چریک تنها؛ زندگینامه و خاطراتی از روحانی مبارز شهید سید علی اندرزگو
کتاب «چریک تنها» روایتی است از زندگی پرفراز و نشیب و مبارزات مخفیانه یکی از چهرههای شاخص انقلاب اسلامی، شهید سید علی اندرزگو ست که به صورت خاطرات و زندیگنامه تدوین و تهیه شده است.
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، کتاب «چریک تنها» روایتی است از زندگی پرفراز و نشیب و مبارزات مخفیانه یکی از چهرههای شاخص انقلاب اسلامی، شهید سید علی اندرزگو که به صورت خاطرات و زندگینامه تدوین و تصویری متفاوت و کمتر شنیده شده از یک روحانی مجاهد را به نمایش میگذارد که در دلِ امنیتیترین دوران پهلوی، با شجاعتی بینظیر به جنگ نظام استکبار رفت.
در قسمتی از این کتاب آمده است:
من شاگرد آیتالله خزعلی بودم. مدتی بعد از ترور منصور، ایشان یکی از طلبهها را به من نشان داد و فرمودند: «حواست به این مرد باشد تا بگویم چه کنیم».
ایشان چند ماهی در خانه ما حضور داشت تا نهایتاً آیتالله خزعلی به من گفتند:
او در جریان قتل منصور دخالت داشته و اسمش سید علی اندرزگوست. اسمش را عوض کن و به او جا و مکان بده و او را طلبه و معمم کن.
من هم عمامه روی سرش گذاشتم و شروع کردیم به درس دادن. ماههای محرم و رمضان هم که برای تبلیغ میرفتیم، به امر آیتالله خزعلی او را همراه میبردم.
او شجاعت و نترس بود. خیلی اهل روضهخواندن نبود و وقتی منبر میرفت، بیشتر برای مردم حرف میزد.
یکبار برای تبلیغ به روستاهای دور دست هندیجان رفتیم. در اطراف بندر دیلم و کمی آن طرفتر از ماهشهر.
ایشان رفت و در اطراف گشتی زد تا ببیند میتواند کسانی را پیدا کند که برایش اسلحه بخرند و جمع کند و او یکجا ببرد!
در آن شرایط خطیر که برای یک فشنگ، آدم را اعدام میکردند! او شجاعتش مثال زدنی بود.
در یکی از سفرها هم خیلی خونسرد به من گفت: «غفاریان! این چمدان پر از اسلحه کلت است، باید این را به قم ببریم!»
سوار اتوبوس شدیم و چمدان او را زیر ساکهای خودمان – که پر از کتاب بود- گذاشتیم.
مأموران چند ساک را گشتند و دیدند پر از کتاب است و دیگر چمدان او را نگشتند!...
ارسال نظرات