۱۴ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۳:۲۲
کد خبر: ۸۰۵۴۷۷
یادداشت؛

تحلیل استراتژی «بلعیدن ایران اسلامی»

تحلیل استراتژی «بلعیدن ایران اسلامی»
مفهوم راهبردی "بلعیدن ایران" در ادبیات رهبرمعظم انقلاب، تعریفی استراتژیک برای تهدیدی است که ماهیتی فراتر از تقابل نظامی مستقیم دارد. این پروژه، که ایالات متحده آن را از طریق استراتژی "نفوذ" دنبال می‌کند، هدفش تبدیل ایران از یک «دشمن مقتدر و مستقل» به یک "طعمه‌ی هضم‌شده" است.

به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، «به نظر من مسئله‌ی آمریکا و ایران در دو کلمه خلاصه می‌شود. آن دو کلمه هم این است که آمریکا می‌خواهد ایران را ببلعد؛ ملت رشید ایران و جمهوری اسلامی مانع است. مسئله مسئله‌ی این است. او طمع دارد ایران هم محکم ایستاده و محکم هم خواهد ایستاد و به امید خدا طرف را از موذی‌گری و اذیت کردن مأیوس خواهد کرد»[امام خامنه ای؛ 12 بهمن]

مفهوم راهبردی "بلعیدن ایران" در ادبیات رهبرمعظم انقلاب، تعریفی استراتژیک برای تهدیدی است که ماهیتی فراتر از تقابل نظامی مستقیم دارد. این پروژه، که ایالات متحده آن را از طریق استراتژی "نفوذ" دنبال می‌کند، هدفش تبدیل ایران از یک «دشمن مقتدر و مستقل» به یک "طعمه‌ی هضم‌شده" است؛ کشوری که صرفاً دارای نمادهای ظاهری حاکمیت ملی باقی می‌ماند، اما تصمیم‌گیری‌های کلیدی، محاسبات استراتژیک و اراده‌ی سیاسی آن در چارچوب منافع واشنگتن برنامه‌ریزی شود.

این استراتژی، در نقطه مقابل جنگ سخت، بر تغییر ساختار درونی و محاسبات برخی مسئولان و نخبگان متمرکز است. استراتژی آمریکا برای «بلعیدن» ایران، بر "تغییر از درون" متمرکز است و در چند لایه عملیاتی می‌شود:

نفوذ در لایه‌های کارشناسی و تصمیم‌ساز: اگرچه تغییر مستقیم مسئولین ارشد دشوار است، نفوذ از طریق نخبگان کارشناسی و واسطه‌ها صورت می‌گیرد. هدف این است که با تزریق اطلاعات مغرضانه یا ارائه تحلیل‌های گمراه‌کننده، مدیران به سمت تصمیماتی سوق داده شوند که در ظاهر اقتصادی یا توسعه‌ای هستند، اما در باطن، توان دفاعی و استقلال ملی (همانند تضعیف پایه‌های مقاومت) را هدف قرار می‌دهند.

تغییر محاسبات استراتژیک: دشمن تلاش می‌کند تا این باور غلط را در اذهان مدیران القا کند که "هزینه‌ی مقاومت" بیش از "فایده‌ی استقلال" است. این القاء، مسیر را برای تسلیم شدن در برابر نظم جهانی تحت سلطه آمریکا هموار می‌سازد. هضم فرهنگی و اجتماعی: این لایه حیاتی‌ترین بخش است. دشمن با بهره‌گیری از رسانه‌ها و فضای مجازی، ارزش‌های بنیادین جامعه را هدف قرار می‌دهد تا نسلی بی‌تفاوت نسبت به هویت ملی و دینی پدید آید. "ملتی که آرمان و هدف روشن نداشته باشد، بلعیدنش آسان است". عوامل نفوذی در این پروژه، لزوماً جاسوسانی با تجهیزات پیچیده نیستند، بلکه اغلب در قالب‌های زیرعمل می‌کنند که سلامت ساختاری و وحدت را هدف می‌گیرند:

ترویج دوقطبی‌های کاذب با مهندسی افکار عمومی، جامعه را به دو جبهه‌ی مصنوعی «طرفداران معیشت یا طرفداران حجاب و دوچرخه سواری و...» در برابر «طرفداران مقاومت یا طرفداران مستضعفان و اسلام گرا و....» تقسیم می‌کنند. هدف این است که ایستادگی در برابر دشمن به عنوان علت اصلی مشکلات اقتصادی معرفی شود. 

تطهیر چهره‌ی دشمن و عادی‌سازی سلطه: وظیفه این افراد، ارائه چهره‌ای «کدخدای نجیب» و توسعه‌گرا از قدرت مسلط خارجی است، به طوری که تعامل سازنده با آن، به عنوان تنها راه حل مشکلات کشور جلوه کند.

ایجاد یأس و القای ناتوانی: با بزرگ‌نمایی قدرت دشمن (تبدیل کردن آن به یک اسطوره‌ی افسانه‌ای) و کوچک‌نمایی دستاوردهای داخلی، اراده‌ی عمومی برای ایستادگی را سست می‌کنند.

جایگزینی مدیران انقلابی: لابی‌گری برای قرار دادن افراد سست‌عنصر یا متأثر از مکتب غرب‌گرایی در پست‌های کلیدی، که در برابر فشارهای خارجی به سرعت کوتاه می‌آیند.

چرا بلعیدن خطرناک‌تر از جنگ است؟ چون خطر استراتژی «بلعیدن» در ماهیت غیرمستقیم آن نهفته است، که این امر مقابله با آن را پیچیده‌ترمی‌سازد از جمله؛

نقاب دوستی و تعامل: نفوذ تحت پوشش دیپلماسی، تعاملات اقتصادی، یا توسعه‌ی فرهنگی رخ می‌دهد و دشمن علنی نیست.

خسارات نامحسوس: زیرساخت‌های فیزیکی تخریب نمی‌شوند، اما "کارکرد" و "هدف اصلی زیرساخت‌ها" تغییر می‌کند (مانند تبدیل مراکز فرهنگی به مروج اندیشه‌های بیگانه).

فتح بدون شلیک: همانند کشور ونزوئلا دشمن بدون صرف هزینه‌ی سنگین نظامی، به منابع استراتژیک و اراده‌ی سیاسی کشور دسترسی پیدا می‌کند.

بنابراین، همان‌گونه که رهبرمعظم انقلاب تأکید می‌کنند، تنها سد نهایی در برابر این فرآیند پیچیده، "بصیرت عمومی" است. زمانی که آحاد جامعه، ماهیت پنهان این تهدید را درک کنند و تفاوت بین "دستکش مخملی تعامل" و "دست چدنی هضم‌کننده" را تشخیص دهند، اجازه نخواهند داد که اراده‌ی ملی به نفع بیگانگان مصادره شود.

وقتی مردم پای کار باشند، نفوذی‌ها در لایه‌های سیاسی و اقتصادی نمی‌توانند تیر آخر را بزنند، چون می‌دانند با دیوار بلندِ اراده‌ی مردمی برخورد می‌کنند و با مردم در میدان مواجه می شوند، همچون سال ۸۸، آتش فتنه را خاموش و شعله‌ها را خاکستر کردند و پس از این هم اگر حادثه‌ای برای کشور به‌وجود بیاید، خدای متعال این مردم را برای مقابله با آن مبعوث خواهد کرد و مردم کار را تمام می‌کنند.

علی اصغرمجتهدزاده مستشاربازنشسته دیوانعالی کشور

ارسال نظرات