بلایند دیت واقعیت اجتماعی یا بحران رسانهای؟

به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، بلایند دیت (Blind Date) به نوعی ملاقات یا قرار ملاقات گفته میشود که طرفین آن از قبل همدیگر را نمیشناسند. در این نوع ملاقاتها، افراد معمولاً از طریق دوستان، خانواده یا سکوهای برخط به هم معرفی میشوند و به طور معمول هیچ اطلاعاتی از ظاهر، شخصیت یا پیشینهٔ یکدیگر ندارند، مگر اینکه فردی که آنها را معرفی کرده، اطلاعاتی کلی داده باشد.
هدف اصلی بلایند دیت آشنایی با یک فرد جدید و تجربه یک دیدار جدید است. این نوع قرارها معمولاً بهعنوان یک تجربهٔ سرگرمکننده یا آزمایشی برای آشنایی با افراد جدید اجرا میشود. اما در ایران شکلی ناهنجار پیدا کرده که با نمایشی شدنش، اگرچه مخاطب را به دنبال خود میکشد، اما در بسیاری اوقات انتقاد و اعتراض او را نیز برمیانگیزد.
«محمدحسن اسدی طاری» عضو هیئت علمی و دانشگاه و استاد علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه این موضوع را از منظر ارتباطات و رسانه بررسی میکند.
با توجه به اینکه برخی از برنامههای «بلایند دیت» در فضای مجازی ایران جنبهٔ سرگرمی دارند و ممکن است بخشهایی از آنها دستکاری یا از پیش برنامهریزی شده باشد، به نظر شما این موضوع تا چه حد بر اعتماد مخاطبان به واقعی بودن این تعاملات تأثیر میگذارد؟ آیا این برنامهها میتوانند تصویری واقعی از آشناییهای اولیه و روابط انسانی ارائه دهند، یا بیشتر بهعنوان یک نمایش سرگرمکننده تلقی میشوند؟
اسدی طاری: در بسیاری از موارد، افراد در این نوع قرارها بهطور تصادفی و بدون اینکه یکدیگر را دیده باشند، قرار میگذارند. هدف اصلی بلایند دیت آشنایی با یک فرد جدید و تجربهٔ یک دیدار جدید است.
برنامههایی که تحت عنوان «بلایند دیت» و با حضور یک نفر سوم (مجری) در فضای مجازی ایران منتشر میشوند، به این صورت است که در آن افراد برای یک قرار ملاقات ناشناس و بدون دیدن طرف مقابل، به دوربین و مردم معرفی میشوند.
این نوع برنامهها معمولاً بهعنوان یک نوع سرگرمی و شوی تلویزیونی یا آنلاین تولید میشود که در آن افراد برای اولین بار در برابر دوربین با هم ملاقات میکنند، و به دلیل ویژگی ناشناخته بودن طرف مقابل (که فقط از طریق حرفها و رفتارهایش به او اطلاعات داده میشود)، جذابیت پیدا میکند.
در این برنامهها، فردی که قرار است به ملاقات یک نفر برود، معمولاً از قبل اطلاعاتی را دربارهٔ طرف مقابل دریافت نمیکند. افراد بهصورت تصادفی انتخاب میشوند و در زمان ضبط برنامه، اولین دیدارشان را در مقابل دوربین تجربه میکنند. در بیشتر موارد، یک نفر بهعنوان مجری در برنامه حضور دارد و در طول گفتوگوهای اولیه، سعی میکند از طرفین سؤالاتی بپرسد تا بیشتر دربارهٔ شخصیت، علایق و اهدافشان برای شناخت بهتر یکدیگر صحبت کنند.
چنین برنامههایی در فضای مجازی ایران، به ویژه در فضاهایی مثل اینستاگرام و یوتیوب به سرعت پربازدید شدهاند. چون هم عنصر سرگرمی دارند و هم جنبهای از هیجان و کنجکاوی برای مخاطب ایجاد میکنند. همینطور، این برنامهها گاهی میتوانند در قالب برنامههای ترکیبی یا رئالیتیشو (reality show) عرضه شوند، که در آنها افراد در یک موقعیت واقعی با یکدیگر روبهرو میشوند.
یکی از دلایل محبوبیت این برنامهها، جذابیت دیدن تعاملات اولیه بین دو فرد ناشناس است. این تعاملات میتواند گاهی طنزآمیز، جالب و حتی احساساتی باشد. همچنین چون در این برنامهها قرار است بهصورت عمومی بر روی مسائل مختلف اجتماعی و شخصی صحبت شود، بازتابهای مختلفی در فضای مجازی ایجاد میکنند که در نهایت باعث جذب مخاطبان بیشتر میشود.
