تقویت هویت ایرانی اسلامی با رواج اخلاق و معنویت / راهکار اساسی پیشگیری از اغتشاشات
اشاره: همواره ضعف در هویت ملی و دینی، یکی از زمینههای فریب خوردن و آشوبگری در جوانان و نوجوانان است. زیرا هویت یکی از عناصر اصلی فرهنگ به شمار می رود و این هویت است که فرهنگها را شکل میدهد چرا که هویت به مجموعه خصوصیات و مشخصات فردی و اجتماعی و احساسات و اندیشههای مرتبط با آنها اطلاق می شود که این فرد این خصوصیات رو از طریق توانایی کنش متقابل با خود و یافتن تصوراتی از خود به دست میآورد و به سوال «من کیستم؟» پاسخ میدهد؛ به بیان ساده تر، هویت به تعریف ما از خود و تعریف ما از دیگران بر می گردد که بر گرفته از جهان بینی و ایدئولوژی هر شخص است. به همین دلیل اغلب کسانی که در اغتشاشات حضور پیدا کرده و همراه با تروریستها اقدام به اعمال خشونت آمیز و بعضا وحشیانه داشتند، هم مشکل هویتی داشتند و هم ضعف اعتقادی در آنان مشهود بوده است. البته افرادی با گرایشاتی فرقهای نیز در میان تروریستها حضور داشتند که نشان میدهد ادیان و نحله های فکری و فرهنگی نقش تعیین کننده ای در نوع جهان بینی و ایدئولوژی افراد ایفا می کند و صرف دینداری و معنویتجویی نمیتواند به اخلاق انسانی و تقویت هویت ملی و دینی بینجامد.
از این رو خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا با حجت الاسلام محمد حسین صاعد رازی، مسئول میز حکمرانی اخلاقی اندیشگاه بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در خصوص نقش فرقه ها و نحله های فرهنگی در تضعیف هویت و هویت زدایی به گفتوگو نشسته که مشروح آن در ادامه میآید.
رسا: فرقه ها و نحله های فرهنگی چه نقشی در هویت زدایی ایرانی اسلامی ایفا می کنند؟
به نظر میرسد که غرب، هویتی سست را برای بشر امروز تعریف کرده و با ایجاد فرقهها و نحلههای فرهنگی بی پایه و آلوده و با پشتوانههای عظیم مالی و تبلیغاتی و جنگ روانی، سعی در بی هویت کردن دیگر ملتها دارد.
این هویتهای جدید که برخاسته از فرهنگ غرب هست مبتنی بر نگاه دیگری به عالم آفرینش و عمدتا با مبانی و جهان بینی الحادی لحاظ شده که هویت جدید را با ترویج سبک زندگی نامطلوب و پذیرش ساختارهای اجتماعی اقتصادی و سیاسی ناصحیح محقق می شود.
ویژگیها و مشخصههای این نوع هویت را میتوان به نهادینه کردن چیزهایی مثل لیبرالیسم، سکولاریسم، پلورالیسم، نسبیت گرایی و پوچ گرایی اشاره کرد که از طریق این فرقه ها و نحله ها به اشخاص منتقل می شود که با هویت دینی و اسلامی و همچنین هویت ملی اصیل ملت ها در تعارض هست.
در واقع ازآنجا که این فرقه و نحله ها، نه تنها هویت ملت ها را از تاریخ و توانایی ها و خودباوری های خودشان تهی می کند، بلکه هویت جدیدی نیز به آنها نمیدهد بلکه آنها را در حقیقت بی هویت میسازد، از این نظر هویت های منتقل شده از طریق این نحله ها و فرقه ها عین بی هویتی است.
در حقیقت امروز دنیای استکبار با هم یکی شدن تا این هویت اسلامی اصیل را تحت شعا قرار دهند و او را از طریق همین فرقه ها و نحله های وارداتی به انزوا بکشانند.
