از ملامتها نترسیم؛ جهاد مؤمنانه در میدان جنگ روایتها
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، آیۀ شریفۀ ﴿يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَآئِمٍ﴾ (مائده/۵۴) تصویری روشن از انسان مؤمن در تراز قرآن ارائه میدهد؛ انسانی که در راه خدا مجاهدت میکند و از سرزنش هیچ سرزنشکنندهای هراسی ندارد. این آیه، تنها یک توصیه اخلاقی نیست؛ بلکه منشوری برای زیست فردی و اجتماعی مؤمنان در همۀ دورانهاست؛ بهویژه در روزگاری که میدان اصلی تقابلها، ذهن و دل انسانهاست.
در برخی روایات آمده است که این آیه در شأن امیرالمؤمنین امام علی(ع) نازل شده است؛ آنگاه که در فتح خیبر، پرچم را به دست گرفت و بیاعتنا به ملامتها و تردیدها، راه حق را پیمود. با این حال، پیام آیه محدود به یک مقطع تاریخی نیست. قرآن، الگوی جاودانهای از «مؤمن مقاوم» ترسیم میکند؛ مؤمنی که معیارش رضای الهی است، نه قضاوت افکار عمومی.
جهاد؛ فراتر از میدان نبرد
واژۀ «جهاد» در این آیه، تنها به معنای جنگ نظامی نیست. «جهاد فی سبیلالله» یعنی تلاش آگاهانه و مستمر در مسیر رضای خدا؛ تلاشی که همۀ عرصههای زندگی را دربرمیگیرد. جهاد علمی برای پیشرفت و اقتدار کشور، جهاد فرهنگی برای صیانت از هویت دینی، جهاد اقتصادی برای استقلال و خودکفایی، و جهاد تربیتی برای پرورش نسل مؤمن و بصیر، همگی جلوههایی از همین حقیقتاند.
در این میان، یک جهاد بنیادیتر نیز وجود دارد که از آن به «جهاد اکبر» یاد شده است؛ مبارزه با نفس، هواهای نفسانی و وسوسههایی که انسان را از مسیر حق منحرف میکند. کسی که در این میدان پیروز شود، در دیگر میدانها نیز استوار خواهد ماند.
در مقابل، «ملامت» به معنای سرزنش، طعنه و قضاوت منفی دیگران است. قرآن میفرماید مؤمنان راستین، از این ملامتها نمیترسند. یعنی وقتی در مسیر حق گام برمیدارند، اگر با برچسبها، تمسخرها یا تحلیلهای مأیوسکننده مواجه شوند، عقبنشینی نمیکنند. این ملامت میتواند از سوی دشمنان آشکار باشد یا حتی از جانب دوستانی که به گمان خود خیرخواهاند، اما از سر ترس یا محافظهکاری، انسان را به کوتاهآمدن دعوت میکنند.
اگر در گذشته، دشمن با شمشیر و سلاح به میدان میآمد، امروز بخش مهمی از نبرد در عرصۀ رسانه و افکار عمومی جریان دارد. واژهها جای گلولهها را گرفتهاند و تیترها نقش توپخانه را ایفا میکنند. برچسبهایی چون «تندرو»، «منزوی»، «افراطی» یا «ضدتعامل»، ابزارهایی برای تضعیف روحیۀ مقاومت و القای احساس انزوا به مؤمنان است.
در چنین فضایی، آیه «لَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ» معنایی تازه و عینی پیدا میکند. مؤمنِ امروز باید بیاموزد که هر موج رسانهای، معیار حق و باطل نیست. گاه ممکن است ایستادگی بر اصول، با هجمهای سنگین از تمسخر و تخریب همراه شود؛ اما عقبنشینی در برابر این فشارها، به معنای از دست دادن استقلال فکری و هویتی است.
شهید قاسم سلیمانی یکی از نمونههای معاصر تحقق این آیه بود. زمانی که برخی، حضور در جبهههای مقاومت را زیر سؤال میبردند و آن را ماجراجویی میخواندند، او و یارانش با بصیرت و بیاعتنا به ملامتها، مسئولیت خود را انجام دادند. نگاه آنان معطوف به تکلیف بود، نه تشویق یا سرزنش رسانهها. امروز نیز بسیاری از فعالان فرهنگی، اجتماعی و جهادی در میدانهای گوناگون، همین تجربه را زیست میکنند؛ کار برای خدا، حتی اگر با طعنه و تخریب همراه باشد.
مأمور به تکلیف، نه نتیجه
یکی از کلیدواژههای مهم در فهم این آیه، سخن مشهور سید روحالله خمینی است که میفرمود: «ما مأمور به تکلیفیم؛ نه مأمور به نتیجه.» این جمله، ترجمان عملی «لَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ» است. کسی که خود را مأمور به انجام وظیفه الهی میداند، نگاهش به رضایت خداست، نه به تشویق یا سرزنش مردم.
