انقلاب اسلامی؛ عبور هوشمندانه از سه بحران تاریخی مشروطه، التقاط و غربزدگی بود
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی خبرگزاری رسا، حجت اسلام حسن غفاری فر عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام در نشست جریان شناسی دهه شصت که به همت خبرگزاری رسا و با حضور اساتید جریان شناسی و صاحب نظران حوزوی در سالن شهید دهقانی این رسانه حوزوی برگزار شد با تأکید بر نقش امام خمینی(ره) در مدیریت هوشمندانه مراحل شکلگیری انقلاب اسلامی، اظهار داشت: این انقلاب در حقیقت «عبور از سه بحران بزرگ تاریخی» یعنی بحران مشروطه، التقاط فکری و غربزدگی بود و توانست هویت مستقل اسلامی خود را تثبیت کند.
وی در آغاز سخنان خود با اشاره به گستره بحث جریان شناسی دهه شصت ابراز کرد: هدف من ارایه زاویهای تازه از تحلیلها است. انقلاب اسلامی در واقع عبور از روح و میراث مشروطه انگلیسی بود؛ انقلابی که از سوی روحانیت آغاز شد اما در مقاطع بعد توسط جریانهای غربزده تسخیر شد.
عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام افزود: هوشمندی امام خمینی(ره) در هدایت انقلاب اسلامی ایران موجب شد نظام نوپا از چارچوبهای وابسته دوران مشروطه فاصله بگیرد و مسیر مستقلی را آغاز کند.
عبور از مشروطه انگلیسی و جریانهای التقاطی
حجت الاسلام غفاریفر نخستین مرحله عبور را «عبور از مشروطه انگلیسی» و مرحله دوم را «عبور از جریانهای التقاطی شفاف و پنهان» دانست و توضیح داد که این مرحله ناظر به خروج تدریجی انقلاب از تأثیر جریانهای ملیگرا، سوسیالیست و حتی کاپیتالیستی بود؛ جریانهایی که کوشیدند میان ملیگرایی، عدالتخواهی یا تحجر، نوعی پیوند ظاهری با اسلام ایجاد کنند.
وی افزود: در دهه نخست انقلاب، کشور شاهد جدال میان ملیگرایی با شعار «اسلام برای ایران» و گرایشهای عدالتخواهی متاثر از سوسیالیسم بود، درحالی که اسلام اصیل بر انسان برای خدا و جامعه الهی تأکید داشت. جدایی انقلاب از این التقاطها باعث شد تا مسیر تکامل فکری آن در برابر هر نوع انحراف از مبانی اسلام اصیل حفظ شود.
نقد التقاطهای شفاف از ملیگرایی تا سوسیالیسم
استاد حوزه و دانشگاه با اشاره به اینکه هیچگاه سرمایهداری کامل در ایران شکل نگرفت ابراز کرد: اقتصاد ایران در بخش مصرف گرفتار مظاهر سرمایهداری شد، در حالی که بخش تولید و توزیع ساختار مستقل و دانشبنیان نداشت.
وی جریان توسعهگرا را عمدتاً مصرفگرا خواند و تأکید کرد: این درحالی است که رویکردهای دانشبنیان و مهندسی معکوس در سالهای اخیر مسیر متفاوتی از این نگاه را دنبال کردهاند.
عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام بیان داشت: پس از این عبورها، کشور وارد دورهای شد که آن را «قدرتیابی التقاط پنهان» نامید؛ التقاطی که در لایههای فکری و اقتصادی بروز یافت. این گرایش نه مارکسیستی و نه کاپیتالیستی صرف بود؛ بلکه نوعی سوسیالیسم پنهان و سرمایهداری پنهان را در دل خود جای داده بود.
لغزش جریان چپ و شکلگیری سوسیالیسم فرهنگی
حجت الاسلام غفاریفر عنوان کرد: جریان چپ دهه ۶۰ با وجود گرایش شدید به عدالت و محرومیتزدایی، به مرور دچار لغزش به سمت اقتصاد سوسیالیستی شد؛ لغزشی که حتی در حوزه فرهنگ نمود یافت. اوج این گرایش را در وزارت ارشاد دوران سیدمحمد خاتمی و دادستانی وقت، حجتالاسلام خوئینیها بود که در آن دوره، نوعی فرهنگ حزبی و بسته مشابه نظامهای کمونیستی در فضای فرهنگی کشور دیده میشد.
