حفظ نظام امامت امت وظیفه ما است/ امام فعلی؛ جانشین امام عصر + فیلم

به گزارش سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، تفسیر گرانسنگ ۸۰ جلدی تسنیم، حضرت آیت الله جوادی آملی به عنوان محصول ارزشمند حوزه علمیه روز دوشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۳با حضور علما و بزرگان و نماینده ویژه رهبر معظم انقلاب در مدرسه عالی دارالشفاء قم رونمایی شد.
حضرت آیت الله جوادی آملی در این مراسم نکات مهمی را مطرح و بر این نکته هم تأکید ویژه کردند که وظیفه ماست نظام امامت امت را حفظ کنیم و امام فعلی را جانشین امام عصر(عج) بدانیم، چرا که مقام معظم رهبری حفظه الله همان راه امام خمینی(ره) را ادامه می دهند. امام رضوان الله علیه و مقام معظم رهبری حفظه الله این مسیر را زنده می کنند و فرمایشات ائمه(ع) را به ما می رسانند، ما نیز ان شاءالله تا آنجا که ممکن است اطاعت می کنیم.
مشروح بیانات حضرت آیت الله جوادی آملی در همایش رونمایی از تفسیر ۸۰ جلدی تسنیم را در ادامه بخوانید:
السلام علیکم و رحمه الله و برکاته
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی جَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ الْمُرْسَلِین سَیَّمَا خَاتَمِهِم وَ أَفَضَلِهِم مُحَمَّدٍ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّم وَ أَهْلِ بَیْتِهِ الأطْیَبِینَ الأَنْجَبین سَیَّمَا بَقِیَّةَ اللَّه فِی الْعالَمِین بِهِمْ نَتَوَلَّی وَ مِنْ أَعْدَائِهِم نَتَبَرَّأ إِلَی اللَّه
مقدم شما آیات، اساتید، حجج، بزرگواران و مسئولان محترم نظام به ویژه مسئولان محترم دفتر مقام معظم رهبری و بزرگان حوزه حق شناسی می کنیم و مقدم شما را گرامی می داریم.
اما آنچه را که فرمودند یا بعداً می فرمایند حق است. لکن حق مسلم حوزه است. بدون تردید این اثر، کار حوزه است.
بنده یک نفر در برابر این گروه با عظمت هستم. ما هفتاد سال قبل که وارد شدیم هم درس خارج آیت الله آملی آن بزرگواری که مرحوم آیت الله نائینی رضوان الله تعالی علیه در شان ایشان در تقریظ شان که جامعه مدرسین چاپ کرد آن بیان شکوفا را فرمود از آنجا به قم آمدیم. خدمت آیت الله العظمی بروجردی و سایر مراجع به ویژه آیت الله امام و آیت الله داماد که تقریبا سیزده سال را خدمت مرحوم آقای داماد بودیم و ایشان پدری کرد برای ما، نه تنها استادی. هفت سال تقریبا وضع به این صورت گذشت که من عصر چهارشنبه این تقریرات را به عرض ایشان می رساندم. ایشان نیز سطر به سطر یعنی سطر به سطر این مطالب را می دیدند و اگر جایی کم بود اضافه می کردند و اگر جایی اضافه بود کم می کردند و عصر یک شنبه یا شب یکشنبه می رفتم و جواب می گرفتم و آنچه که دقیق تشخیص می دادند و آنچه که صحیح تشخیص می دادند بیان می کردند. دیگر نمی گفتند که قد تفصحت بعضما قرآه کتبه قره... از این قبیل نبود. ایشان سطر به سطر مطالب را با دقت مطالعه می کردند و نظرات خود را مطرح می کردند. این بزرگان بزرگی و شاگرد پروری می کردند. همه مراجع قم این طور بودند.
