زاهد داشت؛ از اینرو به «زینالعابدین» و «سجاد» شهرت یافت. اما این عبادت و معنویت، در حقیقت پشتوانهی یک جهاد بزرگ فرهنگی و معرفتی بود. او در زمانی زندگی میکرد که شمشیرها توانسته بودند بدنها را از میان بردارند، اما برای خاموشکردن پیام عاشورا، زبانها، منبرها و رسانههای حکومتی نیز به کار افتاده بود. بنیامیه میکوشیدند چهرهی امام حسین(ع) را یک شورشگر سیاسی معرفی کنند و جنایت کربلا را توجیهپذیر جلوه دهند. در این میان، وظیفهی امام سجاد(ع) این بود که حقیقت را از زیر آوار دروغ بیرون بکشد.
یکی از برجستهترین صحنههای این مبارزهی روشنگرانه، خطبهی امام سجاد(ع) در شام بود. هنگامی که اهلبیت(ع) را به اسارت وارد شام کردند، یزید میخواست این پیروزی ظاهری را به نمایش قدرتی سیاسی و مذهبی تبدیل کند. در فضای سنگین تبلیغات اموی، و در این فضا مردم شام آنان را خارجی، شورشی یا گروهی مغلوب تصور میکردند. این همان جایی بود که امام سجاد(ع) با شجاعت و حکمت، سکوت تحمیلشده را شکست و با خطبهای کوبنده، مردم را بیدار کرد.
آن خطبه شام فقط یک سخنرانی نبود؛ بیانیهای تاریخی در دفاع از حقیقت بود. امام در اوج اسارت، با معرفی خود و خاندانش، پرده از هویت واقعی اهلبیت برداشت و نشان داد که این اسیران، فرزندان پیامبر(ص) هستند؛ امام با بیان ریشههای خانوادگی و دینی خود، نه فقط نسب خویش را روشن کرد، بلکه جامعه را به بازنگری در قضاوتهایش واداشت. این همان جهاد تبیین است: روشنسازی واقعیت در برابر انبوه تحریف.
در ادامه، امام سجاد(ع) مظلومیت اهلبیت و ستمی را که حکومت یزید روا داشته بود، با بیانی تاثیرگذار آشکار ساخت. او نشان داد که کاروان اسرا، کاروان شکستخوردهی یک نزاع معمولی نبود؛ بلکه بازماندگان نهضتی بودند که برای احیای دین، عدالت و کرامت انسانی به خون کشیده شدهاند. امام با بیان این حقیقت، اذهان مردم را نسبت به ماهیت حکومت اموی بیدار کرد؛ حکومتی که با شعار دین، در عمل به ضد دین بدل شده بود.
اما نقش امام سجاد(ع) تنها به خطبهی شام محدود نماند. ایشان در سالهای پس از عاشورا نیز، در فضای خفقان سیاسی، به شیوهای عمیق و اثرگذار به تبیین ارزشهای اخلاقی اسلام پرداخت. در عصری که خشونت، تجمل، دنیاطلبی و تحریف ارزشها در جامعه رواج یافته بود، امام با دعاها، مناجاتها، تعلیمات اخلاقی و رفتار عملی خود، اسلام را از فروغ خاموشی نجات داد. «صحیفه سجادیه» در حقیقت مدرسهای برای بازسازی انسان مسلمان است؛ کتابی که در آن توحید، عبودیت، اخلاق، عدالت، مسئولیت اجتماعی و رابطهی انسان با خدا و جامعه، به زیباترین شکل بیان شده است.
در واقع، امام سجاد(ع) در شرایطی که شمشیر دشمن همه چیز را تهدید میکرد، به جنگِ تحریف رفت؛ و این جنگ، از بسیاری نبردهای نظامی دشوارتر بود. زیرا دشمن میخواست نه فقط جسمها، بلکه معناها را نیز نابود کند. اگر کربلا میدان شهادت بود، پس از آن مدینه، شام و کوفه میدان تداوم پیام بودند. امام سجاد(ع) با صبر، بصیرت و سخن حق، اجازه نداد ارزشهای اسلامی در لابهلای ترس و سکوت از بین بروند. او نشان داد که دفاع از دین فقط در میدان نبرد نیست؛ گاه در یک خطبه، یک دعا، یک اشک آگاهانه و یک روشنگری درست، بزرگترین جهادها رقم میخورد.
شهادت امام سجاد(ع) در حقیقت شهادتِ مردی است که با وجود تمام محدودیتها، اجازه نداد پیام کربلا فراموش شود. او میراثدار خون حسین(ع) بود و این میراث را با زبان دعا، اشک، اخلاق و آگاهی زنده نگه داشت. اگر امام حسین(ع) با خون خویش اسلام را احیا کرد، امام سجاد(ع) با تبیین و تبلیغ و تربیت، نگذاشت این احیا به فراموشی سپرده شود. از همین روست که شهادت او، نه پایان یک راه، بلکه نشانهی استمرار راهی است که در آن حق، مظلوم است اما خاموششدنی نیست.