آیتالله معلمی جویباری؛ عالم انقلابی و پدر ۲ شهید در سنگر حوزه و خدمت
به گزارش خبرنگار سرویس حوزه و روحانیت خبرگزاری رسا، تاریخ معاصر ایران اسلامی، آکنده از نام روحانیانی است که در عرصههای گوناگون علم، جهاد، تبلیغ و سیاست حضوری اثرگذار داشتهاند؛ عالمانی که هم در میدان اندیشه پیشتاز بودند و هم در میدان عمل. در این میان، نام آیتالله علی معلمی جویباری به عنوان فقیهی مردمی، مبارزی انقلابی و پدری صبور که داغ دو شهید را بر سینه داشت، جایگاهی ممتاز دارد؛ شخصیتی که حیات علمی و اجتماعی او، تصویری روشن از نسبت وثیق «حوزه»، «انقلاب» و «خدمت به مردم» را به نمایش میگذارد.
سلوک علمی در مکتب فقاهت
آیتالله معلمی جویباری مسیر تحصیل علوم دینی را از شمال کشور آغاز کرد و پس از گذراندن مقدمات در ساری، برای تکمیل مدارج علمی رهسپار حوزه علمیه قم شد. قمِ آن روزگار، کانون جوشش اندیشههای نو در چارچوب سنت اصیل فقاهت بود و او در چنین فضایی، با بهرهگیری از محضر اساتید برجسته، بنیه علمی خود را استحکام بخشید.
مهاجرت به نجف اشرف، مرحلهای تعیینکننده در شکلگیری شخصیت علمی و سیاسی وی به شمار میآید. نجف در آن سالها نه تنها پایگاه فقاهت شیعی، بلکه خاستگاه اندیشههای انقلابی علیه رژیم شاهنشاهی بود. آیتالله معلمی در این فضای پرتلاطم، از شاگردان درس خارج فقه و اصول امام خمینی(ره) شد و از سرچشمه اندیشه سیاسی و فقه حکومتی ایشان بهره برد. شاگردی در مکتب سید روحالله خمینی برای او صرفاً یک نسبت آموزشی نبود، بلکه پیوندی معرفتی و انقلابی بود که در تمام عمر علمی و اجتماعیاش تداوم یافت.
تربیتیافتگی در مکتب امام، نگاه او را به دین، جامعه و سیاست، نگاهی جامع و مسئولانه ساخت؛ نگاهی که حوزه را منزوی از مسائل اجتماعی نمیدید، بلکه آن را موتور محرک تحول در جامعه اسلامی میدانست.
مبارزه با رژیم شاهنشاهی
آیتالله معلمی جویباری از جمله روحانیانی بود که مبارزه با رژیم طاغوت را نه یک انتخاب سیاسی، بلکه تکلیف شرعی میدانست. حضور در فضای انقلابی نجف و تأثیرپذیری از رهبری امام خمینی(ره)، او را در زمره روحانیان فعال و روشنگر قرار داد.
پس از بازگشت به کشور، فعالیتهای تبلیغی و روشنگرانه او در منطقه جویبار و شهرهای اطراف، نقش مهمی در بیدارسازی مردم ایفا کرد. منبرهای او، تنها بیان احکام فردی نبود؛ بلکه تبیین ماهیت استبدادی رژیم شاهنشاهی و دعوت مردم به مقاومت و ایستادگی بود. در آن سالها که خفقان سیاسی، هر صدای اعتراضی را سرکوب میکرد، روحانیانی چون آیتالله معلمی، با اتکا به سرمایه اجتماعی روحانیت، پیام انقلاب را به متن جامعه میرساندند.
این مجاهدتها، او را در شمار روحانیان پیشگام انقلاب اسلامی در شمال کشور قرار داد؛ چهرهای که هم در میدان تبیین و هم در عرصه سازماندهی نیروهای مردمی نقشآفرین بود.
از تأسیس نهادهای انقلابی تا خدمت عمومی
با پیروزی انقلاب اسلامی، فصل جدیدی از مسئولیتهای اجتماعی آیتالله معلمی آغاز شد. او از همان روزهای نخست، در ساماندهی امور منطقه جویبار نقش فعال ایفا کرد. تأسیس کمیته انقلاب اسلامی در جویبار، راهاندازی سازمان تبلیغات اسلامی در منطقه و مشارکت در نهضت سوادآموزی، بخشی از تلاشهای او برای تثبیت ارزشهای انقلاب و ارتقای سطح فرهنگی جامعه بود.

این اقدامات نشان میدهد که نگاه او به انقلاب، صرفاً در سطح شعارهای سیاسی متوقف نماند؛ بلکه انقلاب را پروژهای فرهنگی ـ اجتماعی میدانست که نیازمند نهادسازی، تربیت نیرو و ارتقای آگاهی عمومی است. حضور در نهضت سوادآموزی، گواهی روشن بر دغدغه او برای زدودن جهل و محرومیت از جامعه بود؛ همان رسالتی که روحانیت شیعه در طول تاریخ بر عهده داشته است.
در سنگر تقنین و هدایت
آیتالله معلمی جویباری در ادامه مسیر خدمت، وارد عرصه قانونگذاری شد و به عنوان نماینده مردم در مجلس شورای اسلامی ایفای نقش کرد. حضور او در مجلس، امتداد همان دغدغههای دینی و مردمی بود که در سالهای پیش از انقلاب دنبال میکرد. او تلاش داشت تا صدای مردم منطقه خود را در سطح ملی بازتاب دهد و در تصویب قوانین، اصول و ارزشهای اسلامی را مد نظر قرار دهد.