این اوضاع گذشت. روزی بعد از پایان درس اسفار، هیچ کس نه از ما خواست نه ما به این فکر بودیم دفعتاً به ذهنمان آمد که تفسیر شروع بکنیم و این تفسیر با اشتیاق حوزه و فضلا و اساتید روبرو شد. چهار دهه طول کشید چهار نسل آمدند. اگر احیاناً یک تکه هایی در تسنیم است برای آن است که برای چهار نسل است. یعنی نقد چهار نقد چهار نسل، شبهه چهار نسل اشکالات چهار نسل؛ گاهی شبیه هم بود گاهی غیر شبیه هم بود این جا مطرح می شد. گاهی استاد عصبانی می شود، خسته می شود، گاهی تندی می کند. نامه ای برایم نوشتند که آقا حواست جمع باشد اینها شاگردان معمولی نیستند. اینکه می بینید یک کتاب هشتاد جلد می شود، این در حقیقت صد ساعت جلد است و هر جلد پانصد صفحه است ما دیدیم که پانصد صفحه به صد جلد می رسد که این خیلی به درازا می کشد. این جلدهای اخیر را به هشتصد و خورده ای صفحه در آوردند که هشتاد جلد تمام بشود.
این کار بی تردید، کار حوزه است. حوزه قدرتمند است. اما بعد از اینکه به فصل سوم رسید حالا بگوییم فصل سوم ماهو. همه ما شنیدیم و می دانیم و خواندیم که عالم وظیفه اش این است که مردم جاهل را عالم کند. علم پروری و جهل جدایی کاری است خوب. منابر ماه رمضان و محرم ما کارشان این بود. اما جاهل را عالم کردن گوشه ای از کار است. جاهل را عاقل کردن کار آسانی نیست.
فصل اول، روایات و دستوراتی است که بخش وسیعی از حوزه و دانشگاه موفق به هستند که جاهل را عالم می کنند. اما جهالت زدایی را که به عقل گرایی برسد، آن یافت می شود آن هم آرزو است. عاقل کم است، عادل کم است، آن که نه بیراهه برود نه راه کسی را ببندد کم است. جاهل را عالم کردن کار مهمی نیست. غیر عاقل را عاقل کردن سخت است. فصل اول جهل زدایی است.
وظیفه ماست نظام امامت امت را حفظ کنیم و امام فعلی را جانشین امام عصر(عج) بدانیم، چرا که مقام معظم رهبری حفظه الله همان راه امام خمینی(ره) را ادامه می دهند.
فصل دوم جهالت زدایی است. که جهالت به مراتب بدتر از جهل است.جهالت می تواند علم را از پا در بیاورد. این بیان نورانی امیر بنان و بیان این است که «رُبّ عالم قد قتله جهله». این جهالت است که علم را از پا در می آورد. این کدام جهل است که علم از پای در می آورد؟ خود علم که جهل را از بین برد و شده است عالم و روی کرسی نشسته است. آنی که سر علم را می برد جهالت است. خودخواهی است. غرور است.
آن را عاقل کردن کارسختی است. رُبَّ عَالِم قَدْ قَتَلَهُ جَهْلُهُ وَ عِلْمُهُ مَعَهُ لاَ یَنْفَعُهُ. جهالت زدایی کار عقل عملی است. عقل عملی یعنی عقل عملی و آن نیز هیچ ارتباطی با اندیشه ندارد. این با مساله با انگیزه کار دارد. صریحاً قرآن بیان می کند یه عده اندیشه صد درصد «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ» فرمود که این افراد صد در صد یقین دارند که حق چیست و با کیست ولی خلاف می کنند. آن گروهی که جهالت را می زدایند و جاهل را عاقل می کنند یعنی به جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ را برطرف کنند نه کسی عالماً و عامداً بیراهه نرود. این کار این کار دوم یعنی فصل دوم هم از حوزه برآمده و برمی آید منتها نسبی.
