پمپاژ خشم و نفرت در فضای مجازی؛ جامعه ایران در معرض جنگ فرسایشی و بمباران رسانهای
به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی اجتماعی خبرگزاری رسا، حجتالاسلام غلامرضا پرهیزکار در برنامه تلویزیونی پاسخ به همت مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات (حوزههای علمیه) برگزار شد، با اشاره به تحولات اخیر، بر اهمیت «نامگذاری دقیق پدیدههای اجتماعی و سیاسی» تأکید کرد و گفت: اینکه یک رخداد را با چه عنوانی توصیف میکنیم، تأثیر مستقیمی بر فهم ما از آن و بر نوع واکنشها و سیاستگذاریهای بعدی دارد.
وی با اشاره به تعابیری مانند «مرحله دوم جنگ دوازدهروزه»، «کودتا» یا «انقلابهای رنگین» افزود: برخی از این اصطلاحات، مدلهای نظری مشخصی دارند که وقتی بدون تطبیق با واقعیتهای جامعه ایران به کار گرفته میشوند، توان توضیح دقیق پدیده را ندارند. به همین دلیل، پیش از نامگذاری، باید خود واقعه را بهدرستی توصیف و تحلیل کرد.
حجتالاسلام پرهیزکار با بیان اینکه شواهد متعددی نشان میدهد حوادث اخیر «سازماندهیشده، مدیریتشده و برنامهریزیشده» بوده است، تصریح کرد: در حرکتهای مردمی و جنبشها، نخبگان و رهبران معمولاً از دل مردم برمیآیند و مطالبات، توانمندیها و خواستههای واقعی جامعه را در نظر میگیرند، اما در این حوادث شاهد فاصله معنادار میان شعارها و مطالبات واقعی مردم بودیم؛ بهگونهای که مطالبات اقتصادی بهسرعت به شعارهای صرفاً سیاسی تبدیل شد.
وی با اشاره به قرائن سازمانیافتگی این رخدادها گفت: تکرار الگوی واحد در شهرها و روزهای مختلف، وجود پیوست رسانهای مشخص، تقسیم کار میان افراد حاضر در صحنه، ارتباط کاملاً سیستماتیک میان میدان و رسانه و همچنین بروز خشونتهای آموزشدیده، همگی نشاندهنده مدیریت بیرونی و سازمانیافته این وقایع است.
این تحلیلگر مسائل اجتماعی افزود: وقتی این شواهد در کنار حمایتهای علنی رسانهای و سیاسی برخی بازیگران خارجی، از جمله آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار میگیرد، روشن میشود که این حوادث به معنای دقیق کلمه یک حرکت مردمی فراگیر نبوده و بیشتر ماهیتی گروهکی و سازمانی داشته است.
حجتالاسلام پرهیزکار در عین حال هشدار داد که نباید با تحلیلهای سادهانگارانه، واقعیتهای اجتماعی نادیده گرفته شود و گفت: اگر همه ماجرا را صرفاً به گروهکها، مزدوران یا عناصر سازمانیافته تقلیل دهیم، خودمان را فریب دادهایم. هرچند حمایت مردمی گستردهای از این حوادث وجود نداشت، اما حضور چند صد هزار نفر در برخی مقاطع نشان میدهد که بخشی از جامعه دارای خشم و نارضایتی انباشته و پنهان است که باید آن را شناسایی و تحلیل کرد.
وی با اشاره به بیانات رهبر انقلاب تأکید کرد: در تحلیل پدیدههای اجتماعی، علاوه بر «علل» مستقیم، باید به «زمینهها» نیز توجه ویژه داشت؛ چراکه در این حوادث، زمینههای اجتماعی، اقتصادی و رسانهای نقشی تعیینکننده داشتهاند و اگر این زمینهها وجود نداشت، فرصت بروز و گسترش چنین وقایعی فراهم نمیشد.
جامعه در وضعیت فرسایشی و احساس بیراهحلی
حجتالاسلام پرهیزکار تأکید کرد: مسئله اصلی امروز جامعه، صرفاً یک مشکل اقتصادی مقطعی نیست، بلکه احساس ماندگاری مشکلات و نبود چشمانداز روشن برای حل آنهاست.
