۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۳۵
کد خبر: ۸۰۵۴۲۷
حجت‌الاسلام مولوی وردنجانی تشریح کرد؛

ریشه‌های انحراف در مهدویت و ضرورت انتظار فعال و بصیرت‌مند

ریشه‌های انحراف در مهدویت و ضرورت انتظار فعال و بصیرت‌مند
محقق تاریخ معاصر ایران، با تأکید بر اهمیت بازخوانی تاریخی و فکری جریان‌های انحرافی در مهدویت، گفت: انتظار اصیل شیعی، مکتب عمل، مجاهدت و بصیرت است و هر گونه برداشت انفعالی و خرافی، زمینه‌ساز انحراف است.

اشاره: ریشه‌های شکل‌گیری جریان‌های انحرافی در مهدویت از دو جنبه تاریخی و فکری قابل بررسی است؛ تاریخی از دوران مشروطه و پهلوی که جریان مقابله با خرافات، مرز میان اعتقاد اصیل و تحریف را نادیده گرفت و فکری از تفسیر فردی و عقلانی دین بدون رجوع به سنت ائمه(ع) ناشی می‌شود. این انحرافات، به ویژه در قالب برداشت‌های منفعلانه و خرافی از انتظار فرج، موجب دوری از عمل و مجاهدت شده است. انتظار اصیل شیعی بر پایه عمل، بصیرت و پرهیز از افراط و تفریط است که امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب بر آن تأکید دارند. ضعف اعتقادی و جهل دینی بستر رشد مدعیان دروغین است و نهادهای فرهنگی در آموزش عمیق و جذاب مهدویت به نسل جوان کم‌کاری کرده‌اند. فضای مجازی هم تهدید و هم فرصت است؛ اگر مدیریت نشود، زمینه انحراف را گسترش می‌دهد، اما با تولید محتوای صحیح می‌تواند جریان اصیل مهدویت را تقویت کند. بازنگری در آموزش حوزه، دانشگاه و رسانه برای تبیین فلسفی و عملی مهدویت ضروری است.

در همین رابطه خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، با حجت الاسلام عیسی مولوی وردنجانی، محقق و پژوهشگر تاریخ معاصر ایران گفت‌وگویی داشته است که مشروح آن در ادامه تقدیم خوانندگان می می شود.

رسا ـ از منظر تاریخی و فکری، مهم‌ترین ریشه‌های شکل‌گیری جریان‌های انحرافی در حوزه مهدویت چیست؟

اگر بخواهیم به طور خلاصه به این پرسش پاسخ دهیم، باید به دو ریشه تاریخی و فکری اشاره شود از جنبه تاریخی، از دوران مشروطه و سپس دوران پهلوی شاهد شکل‌گیری جریانی با عنوان مقابله با خرافات بودیم. این جریان که در واکنش به گرایش شدید به غرب و با هدف اصلاح دینی ظاهر شد، اعتقاد به مرز دقیقی میان خرافه و اعتقاد اصیل پایبند نبود. همین امر باعث شد دامنه آن از نقد برخی رفتارهای اجتماعی فراتر رفته و به چالش‌کشیدن مبانی اعتقادی شیعه، از جمله آموزه‌های مهدویت، بینجامد.

از منظر فکری، هسته اصلی این انحرافات، تفسیر فردی و عقلانی صرف از دین، بدون مراجعه به سنت تفسیری ائمه(ع) است. چهره‌های این جریان، از گذشته تا امروز، اغلب بر اصول مشترکی مانند اتهام غلو به باورهای شیعی، انکار ضرورت روایات برای فهم قرآن، و رد مفاهیمی مانند ولایت و شفاعت تأکید داشته‌اند. این مواضع، که آشکارا همسو با گفتمان سلفی و وهابی است، مستقیماً باور به امامت و مهدویت را هدف می‌گیرد. در واقع، آنان با تقلیل مفهوم انتظار و منجی به نمادهای صرفاً اجتماعی و انکار ابعاد غیبی و وحیانی آن، ریشه این عقیده را می‌زنند. این جریان شبه سلفی با افرادی مانند شعریعت سنگلجی، اسد الله خرقانی، آغاز شد افرادی مانند سید مصطفی طباطبائی، حیدرعلی قلمداران و ابوالفضل برقعی، احمد کاتب، عبدالکریم سروش، تقی رحمانی، محمدجواد غروی، علی‌اصغر غروی، نعمت الله صالحی نجف‌آبادی، یوسف شعار، رضا علیجانی، حسن یوسفی اشکوری، اکبر گنجی و... در دهه های اخیر دنبال شد.