اما چرا این همه روایات دارد که «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیة». جاهلیت چیز دیگر است و جهالت چیز دیگر و جهل نیز چیز دیگری است. جهل را با علم حوزه و دانشگاه از بین بردن سخت نیست. فراوان است. جهالت را چه به وسیله حوزه دانشگاه به عقل تبدیل کردن هم ممکن است اما اصرار این روایات این است که اگر کسی بمیرد و امامش را نشناسد مات میته جاهلیه است. جاهل سر عقل را هم می بُرد. سر علم را هم می بُرد. نظام، نظام عاقلیت باید باشد. کم نیست این روایت. صاحب جواهر از فحول حوزه است. ایشان وقتی حرف بعضی از بزرگان را نقل می کند می گوید که از ظاهر فرمایش ایشان این بود که باید که زمان امام صادق(ع) هم زمان غیبت است. امام حاضر است نه امامت. البته آن چیزی که از زمان غیبت به یاد داریم آن است که الامام هر دو غایب هستند. اما او می گوید در عصر امام صادق هم عصر غیبت است. امامت غایب است. این فصل سوم آن است که حوزه بکوشد و تلاش کند که جاهلیت را که فصل سوم است از بین ببرد.
جاهلیت هم عقل مزاحم جهل را سر می برد و هم علم مزاحم جهل را از پا در می آورد. جاهلیت این کار می کند. بنابراین اصرار روایات این است که امام، امام، امام، امام، امام. اگر امامت نشد، این جاهلیت است. این خطبه نورانی نهج البلاغه را بررسی کنید. بعد از جریان جمل و صفین چقدر حضرت فرموده بود الجاهلیه، الجاهلیه، الجاهلیه. یعنی امام را نشناختید. ممکن است کسی عالم بشود یا عاقل بشود ولی نظامش نظام جاهلیت است و شما الان من امام حی و حاضر شما هستم. شما مرا نشناختید و در برابر من جنگ جمل و صفین را راه انداختید. بررسی کنید این خطبه الجاهلیه، الجاهلیه الجاهلیه امام علی را که چرا این حضرت این قدر الجاهلیه و الجاهلیه را به کارمی برند؟ شما باید آشنا باشید با گناهانی که در متون قدیم است. می گویند یکی از گناهان «التعرب بعد الهجره» است. این اصطلاح دیگر در لسان متأخرین نیست. یعنی بعد از اینکه رسول الله آمدند و مردم را از مکه به مدینه آوردند که فاصله مکانی است، معتبر نیست. از عربیت به اسلام آوردن آوردن، فاصله مکانت است. هجرت از مکان به مکان خیلی مهم نیست زیرا پرندگان هجرت دارند. چرا مهاجرین از مکه به مدینه آمدند؟ ذات اقدس اله به ما هم خطاب کرد که «وَکَأَیِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یَرْزُقُهَا وَإِیَّاکُمْ». فرمودند که اگر مکه سختی می کشید به جای دیگری بروید. این همه پرنده از غرب به شرق میاند و از شرق به غرب می آیند. شما ببینید که این پرنده ها مگر روزی خود را به همراه می برند و مگر ساک و چمدان به همراه دارند؟ به همین پرنده هایی که از قطب به تالاب های شمال می آیند مگر اینها با خود چمدان دارند. از یک جا به یک جای دیگر هجرت می کنند. فرمود که این پرنده وقتی از جایی به جایی حرکت می کند هجرت می کند و روزی هم همراهش نیست. خدای شرق خدای غرب است و خدا قطب خدای منطقه مرکزی است. یعنی همان خدایی که به آنها روزی می دهد به شما هم روزی می دهد. پس شماهم بروید به مدینه. این آیه یک عده را راه انداخت که ما بدتر از این پرندگان نیستیم. اینها بال می زنند و به تالاب های شمال می روند. ماکه از این ها کمتر نیستیم. «وَکَأَیِّنْ مِنْ دَابَّةٍ لَا تَحْمِلُ رِزْقَهَا اللَّهُ یَرْزُقُهَا وَإِیَّاکُمْ». این شد هجرت. هجرت که شد، عقلانیت آمد، فضیلت آمد، علم آمد، ادب آمد. کمال آمد.
