۱۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۵۶
کد خبر: ۸۰۵۲۷۴
یادداشت تحلیلی؛

از غفلت نهادهای تربیتی تا قربانی‌شدن جوانان در جنگ شناختی

از غفلت نهادهای تربیتی تا قربانی‌شدن جوانان در جنگ شناختی
در دهه اخیر، میدان نبرد دشمن از جبهه تسلیحات سخت به عرصه ذهن و شناخت جوان ایرانی منتقل شده است. تحریف واقعیت، جابجایی حق و باطل و القای قهرمان‌سازی دروغین، ابزارهای این جنگ پنهان‌اند؛ اما آنچه راه نفوذ را گشود، ضعف در تربیت فکری و کم‌کاری نهادهای فرهنگی و آموزشی کشور بود.

به گزارش خبرنگار سرویس فرهنگی و اجتماعی خبرگزاری رسا، یکی از موضوعات قابل تأمل در بررسی حوادث اخیر، سخنان برخی از بازداشت‌شدگانی است که پس از فروکش‌کردن هیجانات و روشن‌شدن ابعاد ماجرا، اذعان کردند که در تحلیل رخدادها دچار خطا شده و ناآگاهانه در زمین دشمنان انقلاب اسلامی بازی کرده‌اند...

پرسش‌هایی نظیر «چرا کسی راه درست را به ما نشان نداد؟» یا «چرا این حقایق برای ما تبیین نشد؟» اگرچه از سر پشیمانی و بازگشت به عقلانیت مطرح می‌شود؛ اما خود، نشانه‌ای هشداردهنده از یک خلأ عمیق معرفتی و تربیتی در بخشی از جامعه است.

واقعیت آن است که دشمنان ملت ایران، به‌ویژه در دهه اخیر، با بهره‌گیری حداکثری از فضای مجازی، رسانه‌های چندلایه و عملیات روانی هدفمند، تلاش کردند تصویری تحریف‌شده از جمهوری اسلامی در ذهن نسل نوجوان و جوان ترسیم کنند.

در این جنگ پیچیده شناختی، دیگر صرفاً با تحریف یک خبر یا جعل یک روایت مواجه نیستیم؛ بلکه با بازطراحی نظام ادراکی مخاطب روبه‌رو هستیم؛ نظامی که در آن، حق و باطل جابه‌جا می‌شود و ظالم در لباس مظلوم ظاهر می‌شودد.

با این حال، تحلیل منصفانه اقتضا می‌کند که مسئله از دو زاویه به‌صورت هم‌زمان بررسی شود.

نخست، مسئولیت فردی

هیچ وقت، فاصله حق و باطل، مثل امروز آنقدر واضح نبوده است. نمی‌توان به‌طور کامل از کنار این پرسش گذشت که چرا برخی افراد، بدون تحقیق، مطالعه و گفت‌وگو با منابع معتبر، روایت‌های دشمن را پذیرفتند و در برابر امواج سنگین شایعه و دروغ، از خود واکنش عقلانی نشان ندادند.

در مکتب اسلام، «تعقل»، «تفکر» و «تحقیق» از ارکان دینداری است. کوتاهی در طلب حقیقت، هرچند ممکن است تحت تأثیر فضا و احساسات توجیه شود؛ اما مسئولیت فردی را به‌طور کامل ساقط نمی‌کند. پذیرش بی‌واسطه هر پیام و فراخوان، خود نشانه‌ای از ضعف در تربیت فکری و تمرین‌نشدنِ عقلانیت انتقادی است.

دوم، مسئولیت نهادی و حاکمیتی

در کنار این، پرسش‌های جدی‌تری متوجه نهادهای آموزشی و فرهنگی کشور است؛ از آموزش‌وپرورش گرفته تا رسانه ملی و سایر نهادهای تربیتی. آیا در طول دهه‌های گذشته، آموزش‌های دینی، انقلابی و معرفتی به‌صورت نظام‌مند، عمیق و مسئله‌محور طراحی و اجرا شده است؟ آیا توانسته‌ایم برای نوجوان و جوان ایرانی، یک چارچوب فکری منسجم بسازیم که در مواجهه با شبهه، شایعه و عملیات روانی، قدرت تحلیل و مقاومت داشته باشد؟

واقعیت تلخ آن است که در بسیاری موارد، آموزش‌ها یا به سطح شعار تقلیل یافته یا از زبان نسل جدید فاصله گرفته است. فقدان الگوسازی مؤثر در رسانه ملی، کم‌رنگ‌بودن آموزش مهارت «تفکیک خبر از تحلیل» و «راستی‌آزمایی اطلاعات»، و ناتوانی در تبدیل مفاهیم بلند انقلاب اسلامی به زبان قابل فهم برای نسل امروز، از جمله کاستی‌هایی است که دشمن از آن‌ها بیشترین بهره را برده است.

رسانه ملی و نظام آموزشی می‌توانستند ـ و همچنان می‌توانند ـ نقش تعیین‌کننده‌ای در این میدان ایفا کنند؛ با آموزش این اصل بنیادین که هیچ گزاره‌ای، صرفاً به‌دلیل تکرار یا جذابیت رسانه‌ای، شایسته پذیرش نیست و هر ادعایی نیازمند تحقیق، مقایسه و سنجش با منابع معتبر است. این همان «سواد رسانه‌ای» و «بصیرت معرفتی» است که بارها مورد تأکید رهبر معظم انقلاب قرار گرفته و امروز، بیش از هر زمان دیگری، یک ضرورت امنیت ملی محسوب می‌شود.

در نهایت، باید پذیرفت که آنچه امروز با آن مواجهیم، صرفاً یک خطای مقطعی یا اعتراض اجتماعی نیست؛ بلکه نتیجه سال‌ها کار برنامه‌ریزی‌شده دشمن در حوزه ذهن و ادراک و هم‌زمان، کاستی‌های داخلی در تربیت فکری و فرهنگی است. جبران این وضعیت، نه با برخوردهای چکشی ممکن است و نه با مماشات و ساده‌انگاری؛ بلکه نیازمند جهاد تبیین عمیق، مستمر و عالمانه است؛ جهادی که هم فرد را به مسئولیت‌پذیری فراخواند و هم نهادها را به بازسازی جدی در روش‌ها و محتواهای تربیتی ملزم کند.

اگر این بازنگری معرفتی به‌درستی انجام نشود، باید نگران تکرار همین چرخه در آینده بود؛ اما اگر با شجاعت و حکمت به آن پرداخته شود، حتی همین تجربه‌های تلخ می‌تواند به فرصتی برای بازسازی فکری نسل جدید و تحکیم بنیان‌های نظام اسلامی تبدیل شود.

سعید چراغی

ارسال نظرات