رسا ـ معیار تشخیص انتظار اصیل شیعی از برداشت‌های خرافی و منفعلانه چیست؟

به طور کلی بخواهیم مطرح کنیم معیار اصلی، عبور از نگاه انفعالی و فردی به سوی نگاهی فعال، اجتماعی و مبتنی بر تکلیف است. اگر بیانات امام خمینی و رهبر معظم انقلاب دیده شود هسته اصلی تمام شاخص های همین مسئله است. در اندیشه امامین انقلاب شاخص هایی که مطرح شده شامل:

اول: انتظار، عین «عمل» و «مجاهدت» است. امام خمینی به‌صراحت با تلقی منحرفانه‌ای که انتظار را به معنای سکوت، دعای محض و عدم مبارزه با ظلم در عصر غیبت می‌داند، مخالفت کردند. از دید ایشان، انتظار فرج، وظیفه‌ای سنگین برای زمینه‌سازی ظهور از طریق تلاش برای برقراری عدالت است. در همین چارچوب تشکیل حکومت اسلامی علاوه بر اینکه مغایر با انتظار نیست، بلکه ضرورت عقل و شرع به شمار می رود. بنابراین، هر برداشتی که به انفعال، عافیت‌طلبی و کناره‌گیری از صحنه اجتماعی و سیاسی بینجامد، قطعاً انحرافی و خرافی خواهد بود.

دوم: انتظار، مبتنی بر «بصیرت» و تشخیص حق از باطل است. رهبر معظم انقلاب تأکید می‌کنند که معیار تشخیص حق امروزه، اشخاص یا احساسات زودگذر نیست، بلکه شناخت عمیق موازین اسلام ناب است. در حوزه مهدویت، این بصیرت یعنی تشخیص دادن بین انتظار سازنده که جامعه را به سوی صلاح و عدل پیش می‌برد، با انتظار خرافی که ممکن است در قالب پیشگویی‌های بی‌اساس، تعیین وقت ظهور، یا بزرگنمایی نشانه‌های بی‌مبنا، جامعه را به انحراف و انفعال بکشاند. در واقع امامین انقلاب هشدار داده‌اند که دشمنان از این تفکرات انحرافی برای منحرف کردن جوانان و مسؤولان استفاده می‌کنند.

سوم: پرهیز از افراط و تفریط و عمل: در مهدویت، افراط ممکن است به اقدامات احساسی و غیرعقلانی، شعارهای بی‌ثمر یا حتی ادعاهای خطرناک درباره مصداق‌یابی بینجامد. تفریط نیز به معنای نادیده گرفتن اصل اعتقاد به ظهور و بی توجهی به وظیفه زمینه‌سازی در عرصه‌های فردی و اجتماعی است. در نگاه رهبر انقلاب انتظار اصیل، بین اشتیاق قلبی برای ظهور و عمل خردمندانه برای اصلاح خود و جامعه نهفته است.

شاخص های بسیار دیگری ذکر شده ولی همانطور مطرح کردم، انتظار اصیل شیعی، یک مکتب حرکت و آماده‌سازی است. بنابراین هر منتظر حقیقی باید در حد توان خود، مجاهد، بصیر و اصلاح‌گر باشد. این نگاه، کاملاً در مقابل دیدگاه‌های قشری، انفعالی و خرافی که در طول تاریخ مانند برخی قرائت‌های انجمن حجتیه وجود داشته، قرار می‌گیرد.

