۰۲ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۴:۱۶
کد خبر: ۸۰۴۱۴۲
یادداشت اختصاصی؛

مهندسی فرقه‌های ضاله در جنگ شناختی علیه جوانان ایرانی

مهندسی فرقه‌های ضاله در جنگ شناختی علیه جوانان ایرانی
در میدان نبرد مدرن که دیگر مرزهای جغرافیایی معنایی ندارند، «جنگ شناختی» به خطرناک‌ترین سلاح دشمن برای مهندسی افکار عمومی تبدیل شده است؛ در این میان نقش فرقه‌ها در ایجاد خطاهای شناختی، تحریف واقعیت‌های اجتماعی و سوق دادن جوانان به سمت قضاوت‌های عجولانه و دور از واقعیت انکار ناپذیر است.

به گزارش خبرنگار  گروه فرق و ادیان خبرگزاری رسا، در عصر حاضر، مفهوم جنگ فراتر از درگیری‌های نظامی و مرزی تغییر ماهیت داده و به عرصه‌ای به نام جنگ شناختی رسیده است. جنگی که در آن، هدف دشمن تسخیر سرزمین‌ها نیست، بلکه تسخیر اذهان و مهندسی افکار عمومی، به‌ویژه قشر جوان است. در این میدان نبرد نرم، فرقه‌های ضاله و معاند همچون سربازان پیشرو عمل می‌کنند و با بهره‌گیری از ابزارهای روانی و رسانه‌ای، نقشی کلیدی در ایجاد خطاهای شناختی در نسل نوجوان و جوان ایفا می‌کنند. خطاهایی که منجر به تحریف واقعیت‌های جامعه و انحراف در شناخت وقایع می‌شود.

خطای شناختی به معنای سوءتفاهم یا انحراف در فرآیند پردازش اطلاعات است که باعث می‌شود فرد واقعیت را آن‌گونه که هست، درک نکند. فرقه‌های ضاله با شناخت دقیق روانشناسی نوجوانان و جوانان و آسیب‌پذیری آن‌ها در برابر نابرابری‌ها و کاستی‌های اجتماعی، تیرهای خود را بر روی نقاط کور شناختی آن‌ها نشانه می‌روند. یکی از مهم‌ترین این خطا، دوگانه‌سازی کاذب است. در آشوب‌های اخیر، فرقه‌ها و شبکه‌های وابسته به آن‌ها تلاش کردند فضای جامعه را سیاه و سفید نشان دهند؛ به طور مثال می‌گویند ما که همه چیزمان کامل است یا آن‌ها که کاملاً فاسدند. این ساده‌سازی افراطی، قدرت تحلیل انتقادی جوانان را فلج می‌کند و آن‌ها را به سمت واکنش‌های احساسی و افراطی سوق می‌دهد.

نقش فرقه‌های ضاله در تحریف شناخت از جامعه بسیار برجسته است. آن‌ها با تمرکز افراطی بر نقاط ضعف و مفاسد اقتصادی یا اجتماعی در داخل کشور و بزرگنمایی آن‌ها، تصویری منفی و یأس‌آور از کل ساختار اجتماعی ارائه می‌دهند. در حالی که در یک جامعه زنده، هم نقاط قوت و هم نقاط ضعف وجود دارد، فرقه‌ها با استفاده از تکنیک تعمیم، رفتار یک فرد یا نهاد خاص را به کل نظام تعمیم می‌دهند. این کار باعث می‌شود جوانی که دچار فشار اقتصادی است، کل ساختار اجتماعی و انقلابی را خطاب قرار دهد و نداند که مشکل از ناکارآمدی یک بخش است، نه اصل نظام. این خطای شناختی، پایه‌های اعتماد اجتماعی را تضعیف کرده و جوان را از مشارکت سازنده باز می‌دارد.

مههندسی فرقه های ضاله در شناخت جوانان

عامل دیگر در ایجاد خطای شناختی، تأثیرپذیری از منابع غیرموثق است. فرقه‌های ضاله با تولید محتواهای جذاب، ظاهراً روشنفکرانه و پر از ادبیات فریبنده، خود را به عنوان منبع آگاهی معرفی می‌کنند. آن‌ها با بهره‌گیری از سلبریتی‌ها و اینفلوئنسرهایی که گاهی ناخودآگاه در دام آن‌ها افتاده‌اند، مفاهیم ضدارزشی را به عنوان آزادی‌خواهی و پیشرفت قالب‌ریزی می‌کنند. جوانی که شناخت کافی از مبانی عقیدتی و تاریخی این فرقه‌ها ندارد، ممکن است این ظاهر فریبنده را باطن پندارد و بدون اینکه بداند، در حال پذیرش ایدئولوژی‌ای است که ریشه در استعمار و بیگانگان دارد.

همچنین، فرقه‌ها در شناخت از وقایع جامعه نیز دست به تحریف می‌زنند. آن‌ها با تکنیک واقعیت‌گریزی، وقایع را برش می‌دهند و بدون ارائه پیش‌زمینه و علت واقعی، تنها بخشی از حقیقت را نشان می‌دهند. برای مثال، در حوادث اخیر، آن‌ها ویدئوهای بریده‌شده‌ای را منتشر کردند که در آن خشونت دیده می‌شد، اما سانسور می‌کردند که چه کسی آغازگر خشونت بوده است. این نوع ارائه رویدادها، باعث می‌شود جوان قضاوتی عجولانه و مبتنی بر احساسات آنی داشته باشد و از تحلیل عمیق و عقلانی باز ماند. این خطای شناختی که به اثر اولیه معروف است، باعث می‌شود اولین تصویر و اطلاعاتی که جوان دریافت می‌کند (که معمولاً توسط فرقه‌ها و رسانه‌های معاند طراحی شده)، ملاک قضاوت نهایی او شود و تغییر آن بسیار دشوار گردد.

مههندسی فرقه های ضاله در شناخت جوانان

در این میان، رابطه فرقه‌های ضاله با سرویس‌های بیگانه نباید فراموش شود. آن‌ها بازوی اجرایی پروژه‌های جنگ شناختی دشمن هستند. بودجه‌ها، استراتژی‌ها و حتی سناریوهای دقیق برای ایجاد خطاهای شناختی در ذهن جوانان، در اتاق‌های فکر بیگانه طراحی می‌شود و توسط فرقه‌ها اجرا می‌گردد. هدف نهایی این است که جوان ایرانی، هویت تاریخی و دینی خود را فراموش کند و به جای دفاع از منافع ملی، ابزاری در دست دشمنان شود.

مقابله با این جنگ شناختی نیازمند ارتقای سواد رسانه‌ای و شناختی در جامعه است. جوانان باید بیاموزند که در برابر موج‌های اطلاعاتی، تأمل کنند و منابع خبری را راستی‌آزمایی نمایند. مسئولان و نخبگان نیز باید با جهاد تبیین واقعی، شکاف‌های موجود را برطرف کرده و با گفتگوی صادقانه، اعتماد از دست رفته را بازگردانند. تنها با پر کردن خلأهای شناختی و تقویت تفکر نقاد، می‌توان توطئه فرقه‌های ضاله برای مهندسی افکار جوانان را خنثی کرد و مانع از وقوع خطاهای جبران‌ناپذیر شد.

ارسال نظرات