بعد اگر خدای ناکرده جنگ جمل و صفین و... پیش بیاید، می شود التعرب بعد الهجره. یعنی جاهلیت که رفته بود برمی گردد. آن عربیت جاهلی از بین رفته برمی گردد و این جز اصطلاحات متون قدیمی فقه ما است، یعنی یکی از معاصری کبیره ای که می شمارند، التعرب بعد الهجره است. این تعرب بعد از هجرت یعنی بعد از اینکه نظام ساختارش را پیدا کرد و روشن شد و امام روشن شد و همه چیز روشن شد دوباره آدم برگردد به کار پهلوی و امثال پهلوی، التعرب بعد الهجره است.
این کار چه اصراری دارد همه همه روایتی که مسئله امامت را مطرح کند خیلی کاری یه جهالت ندارد. جهل زدایی از حوزه و دانشگاه بر میاد. خیلی هم کاری به جهالت جدایی ندارد چون از موعظه ها و مسجدها بر می آید. اصرار فصل سوم آن است که کسی که بمیرد و امامش را نشناسد جاهلیت است. این جاهلیت هم عقل موفق را سر می برد هم علم کامیاب شده را در ذهن ذبح می کند. جاهلیت یعنی جاهلیت.
اگر شما می بینید شهید سیدحسن نصرالله دنیا را تکان داد به برکت قرآن کریم بود. ایشان اگر یک رهبر عادی نبود نمی توانست دنیا را تکان بدهد ولی وقتی با قرآن زندگی کرد و با اهل بیت(ع) همراه بود به این مراتب رسید.نقش امام و حال امام، جاهلیت زدایی است. ندارد که اگر کسی بمیرد و پیغمبرش را نشناسد. خب بله پیغمبر را می شناسد که پیغمبر ماست. امام اش را نیز می شناسند ولی نظام امامت معتبر است. نظام امامت که آمد جا برای جهالت و جهل نیست. من مات ولم یعرف امام زمانه مات میته جاهلیه.
حالا که این چنین شد ما باید حق شناس باشیم. بزرگان و مراجع و همه این بزرگان و از همه عزیزانی که سخنرانی کردن حق شناسی می کنیم از ذات اقدس مسئلت می کنیم به همه شما و این آقایان سعادت و سعادت دنیا و آخرت مرحمت کند. ولی صاحب جواهر می فرماید زمان امام صادق(ع) زمان غیبت است. وقتی که خود امام در همین روایاتی که در بحث کتاب قضایی هست حضرت فرمودند که اگر دست من بود من اینگونه می کردم. این افراد امام را می شناختند ولی امامت مهجور است. اگر امامت درست شد همان عقلی که جاهلیت را از بین برد زنده است و همان علم که جهل را از پا درآورد زنده است. علم وعقل وقتی معتبر است که نظام، نظام عقلانی و نظام امامت و امت باشد.
لذا ما از این نظام حق شناسی می کنیم. کار امام رضوان الله تعالی علیه آن بود که ایشان تنها شاهنشاهی را به جمهوری تبدیل نکرد که البته کار خوبی بود اما این کار امام نبود. کار امام نظام امامت امت بود که اگر کسی از این بعد بمیرد چون این امام داعیه اصالت و نیابت خود را دارد و از دیگر سوی می فرماید که «العلما ورثه الانبیاء»؛ نه تلامذ انبیاء؛ اینجای بحث را خوب گوش دهید. ما یک وارث داریم و یک شاگرد. حال این پرانتز باشد تا بعد عرض کنم. امام آمد نظام امامت و امت و مسئله امام زمان(عج) قبلا بود اما این شیفتگی به امام زمان(عج) و انتظار امام زمان(عج) و مسجد جمکران مثل الان نبود. انسان چون امام را می شناسد و احکام و حکم او را بشناسد به نائبش احترام می گذرد. «مَنْ ماتَ وَ لَمْ یعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ مَاتَ مِیتَةً جَاهِلِیة».
