دفاع از رهبری دفاع از امنیت ملی و تمامیت ارضی ایران است
در بخش نخست گفتگوی تفصیلی خبرنگار خبرگزاری رسا در چهارمحال و بختیاری با حجتالاسلام والمسلمین ابوالحسن حسنی، مدرس و پژوهشگر حوزه علمیه چهارمحال و بختیاری چرایی لفاظی رئیسجمهور آمریکا نسبت به مقام ولایت فقیه و اظهارات وقیحانه ترامپ در خصوص رهبری معظم انقلاب در سه سطح روانشناختی، ژئوپلیتیک و سیاست داخلی/خارجی آمریکا مورد بحث و بررسی قرار گرفت و مطرح شد که تحلیل این رخداد نیازمند درک بافتار تنشهای انباشتهشده میان ایران و ایالات متحده در سالهای اخیر است. لفاظی مستقیم ترامپ علیه شخص امام خامنهای و عبور از خطوط قرمز دیپلماتیک که بر طبق آن، سران کشورها را مصون از تهدید مستقیم جانی یا تغییر مستقیم میداند، نشاندهنده تغییر فاز از «فشار حداکثری» به رویکرد «حذف رأس هرم» است.
در بخش دوم گفتگو، مدرس و پژوهشگر حوزه علمیه استان به این پرسش پاسخ داده است که در شرایطی که جسارت وقیحانه رئیسجمهور آمریکا با واکنش بسیاری از علما و ملتهای جهان اسلام همراه بود، وظیفه مسلمانان و نیز مردم ایران در شرایط فعلی نسبت به دفاع از حریم ولایت فقیه چیست؟ پاسخ حجتالاسلام حسنی را با هم میخوانیم.
در دوره پسافتنه و شکست فتنه سنگین دیماه ۱۴۰۴ و ناکامی تهدید نظامی آمریکا در برابر اراده مردم، اکنون صحنه نبرد تغییر ماهیت داده است. لفاظی مستقیم ترامپ علیه جایگاه ولایت فقیه، نشانگر عبور دشمن از راهبردهای «براندازی سخت» (جنگ نظامی) و «براندازی نیمهسخت» (اغتشاش خیابانی) به سمت ترور شخصیت و تقدسزدایی است. این واکنش، در ادبیات استراتژیک، «واکنش عصبی ناشی از استیصال» نامیده میشود؛ چرا که دشمن دریافت کرده که ولایت بهعنوان عمود خیمه، عامل اصلی خنثیسازی فتنههاست.
رهبری ایران؛ گرانیگاه ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک مقاومت
از نگاه جامعهشناسی سیاسیِ جهان اسلام، ولایت فقیه در ایران دیگر یک نهاد صرفاً ملی نیست، بلکه به گرانیگاه ژئوپلیتیک و ایدئولوژیک مقاومت تبدیل شده که حمله به این جایگاه، حمله به کل ساختار مقاومت اسلامی است.
وظیفه نخبگان و علمای جهان اسلام، تبیین این واقعیت است که آیتالله خامنهای در نظم کنونی جهان، نقش «نخ تسبیح» را برای جبهه ضد استکبار ایفا میکند. علما باید تشریح کنند که اگر این دژ یعنی ایران و رهبری آن تضعیف شود، مسئله فلسطین، یمن، و استقلال عراق و لبنان همگی فرو خواهند ریخت، بنابراین دفاع از ایشان، دفاع از تمامیت ارضی و هویتی خودِ کشورهای اسلامی است.
اقدام دوم در سطح جهان اسلام، فعالسازی دیپلماسی عمومی و صدور فتواهای سیاسی برای تحریم کالاهای آمریکایی به عنوان واکنشی به توهین به مرجعیت شیعه و رهبر سیاسی جهان اسلام و محکومیت حقوقی با هدف فشار بر سازمانهای بینالمللی اسلامی (مانند OIC) برای جرمانگاری توهین به مقدسات و رهبران دینی.