در کنار جنبهٔ سرگرمی، بعضی از این برنامهها در تلاش هستند که روابط اجتماعی و فرهنگی خاصی را به نمایش بگذارند؛ از جمله نحوهٔ تعاملات در یک ملاقات اولیه، رفتارها و واکنشهای افراد به شرایط جدید.
اما نکتهای که باید به آن توجه کرد، این است که چون این برنامهها معمولاً بهصورت تدوینشده و با حضور تیم تولید اجرا میشوند، ممکن است در برخی از مواقع بخشی از رویدادها بهصورت ساختگی یا دستکاریشده به نظر برسند تا جذابتر شوند.
با توجه به اینکه شناخت در بلایند دیتها معمولاً سطحی و نادرست است و بسیاری از این برنامهها به جای ایجاد آگاهی، بیشتر به دنبال جلب مخاطب از طریق هیجان کاذب و نمایشهای غیرواقعی هستند، آیا فکر نمیکنید این سبک محتواها میتوانند به عادیسازی روابط ناپایدار و بیاعتمادی در نسل جوان منجر شوند؟ از نظر رسانهای، مسئولیت تولیدکنندگان این محتوا در قبال پیامدهای اجتماعی آن چیست؟
اسدی طاری: یکی از دلایل اصلی استقبال از این موضوع و رشد تولید آن در فضای مجازی، محدودیتهایی است که در فضای عمومی برای ارتباط بین افراد وجود دارد؛ بهویژه در جوامعی مثل جامعهٔ ما که روابط اجتماعی پیچیدهتر است. این محدودیتها باعث شده که بلایند دیت به عنوان یک تجربهٔ هیجانانگیز و متفاوت برای بسیاری از افراد جذاب باشد.
اما در کنار این هیجان، حاشیهها و پیامدهای زیادی هم دارد. برخی از این تجربهها میتوانند دردسرساز باشند و مشکلات فرهنگی و عاطفی ایجاد کنند، بهویژه برای جوانان و نسل «زد». هدف اولیهٔ این قرارها در حقیقت شناخت ابتدایی طرفین است. اما معمولاً این شناخت موفقیتآمیز نیست.
دلیلش این است که ارتباطی که بین طرفین مبادله میشود، همیشه واقعی یا دقیق نیست. ضمن اینکه ممکن است اطلاعات صحیحی از همدیگر به دست نیاورند یا شخص سومی که معمولاً دوست مشترک آن دو نفر است و این ارتباط را برقرار میکند، اطلاعات کاملی در مورد هر کدام از طرفین به طرف مقابل ندهد. به همین دلیل شناخت در این نوع ارتباطات معمولاً سطحی و نادرست است.
فارس: با توجه به اینکه بلایند دیت میتواند منجر به سرخوردگیهای عاطفی و ایجاد انتظارات غیرواقعی شود، آیا این سبک از محتواها در فضای مجازی بیشتر به دنبال جذب مخاطب از طریق هیجانهای زودگذر نیستند تا ارائهٔ یک تجربهٔ مفید و سازنده؟ از نظر رسانهای، آیا ترویج این نوع برنامهها میتواند به گسترش بیاعتمادی و کاهش کیفیت روابط اجتماعی در نسل جوان منجر شود؟
اسدی طاری: بله، آسیبهای این نوع ارتباط بیشتر از مزایایش است. بلایند دیت میتواند سرخوردگیهای عاطفی ایجاد کند، مخصوصاً برای نسل «زد» که بیشتر درگیر این نوع ارتباطات هستند. این گروه سنی ممکن است دچار استرس عاطفی شوند، احساس تحقیر کنند، یا نتوانند شخصیت واقعی خود را به طرف مقابل نشان دهند.
علاوه بر این، انتظارات غیرواقعی که از طرفین در این ارتباطات وجود دارد، میتواند باعث ناراحتی و دلخوری شود. وقتی انتظارات افراد برآورده نشود، بازخورد منفی پیدا میکنند و دید آنها نسبت به روابط اجتماعی تغییر میکند. این سرخوردگیهای اجتماعی میتواند در آینده بر روابط خانوادگی و زندگی شخصی آنها تأثیر بگذارد و مشکلات عمیقی ایجاد کند.