از آیه نَفر کاری بیش از این بر نمی آید که حوزه و دانشگاه را اداره کند. «فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طَائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ». با آیه نفر کار حوزه و دانشگاه تأمین می شود. بروید درس بخوانید و مجتهد بشوید و متخصص شوید. ولی کار العلما ورثه الانبیاء حل نمی شود. این جمله خبری است یعنی بکوشید که فرزندان پیغمبر بشوید. مگر فرزند پیغمبر مثل مجتهد شدن است؟ فرزند پیغمبر شدن مثل حکیم و فیلسوف شدن است؟ فرزند پیغمبر شدن راه غیرعلمی است. راه علمی ندارد. نمی دانم طرح این مسائل جا دارد این جا یا نه! ما یک سلسله علم الدراسه داریم که این رشته هم موضوع دارد و هم محمول دارد و هم نسبت دارد و هم راه دارد. این چه علوم غریبه با قاف و چه علوم غریبه با غین دارای موضوع و محمول و مبادی و مسائل است. اما معجزه، یعنی معجزه که جزو علوم نیست. این موضوع و محمول و مبادی ندارد. اصلا معجزه راه فکری ندارد که ما بگوییم شما چه کار کردید که ما هم انجام دهیم! این مسأله به قداست و طهارت روح وابسته است. این مسأله که جواب فکری ندارد. خداوند چیزهای زیادی به حضرت داوود داد، ولی دو چیز مهم را نیز به حضرت داوود داد که یکی از آنها زره بافی بود و دیگری آنکه آهن در دست ایشان مثل خمیر و موم نرم می شد. آن اولی علم است که خداوند می فرماید «وَعَلَّمْنَهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَّکُمْ لِتُحْصِنَکُم مِّن بَأْسِکُمْ فَهَلْ أَنتُمْ شَکِرُونَ» یعنی زره بافی علم است که ما به او یاد دادیم. اما این که آهن سرد سخت در دست او مثل موم نرم می شود که این علم نیست. فرمود که ما آهن را در دست حضرت داوود نرم کردیم. این مسأله راه فکری ندارد که کسی درس بخواند و معجزه بیاورد. معجزه با درس خواندن حاصل نمی شود بلکه این مسأله به طهارت روح وابسته است. هزاران سال مجسمه می سازند و هزاران سال بعد هم می سازند ولی هیچ وقت کسی نمی تواند به مجسمه جان بدهد.
«وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَةِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنْفُخُ فِیهَا فَتَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِی وَتُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِی وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَی بِإِذْنِی » یعنی در مجسمه بدمد و آن را زنده کند. حضرت عیسی مجسمه را زنده کرد. این مساله معجزه است و این مساله راه علمی ندارد.
اگر بخواهید وارث امام بشوید و جای او بنشینید فقط باید او را بفهمید. از شما توقع نیست که شما معجزه بیاورید. العلما ورثه الانبیاء و وارث شدن انبیاء راه علمی ندارد که الان یک کسی کارخانه تولیدی یا مزرعه یا مرتع دارد می توان به او گفت که شما این سرمایه را چگونه بدست آوردید که او نیز می تواند بگوید فلان کار یا فلان کار را انجام دادم، اما از یک تاجرزاده که مالی به دست او آمده است نمی توانیم بپرسیم که چه کارده ای که سرمایه دار شدی که ما هم اینکار را انجام دهیم، زیرا ارث راه فکری ندارد که این راه درسی ندارد که من با درس خواندن وارث شوم. این یک پیوند واقعی است.