رسا ـ نقش جهل دینی و ضعف اعتقادی مردم در زمینه‌سازی ظهور مدعیان دروغین مهدویت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا نهادهای فرهنگی و آموزشی در این زمینه عملکرد کافی داشته‌اند؟

به نظر می رسد که جهل دینی و ضعف اعتقادی، مهم‌ترین بستر و خاک حاصلخیز برای رویش و رشد مدعیان دروغین مهدویت است. وقتی شناخت جامعه از عقاید ناب شیعی به ویژه درباره ویژگی‌های امام معصوم، نشانه‌های حتمی ظهور و فلسفه غیبت سطحی، عاطفی و غیرعمیق باشد، طبیعی است که برخی با شبه‌علم، ادعاهای عجیب یا ارائه تحریف‌هایی از مفاهیم دینی، بتوانند گروهی از مردم را گمراه کنند. اگر مردم به‌درستی بدانند که نصب امام به دست خداست و مدعی باید دارای تمام علوم و کمالات امامت باشد، هرگز به ادعاهای پوچ توجه نمی‌کنند. متأسفانه، گاهی به جای تعمیق این مبانی، بر جنبه‌های احساسی و خیال‌پردازانه مهدویت تأکید می‌شود که خود این مسئله، آسیب‌پذیری را افزایش می‌دهد. 

در مورد نقش نهادهای فرهنگی و آموزشی باید گفت که تلاش‌هایی صورت گرفته، از تولید آثار هنری و کتاب تا برگزاری سخنرانی‌ها، اما به نظر می‌رسد این اقدامات هنوز کافی و عمیق نیست. چالش اصلی، مقابله فعال و هوشمند با شبهات و ارائه آموزه‌های صحیح به زبان روز و جذاب، ویژه نسل جوان است. هنوز در بسیاری از مدارس و دانشگاه‌ها، آموزش نظام‌مند و فلسفه‌محور مهدویت جایگاه ثابتی ندارد. جذابیت در برخی از آثار وجود ندارد هرچند آثار درخوری هستند اما مخاطب و نسل جوان نمی تواند با آنها ارتباط برقرار کند، در فضای مجازی که امروزه اصلی‌ترین میدان جنگ نرم است، خلأ محتوای قوی، عمیق و قابل عرضه به وضوح احساس می‌شود.

رسا ـ فضای مجازی چه سهمی در گسترش یا مهار انحرافات مهدوی دارند؟

در پاسخ به این سوال مهم باید گفت فضای مجازی دقیقاً مانند یک شمشیر دولبه عمل می‌کند. هم می‌تواند به‌عنوان خطرناک‌ترین بستر برای گسترش و تکثیر انحرافات باشد و هم اگر هوشمندانه مدیریت شود، قوی‌ترین ابزار برای مهار و روشنگری می باشد.

از جنبه تهدید و گسترش انحرافات باید چند خطر کلیدی را برشمرد:

یعنی همانطور که می تواند جنگ نرمی و شبهه‌افکنی سازمان‌یافته باشد

یعنی همانطور که فضای مجازی می تواند به‌عنوان هسته مرکزی ارتباطات امروز، با ضریب نفوذ و سرعت بالا، آماده‌ترین بستر برای تغییر تدریجی باورها به شمار برود و دشمنان از این فضا برای تزریق افکار ضددین و هدف قرار دادن اعتقادات اساسی مانند مهدویت استفاده کنند می تواند بستری برای تبلیغ آموزه‌های اسلامی و پاسخ به شبهات گردد. یعنی فضای مجازی به دلیل دسترسی مستقیم به مخاطب جهانی برای معرفی منجی حقیقی، ظرفیت تبدیل شدن به بزرگ‌ترین فرصت برای تبیین فرهنگ انتظار سازنده و پاسخ‌گویی بی‌واسطه به شبهات را دارد.

 دشمنان با ترفندهایی مانند انکار مهدویت، ایجاد شبهه و تردید، تحریک احساسات و ایجاد آشفتگی ذهنی درصدد تضعیف این باورند لذا فضای مجازی جولانگاه مدعیان دروغین و مطالب تحریف‌شده می گردد از محتوای غیرمستند درباره نشانه‌های ظهور، ادعاهای ملاقات و کرامات ساختگی گرفته تا معرفی مدعیان دروغین به راحتی منتشر می‌شود. این محتواها ذهن مخاطب را از آموزه‌های اصیل غافل و به سمت خرافات می‌کشاند.

اما از همین بستر می توان با تولید محتوای صحیح، جذاب و به‌روز در قالب شبکه‌های اجتماعی، سایت‌ها و نرم‌افزارهای چندزبانه، جریان اصیل مهدویت را تقویت کرد البته باید مسئولان یک مصونیت‌سازی اجتماعی به‌ویژه برای نسل جوان، ارتقای سواد رسانه‌ای برای تشخیص منابع معتبر از غیرمعتبر و خنثی‌سازی ترفندهای دشمن ایجاد کنند.