علاوه بر آن، مسئولیت امامت جمعه در جویبار و سپس قائمشهر، جایگاه مهمی در کارنامه او به شمار میآید. نماز جمعه در نظام اسلامی، تنها یک آیین عبادی نیست؛ بلکه تریبونی برای تبیین مسائل روز، هدایت افکار عمومی و تقویت انسجام اجتماعی است. آیتالله معلمی با بهرهگیری از این ظرفیت، کوشید تا مسائل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی جامعه را با رویکردی حکیمانه و انقلابی تبیین کند.
نمایندگی مردم مازندران در مجلس خبرگان رهبری نیز از دیگر مسئولیتهای خطیر او بود. حضور در این نهاد راهبردی، بیانگر اعتماد عمومی و جایگاه علمی او در میان علما و مردم استان بود. او در این عرصه نیز با رویکردی مسئولانه، به ایفای وظایف قانونی و شرعی خود پرداخت.
پدر دو شهید
اما شاید برجستهترین وجه شخصیتی آیتالله معلمی، نسبت او با فرهنگ ایثار و شهادت باشد؛ نسبتی که نه در سطح شعار، بلکه در متن زندگی شخصیاش معنا یافت. دو تن از فرزندان او، غلامعلی و غلامرضا، در دفاع مقدس به شهادت رسیدند.
غلامعلی که خود روحانی بود، در برابر دیدگان پدر در آبهای اروندرود به شهادت رسید و پیکرش همچنان مفقودالاثر است. این صحنه، تصویری عمیق از پیوند «حوزه» و «جبهه» را به نمایش میگذارد؛ روحانیای که هم در محراب عبادت و هم در میدان نبرد حاضر است، و پدری که در عین داغداری، استوار در مسیر انقلاب باقی میماند.
داغ فرزند، سنگینترین آزمون الهی برای هر پدر است؛ چه رسد به آنکه پدر، شاهد شهادت فرزند خویش باشد و حتی از در آغوش کشیدن پیکر او نیز محروم بماند. با این حال، آیتالله معلمی همانند بسیاری از عالمان مجاهد این سرزمین، این مصیبت را در چارچوب رضایت به مشیت الهی و دفاع از آرمانهای اسلام تفسیر کرد. صبر او، صبری فعال و آگاهانه بود؛ صبری که به سکوت و انزوا نینجامید، بلکه به استمرار خدمت در عرصههای مختلف انجامید.
شهادت غلامرضا، دیگر فرزند این عالم ربانی نیز، برگ دیگری بر دفتر افتخارات این خاندان افزود. چنین خانوادهای، نماد عینی آن است که روحانیت اصیل شیعه، خود در صف نخست ایثار قرار دارد و دیگران را به مسیری دعوت نمیکند که خود در آن گام ننهاده باشد.
معلم حوزه
آیتالله معلمی جویباری افزون بر مسئولیتهای سیاسی و اجتماعی، همواره خود را معلم حوزه میدانست. تدریس در حوزه علمیه، برای او نه یک شغل، بلکه رسالتی الهی بود. او تلاش میکرد طلاب را با نگاه جامع به دین، آشنا سازد؛ نگاهی که فقه را از مسائل جامعه جدا نمیبیند و طلبه را برای ایفای نقش در عرصههای گوناگون آماده میکند.
در سیره علمی او، جمع میان «تعمیق علمی» و «حضور اجتماعی» به روشنی دیده میشود. این همان الگویی است که حوزههای علمیه در عصر انقلاب اسلامی بدان نیازمندند؛ الگویی که نشان میدهد میتوان هم اهل درس و بحث بود و هم اهل میدان و مسئولیت.
روحانیت در تراز انقلاب
مروری بر زندگی آیتالله علی معلمی جویباری، تصویری چندبعدی از یک روحانی تراز انقلاب اسلامی ارائه میدهد: طلبهای مهاجر در مسیر علم، شاگردی وفادار در مکتب امام خمینی(ره)، مبارزی خستگیناپذیر در برابر طاغوت، نهادسازی دغدغهمند در سالهای نخست انقلاب، نمایندهای مسئول در مجلس، امام جمعهای بصیر، عضو خبرگان رهبری و در نهایت، پدری داغدار اما استوار.
چنین شخصیتی، یادآور این حقیقت است که روحانیت شیعه، در متن تحولات اجتماعی ایران معاصر حضوری فعال و تعیینکننده داشته است. شهادت دو فرزند او، نشان داد که این حضور، صرفاً در سطح هدایت و رهبری فکری نیست، بلکه در میدان ایثار نیز تجلی یافته است.
امروز بازخوانی سیره عالمانی چون آیتالله معلمی جویباری، برای نسل جدید طلاب و روحانیان، ضرورتی راهبردی است. حوزههای علمیه برای تداوم نقش تاریخی خود، نیازمند الگوهایی عینی از جمع میان علم، تقوا، شجاعت و خدمت اجتماعیاند. زندگی این عالم مجاهد، میتواند یکی از این الگوهای الهامبخش باشد.
یاد و نام او و فرزندان شهیدش، نه فقط در حافظه مردم مازندران، بلکه در تاریخ روحانیت انقلابی ایران اسلامی ماندگار خواهد ماند؛ تاریخی که با خون شهیدان و مجاهدت عالمان ربانی رقم خورده است.