این پیوند واقعی که همه جا پیدا نمی شود که این پیوند جز به طهارت روح حاصل نمی شود. جز به سلمان و اباذر شدن و جز به ملکوتی شدن و ملکوتی فکر کردن حاصل نمی شود. یک عده که در حال مرگ هستند ملائک را می بینند و به آنها سلام می کنند. سَلَامٌ عَلَیْکُمْ طِبْتُمْ. یک عده تبهکاران نیز وقتی می میرند «وَلَوْ تَرَیٰ إِذْ یَتَوَفَّی الَّذِینَ کَفَرُوا ۙ الْمَلَائِکَةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَأَدْبَارَهُمْ وَذُوقُوا عَذَابَ الْحَرِیقِ»؛ ملائک به صورت این افراد سیلی می زنند. این مسأله که راه علمی ندارد. اینکه من چه کنم که وقتی ملائکه آمدند آنها را ببینم. این مسأله موضوع و محمول ندارد. این مسأله جزو علوم غریبه و قریبه مثل شعبده و جادو نیست که علم باشد. چون موضوع و محمول و نسبت و درس خواندن دارد. منتها حرام است. «یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ».
اما معجزه جزء علوم غریبه و قریبه نیست بلکه جزء روابط ذاتی است. لذا فرمود که علما ورثه انبیاء هستند یعنی مجتهد شدن درس خواندن کار خوبی است اما کافی نیست. اگر مردی، وارث امام باش. مهم این است که حسین بن علی(ع) قد علم کرده و و وارثه همه انبیاء است. العلما واژه خبری است. اگر هنرمندی وارث امام باش که جای امام بنشینی. طهارت روح پیدا کن. قداست روح پیدا کن. تو هم یک کاری بکن که ائمه دیگر می کردند، لذا فرمود بستری که آهن را نرم می کند، علم نیست.
وقتی نظام، نظام الهی شد که خدا امام راحل را غریق رحمت کند که این کار بزرگ را انجام دادند تا آن جا که مقدور بود و این وظیفه ماست که نظام امامت امت را حفظ بکنیم. چون همه اینها زیر پوشش و برکات و نورانی حضرت حجت(عج) است که «بِیُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَی وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ». این علم الدراسه سرجایش محفوظ که خیلی مهم نیست که کسی درس بخواند و مجتهد و مرجع شود. این همه مراجع شدند پس معلوم می شود که سخت نیست. اینها عادی است ولی وارث یک امام شدن آنکه یافت می نشود آنم آرزو است که البته محال نیست، اینکه ترغیب کردند و گفتند که علما ورثه الانبیاء هستند و اینکار را بکنید و این همه اصرار است که نمیرید مگر اینکه امام زمان تان را بشناسید و امام زمانی زندگی کنید.
حالا الان چند نکته هست که باید با اینکه خسته شده ام خدمت شما عرض کنم. به برکت اینکه شاهنشناسی رفته و جمهوری آمد خیر، بلکه نظام امامت و امت آمد که همه ما باید بکوشیم امام فعلی مان را جانشین امام عصر(عج) بدانیم. امام رضوان الله علیه و مقام معظم رهبری حفظه الله این مسیر را زنده می کنند و این فرمایشات ائمه(ع) را به ما می رسانند. ما نیز ان شاءالله تا آنجا که ممکن است اطاعت می کنیم.
دین ما اساس کار ما است. امامت ما اساس کار ما است. آنکه باشد خود این روایات که دارد مَنْ ماتَ وَ لَمْ یعْرِفْ یعنی امامی فکر کند و روی تشیع فکر کند و روی نهج البلاغه و قرآن فکر کند و اهل بیتی فکر کنند که دینش دین اهل بیتی باشد، لذا این ذوات مقدس که رحلت کردند شاگردانی تربیت کردند اساس این شاگردان هم بر علم الدراسه باید باشد که تکلیف حاصل است که خیلی مهم نیست. اگر کسی چند سال درس بخواند و مجتهد یا مرجع شود می شود و این همه مراجع شدند. آنچه یافت نمی شود آنم آرزو است و آن علم وارث است. اگر گفتند این جای امام نشسته است نه برای اجتهاد است نه برای مرجعیت. چون مجتهد به جای امام نمی نشیند. مرجع به جای امام نمی نشیند بلکه وارث به جای امام می نشیند.