نظم کنونی جهان و فرهنگی که به شد تحت تاثیر این نظام سلطه شکل گرفته، سعی بر تحمیل این فرهنگ بر سائر فرهنگ ها دارد؛ این نظام استکبار، با هر کانون مقاومتی، بی رحمانه و کینه جویانه و ستیزه جوی برخورد می کند و نظام مقدس جمهوری اسلامی نیز یکی از به عنوان یکی از مقاوم ترین افراد این کانون که مقابل این نظام جهانی سلطه ایستاده نیز از این رفتار ستمگرانه متکبرانه مزدورانه ی سردمداران سودجوی نظام استکبار جهانی نیز مستنثی نخواهد بود و مورد هجوم قرار خواهد گرفت.
در حقیقت دنیای معاصر به دلیل فقدان هویت اصلی همواره دنباله رو الگوهای هویتی پوچ بوده و به همین خاطر دچار بحران و بن بست ها شده و در گرداب معضلات لاینحل افتاده؛ این در حالی است که انقلاب اسلامی، هویت جدیدی را در برابر این هویت ها که از طریق همین فرقه ها و نحله های مختلف شکل گرفته، ارائه داده است که مبتنی بر مبنای اصول اسلامی و انسانی است که نسخه و افکار تجربه شده و ثمربخشی رو برای حل بحران های هویتی در جهان ارائه کرده است.

رسا: معنویت های راستین چه عناصر دینی و فرهنگی و هویتی و تقویت می کنند؟
معنویت های راستین در چند عرصه می توانند به تقویت تناسب دینی فرهنگی و هویتی بپردازند که حالا من مختصرا عرض می کنم:
اولین عرصه، عرصه باورها و اعتقادات دینی و معنوی هست که این معنویت های راستین میتوانند تاثیرگذار باشند؛ اولین عنصر نقش آفرین، بخشیدن هویت جمعی است که هویت جمعی، همین باورهایی است که از طریق اعتقادات دینی و معنوی در اجتماع رسوخ پیدا می کند که می تواند، صحیح و مطابق با واقع یا اشتباه و در قالب اوهام باشد.
هویت جمعی مسلمانان که از طریق معنویت راستین به آنها منتقل شده، متشکل از صفاتی است که ریشه در باورها و اعتقادات دینی و معنوی آنها دارد و همه رفتار جمعی آنها بر محور آن شکل گرفته است و بر مبنای آن بنا نهاده شده؛ از جمله ویژگی های باورها و اعتقادات هویت جمعی مسلمانان، هدفمندی و مشخص بودن مقصد این هویت هست که همون حرکت در مسیر بندگی برای قرب الهی هست که فقط در این معنویت های راستین است که محقق می گردد.
دومین عرصه، عرصه باورهای فرهنگی هست؛ اساسی ترین عنصری که هویت و موجودیت یک جامعه رو تشکیل میدهد؛ هویت فرهنگی، هویت و فرهنگ یک ملت که همین فرهنگ مایه اصلی آن جامعه است را شکل می هد که می تواند اساس و منشا عمده تحولات مثبت یا منفی در هر جامعه باشد.
این هویت است که می تواند، موجب پیشرفت توانایی و نوآوری شود، به همین خاطر اگر کشوری دچار انحطاط شد و هویت فرهنگ خودش رو از دست با دریافت کمک و پیشرفت های سایر هویت ها به جایگاه شایسته دست پیدا نخواهد کرد؛ بنابراین فرهنگ ستون فقرات حیات و هویت یک ملت هست که معنویت های راستین می توانند آن فرهنگ رو محکم سازد، بر این اساس، باورها، اخلاق، آداب و رفتارهای فردی اجتماعی و خلقیات به همراه ارزش های الهی همچون اطاعت از خدای متعال و سیر بر مسیر الهی، امر به معروف و نهی از منکر، هویت اصلی فرهنگی نظام جمهوری اسلامی رو تشکیل می دهد که دشمن همواره درصدد از بین بردن این هویت اصیل ایرانی اسلامی است.
