اشاره: در جهان معاصر، تصویر ملتها و ادیان بیش از آنکه بر پایه مواجهه مستقیم و تجربه زیسته شکل بگیرد، محصول روایتهای رسانهای و جریانهای مسلط خبری است. در چنین فضایی، واقعیتها اغلب در لایههایی از بازنماییهای گزینشی، جهتدار و بعضاً تحریفشده پنهان میشوند. جمهوری اسلامی ایران و دین اسلام نیز از این قاعده مستثنا نبودهاند و در دهههای اخیر، در معرض موجی گسترده از تصویرسازیهای منفی قرار گرفتهاند؛ تصویرسازیهایی که نهتنها شناخت افکار عمومی جهان را دچار اختلال کرده، بلکه زمینهساز سوءتفاهمهای عمیق فرهنگی و دینی شده است.
از این منظر، پرسش از چرایی نادرستی تصویر ایران و اسلام در ذهن افکار عمومی جهانی، و نیز جستوجوی راهکارهای علمی، فرهنگی و ارتباطی برای اصلاح این وضعیت، ضرورتی اجتنابناپذیر است. متن پیشرو با تمرکز بر نقش رسانهها، ظرفیت تعاملات دانشگاهی و گفتوگوی ادیانی، و همچنین تجربههای عینی از ارتباطات علمی و فرهنگی، میکوشد ابعاد این مسئله را واکاوی کرده و امکانهای واقعی برای برونرفت از وضعیت موجود را تبیین کند.
از این رو خبرنگار گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، دکتر احمدرضا مفتاح، عضو هیات علمی دانشگاه ادیان و مذاهب، به گفتوگو نشسته تا ابعاد مختلف گفتوگو و همزیستی دینی را بررسی و مسیرهای عملی برای تقویت تعامل میان ادیان، بهویژه در میان نسل جوان، ترسیم کند که مشرو ح آن در ادامه ذکر می شود.
رسا: مهمترین موانع در برابر شناخت صحیح جهان مسیحیت از واقعیتهای ایران و تشیع چیست و راهکار رفع آن کدام است؟
مهمترین مانع در شناخت درست جهان از واقعیت ایران ـ همانطور که میدانیم ـ به حجم گسترده و سنگین تبلیغات رسانهای علیه ایران، اسلام و تشیع بازمیگردد؛ تبلیغاتی که پیوسته بر طبل «اسلامهراسی» و «ایرانهراسی» میکوبند. بهگونهای که میتوان گفت بخش قابلتوجهی از فضای رسانهای و افکار عمومی در کشورهای غربی تحت تأثیر این جریان قرار گرفته است. به همین دلیل، نهتنها جهان مسیحیت، بلکه بهطور کلی مردم جهان، تصویر و تصور درستی از اسلام ندارند.
رسا: چه اقدامات علمی، عملی و فرهنگی میتواند در تقویت گفتوگوی ادیان و اصلاح نگاه جوانان مسیحی به اسلام مؤثر باشد؟
اما در پاسخ به این سؤال، باید گفت نخستین گام، افزایش برد رسانهای خودمان است؛ اینکه بتوانیم از ظرفیت رسانه بهصورت عام و هدفمند استفاده کنیم. در کنار آن، یکی از مهمترین و مؤثرترین بسترهای ارتباطی، تعاملات دانشگاهی است. این ارتباط میتواند میان دانشگاههای ایران و دانشگاههای جهان مسیحیت شکل بگیرد یا حتی میان حوزههای علمیه ما و سمینارهای مسیحی. ارتباط میان طلاب و روحانیون ما با کشیشان و دانشجویان الهیات مسیحی، ظرفیت بزرگی برای گفتوگو و فهم متقابل ایجاد میکند. در این میان، برقراری ارتباط با دانشگاههای پاپی میتواند زمینهای ویژه برای گفتوگو، تعامل علمی و تبادل اندیشه فراهم آورد.
رسا: چه فایده ای در افزایش و تقویت تعاملات بین اسلام و مسیحیت وجود دارد؟
حداقل انتظاری که از این گفتوگوها میرود، رفع بسیاری از سوءتفاهمها و اصلاح ذهنیتهای منفی نسبت به اسلام است. افزون بر این، در چنین تعاملاتی این امکان وجود دارد که جهان اسلام و جهان مسیحیت درباره چالشهای مشترک دینداری در دنیای معاصر با یکدیگر گفتوگو کنند. به هر حال، ادیان بزرگی مانند اسلام و مسیحیت میتوانند در برابر جبهههای الحاد و سکولاریسم، همسو و همگرا عمل کنند.
رسا: در ماه مبارک رمضان که ماه بندگی است، چه ظرفیتهایی برای تقویت تعاملات بین ادیان الهی و توحیدی دارد و چگونه میشود این ظرفیتها را فعال کرد؟
در پاسخ به پرسش درباره ظرفیت ماه مبارک رمضان نیز باید گفت فضای معنویای که در این ماه در جهان اسلام شکل میگیرد، حتی خداجویان سایر ادیان را تحت تأثیر قرار میدهد. در اینباره خاطرهای از آقای فرانکو اومتو ـ که پیشتر کشیش بوده و مدتی در ایران زندگی کرده و اهل ایتالیاست ـ قابلتوجه است. او نقل میکرد که در یکی از کلیساهای ایتالیا، فردی از کشیشان میپرسد: «چه سنت خوبی دارند مسلمانها که روزه میگیرند.» برای او، روزه نشانهای از تعهد دینی و توجه جدی به خداوند بود. کشیش پاسخ میدهد: «البته ما هم روزه داریم، اما کمتر مورد توجه قرار میگیرد.»