امام رضوان الله علیه و مقام معظم رهبری حفظه الله این مسیر را زنده می کنند و فرمایشات ائمه(ع) را به ما می رسانند، ما نیز ان شاءالله تا آنجا که ممکن است اطاعت می کنیم.همه شما بالاخره فقه خوانده اید که ما چه در بخش حقوق و معاملات که ثمن به جای مثمن یا در اجارات که مال الاجاره در باره آن یا در انتفاعات عاریه بیان شده است همه ما کتاب خواندیم و نوشتیم. اما کجا به ما گفتند که شما وارث امام هستید؟ این مسأله از علم الدراسه ساخته نیست، اما حالا همه ما این را هم خوانده ایم که ارث به ما می رسد. ارث کدامیک از این چهار قسم است؟ از همه اقسام چهارگانه بیرون. در تمام این اقسام چهارگانه عِوض به جای معوض می نشیند، اما در ارث مالک به جای مالک می نشیند نه چیزی به جای چیزی. در واقع ملک تکان نمی خورد. امامت تکان نمی خورد. امام باقر(ع) که رفتند، امام صادق(ع) جای ایشان می نشینند. ارث به معنی انتقال مال نیست. بلکه انتقال مالک به جای مالک است. مال مالک منتقل نمی شود. فرق جوهری ارث با معامله این است که در بیع ثمن به جای مثمن و در اجارت هم همین طور است ولی در ارث مالک به جای مالک می نشیند. اینکار کمی نیست و این کار از علم الدراسه ساخته نیست. بلکه این مساله از علم الوراثه ساخته است. علم الوارثه چیز دیگری است. این مساله کمیاب است ولی هست.
(ایشان با اشاره به سن بالا و خستگی) گفتند که فقط برای تشکر آمدم و از یک چیز دیگر هم باید تشکر کنم. حالا که عصر امام آمد این ریشه را داده است. درست است که شاهنشاهی رفته و نظام امامت و امت آمده است که همان راه را مقام معظم رهبری حفظه الله ادامه می دهند.
اما نکته دوم خدا رحمت این سید بزرگوار سید حسن نصرالله را. ایشان چند سال در قم بود و در درس تفسیر شرکت می کرد و این آیاتی که همیشه می خواند را نیز در درس تفسیر یاد گرفته بود. در یک سفر کوتاهی من رفتم لبنان ایشان دور من می چرخید که استادم را دیده ام. این سید از نتایج اتصال به قرآن است. این قرآن می تواند چنین افرادی را بپرواند. این کتاب، کتاب عادی نیست و اگر انس و جن بیایند و جمع بشوند نمی توانند مثل آن را بیاورند زیرا این راه راه فکری ندارد تا بتوانند مثل آن را بیاورند. بنابراین اگر شما می بینید که این سید دنیا را تکان داد به برکت قرآن کریم بود. ایشان اگر یک رهبر عادی نبود نمی توانست دنیا را تکان بدهد ولی وقتی با قرآن زندگی کرد و با قرآن و اهل بیت(ع) همراه بود با همین فداکاری ها بود به این مراتب رسید.
