۱۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۵:۱۵
کد خبر: ۸۰۵۱۳۹

چرا بنی‌امیه روی حضرت علی‌اکبر حساس بود؟/ نظر معاویه درباره او چه بود؟

چرا بنی‌امیه روی حضرت علی‌اکبر حساس بود؟/ نظر معاویه درباره او چه بود؟
یازدهم شعبان، در تقویم شیعه، یادآور ولادت شخصیتی است که نام او با جوانی، شجاعت، شباهت به پیامبر اسلام (ص) و نخستین خون بنی‌هاشم در عاشورا پیوند خورده است.

حضرت علی‌اکبر (ع)، نه‌تنها یک شخصیت تاریخی، بلکه الگویی ماندگار در فرهنگ دینی و اجتماعی شیعه است؛ الگویی که در آن، ایمان، اخلاق، آگاهی و ایستادگی در برابر انحراف، در قامت یک جوان معنا می‌یابد. علی بن حسین (ع)، مشهور به علی‌اکبر، فرزند امام حسین بن علی (ع) و لیلی بنت ابی‌مره بن عروة بن مسعود ثقفی است. بنابر برخی نقل‌های تاریخی، ولادت او در سال سی‌وسوم هجری قمری و مصادف با روز یازدهم شعبان رخ داده است؛ زمانی که هنوز دو سال تا کشته شدن عثمان باقی مانده بود و جامعه اسلامی، در آستانه تحولات عمیق سیاسی و اجتماعی قرار داشت.

مادر حضرت علی‌اکبر (ع) از قبیله بنی‌ثقیف بود؛ قبیله‌ای شناخته‌شده در تاریخ عرب که نقش قابل توجهی در تحولات سیاسی دوران صدر اسلام ایفا کرده است. او از سمت مادری هم نوه ابوسفیان بود و این پیوندهای خاندانی، از سوی برخی مورخان، به‌عنوان یکی از دلایل توجه و حساسیت دستگاه اموی نسبت به علی‌اکبر (ع) تلقی شده است. اکثر منابع کهن تاریخی، از جمله آثار متقدم، از او با لقب «علی‌اکبر» یاد کرده‌اند؛ لقبی که هم به جهت تقدم سنی او در میان فرزندان امام حسین (ع) و هم برای تمایز با علی بن الحسین (ع) ـ امام سجاد (ع) ـ به کار رفته است.

آیینه‌دار سیمای پیامبر اسلام (ص)
یکی از برجسته‌ترین ویژگی‌های حضرت علی‌اکبر (ع) که در منابع متعدد تاریخی و روایی به آن اشاره شده، شباهت کم‌نظیر او به رسول خدا (ص) در چهره، گفتار و رفتار است. این شباهت، صرفاً ظاهری نبود؛ بلکه در منش، اخلاق، نحوه تعامل اجتماعی و حتی لحن سخن گفتن نیز نمود داشت.

در نقل‌های تاریخی آمده است که هرگاه اهل‌بیت (ع) مشتاق دیدار پیامبر اسلام (ص) می‌شدند، به چهره علی‌اکبر (ع) نگاه می‌کردند؛ چراکه او یادآور سیره و سیمای پیامبر بود. همین ویژگی، جایگاه او را در میان خاندان امام حسین (ع) و در ذهن جامعه آن روز، برجسته‌تر می‌کرد.

طبق روایات در روز عاشورا و در میانه میدان وقتی که ایشان در میان لشکر ایستادند، سیمای ظاهری ایشان دشمنان را فریب داد و آنان تصور می‌کردند که گویا پیامبر(ص) در مقابلشان ایستاده است و از جنگیدن با او روی بازگرداندند. علی‌اکبر (ع)، نمونه‌ای از پیوند نسل نبوت با جوانی آگاه و مسئول است؛ جوانی که در او، اخلاق نبوی و شجاعت علوی، در هم تنیده شده بود و تصویری عینی از «جوان مؤمن» در فرهنگ اسلامی ارائه می‌داد.