این خاطره نشان میدهد که جلوههای دینداری در ماه مبارک رمضان، حتی برای برخی مسیحیان نیز جذاب و تأملبرانگیز است و این خود، گواهی روشن بر ظرفیت عمیق معنویت دینی در اسلام است.
رسا: آیا پیشنهادی عملی در این زمینه وجود دارد؟
در پاسخ به این پرسش ، باید تأکید کنم همانطور که پیشتر هم اشاره شد، تعامل، گفتوگو و ارتباط با فضاهای آکادمیک و علمی جهان، یکی از مؤثرترین راهها برای خنثیسازی تبلیغات منفی علیه اسلام است. تجربههای متعددی نشان داده که در دیدارها و نشستهای مشترک با مسیحیان، گاه آنان از نزدیکی مواضع اخلاقی و اشتراکات عمیق آموزههای دینی اسلام و مسیحیت دچار شگفتی میشوند؛ موضوعی که برای خودشان هم جالب و تأملبرانگیز است.
اگر قرار است به صلح جهانی و همزیستی مسالمتآمیز در جهان امیدوار باشیم، راه آن از مسیر ارتباطات فرهنگی و علمی میگذرد؛ ارتباطاتی که در گام نخست، سوءتفاهمها را برطرف کند و نگاههای منفیای را که از طریق رسانهها القا شده، اصلاح نماید. بخش مهمی از ذهنیت منفی نسبت به اسلام، تحت تأثیر جریانهای افراطی مانند داعش و گروههای مشابه شکل گرفته است؛ در حالیکه این تصویر، نماینده اسلام واقعی نیست. چنین برداشتهای نادرستی تنها از طریق دیدارهای رودررو، گفتوگوی مستقیم و تجربه زیسته قابل اصلاح است. باید نشان داد آن تصویری که رسانههای غربی ـ غالباً تحت تأثیر نفوذ جریانهای صهیونیستی ـ از اسلام و ایران ترسیم میکنند، تصویری تحریفشده و غیرواقعی است.
رسا: اگر تجربه ای از تعامل سازنده با جوامع مسیحی داشتید برای ما بفرمایید!
در همین راستا، در پاسخ به پرسش درباره تجربهای عینی از تعامل سازنده، میتوانم به تجربهای مشخص در دانشگاه ادیان و مذاهب قم اشاره کنم. ما در این دانشگاه برنامههای مشترک دانشگاهی متعددی داشتیم که یکی از آنها همکاری علمی با دانشگاه پادربورن آلمان بود. در قالب این برنامه، تعدادی از استادان و دانشجویان آلمانی به ایران سفر میکردند و در مقابل، گروهی از استادان و دانشجویان ایرانی نیز به آلمان اعزام میشدند.
نکته جالب این بود که خود دانشجویان آلمانی نقل میکردند پیش از سفر به ایران، خانوادههایشان بهشدت نگران بودند؛ نگرانیهایی که کاملاً متأثر از تصویری بود که رسانهها از ایران ساخته بودند. خانوادهها مدام میپرسیدند که «آیا رفتن به ایران خطرناک نیست؟ چه تهدیدی ممکن است شما را در آنجا تهدید کند؟» این دانشجویان میگفتند پس از بازگشت از ایران، حتی برخی خبرنگاران به سراغشان میآمدند و انتظار داشتند روایتهایی تیره و هولناک از ایران بشنوند. اما پاسخ آنها کاملاً برخلاف این انتظار بود. میگفتند: «از آن خبرها نبود؛ آنچه ما در رسانهها درباره ایران شنیده یا دیده بودیم، با واقعیتی که تجربه کردیم هیچ تطابقی نداشت.»
این دانشجویان که در برنامههای مشترک دانشگاهی شرکت کرده بودند، از ایران و چند شهر مختلف آن بازدید کرده و از نزدیک با مردم، فرهنگ و فضای دینی کشور آشنا شده بودند، اذعان میکردند که نگاهشان بهطور اساسی تغییر کرده است. چنین تجربههایی محدود به یک یا دو مورد هم نبود. در موارد دیگری، افرادی که برای دیدار علمی به دانشگاه ادیان و مذاهب میآمدند، نقل میکردند که خانوادههایشان مرتب با آنها تماس میگرفتند و با نگرانی میپرسیدند: «رسیدی؟ همهچیز امن است؟ خطری تهدیدت نمیکند؟» این نگرانیها نشان میدهد که ذهنیت منفی نسبت به ایران، بهعنوان یک کشور دینی، تا چه اندازه در افکار عمومی غرب نهادینه شده است.
در حالیکه همین ارتباطهای مستقیم، رفتوآمدهای علمی و تجربههای بیواسطه، بهترین ابزار برای اصلاح این تصویر نادرست است. این تعاملات نشان میدهد که ایرانِ واقعی، تفاوتی جدی با ایرانِ رسانهای دارد و اگر این مسیر ارتباطی تقویت شود، بخش قابلتوجهی از سوءبرداشتها و ذهنیتهای منفی قابل اصلاح خواهد بود.