بنابراین این راه برای همیشه باز است و جلوی کسی را هم نگرفتند. در دعای ماه رمضان است که وَ أَنْ تَجْعَلَنِی مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِینِکَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِی غَیْرِی. خدایا تو که دینت را حفظ می کنی، پس چرا دیگری باشد و من نباشم. به روایات ماه رمضان و دعای شب اول و روز اول ماه رمضان نگاه کنید. کسانی که تاجر و دامدار و... هستند سال مالی دارند، ولی کسانی که اهل تزکیه و خود سازی هستند اول سال آنها ماه رمضان است. وقتی می بینیم پیامبر(ص) در ماه شعبان پیوسته در حال نماز و عبادت هستند به این دلیل است که آخر سال است. وقتی سال برای کسی به آخرش می رسد سود و زیانش را بررسی می کند «حَاسِبُوا أَنْفُسَکُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا». خوب می بینیم که در ماه رجب که این همه عظمت و شکوه دارد حضرت این قدر تلاش و کوشش نمی کرد برای نماز و روزه. ولی ایشان در شب و روز ماه شعبان عبادت می کردند. این پیامبر(ره) راهنمای ما است. نفرموده است که ایشان صراط مستقیم است. اینکه خطاب به امام علی(ع) ایشان را صراط مستقیم است و حضرت پیامبر مهیئه است نه راه شوسه. در قدیم هر کس که از این شهر به کربلا برسد از هر جا حرکت می کند به کربلا می رسید که فاصله فراوان و بیان وسیع عنوان می شد. کسی که چهار خوبی انجام داده است را نمی گویند ابرار است. کسی که خوبی او قابل شمارش نیست را بِر می گویند. این بِر فراوان میان کوفه و کربلا بود که خارج می شد و هر کسی که مستقیم حرکت می کرد به کربلا می رسید. از کربلا که خارج می شویم به شکل مستقیم از یک بیابان وسیع بی خار و بی مانع به مقصد می رسیم. این را مهیئه می گویند یعنی بیابان وسیع بی مانع و بی خار. فرمودند که این پیامبر برای شما مهیئه بود.
پیشتر کسانی که به مدینه می رفتند از جده که خارج می شدند به زمین وسیعی به نام مهیئه می رسیدند که از هرجایی می توانستند احرام ببندند. قبلاً که آنجا میقات نبود. پس از اینکه سیلی آمد و در آنجا گودالی ایجاد شد و به قول عرب ها احجاف ایجاد شد وگرنه در پیشتر آنجا مهیئه بود، یعنی هر کسی از هر جایی شروع بکند مقصد می رسد. در پایان بیان می شود که پیامبر اکرم(ص) برای شما مهیئه است و نه فقط صراط مستقیم.
اگر در قرآن کریم آمده است که میدان مسابقه شما مهیا است یعنی کسی مزاحم شما نیست. شما می خواهید انسان خوبی باشید و گرفتار اختلاس چای دبش نشوید، شما مسابقه بدهید. شما می خواهی آدم خوبی باشی، شما می خواهی گرفتار اختلاس دبش نباشی، خوب این مسیر وجود دارد. هر کسی که بخواهد انسان خوبی باشد و پاکدامن باشد و به امام و نظام خدمت کند این مسیر برای او باز است. یعنی اگر کسی بخواهد در مسیر فضیلت و پاکدامنی و رسیدگی به مسیر شهدا و رسیدگی به خانواده های شهدا گام بردارد مسیر زمین و آسمان برای او باز است و هیچ مانعی برای او در این مسابقه نیست، چون مساحتش به اندازه آسمان و زمین است.
ما به اندازه عنایت پیامبر(ص) از نظام و رهبری و امام و دولت و مملکت بخصوص شما آیات و علما و بزرگان حق شناسی می کنیم و برای فرد فرد شما دعا می کنیم و از ذات اقدس الهی مسألت می کنیم آنچه خیر و صلاح فلاح دنیا و آخرت نظام ما و مملکت است برساند و بزرگانی که در تهیه این کتاب وزین کوشش کردن خدا به احسن وجه قبول کند و از همه بزرگانی که در برگزاری کوشش کردن حق شناسی می کنیم.