در میان این عناصر، نقش اخلاق نقش بسیار اساسی ای در هویت فرهنگی دارد که بسیار در اینجا اثرگذار هست چرا که هویت حقیقی جامعه، هویت اخلاقی معنوی آنها است که سازه اصلی اجتماع است که همه چیز در محور اون شکل می گیرد؛ لذا اسلام به آن اهمیت داده و همه مشکلات را به خاطر عدم اهتمام به اخلاق بر میشمارد.
سومین عرصه، عرصه اعمال عبادی یا مناسک اجتماعی است که از دیگر عناصر شکل گیری هویت جمعی است؛ اعمال عبادی یا مناسک اجتماعی که به واسطه باورهای اعتقادی جمعی همین اعمال عبادی و مناسک که اجتماعی شکل می گیره؛ اعمال عبادی که به وسیله دین به انسان ها رسیده، اگر با معرفت قلبی همراه باشد می تواند نقش مهمی در هویت سازی داشته باشد و به همین خاطر تعالیم اسلام که برآمده از قرآن و احادیث هست، نقش اساسی به عنوان منبع در شکل گیری اعمال عبادی یا مناسک جمعی دارد که از جمله آنها نماز، روزه، حج و جهاد و سائر موارد را می توانیم مثال بزنیم که از این طریق، معنویت را در جامعه پمپاژ می کند و تاثیرگذاری دارد.
رسا: نقش معنویت راستین در پیشگیری از آشوب ها اغتشاشات و سو استفاده های دشمن چیست؟
معنویت کارکردها و تاثیرگذاری های ویژه ای در حوزه های مختلف فردی و اجتماعی دارد که میتواند نقش موثری در حوزه های مختلف فردی اجتماعی بخصوص در پیشگیری از آشوب ها و اغتشاشات داشته باشد.
در حقیقت معنویت بر مبنای اعتقاد به خدا و قیامت، عوالم غیب، ارتباط با خدا و دلدادگی به ارزش های الهی و مجموعه معارف وحیانی، موجب بسیج مردمی می شود و در پیدایشِ استقرار بقا و گسترش نمونه ای مثل انقلاب اسلامی نقش اساسی هم داشته و هم دارد. در حقیقت هویت انقلاب اسلامی ریشه در انقلاب انبیا داشته که با جهان بینی اسلامی و باورها و باید و نباید های دینی و معنوی شکل گرفته است.
در حقیقت سرچشمه این مکتب الهی توحیدی و جهان بینی وحیانی اسلام و معنویت های منتقل شده از طریق این دین است که در حقیقت انقلاب اسلامی ظرف ظهور و تحقق معرفت معنویت و شریعت ناب اسلامی هست؛ لذا اسلام ناب در حدوث و بقای انقلاب اسلامی نقش محوری و کلیدی دارد یعنی در باب همین نفی چیزهایی مثل آشوب ها و اغتشاشات می تواند در بقای انقلاب اسلامی نیز نقش موثری داشته باشد.
می توانیم با عبارت دیگری نیز معنا کنیم که ایمان و معنویت در تناظر و تعامل دائمی هست و ایمان بنیاد معنویت است که نقش اساسی در توسعه وعمیق در کنش انسان ها دارد که رمز موفقیت در همه زمینه ها همین عامل ایمان و معنویت است که می تواند از این آشوب ها و اغتشاشات جلوگیری کند و محاسبات جهانی رو از جمله در ایجاد اغتشاشات و آشوب ها باطل کند.

رسا: راهکارهای ترویج معنویت اصیل اسلامی با تأکید بر پیشگیری از آسیب های اجتماعی و اغتشاشات چیست؟
راهکارهای متعددی دارد که حالا برخی از اون ها رو من خدمتتون عرض می کنم.