نگاه سیاست به شخصیت علی‌اکبر (ع)
جایگاه حضرت علی‌اکبر (ع)، تنها در میان اهل‌بیت (ع) محدود نماند. حتی در نگاه برخی چهره‌های سیاسی بنی‌امیه نیز، شخصیت او قابل توجه بود. معاویه بن ابی‌سفیان، در سخنی که بیش از آنکه نشانه اعتقاد باشد، رنگ‌وبوی سیاسی داشت، علی‌اکبر (ع) را شایسته‌ترین فرد برای خلافت توصیف کرد و گفت: «جدش پیامبر خداست، شجاعت بنی‌هاشم، سخاوت بنی‌امیه و افتخار بنی‌ثقیف را یک‌جا دارد.»

این سخن، در تحلیل تاریخی، بیش از آنکه بیانگر باور معاویه به حقانیت علی‌اکبر (ع) باشد، تلاشی برای مشروعیت‌زدایی از خلافت علوی و نفی حق اهل‌بیت (ع) تلقی می‌شود؛ موضعی سیاسی که نشان‌دهنده حساسیت حاکمیت وقت نسبت به نفوذ اجتماعی و جایگاه معنوی فرزند امام حسین (ع) است.

در آستانه عاشورا
با آغاز حرکت امام حسین (ع) به سوی کربلا، علی‌اکبر (ع) نیز در کنار پدر حضور داشت؛ حضوری آگاهانه و انتخاب‌شده. در روز عاشورا، تا زمانی که یاران غیرهاشمی امام حسین (ع) زنده بودند، آنان به میدان نبرد رفتند و یکی پس از دیگری به شهادت رسیدند. پس از شهادت آنان، نوبت به بنی‌هاشم رسید.

در این مرحله، فرزندان علی (ع)، جعفر، عقیل، امام حسن (ع) و فرزندان خود امام حسین (ع)، گرد هم آمدند، با یکدیگر وداع کردند و آماده نبرد شدند. در میان جوانان بنی‌هاشم، حضرت علی‌اکبر (ع) نخستین کسی بود که اجازه میدان خواست.

منابع تاریخی نقل کرده‌اند که امام حسین (ع) در این لحظه، نگاهی طولانی و اندوهگین به قامت فرزندش انداخت، سر به زیر افکند و گریست. این وداع، نه‌تنها وداع پدر و پسر، بلکه وداع تاریخ با یکی از کامل‌ترین جلوه‌های جوانی مؤمن بود.

چرا بنی‌امیه روی حضرت علی‌اکبر حساس بود؟/ نظر معاویه درباره او چه بود؟

نخستین خون بنی‌هاشم در عاشورا
اکثر قریب به اتفاق منابع معتبر تاریخی، حضرت علی‌اکبر (ع) را نخستین شهید از بنی‌هاشم در روز عاشورا معرفی کرده‌اند. او با خواندن رجز معروف خود، هویت، نسب و موضع خویش را آشکار ساخت: «منم علی، فرزند حسین بن علی؛ به خدای کعبه سوگند، ما به (جانشینی) پیامبر اولی هستیم. به خدا سوگند، حرامزاده (ابن زیاد) بر ما حکومت نخواهد کرد. شما را با نیزه آنقدر میزنم تا خم گردد، و با شمشیر چنان ضربت میزنم که شمشیر در هم پیچد؛ ضربت زدن جوانی‌ هاشمی علوی».