وی افزود: با وجود لغزشهای فکری، بدنه اصلی جریان چپ متشکل از نیروهای جهادی، بسیجی و انقلابی بود که صادقانه در پی محرومیتزدایی و خدمت به روستاییان بودند و جریانهای برآمده از آن دوران مانند مجمع روحانیون مبارز و انجمنهای اسلامی معلمان، دانشجویان و دانشگاهیان نماد این طیف بودند که بعدها در قالب سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی شکل گرفتند.
دوگانه فرهنگ سنتی و عدالت اقتصادی
عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام در بخش دیگری از سخنان خود ابراز کرد: در برابر این جریان، گروهی از روحانیون و نیروهای فرهنگی سنتی با محوریت مسجد و منبر شکل گرفتند که رویکردی دینیتر و نگران تضعیف مالکیت مشروع بودند. این جریان، عدالت را ناظر به حفظ حقوق مالکان و جلوگیری از حذف سرمایهداران میدانست. در نتیجه، دو نگاه عدالتخواهانه اما با برداشتهای متفاوت از اسلام در فضای انقلابی پدید آمد؛ یکی با گرایش سوسیالیستی و دیگری با تاکید بر مالکیت مشروع و سنتهای مذهبی.
حجت الاسلام غفاریفر بیان داشت: تبادلات فرهنگی و فکری میان این دو جریان، گاهی به گفتمانهای تند انجامید تا جایی که هر جریان، مخالفان خود را به وابستگی به گروههای متحجر یا التقاطی متهم میکرد. در سطح شهرستانها، این گرایشها الزاماً به دوگانه چپ و راست تبدیل نمیشد، زیرا انتخابهای سیاسی بیشتر بر پایه روابط عاطفی و اجتماعی و نه حزبگرایی صورت میگرفت.
غربال پس از سال ۶۰ و شکلگیری صفبندیهای درونی
این استاد حوزوی در ادامه به مرحله سوم عبور انقلاب اشاره و با بیان این که این مرحله، مرحله «غربال درونی جبهه واقعی انقلاب» بود، بیان داشت: پس از سقوط بنیصدر، غربالگری در میان نیروهای انقلابی آغاز شد. قبل از شهادت شهید بهشتی، بسیاری از نیروهای انقلابی به دلیل احساسات عاطفی و توجه به رأفت اسلامی نمیتوانستند با مخالفان نظام برخورد قاطع داشته باشند، اما پس از فاجعه هفتم تیر، فضای عمومی جامعه تغییر کرد و برخورد شدید با ضدانقلاب به مطالبه عمومی و مردمی تبدیل شد.
عضو هیأت علمی دانشگاه باقرالعلوم علیه السلام افزود: این دوره را میتوان دوران تسویه حساب اجتماعی دانست که در کنار نهادهای رسمی، فشار اجتماعی نیز نقش مهمی در آن داشت. به مرور، هر گرایش فکری که دچار افراط یا تفریط شد از صحنه خارج شد و عرصه سیاسی کشور به سمت تثبیت جریانهای اصیل انقلابی پیش رفت.
انحلال احزاب غیرهمراه با انقلاب و بازتولید گفتمانهای جدید
حجت الاسلام غفاریفر ابراز کرد: فشار اجتماعی و سیاسی آن دوران، موجب انحلال گروهها و احزاب متعددی شد که با مسیر اصلی انقلاب همراه نبودند. همچون انحلال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب جمهوری اسلامی. این انحلالها نه صرفاً با دستور بلکه با یک فشار اجتماعی و بازنگری درونی و ملی حاصل شد.
وی در جمعبندی سخنان خود خاطرنشان کرد: دهه ۶۰ نه تنها دوره تثبیت انقلاب اسلامی بود، بلکه دوران عبور از سه بحران تاریخی ـ مشروطه انگلیسی، جریانهای التقاطی فکری و غربزدگی فرهنگی ـ محسوب میشود؛ دورهای که امام خمینی(ره) با هوشمندی مدیریت کرد تا مسیر انقلاب از آسیبهای فکری و سیاسی مصون بماند.