اولا همگانی کردن معنویت ناب اسلامی؛ ما باید تلاش بکنیم که این معنویت ناب اسلامی با توجه به اینکه با فطرت انسان ها، ملایم و همسو هست این رو همگانی کنیم؛ نه اینکه این تجربه زیست معنوی را مختص به قشر خاصی از مردم یا مثلا بخشی از صنف ها یا بخشی از سن ها کنیم، بلکه بایستی به صورت همگانی آن معنویت ناب اسلامی رو تنظیم و تشریح کنیم چرا که یکی از کارهای همگانی کردن معنویت، بیان حقایق توحیدی و معنوی و حتی عرفانی برای آحاد جامعه هست یعنی ما آنها را در حد مکتوبات داخل کتاب ها قرار ندیم؛ مقام معظم رهبری و حضرت امام رحمه الله علیه بسیار زیبا این معارف توحیدی و معنوی رو در قالب کارکرده ای اجتماعی و راهکارهای اجتماعی با دلالت هایی در عرصه زندگی اجتماعی معمولا مطرح کردن که می تواند الگو خوبی برای شروع این حرکت باشد.
لذا ما حتی برای آحاد جامعه باید بتونیم با زبان خودشون این حقایق توی و معنوی و حتی حقایق عرفانی رو مطرح بکنیم.
دومین راهکار تلفیق معنویت و سیاست هست که که این نظریه را نیز در دیدگاه متفکران انقلاب اسلامی همچون امام خمینی رحمه الله علیه، می توانید ملاحظه کنید؛ ایشان در جلد بیست صحیفه امام، صفحه سیصد و سه، سیاست منهای معنویت را مضر به حال جامعه می دانند و به خاطر همین امام خمینی تلاش کرد تا کلمه توحید در ساحت های فردی و اجتماعی جامعه نفوذ پیدا کند و معرفت به خدا تحقق پیدا کند.
تلفیق این دوتا می تواند در توسعه معنویت بسیار موثر باشد چرا که در این صورت نه تنها دیگر معنویت در انزوا قرار نمیگیرد بلکه در عرصه اجتماعی و سیاسی نیز توسعه پیدا میکند.
چهارمین راهکاری که می توان برای توسعه معنویت راستین ارائه کرد توسعه معنویت در عرصه های مختلف زندگی است یعنی ما معنویت رو فقط منحصر در یک بعد از زندگی قرار ندیم و در متن عرصه های خانوادگی، اقتصادی، علمی، صنعتی و حقوقی در همه این عرصه ها معنویت را توسعه دهیم.

راهکار پنجم، تقویت مساجد با معنویت ناب هست؛ مساجد، پایگاه معرفت و روشن بینی و روشنگری و استقامت ملی است و نه تنها مکانی برای نماز خواندن و تزکیه نفس است، بلکه ما حتی بایستی این مساجد را از گوشه گرفتن و منزوی شدن و فعالیت فقط در حوزه فردی رها کنیم.
ششمین مورد تعمیق و توسعه معنویت توسط حوزه های علمیه است چرا که خاستگاه اصلی معنویت، همین حوزه های علمیه هست به این بیان که معنویت و دلدادگی اساس کار حوزه است از این رو بایستی حوزه های علمیه، این معنویت را در جامعه گسترش دهند.
در نهایت جامعه معنوی را همون طوری که حضرت امام و حضرت آقا پیگیری می کنن امتدادش رو در علمیه پیگیری کنیم تا معنویت و جامعه نهادینه و توسعه پیدا کند.
این شش راهکار که موجب گسترش معنویت های ناب و اصیل می گردد، می تواند به طبع از آشوب ها و اغتشاشات پیشگیری کند، چرا که وقتی اغلب جامعه به معنویت رو بیاورند، آن بخش قلیلی که ممکن است تخطی کنند را نیز در حاشیه قرار می دهد و چالش اساسی را در جامعه را خنثی می سازد.