وی گفت: اگر از افراد جامعه پرسیده شود که آیا به بهبود شرایط اقتصادی در دو سال آینده امید دارند یا نه، اغلب پاسخها نشان میدهد امید بالایی وجود ندارد. این احساس که «مشکلات قرار است باقی بماند»، یک وضعیت خطرناک اجتماعی ایجاد میکند؛ چراکه مردم میدانند مشکلات باید حل شود، اما راهحل معتبری پیش روی خود نمیبینند.
حجتالاسلام پرهیزکار با اشاره به تلاش اپوزیسیون برای معرفی خود بهعنوان راهحل افزود: بخشی از جامعه بهتدریج متوجه شده که نسخههای پیشنهادی اپوزیسیون، چه از سوی جریانهای منافقگونه و چه از سوی جریان سلطنتطلب، فاقد اعتبار و حتی خطرناک است.
به گفته او، تجربه تاریخی و شناخت عمومی جامعه نشان داده که ماهیت شاهنشاهی، مبتنی بر سلطه بیضابطه بر جان و مال مردم است و چنین الگویی نمیتواند پاسخگوی مطالبات امروز جامعه باشد.
وی ادامه داد: حتی گزینههای خارجی نظیر ترامپ نیز در نهایت با روحیات جامعه ایرانی همخوانی ندارد؛ جامعهای که عزتخواه، ضد استعمار و حساس نسبت به دخالت بیگانگان است. مردم ایران ممکن است مهماننواز باشند، اما در برابر اجنبیِ مداخلهگر، واکنشی کاملاً مقاومتی نشان میدهند.
این تحلیلگر مسائل اجتماعی با توصیف وضعیت کنونی جامعه گفت: امروز بخش قابل توجهی از مردم در موقعیت «ناچاری و بیراهحلی» قرار گرفتهاند؛ از یکسو از مشکلات اقتصادی و معیشتی رنج میبرند و از سوی دیگر، نه به اپوزیسیون اعتماد دارند و نه خواهان آشوب و فروپاشیاند. این وضعیت، وضعیتی نگرانکننده است که باید برای خروج از آن چارهاندیشی شود.
حجتالاسلام پرهیزکار با استناد به برخی آمارهای اجتماعی در یک استان خاص، اظهار داشت: حدود ۶۵ درصد مردم از وضعیت اقتصادی ناراضیاند، نزدیک به ۷۰ درصد سطح اعتماد اجتماعی پایینی دارند و بیش از ۶۵ تا ۷۵ درصد نیز امید کمی به آینده ابراز میکنند که به گفته او، این ارقام بالا نشان میدهد جامعه از نظر روانی و اجتماعی مستعد فشار و التهاب است.
وی با اشاره به نقش رسانهها افزود: جامعه ایران در معرض بمباران سنگین رسانهای از سوی رسانههای فارسیزبان بیگانه قرار دارد؛ وضعیتی که در کمتر کشوری با این شدت و جهتگیری وجود دارد. این رسانهها با بهرهگیری از الگوریتمها و تولید مستمر محتوا، به شکل سیستماتیک ناامیدی، خشم، نفرت و بیاعتمادی را بازتولید میکنند.
حجتالاسلام پرهیزکار در عین حال تأکید کرد: با وجود این فشارها، سطح آگاهی عمومی در جامعه ایران بالاست و همین مسئله باعث شده همراهی گستردهای با خشونت و آشوب شکل نگیرد.
به گفته وی، حتی اگر مشارکتکنندگان در اعتراضات را تا حدود یک میلیون نفر هم برآورد کنیم، این رقم در برابر جمعیت نزدیک به ۹۰ میلیونی کشور، درصد بالایی محسوب نمیشود و نشاندهنده رفتار نسبتاً خردمندانه اکثریت جامعه است.
حجتالاسلام پرهیزکار با اشاره به برخی تحلیلها درباره ماهیت حوادث اخیر گفت: یک نگاه این است که این وقایع تلاشی برای فروپاشی سریع و همزمان با یک حمله خارجی بوده و نگاه دیگر، آن را یک پروژه «فرسایشی» میداند؛ مدلی شبیه نیشهای پیدرپی که هدفش خستهکردن و فرسودهسازی جامعه و حاکمیت است.
