جهاد تبیین راهبرد رهبر معظم انقلاب در میدان شناخت و ادراکات اجتماعی
به گزارش خبرنگار گروه سیره امامین انقلاب خبرگزاری رسا، واقعیت انکارناپذیر جهان معاصر آن است که میدان اصلی تقابل، دیگر صرفاً میدان نظامی و اقتصادی نیست، بلکه میدان ادراک، ذهن و روایت است. امروز جنگ، پیش از آنکه در مرزها رخ دهد، در ذهنها شکل میگیرد و پیش از آنکه گلولهای شلیک شود، «خبر»، «تحلیل» و «روایت» بهکار گرفته میشود. پرسش اساسی اینجاست: چرا دشمن تمرکز خود را از جنگ سخت به جنگ روایتها منتقل کرده و این تغییر میدان چه پیامدهایی برای جبهه حق دارد؟
جنگ نرم، جنگ بر سر تصرف ذهنهاست؛ جنگی که هدف آن تغییر باورها، فرسایش امید اجتماعی و جدا کردن مردم از حقیقت و از حاکمیت مشروع است. در این نبرد، آنکه روایت اول را بسازد و چارچوب فهم وقایع را تعیین کند، عملاً بر میدان مسلط میشود. دشمن میکوشد واقعیتها را یا پنهان سازد، یا تحریف کند و یا بهگونهای بازنمایی نماید که نتیجه آن، بیاعتمادی، سردرگمی و انفعال اجتماعی باشد. از این منظر، سکوت جبهه حق نه بیطرفی، بلکه نوعی عقبنشینی و شکست تدریجی محسوب میشود.
پاسخ به چرایی اهمیت جنگ روایتها را باید در تاریخ جستوجو کرد. امیرالمؤمنین علی(ع) در میدان جنگ سخت شکست نخورد، اما در جنگ نرم و نبرد روایتها با دشواریهای جدی مواجه شد. معاویه به این نتیجه رسید که شمشیر توان شکست علی(ع) را ندارد؛ از همین رو راهبرد خود را به «جدا کردن مردم از امام» تغییر داد. این همان الگوی کلاسیک جنگ نرم است: ضربه زدن به پایگاه اجتماعی حق، نه مقابله مستقیم با آن.

امروز نیز معاویهها و عمروعاصهای عصر جدید همان مسیر را دنبال میکنند؛ با این تفاوت که ابزارشان دیگر منبر و نامه نیست، بلکه شبکههای اجتماعی، رسانههای فراملی، عملیات روانی و تحلیلهای ظاهراً عقلانی اما جهتدار است. آنان میکوشند مقاومت را هزینهسازی، ایستادگی را افراطگری و سازش را عقلانیت جلوه دهند.
یکی از خطرناکترین شگردهای جنگ نرم، «عملیات پرچم دروغین» است؛ یعنی دشمن دست به خشونت، خرابکاری یا ناامنی میزند، اما آن را به جبهه حق نسبت میدهد. این روش در صدر اسلام نیز مسبوق به سابقه است؛ زمانی که نیروهای معاویه به شهرها یورش میبردند و سپس این اقدامات را به یاران علی(ع) نسبت میدادند تا چهره حاکم عادل را مخدوش کنند.
امروز نیز همین الگو با پیچیدگی رسانهای بیشتر تکرار میشود؛ تخریبها و آشوبها به نظام نسبت داده میشود تا حقیقت وارونه گردد و اعتماد عمومی آسیب ببیند. هدف نهایی، مخدوشسازی مرز حق و باطل و ایجاد سردرگمی اخلاقی و سیاسی در جامعه است.
در این چارچوب، اغتشاشات و ناآرامیها را نمیتوان صرفاً واکنشهای خودجوش اجتماعی دانست. این حوادث، بخشی از جنگ ترکیبی دشمن است؛ جنگی که از مطالبات واقعی و اقتصادی آغاز میشود، اما بهسرعت به خشونت، تخریب و تهدید امنیت ملی سوق داده میشود. دشمن میکوشد اعتراض بحق مردم را مصادره کرده و آن را به ابزاری برای تضعیف اصل نظام تبدیل کند. از همین رو، تفکیک دقیق میان «اعتراض مشروع» و «اغتشاش سازمانیافته»، ضرورتی راهبردی برای نخبگان و کنشگران اجتماعی است.

پاسخ جبهه حق به این نبرد پیچیده، نه انفعال است و نه واکنشهای احساسی؛ بلکه جهاد تبیین است. جهاد تبیین یعنی روایتگری فعال، صادقانه، مستند و پیشدستانه؛ یعنی روشنکردن مرزهای حق و باطل، افشای شگردهای دشمن و بازسازی اعتماد عمومی از مسیر گفتوگوی شفاف و مسئولانه.