با توجه به اینکه تحولات تکنولوژیک و تفاوتهای نسلی باعث گسترش بلایند دیت شدهاند، اما این نوع ارتباطات در فضای مجازی میتوانند بستری برای سوءاستفاده، فریب و حتی جرایم اینترنتی باشند. از نظر سواد رسانهای، آیا تولید و ترویج این سبک محتواها بدون در نظر گرفتن پیامدهای منفی آن، به عادیسازی روابط سطحی و کاهش امنیت روانی کاربران، بهویژه نسل جوان، منجر نمیشود؟ مسئولیت رسانهها در قبال این خطرات چیست؟
اسدی طاری: تحولات تکنولوژیک نقش کلیدی در این موضوع دارند. وقتی این مسئله را از منظر سواد رسانهای بررسی میکنید، نمیتوانید این تحولات را نادیده بگیرید. اما علاوه بر فناوری، عوامل دیگری هم تأثیرگذار هستند.
یکی از این عوامل، تفاوتهای نسلی است. نسل فعلی در دورهای زندگی میکند که چنین امکانی برای نسلهای قبلی وجود نداشت. تلفنهای هوشمند و شبکههای اجتماعی باعث شدهاند این ارتباطات شکل بگیرند.
از سوی دیگر، کنجکاوی نقش مهمی دارد. این نسل به دلیل نداشتن شناخت کافی از یکدیگر، نسبت به هم کنجکاو هستند. آنها به دنبال پاسخ به این کنجکاویها هستند که همین امر، به استقبال بیشتر از بلایند دیت کمک کرده است.
همچنین، محدودیتهای فرهنگی و قانونی جامعه باعث شده این نوع ارتباطات بهعنوان یک راه جایگزین دیده شوند. اما نباید فراموش کرد که ارتباط دو فرد ناشناس که اطلاعات دقیقی از همدیگر ندارند، بهویژه در چالشهای اینترنتی و فضای مجازی، همیشه با خطراتی همراه بوده و در برخی موارد حتی منجر به جرایم و اتفاقات ناگوار شده است.
با توجه به اینکه عادیسازی بلایند دیت در رسانهها میتواند به رشد و ترند شدن آن و پذیرش گستردهاش در جامعه منجر شود، آیا این روند باعث تضعیف ارزشهای فرهنگی و جایگزینی روابط سطحی و ناپایدار به جای ارتباطات عمیق و معنادار نخواهد شد؟ از منظر سیاستگذاری رسانهای، چگونه میتوان از تأثیر مخرب این پدیده بر ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه جلوگیری کرد؟
اسدی طاری: بله، اگر رسانهها بخواهند این موضوع را عادیسازی کنند یا آن را در قالب یک روند طبیعی معرفی کنند، عملاً به ترند شدن آن کمک کردهاند. وقتی یک پدیده در رسانهها بهعنوان یک امر جاافتاده معرفی میشود، ذهن مخاطب آن را بهعنوان یک واقعیت پذیرفته و به آن تمایل پیدا میکند.
از آنجایی که برخی سیاستهای فرهنگی در جامعهٔ ما چندان موفق نبوده است، این مسئله باید بهطور جدی بررسی شود. اگر قرار است برای این مسئله سیاستگذاری فرهنگی صورت بگیرد، باید مبتنی بر معیار و مبنای علم ارتباطات و رسانه باشد، نه صرفاً بر اساس نگاههای سنتی. در نهایت، باید توازن بین فناوری و فرهنگ برقرار شود.
با توجه به اینکه شناخت واقعی افراد نیازمند زمان و تعامل عمیق است و بلایند دیتهای آنلاین معمولاً به روابط سطحی و ناپایدار منجر میشوند، آیا رسانهها با ترویج این سبک ارتباطات در حال القای یک الگوی شکستخورده و بیثبات به نسل جوان نیستند؟ از نظر مسئولیت اجتماعی، تا چه حد میتوان رسانهها را در قبال پیامدهای فرهنگی و عاطفی این پدیده مقصر دانست؟
اسدی طاری: شناخت واقعی یک نفر کار بسیار سختی است و به زمان، تجربه و تعامل عمیق نیاز دارد، که این موارد در فضای مجازی بهدست نمیآید. در فضای آنلاین، این تعاملات سطحی و کوتاهمدت هستند و معمولاً به هیچ شناخت عمیق و واقعی منتهی نمیشوند. در نتیجه، این فرایند معمولاً با شکست مواجه میشود.