رسا ـ آیا می‌توان گفت برخی دیدگاه‌ها با تأویل‌های نادرست، زمینه انحراف را تقویت کرده‌اند؟

بله، قطعاً چنین است. برخی از تأویل‌های نادرست و قرائت‌های افراطی یا تفریطی از مفاهیم مهدویت، عملاً نقش جاده صاف‌کن را برای انحرافات ایفا کرده‌اند. این دیدگاه‌ها، که معمولاً از سطحی‌نگری یا تفسیر به رأی متون دینی ناشی می‌شوند، آموزه‌های اصیل را تحریف و در اختیار جریان‌های انحرافی قرار می‌دهند.

 

نمونه بارز آن، تفسیر انفعالی از مفهوم «انتظار فرج» است. وقتی این دانش‌واژه، به جای آماده‌سازی فعال توس جریان انجمن حجتیه به معنای کناره‌گیری از صحنه اجتماع، عافیت‌طلبی و رها کردن مسئولیت‌های اجتماعی تفسیر شود، نتیجه منطقی آن، بی‌عملی و سکوت در برابر ظلم است. این قرائت نادرست، مستقیماً توسط امام خمینی(ره) و رهبر معظم انقلاب رد شده است. همانگونه که مطرح شد آنان انتظار را مکتب عمل و مجاهدت معرفی کرده اند. اما همین نگاه انفعالی، بستر ذهنی را برای پذیرش برخی ادعاهای انحرافی فراهم می‌آورد.

در واقع، هرگونه برداشتی که ابعاد عقلانی، مسئولیت‌آفرین و اجتماعی انتظار را تضعیف و به جای آن بر جنبه‌های خیالی، انفعالی و فردی تأکید کند، ناخواسته در حال تقویت زیرساخت‌های فکری برای انحراف است. پرهیز از افراط و تفریط و تمسک به نگاه  مبتنی بر تکلیف که رهبری انقلاب نیز بر آن تأکید دارند، مهم‌ترین راه برای خنثی‌سازی این تأویل‌های نادرست است.

رسا ـ برای اصلاح و بازسازی گفتمان مهدویت در جامعه، چه راهکارهایی را باید در سطح حوزه، دانشگاه و رسانه دنبال کرد؟ آیا نیاز به بازنگری جدی در شیوه آموزش و تبیین روایات مهدوی وجود دارد؟

طبیعتاً بازنگری جدی و تحول در شیوه‌های آموزش و تبیین قطعاً نیاز است. ما امروز در برابر نسلی قرار داریم که با ادبیات و پرسش‌های جدیدی مواجه است و پاسخ‌های کهنه و کلیشه‌ای کارایی ندارد. در سطح حوزه، باید از روش نقلی صرف عبور کرد و به تبیین استدلالی و فلسفه‌محور آموزه مهدویت روی آورد. روایات باید با روش‌شناسی علمی و در چارچوب منظومه فکری تشیع تحلیل شوند و از بیان آنها به صورت پراکنده و خارج از بستر خارج شوند.

در سطح دانشگاه، مهدویت باید از حاشیه دروس معارف، به یک گفتمان بین‌رشته‌ای تبدیل شود. این مفهوم باید با زبان علوم انسانی اسلامی و بهره گیری از جامعه‌شناسی، فلسفه تاریخ و هنر، که امروزه مهمترین ابزار را برای ارتباط با نسل دانشجو و جوان در اختیار دارد، تبیین گردد و مهمترین مسئله ای که مغفول مانده نقش مهدویت پس از اثبات در زندگی روزمره انسان ها است باید جامعه این مسئله واقف گردد که چه تاثیری مهدویت و مسئله انتظار در زندگی آنها دارد.

در سطح رسانه، نیاز به یک انقلاب محتوایی داریم. باید از تولید محتوای احساسی و شعاری، به سمت ساخت آثار جذاب، پرسش‌گر و عمیق در قالب فیلم، مستند، پادکست و اینفوگرافیک حرکت کنیم. رسانه باید بتواند گفتگوی نقادانه را مدیریت کند و از حالت اینکه صرفاً تک‌گویی داشته باشد خارج گردد.

ارسال نظرات