صدور فتواهای سیاسی برای تحریم کالاهای آمریکایی
توهین ترامپ نباید در حد یک «اظهارنظر سیاسی» تقلیل یابد، بلکه باید به عنوان «توهین به باورهای میلیونها مسلمان» بازنمایی شود. مسلمانان باید با راهاندازی کمپینهای بینالمللی از جمله هشتگسازی و تولید محتوا به زبانهای عربی، انگلیسی و اردو، روایت آمریکا مبنی بر تغییر رهبری برای آزادی مردم را به چالش بکشند و نشان دهند که هدف اصلی استکبار، «حذف رهبری برای استعمار مجدد منطقه» است.
با توجه به اینکه مردم ایران به تازگی فتنهای سنگین را دفع کردهاند، وظیفه آنان در قبال این لفاظی جدید، از جنس پدافند غیرعامل شناختی است. مردم که عملاً در میدان (با دفع فتنه) وفاداری خود را ثابت کردهاند، اکنون باید از میوه این پیروزی در برابر سمپاشی کلامی دشمن محافظت کنند.
مردم باید آگاه باشند که توهین ترامپ، هزینه استقلال ایران اسلامی و واکنش دشمن به شکست فتنه است. وقتی دشمن در خیابان با راهاندازی فتنه و در میدان نظامی با تهدید به جنگ شکست میخورد، تنها سلاح باقیماندهاش «زبان» است.
وظیفه آحاد مسلمانان ایران و جهان، تبدیل این تهدید به فرصت وحدت است. هرچه لحن دشمن علیه رهبری تندتر میشود، باید انسجام داخلی حول محور ایشان بیشتر شود تا دشمن دریابد که محاسباتش درباره «شکاف ملت-حاکمیت» غلط بوده است.
ثبات روانی جامعه، بزرگترین سیلی به ترامپ است
ترامپ با طرح «تغییر رهبری»، به دنبال القای حس ناامنی و بیثباتی بوده پس وظیفه مردم بیاعتبارسازی تهدید است. با توجه به شکستهای مکرر آمریکا از صحرای طبس گرفته تا جنگ تحمیلی، تحریمها و فتنههای اخیر، مردم باید این لفاظی را به عنوان «بلوف سیاسی» نگریسته و اجازه ندهند این تهدیدها بر بازار اقتصادی یا آرامش روانی جامعه اثر بگذارد چرا که ثبات روانی جامعه، بزرگترین سیلی به ترامپ است.
دشمن سعی دارد مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم را مستقیماً به «سیاستهای رهبری» گره بزند تا پروژه تغییر ایشان را موجه جلوه دهد. مردم و نخبگان داخلی باید با مرور وقایع اخیر یادآوری کنند که اگر تدابیر رهبری و «امنیتبخشی» ولایت فقیه نبود، ایران اکنون سرنوشتی بدتر از کشورهای جنگزده همسایه داشت. دفاع از ولایت، دفاع از «امنیت ملی» و «تمامیت ارضی» ایران است، نه صرفاً دفاع از یک شخص.
در پاسخ به این توهین مستقیم، حضور در مناسبتهای ملی مانند ۲۲ بهمن یا نماز جمعهها باید با شعار محوری حمایت از ولایت فقیه همراه باشد. این حضور، «رفراندوم میدانی» است که پیام قاطعی به کاخ سفید مخابره میکند: «شما میتوانید با دولتها بجنگید، اما نمیتوانید پیوند امت و امام را با توهین سست کنید.»
دشمن به نقطه کانونی قدرت ایران پی برده است
توهین ترامپ و درخواست تغییر رهبری پس از شکست فتنه ۱۴۰۴، نشان میدهد که دشمن به «نقطه کانونی قدرت ایران» پی برده است. وظیفه شرعی و ملی در این برهه، گذار از «دفاع انفعالی» به «دفاع فعال» است. یعنی به جای اینکه صرفاً توهین را محکوم کنیم، باید با تقویت کارآمدی نظام و نمایش وحدت ملی ثابت کنیم که ولایت فقیه نه عامل انزوا بلکه عامل اقتدار و عبور ایران از گردنههای سخت تاریخی است. همانطور که فتنه اخیر دفع شد، این جنگ روانی نیز با پناه بردن به حصن حصین ولایت، خنثی خواهد شد.