شکست در چنین فرایندهایی همواره چالشهای فرهنگی ایجاد میکند. حالا اگر صدای این زنگ خطر را بشنویم و این روند را زودتر جدی بگیریم، نیازمند یک کار فرهنگی بسیار گسترده هستیم. میتوانیم با کمک همین فناوری، برای آن راهحلی پیدا کنیم و این فرآیند را تیمار و درمان کنیم. اما در حال حاضر، این نوع ارتباطات در بیشتر موارد موفق نیستند و مشکلات فرهنگی زیادی به همراه دارند.
چه ویژگیهایی در ساختار داستانی، شخصیتپردازی و روند تولید برنامههای بلایند دیت وجود دارد که باعث جلب توجه مخاطب میشود، و تا چه حد این عناصر به جای نمایش واقعیت، در حال ایجاد یک روایت اغراقشده و غیرواقعی از روابط انسانی هستند؟ آیا این سبک روایتپردازی میتواند موجب تغییر انتظارات و درک نادرست مخاطبان از روابط عاطفی و اجتماعی شود؟
اسدی طاری: یکی از عوامل تأثیرگذار، گفتوگوهای طولانیمدت بین دو طرف است. این نوع ارتباط، افراد را درگیر میکند و باعث میشود آنها منتظر پاسخ طرف مقابل باشند، که همین انتظار و کنجکاوی، سطح هیجان را افزایش میدهد. انتظار برای پاسخ، فشار روانی و استرس ایجاد میکند و همین مسئله باعث میشود افراد دائماً گوشیشان را چک کنند تا ببینند آیا پیام جدیدی آمده است یا نه.
دلیل دیگر، ناشناس بودن طرفین است. این موضوع باعث تحریک حس کنجکاوی میشود و سطح هیجان و ترشح آدرنالین را افزایش میدهد. مردم وقتی نمیدانند طرف مقابل کیست، بیشتر به آن جلب میشوند و هیجان بیشتری را تجربه میکنند.
همچنین، برخی افراد با نگاهی طنزآمیز به این موضوع وارد ماجرا میشوند. از آنجایی که در فیلمها و سریالهای خارجی، مفهوم «دیت» بار خاصی دارد، نسل «زد» نسبت به آن کنجکاوی دارد و همین مسئله، هیجان بیشتری ایجاد میکند.
اما نباید فراموش کرد که این فرایند خطرات زیادی هم دارد. کلاهبرداری، سوءاستفاده از اعتماد کاذب، تهدیدهای امنیتی و مشکلات دیگر، همگی از پیامدهای منفی این نوع ارتباطات هستند.
همچنین، به دلیل عدم شناخت کافی از طرف مقابل، اعتماد کاذب ایجاد میشود که میتواند پیامدهای امنیتی و اجتماعی جدی به همراه داشته باشد.
با توجه به اینکه نسل «زد» به دنبال دیده شدن است و برنامههای بلایند دیت معمولاً بر این میل تمرکز دارند، آیا رسانهها با ترویج این نوع برنامهها در حال تقویت فرهنگ «نمایش» و نادیده گرفتن ارزشهای عمیقتر روابط انسانی نیستند؟ از منظر مسئولیت اجتماعی، آیا این برنامهها میتوانند به تضعیف اصول فرهنگی و اجتماعی در جامعه منجر شوند، به جای آنکه تأثیر مثبتی بر آگاهی و روابط اجتماعی داشته باشند؟
اسدی طاری: بله، بدون شک. نسل «زد» به دنبال دیده شدن است و بسیاری از برنامههایی که در فضای مجازی منتشر میشوند، دقیقاً بر همین ویژگی تمرکز دارند. افرادی که در این برنامهها شرکت میکنند، در تلاش هستند تا در معرض توجه قرار بگیرند. برخی از این رویدادها حتی بهصورت اجتماعی برگزار میشوند تا مخاطبان بیشتری جذب کنند. این جذابیت و میل به دیده شدن، یکی از دلایل اصلی موفقیت این برنامهها است.
با این حال، نمیتوان گفت که این برنامهها از نظر تأثیرات اجتماعی و فرهنگی موفق بودهاند. شاید از آنها استقبال شود، اما در نهایت تأثیر مطلوبی بر جامعه ندارند. این برنامهها بیشتر از آن که به فرهنگ و جامعه کمک کنند، موجب مشکلات و چالشهای جدید میشوند.