جامعه نیازمند شوکهای مثبت فوری و برخورد خردمندانه با عوامل التهابزا
وی با اشاره به شرایط روانی و اجتماعی کشور، تأکید کرد: جامعه ایران در وضعیت «فشار فرسایشی» قرار دارد و همزمان شوکهای منفی متعددی را تجربه کرده است؛ از اینرو، در کوتاهمدت نیازمند واردشدن «شوکهای مثبت» به جامعه است.
حجتالاسلام پرهیزکار با بیان اینکه حادثه اخیر یک شوک بزرگ روانی برای مردم بوده است، گفت: در فوریت، باید شوکهای مثبت به جامعه تزریق شود و مؤثرترین نوع آن، شوک اقتصادی است. به گفته حجتالاسلام پرهیزکار، حداقل انتظار مردم این است که در یک بازه زمانی ششماهه تا یکساله، هیچ گرانی جدید و افزایش تورم تازهای را تجربه نکنند.
این تحلیلگر مسائل اجتماعی افزود: هرگونه شوک اقتصادی جدید، از جمله افزایش قیمت نان، بنزین یا نوسانات شدید ارزی، میتواند وضعیت موجود را تشدید کند. در مقابل، کاهش نرخ ارز یک شوک بسیار مثبت محسوب میشود و حتی اگر کاهش ممکن نباشد، ثبات ارز در یک دوره زمانی قابلتوجه میتواند نقش مهمی در آرامسازی فضای اجتماعی ایفا کند.
حجتالاسلام پرهیزکار در بخش دیگری از سخنان خود، به لزوم «زهر چشم گرفتن» از برخی رسانهها و چهرههای اثرگذار اشاره کرد و گفت: برخورد با رسانهها و سلبریتیهایی که به تشدید التهاب، خشونت و ناامیدی دامن میزنند، ضروری است؛ اما این برخورد باید کاملاً تدبیرشده، عادلانه و متناسب با میزان نقش و سهم هر فرد باشد.
وی با تأکید بر اینکه برخوردهای احساسی و نامتوازن میتواند نتیجه معکوس داشته باشد، تصریح کرد: اگر چهرههای شناختهشدهای در این فضا نقش داشتهاند، سطح برخورد با آنها باید همزمان و متناسب باشد؛ بهگونهای که نه موجب واکنش منفی عمومی شود و نه جایگاه اجتماعی بالاتری برای آنها ایجاد کند.
به گفته حجتالاسلام پرهیزکار، سلبریتیها عمدتاً دو سرمایه دارند؛ «شهرت» و «پول» و هزینهدادن آنها باید دقیقاً در همین دو حوزه طراحی شود.
وی در ادامه با انتقاد از عملکرد رسانههای خارجی و برخی پلتفرمهای مجازی اظهار داشت: رسانههای فارسیزبان بیگانه و شبکههایی مانند اینستاگرام، بهصورت مداوم در حال پمپاژ خشم، ناامیدی و ترویج ارزشهای ضددینی در جامعه هستند و این فضا به بستری برای تشدید بحرانهای اجتماعی تبدیل شده است. مواجهه با این فضا نیازمند مدیریت هوشمندانه و تقویت واقعی شبکه ملی اطلاعات است، نه تصمیمهای مقطعی و ناکارآمد.
حجتالاسلام پرهیزکار با اشاره به نارضایتی عمومی از فساد شبکهای گفت: جامعه ایران را نباید متهم به «سیستم فاسد» کرد، اما واقعیت این است که ما با «فساد شبکهای» مواجهایم. بخشی از خشم فروخورده مردم ناشی از احساس بیعدالتی و مشاهده شبکههایی است که در بخشهایی از جامعه، بهویژه در لایههای برخوردار، منافع عمومی را به نفع خود مصادره میکنند.
وی در پایان تأکید کرد: قوه قضائیه در برخورد با این شبکههای فساد نباید عقبنشینی کند. این شبکهها ساختارمند هستند، در بخشهای مختلف حضور دارند و حتی گاهی برای اقدامات خود پوششهای شبهقانونی ایجاد میکنند. برخورد قاطع، شفاف و مستمر با فساد شبکهای، یکی از مهمترین مطالبات اجتماعی و شرط اساسی کاهش خشم و بازسازی اعتماد عمومی است.