بعد از بلایند دیت؛ بازار روابط بیتعهد همچنان باز است!
برخورد با «بلایند دیت» شاید در نگاه اول راهی برای مهار محصولات مبتذل رسانهای به نظر برسد، اما آیا این برخوردها واقعاً میتوانند جلوی موج جدیدی از تولیدات مروج آشنایی سطحی و ارتباطات بیتعهد را بگیرند؟
به گزارش سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، در روزهای اخیر، برخی از برگزارکنندگان «بلایند دیت» با واکنشهای قانونی مواجه شدهاند. این برخوردها اگرچه توجه جامعه را به این پدیده جلب کرده، اما تنها پردهای از نمایشی گستردهتر را کنار زده است. روابط زودگذر، بیش از آنکه از گرایشهای فردی نشئت گرفته باشد، محصول دنیایی رسانهمحور و بازاریابی احساسی است که پیوندهای انسانی را به کالاهایی بیثبات و مصرفی تقلیل میدهد. رسانهها با پرداختی جذاب و اغراقآمیز، این سبک زندگی را نه بهعنوان یک انتخاب، بلکه بهعنوان یک هنجار معرفی میکنند.
رسانهها؛ تصویرگران دنیایی ساختهشده
در کافهای در گوشهای از شهر، دوربینی مخفیانه لحظهای را ثبت میکند: نگاههای گذرا، خندههای کوتاه، هیجانی زودگذر که در پس چند جملهی کلیشهای شکل میگیرد. همان شب، این تصاویر در شبکههای اجتماعی منتشر میشود؛ با موسیقی پسزمینهای جذاب و رنگهایی که احساس را در اوج نگه میدارند. هزاران لایک و کامنت، مهر تأییدی بر جذابیت آنچه دیده میشود. اما پشت این پردهی نورانی، چند نفر سرخورده از تجربهای نافرجام، با قلبهایی خسته، به خانه بازمیگردند؟رسانهها، در هر شکل و قالبی، از رئالیتیشوهای پرزرقوبرق گرفته تا سریالهای پربیننده، روابط زودگذر را بهعنوان راهی مدرن برای تجربهی زندگی به تصویر میکشند. اما در پس این تصویر، چه واقعیتی نهفته است؟ آیا این مدل از ارتباطات، همواره هیجانآور و موفق است؟
گونهشناسی روابط زودگذر در رسانهها
الف) بلایند دیت: سراب آشنایی در لحظه
در این روایت، دو غریبه در یک یک لوکیشن، بدون هیچ پیشزمینهای یکدیگر را ملاقات میکنند. دیوار بین دو نفر مانع دیدن طرفین است، هرکسی از ویژگیهایش میگوید تا زمان دیدن فرا برسد.
نقش رسانه:
نمایش آن بهعنوان تجربهای مهیج و جسورانه
پنهانسازی آسیبهای روانی و احساسی آن
ب) اسپید دیتینگ: شتابزدگی در تصمیمات حیاتی
در یک سالن شلوغ، افراد بر سر میزهایی نشستهاند. زنگی به صدا درمیآید، گفتگو آغاز میشود. سه دقیقه بعد، زنگی دیگر و جابهجایی نفرات. این چرخه بارها تکرار میشود. اما آیا چنین سرعتی برای شناخت واقعی افراد کافی است؟
نقش رسانه:
ترویج آن بهعنوان روشی کارآمد برای یافتن شریک عاطفیدامن زدن به توهم وفور گزینهها و کاهش ارزش روابط پایدار
ج) پیکاپ لاین: سطحیسازی تعاملات انسانی
در تبلیغات و فیلمهای عامهپسند، فردی را میبینیم که با یک جمله هوشمندانه، دل طرف مقابل را میبرد. اما در واقعیت، این رویکرد چیزی جز یک نمایش سطحی نیست و بهجای عمق بخشیدن به روابط، آنها را به بازیهای زبانی تقلیل میدهد.
نقش رسانه:
عادیسازی فریبکاری احساسی در قالب سرگرمی
کاهش اصالت و صداقت در روابط انسانی
پیامدهای اجتماعی ترویج روابط زودگذر از طریق رسانهها
الف) بحران تعهد و گسست خانوادهها
رسانهها با تبلیغ این الگوهای رفتاری، تعهد را به امری دستوپاگیر بدل کرده و مسئولیتگریزی را ترویج میکنند. این روند، نهتنها ازدواجهای پایدار را کاهش میدهد، بلکه منجر به افزایش احساس تنهایی و بیثباتی عاطفی در جامعه خواهد شد.
ب) فرسایش ارزشهای اخلاقی
نمایش مکرر روابط گذرا، ارزشهای اخلاقی همچون صداقت، وفاداری و همدلی را به حاشیه رانده و بهتدریج باورهای فرهنگی جوامع را دگرگون میسازد.
ج) تضعیف سلامت روان و افزایش نارضایتی عاطفی
رسانهها با سوق دادن افراد به مصرف مداوم تجربیات احساسی سطحی، آنها را دچار فرسودگی عاطفی کرده و از دستیابی به آرامش واقعی بازمیدارند. فرد، همواره در جستجوی تجربهای تازه است که هرگز ارضاکننده نخواهد بود.
راهکارهای مقابله با اثرات رسانهای
احیای الگوهای مبتنی بر شناخت و تعهد
ارائه محتوای رسانهای که بر شناخت تدریجی و روابط متعهدانه تأکید دارد، میتواند در مقابله با جریان رایج رسانهای مؤثر باشد.
ارتقای سواد رسانهای
آگاهیبخشی عمومی دربارهٔ شیوههای بازنمایی گزینشی در رسانهها و ترویج نگاه انتقادی به محتوای آنها، از تأثیرات منفی کاسته و افراد را در برابر القائات رسانهای مقاومتر میسازد.
حمایت از تولیدات فرهنگی متعهد به ارزشهای انسانی
سرمایهگذاری بر آثار فرهنگی که بنیانهای خانواده و ارزشهای پایدار را تقویت میکنند، توازن بیشتری در فضای رسانهای ایجاد کرده و از یکسویهگرایی تبلیغاتی جلوگیری خواهد کرد.روابط زودگذر، بیش از آنکه انتخابی شخصی باشد، بخشی از نظام رسانهای و فرهنگی است که با تغییر مداوم ظاهر خود، پیوندهای انسانی را از معنا و عمق تهی میکند. رسانهها با زرقوبرق فریبنده، این روابط را بهعنوان آزادی و لذت معرفی میکنند، حال آنکه پیامدهای آن چیزی جز بیثباتی عاطفی و ناامنی روانی نیست. راه رهایی از این چرخه، بازگشت به ارزشهایی است که اصالت را بر سطحیگرایی، و مسئولیت را بر گریز از تعهد ترجیح میدهند.
ارسال نظرات