حضرت علی‌اکبر (ع) همواره می‌جنگید، تا جایی که ناله از کوفیان برخاست؛ زیرا شمار زیادی از آنها را کشت. حضرت علی‌اکبر (ع) با شجاعتی مثال‌زدنی به قلب سپاه دشمن حمله کرد و بنا بر گزارش‌ها، شمار زیادی از جنگجویان کوفی را از پای درآورد؛ تا آنجا که اضطراب و هراس در میان آنان افتاد و برخی از کشتن او پروا داشتند. اما سرانجام، مرة بن منقذ عبدی، با ضربه‌ای ناجوانمردانه، او را مجروح کرد. پس از آن، گروهی از سپاه دشمن پیکر او را محاصره کرده و بدن مطهرش را با شمشیر قطعه‌قطعه کردند؛ صحنه‌ای که آغازگر شهادت بنی‌هاشم در کربلا بود.

تشنگی، وداع آخر و میراث ماندگار
برخی منابع شیعه روایت کرده‌اند که علی‌اکبر (ع)، در حالی که خسته و تشنه شده بود، چندین بار به نزد پدر بازگشت و درخواست آب کرد. امام حسین (ع) در پاسخی جان‌سوز فرمود: «پسرم، دهان من از دهان تو خشک‌تر است؛ اندکی دیگر پیکار کن که به‌زودی جدت رسول خدا (ص) تو را سیراب خواهد کرد.»

مرتضی مطهری، در توصیف لحظه شهادت، می‌نویسد: نیزه‌ای سنگین چنان بر بدن علی‌اکبر (ع) نشست که توان از او گرفت و او ناچار، دستانش را به گردن اسب انداخت. در همان حال فریاد زد: «پدر جان! اکنون جدم را می‌بینم که مرا سیراب می‌کند.» اسب، او را در میان دشمن برد و آنان، بدنش را قطعه‌قطعه کردند.

حضرت علی‌اکبر (ع) در پایین پای پدرش، امام حسین (ع)، در کربلا به خاک سپرده شد. در زیارت ناحیه مقدسه، از او به عنوان «نخستین کشته از تبار بهترین بازمانده از نسل ابراهیم خلیل» یاد شده است؛ عبارتی که نشان‌دهنده جایگاه ممتاز او در تاریخ و آیین شیعه است.

در این زیارت آمده است: سلام بر تو ای نخستین کشته از تبار بهترین بازمانده از نسلِ ابراهیم خلیل! درود خدا بر تو و بر پدرت ، آن گاه که در باره‌ات فرمود : «خدا بکشد آن گروهی را که تو را کشت. پسرم ! چه جرئتی بر خدای مهربان کردند و چه جسارتی در هتک حرمت پیامبر! پس از تو ، خاک بر سرِ دنیا!» . گویی که من (زائر) ، در نزد تو هستم و تو (علی اکبر علیه السلام ) به کافران می‌گویی: من علی، پسر حسین بن علی ام. به خانه خدا سوگند که ما به پیامبر صلی الله علیه و آله ، نزدیک تریم. با نیزه ، چنان بر شما خواهم زد که نوک آن، کج شود و با شمشیر، در حمایت از پدرم، شما را می زنم؛ زدنِ جوان هاشمیِ عرب. به خداوند سوگند، پسر بی نسب (ابن زیاد)، حق ندارد بر ما حکمرانی کند!

تا عهدت را به انجام رساندی و پروردگارت را دیدار کردی. گواهی می‌دهم که تو به خدا و پیامبر او، نزدیک ترینی، و پسرِ پیامبر خدا و حجّت و امین اویی، و پسر حجّت خدا و پسرِ امین اویی. خداوند در باره قاتل تو، مُرّة بن مُنقِذ بن نعمان عبدی ـ که لعنت و خواری خدا بر او باد ـ و همدستانش در کشتن تو، داوری کند، که علیه تو هم داستان بودند. خدا آنان را به جهنّم فرو افکنَد ـ که بد بازگشتگاهی است ـ و خداوند ما را از دیدار کنندگانِ تو و همراهانت و همراهان جدّ و پدر و عمو و برادر و مادر ستم دیده‌ات قرار دهد! از دشمنانِ اهل انکار تو برائت می‌جویم. سلام و نیز رحمت و برکات خدا بر تو باد.

ارسال نظرات