بسیاری از لغزشها، از ترس قضاوت دیگران آغاز میشود. انسان میداند چه کاری درست است، اما نگران است که مبادا مورد تمسخر قرار گیرد یا از جمع طرد شود. قرآن میخواهد این زنجیر نامرئی را از پای انسان باز کند. عزت واقعی در آن است که انسان بنده خدا باشد، نه بنده نگاهها و لایکها و تحلیلها.
قرآن کریم در کنار ترسیم الگوی «مؤمنِ بیباک از ملامت»، راهکارهایی نیز برای تقویت این روحیه ارائه میدهد. نخست، یاد خداست: «أَلَا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ». دل آرام، کمتر از هیاهوی بیرونی میهراسد. کسی که به وعده الهی اعتماد دارد، با هر موج خبری دچار اضطراب و تردید نمیشود.
دوم، بصیرت و تبیین است. قرآن هشدار میدهد: «إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا». یعنی هر خبری را بیتحقیق نپذیرید. در عصر شبکههای اجتماعی، این دستور قرآنی اهمیتی دوچندان دارد. بسیاری از ملامتها بر پایه شایعات، تحریفها یا تحلیلهای جهتدار شکل میگیرد. مؤمن هوشیار، پیش از آنکه متأثر شود، تحقیق میکند و میاندیشد.
سوم، صبر و استقامت است: «فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ». جنگ روانی، بر ناامیدی و فرسایش تدریجی استوار است. اگر جامعهای امید و صبر را حفظ کند، این جنگ بیاثر میشود. استقامت، به معنای انفعال نیست؛ بلکه به معنای پایداری فعالانه و آگاهانه در مسیر حق است.
چهارم، شناخت دوست و دشمن است. همۀ انتقادها ملامتِ مذموم نیست. گاه نقد دلسوزانه، زمینهساز اصلاح و رشد است. اما آنچه آیه از آن نهی میکند، ترس از سرزنشهایی است که با انگیزه تخریب یا بازداشتن از حق صورت میگیرد. تشخیص این دو، نیازمند بصیرت و تعمیق فهم دینی است.
از فرد تا جامعه؛ شاخص یک ملت مستقل
آیه «يُجَاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَلَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ» تنها وصف افراد نیست؛ بلکه شاخص یک جامعه و ملت مستقل نیز هست. ملتی که بخواهد بر اصول و ارزشهای خود بایستد، ناگزیر هزینههایی خواهد پرداخت؛ از فشارهای سیاسی گرفته تا هجمههای رسانهای. اگر از این ملامتها بترسد، به تدریج هویت خود را واگذار میکند.
در مقابل، جامعهای که معیار تصمیمهایش رضای الهی و مصالح واقعی خود باشد، نه فشار بیرونی، به عزت دست خواهد یافت. این عزت، ثمرۀ شجاعت در ایمان و استقلال در تصمیمگیری است.
زیست روزمره با آیه
پیام این آیه، صرفاً در سطح کلان سیاسی یا اجتماعی خلاصه نمیشود. هر یک از ما در زندگی روزمره با موقعیتهایی روبهرو میشویم که میان «کار درست» و «قضاوت دیگران» باید یکی را انتخاب کنیم. دانشآموزی که به خاطر پایبندی به ارزشهای دینی مورد تمسخر قرار میگیرد، کارمندی که در برابر تخلف اداری کوتاه نمیآید، یا فعال فرهنگیای که از اصول خود دفاع میکند، همگی در حال تجربه نوعی جهادند.
تمرین عملی این آیه میتواند از تصمیمهای کوچک آغاز شود: انجام یک کار خیر بیاعتنا به نگاهها، دفاع محترمانه از یک حقیقت در فضای مجازی، یا ایستادگی در برابر فشار جمع برای انجام کاری نادرست. هر بار که رضای خدا را بر رضایت مردم ترجیح میدهیم، گامی در مسیر تحقق «لَا يَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ» برداشتهایم.
آیۀ ۵۴ سورۀ مائده، تصویری الهامبخش از مؤمنان راستین ارائه میدهد: مجاهدانی در راه خدا که از ملامت هیچ سرزنشکنندهای نمیهراسند. این ویژگی، ریشه در ایمان عمیق، بصیرت، صبر و اعتماد به وعدههای الهی دارد. در عصر جنگ روایتها و هجمههای رسانهای، بازخوانی این آیه ضرورتی دوچندان یافته است.
اگر میخواهیم جامعهای عزتمند و مستقل داشته باشیم، باید نسلی تربیت کنیم که معیارش رضای خدا باشد، نه تشویق یا تخریب دیگران. ترس از ملامت، بزرگترین مانع در مسیر حقجویی است؛ و رهایی از این ترس، آغاز آزادگی حقیقی.
مؤمن قرآنی، در هیاهوی زمانه گم نمیشود. او میداند که راه حق، همواره با آزمون همراه است؛ اما یقین دارد که «عاقبت از آنِ متقین است». چنین انسانی، حتی اگر تنها بماند، مسیر حق را ادامه میدهد؛ زیرا دلش به حقیقتی گره خورده است که فراتر از همۀ قضاوتهاست.