مرثیهای برای انتظار
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، فیلم سینمایی «پل»، ساخته محمد عسگری در جشنواره 44م فیلم فجر اکران شد.
در خلاصه داستان رسمی فیلم سینمایی «پل» آمده است: مصطفی، رزمندهای است که خانوادهاش مدتهاست از او بیخبرند. موسی، برادر کوچکتر و دانشآموز او، برای یافتنش راهی جبهه جنوب میشود. در آنجا با چند تن از دوستان قدیمیاش که نگهبان پل شناور هستند مواجه میشود و در همان آغاز جستوجو، در یک بَلَم سرگردان، با نوزادی بیسرپرست روبهرو میشود…
در این یادداشت، محمدحسین پیشاهنگ فعال رسانه و منتقد هنری، نقد خود را درباره این فیلم ارائه کرده است:

محمدحسین پیشاهنگ
مرثیهای برای انتظار
از آن زمان که مادر موسی، فرزندش را به نیل سپرد، مادرانی در کنار اروند، وارثان چشم انتظاری او شدند. فیلم محمد عسگری، پلی بود میان این دو زمان
فیلم پل به کارگردانی محمد عسگری فیلمی در ژانر دفاع مقدس که سعی کرده بود وفادارانه به یکی از موضوعات مهجور و مغفول در دوران دفاع مقدس بپردازد: شهدای مفقود الاثر.
دیالوگ محوری این فیلم همان جایی بود که موسی بازیگر نقش اول فیلم به راننده کنار دستش گفت: «اینکه عزیزت شهید بشه ولی هیچ نشونه ای ازش نباشه و هیچ جنازه ای نیاد خیلی سخت تره؛ کاش به آدم نگن شهید شده ولی هیچ جنازه ای نداره » و این همان اتفاقی است که در نهایت برای برادرش مصطفی می افتد؛ مصطفی که حتی پیش از شهادتش مدتها بود خانوادهاش از او بی خبر بودند و برای همین برادر کوچکترش موسی را راهی جبهه کردند تا او را پیدا کند.
و موسی ناخواسته در دل ماموریت هایی سخت قرار میگیرد: پیدا کردن و به عقب آوردن پیکر شهدایی که در هور یا جزیره مجنون به شهادت رسیدند.

محمد عسگری کارگردان خوش سابقهای است که در این فیلم توانسته بود این داستان داراماتیک را با موقعیت های طنز و فضای دراماتیک دفاع مقدس به خوبی تلفیق کند بی آنکه به هیچ کدام از این دو لطمه ای وارد شود.
گرچه بسیاری از مواقع طنزها نیز طنز تلخی است که اگر در آن عمیق شوی، غمی سنگین روی دل مینشیند.
مثلا موقعیت شروع فیلم روایت نسبتا طنزی از زندگی مصطفی است که صاحبخانه اثاثیه خانهاش را بیرون ریخته، خانوادهاش به دلیل بی پولی مجبور شدند اثاثیه خانه را خالی کرده و در حیاط پدر خانه مصطفی انبار کنند، وامی هم که مصطفی ثبت نام کرده بود فقط با امضای مصطفی قابل پرداخت بود تا مشکل خانواده اش حل شود و خودش در جبهه دور از دسترس خانواده قرار داشت. وامی که ثبت نام کرده را فقط به خودش میدهند گرچه بعدها میفهمیم خودش به عنوان نیروی شناسایی وارد خاک عراق شده و از او هیچ خبری نیست.
همین موقعیت داستانی زمینه ای بود برای آنکه محمد عسگری لحظاتی طنز خلق کند که بعد از پایان فیلم تلخیاش در کامل میماند.
یا صحنه شوخی رزمندهها برای اسم گذاشتن روی بچههایشان پس از شهادتشان دوباره طنزی را به درامی جانگداز گره میزند.
ویژگی دیگر فیلم عسگری نمادگرایی نرم و پنهان آن است. فیلم پر از نمادهای ارجاعی به تاریخ است.
مثلا همین اسم موسی که هم اسم شخصیت اصلی داستان است و هم در پایان فیلم آن را روی همان نوزادی می گذارند که با بلم از راه دریا به ساحل رسیده بود و توسط موسی پیدا میشود.
یا همین موسی برادر مصطفی دارای ویژگی و توانمندی خاصی است که به اسمش بی ارتباط نیست. او توانایی نگه داشتن طولانی نفس در زیر آب دارد و به دلیل همین ویژگی توانسته بود جنازه صالح و دیگر شهدا را برگرداند.

یکی دیگر از نمادها، خود حضور کودک یا نوزاد در فیلمی است که حول محور پیکرهای شهدا می چرخد که یک پارادوکس معنایی ایجاد میکند که می توان ساعتها با نگاه فلسفی درباره آن صحبت کرد.
نقطه قوت دیگر این فیلم فیلمبرداری فوق العاده و طراحی صحنه بی نظیر آن است. در تمام فیلم هایی که در حوزه دفاع مقدس ساخته شده و در آن جزیره مجنون را دیده ایم، هیچ طراحی صحنه ای مانند آنچه در فیلم پل دیدیم واقعیت میدان را به نمایش نگذاشته بود.
فیلم پل با آن که در موقعیت جنگی اتفاق می افتد اما فیلمبرداری بسیار نرم و یکدست و اثیری دارد. این فیلمبرداری شاید در شرایطی که لوکیشن فقط خشکی باشد کار چندان سخت و پیچیده ای نباشد اما وقتی لوکیشن آب و دریا و هور و پل معلق باشد، رسیدن به چنین تصویری کار هر کسی نیست.
در پایان شایسته است که بار دیگر بابت انتخاب سوژه از جناب آقای محمد عسگری تشکر کنم و خاطرنشان کنم هنوز خانواده های بسیاری چشم انتظار پیکر شهدایشان هستند و اگر جان فشانی کسانی مانند موسی نبود، این چشم انتظاری بسیار بیشتر و گسترده تر می شد.
به امید روزی که چشم انتظاری ها به پایان برسد.